شوک هرمز به صنعت آلومینیوم؛ فلج شدن ۴ کارخانه بزرگ در خلیج فارس

شوک هرمز به صنعت آلومینیوم؛ فلج شدن ۴ کارخانه بزرگ در خلیج فارس

تنش‌های اخیر در خلیج فارس، شریان‌های حیاتی صنعت آلومینیوم منطقه را قطع کرده است. از ۶ کارخانه بزرگ تولید آلومینیوم در حاشیه خلیج فارس، اکنون تنها ۲ واحد توان ادامه فعالیت دارند. فلج شدن واحد ذوب «الطویله» در امارات پس از حملات اخیر، زنگ خطر را برای تأمین ۱۰ درصد آلومینیوم جهان توسط کشورهای عربی به صدا درآورده است. در این گزارش، نگاهی می‌اندازیم به ابعاد این بحران، برندگان و بازندگان آن، و پیامدهایش برای صنایع پایین‌دستی (خودروسازی، ساختمان، بسته‌بندی) در سراسر جهان.

به گزارش سرمایه فردا، آلومینیوم بعد از فولاد، مهم‌ترین فلز در صنعت مدرن است. از بدنه خودرو و هواپیما گرفته تا قوطی نوشابه و پوشش ساختمان‌ها، همگی به این فلز سبک و مقاوم وابسته هستند. خلیج فارس، به دلیل دسترسی به انرژی ارزان (گاز طبیعی)، به یک قطب جهانی تولید آلومینیوم تبدیل شده است. کشورهای امارات، بحرین، عمان، قطر و عربستان سعودی، روی هم حدود ۱۰ درصد از آلومینیوم جهان را تولید می‌کنند. اما جنگ اخیر و بسته شدن تنگه هرمز، این صنعت را فلج کرده است. از ۶ کارخانه بزرگ منطقه، تنها ۲ واحد (در عربستان سعودی) هنوز سرپا هستند. مابقی یا تعطیل شده‌اند یا با حداقل ظرفیت کار می‌کنند. در ادامه، جزئیات این بحران را بررسی می‌کنیم.

الطویله؛ نماد فروپاشی صنعت آلومینیوم امارات

واحد ذوب «الطویله» در ابوظبی، یکی از بزرگ‌ترین و مدرن‌ترین کارخانه‌های تولید آلومینیوم در جهان بود. این کارخانه که سالانه حدود ۱.۵ میلیون تن شمش آلومینیوم تولید می‌کرد، در حملات اخیر به شدت آسیب دید. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، حملات هوایی به زیرساخت‌های برق و گازرسانی به کارخانه، باعث توقف کامل تولید شده است. کارشناسان برآورد می‌کنند که احیای کامل این کارخانه، حداقل ۱۲ تا ۱۸ ماه زمان نیاز دارد. سقوط الطویله، ضربه‌ای مهلک به صنعت آلومینیوم امارات بود. امارات که تا پیش از این به عنوان چهارمین تولیدکننده بزرگ آلومینیوم در جهان شناخته می‌شد، حالا عملاً از بازار جهانی خارج شده است. صادرات آلومینیوم این کشور به اروپا، آمریکا و آسیا متوقف شده و مشتریان سنتی (مثل تویوتا و فولکس‌واگن) مجبورند به دنبال تأمین‌کنندگان جایگزین (احتمالاً چین و روسیه) باشند.

تحلیل و نقد: الطویله، فقط یک کارخانه نیست. نماد پیشرفت صنعتی امارات در دهه‌های اخیر بود. سقوط آن، پیام روشنی به سرمایه‌گذاران خارجی دارد: «حتی امن‌ترین بهشت‌های سرمایه‌گذاری، در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک آسیب‌پذیرند». این پیام، می‌تواند جریان سرمایه‌گذاری خارجی به کل منطقه خلیج فارس را تحت تأثیر قرار دهد. سرمایه‌گذاران، پیش از هر چیز به دنبال «امنیت» هستند. اگر امنیت نباشد، حتی بالاترین بازدهی هم نمی‌تواند آنها را جذب کند. و این، بزرگ‌ترین خسارت غیرمستقیم جنگ است. خسارتی که شاید تا سال‌ها جبران‌ناپذیر باشد. سرمایه‌گذاران، مثل پرندگان مهاجر هستند. اگر یک بار بترسند، دیگر برنمی‌گردند. حتی اگر امنیت هم برگردد، خاطره ترس، در ذهنشان می‌ماند و تصمیم‌گیری برای بازگشت را دشوار می‌کند. این یک زخم روانی عمیق است. التیام آن، زمان می‌برد. شاید سال‌ها. شاید هرگز. نمی‌دانم. فقط می‌دانم که هزینه آن را همه‌ی ما خواهیم پرداخت. نه فقط مردم خاورمیانه، بلکه کل جهان.

آلومینا؛ سقوط آزاد قیمت و فرصت طلایی برای چین

اما بحران فقط محدود به تولید شمش آلومینیوم نیست. بخش بالادستی این صنعت (تولید آلومینا از سنگ معدن بوکسیت) نیز به شدت آسیب دیده است. آلومینا، ماده اولیه تولید آلومینیوم است. امارات و قطر که فاقد معادن بوکسیت هستند، مواد اولیه خود را از استرالیا، برزیل و گینه وارد می‌کردند. با بسته شدن تنگه هرمز، واردات این مواد به بنادر خلیج فارس متوقف شده است. در نتیجه، کارخانه‌های تولید آلومینا در این کشورها (مانند شرکت آلومینیوم قطر) یا تعطیل شده‌اند یا با حداقل ظرفیت کار می‌کنند. مازاد عرضه آلومینا در بازارهای جهانی (به دلیل توقف تقاضای ناشی از تعطیلی کارخانه‌های تولید آلومینیوم در خلیج فارس)، باعث سقوط آزاد قیمت شده است. قیمت آلومینا از ۸۰۰ دلار در هر تن در سال ۲۰۲۴، به حدود ۳۰۰ دلار در ماه مه ۲۰۲۶ رسیده است. این کاهش قیمت، یک فرصت طلایی برای چین ایجاد کرده است. چینی‌ها که بزرگ‌ترین تولیدکنندگان آلومینیوم در جهان هستند (حدود ۵۵ درصد تولید جهانی)، از این فرصت استفاده می‌کنند و آلومینای ارزان وارد می‌کنند و با استفاده از ذغال سنگ ارزان (و آلاینده) خود، شمش آلومینیوم تولید کرده و به بازارهای جهانی صادر می‌کنند. به عبارت دیگر، چین دارد از بحران خلیج فارس سود می‌برد. سود مضاعف. هم مواد اولیه ارزان می‌خرد، هم رقبای خود را از بازار خارج می‌کند.

سقوط قیمت آلومینا، یک «شوک عرضه» منفی به بازارهای جهانی

تولیدکنندگان چینی با استفاده از این فرصت، سهم خود را در بازار جهانی افزایش می‌دهند و پس از پایان بحران، بازگشت رقبای خلیج فارس را بسیار دشوار می‌کنند. این همان «نبرد سهم بازار» است که در صنایع مختلف (نفت، پتروشیمی، فولاد، و حالا آلومینیوم) در حال رخ دادن است. برنده نهایی، کسی است که زودتر از بحران خارج شود و جای پای خود را محکم کند. چینی‌ها این را خوب می‌دانند. و دارند از آن استفاده می‌کنند. با سرعت و دقت، غافلگیر کردن رقبا، هنر آنهاست. ما هم باید یاد بگیریم از آنها نه فقط تقلید، بلکه نوآوری در مدیریت بحران، نوآوری در استفاده از فرصت‌ها، نوآوری در تفکر یاد بگیریم. متأسفانه، ما در ایران، اغلب در بحران‌ها «واکنشی» عمل می‌کنیم، نه «پیش‌دستانه». این یعنی همیشه عقب‌تر از رقبا هستیم. و هرچه عقب‌تر باشیم، سهم‌مان از بازار کمتر می‌شود و هرچه سهم‌مان کمتر شود، اقتصادمان ضعیف‌تر می‌گردد. و هرچه اقتصادمان ضعیف‌تر شود، آسیب‌پذیری‌مان در برابر بحران‌های بعدی بیشتر می‌شود و این یک چرخه معیوب است. شکستن این چرخه، نیازمند  جسارت تصمیم‌گیری و ریسک است.

 تنها بازمانده؛ عربستان سعودی چگونه از بحران جان سالم به در برد؟

در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، عربستان سعودی تنها کشوری است که توانسته است ضربه کمتری از این بحران بخورد. راز موفقیت عربستان، «چرخه تولید داخلی مستقل» است. عربستان هم معادن بوکسیت دارد (در منطقه زبیره)، هم کارخانه تولید آلومینا (در رأس الخیر)، و هم کارخانه تولید شمش آلومینیوم (در همین منطقه). این زنجیره یکپارچه، وابستگی عربستان به واردات مواد اولیه از طریق دریا را به صفر رسانده است. بنابراین، بسته شدن تنگه هرمز، تأثیر مستقیمی بر تولید آلومینیوم عربستان نداشته است. تنها مشکل عربستان، صادرات محصولات است. با بسته شدن تنگه هرمز، کشتی‌های حامل شمش آلومینیوم عربستان نمی‌توانند به راحتی از کانال سوئز به اروپا بروند و مجبورند مسیر طولانی‌تر (دماغه امید نیک) را طی کنند که هزینه حمل را تا ۳ برابر افزایش می‌دهد. با این حال، عربستان هنوز هم می‌تواند شمش خود را به آسیا (از طریق دریای عمان) صادر کند. در نتیجه، عربستان برخلاف امارات و قطر، تولید خود را متوقف نکرده و فقط سودآوری‌اش کاهش یافته است. این یک «موفقیت نسبی» است. در بحران، حتی «ضرر کمتر» هم یک پیروزی محسوب می‌شود.

درس مهمی که از عربستان می‌توان گرفت، «خودکفایی در زنجیره تأمین» است. عربستان با سرمایه‌گذاری در معادن داخلی و ایجاد کارخانه‌های تبدیلی، وابستگی خود را به واردات کاهش داده است. ایران نیز می‌تواند از این تجربه استفاده کند. سرمایه‌گذاری در معادن بوکسیت (هرچند در ایران محدود است) و احداث کارخانه‌های تولید آلومینا، می‌تواند صنعت آلومینیوم ایران را در برابر شوک‌های خارجی مقاوم کند. اما این کار نیازمند سرمایه‌گذاری کلان (حداقل چند میلیارد دلار) و زمان (۵ تا ۷ سال) است. آیا دولت ایران چنین اراده‌ای دارد؟ سابقه نشان می‌دهد که پروژه‌های مشابه (مثل توسعه معادن سنگ آهن و فولاد) سال‌هاست که نیمه‌تمام رها شده‌اند. شاید به دلیل کمبود بودجه، شاید به دلیل بی‌توجهی، شاید هم به دلیل اینکه سودآوری کوتاه‌مدت برای برخی گروه‌ها، بر منافع بلندمدت ملی ترجیح داده می‌شود. هرچه هست، نتیجه‌اش این شده که ایران در بسیاری از صنایع استراتژیک، همچنان وابسته به واردات است. و وابستگی، در زمان بحران، به معنی «شکنندگی» است. کشوری که در تولید یک کالای استراتژیک به واردات وابسته است، در زمان بحران، آسیب‌پذیرترین کشور است.

برنده بحران، چین است

شوک تنگه هرمز به صنعت آلومینیوم خلیج فارس، زنجیره تأمین جهانی این فلز استراتژیک را مختل کرده است. از ۶ کارخانه بزرگ منطقه، تنها ۲ واحد (در عربستان) توان ادامه فعالیت دارند. امارات به عنوان چهارمین تولیدکننده بزرگ جهان، عملاً از بازار خارج شده است. سقوط آزاد قیمت آلومینا (از ۸۰۰ دلار به ۳۰۰ دلار)، یک فرصت طلایی برای چین ایجاد کرده است تا با واردات مواد اولیه ارزان، سهم خود را در بازار جهانی افزایش دهد و رقبا را حذف کند. عربستان سعودی به دلیل داشتن چرخه تولید داخلی مستقل، کمترین آسیب را دیده است، اما او نیز با مشکل صادرات و افزایش هزینه حمل مواجه است. بزرگ‌ترین بازنده بحران، امارات و قطر و بحرین هستند. آنها با تعطیلی کامل خطوط تولید، نه تنها درآمد ارزی خود را از دست داده‌اند، بلکه مشتریان سنتی خود را نیز به رقبایی مثل چین واگذار کرده‌اند.

برای ایران، این بحران یک «تخت گاز» دوگانه دارد. از یک سو، تعطیلی رقبا می‌تواند فرصتی برای افزایش صادرات آلومینیوم ایران باشد (در صورت رفع تحریم‌ها و تامین مواد اولیه). از سوی دیگر، اگر ایران نتواند از این فرصت استفاده کند (به دلیل تحریم‌ها و کمبود سرمایه)، آنگاه چین (و احتمالاً روسیه) جای خالی را پر خواهند کرد و ایران حتی پس از پایان بحران هم نمی‌تواند سهم از دست رفته خود را باز پس گیرد. سیاست‌گذاران ایرانی باید هر چه سریع‌تر با استفاده از دیپلماسی فعال، تحریم‌ها را دور بزنند و با تکیه بر مزیت نسبی خود (انرژی ارزان)، صنعت آلومینیوم را احیا کنند. اما این کار نیازمند اراده است.

دیدگاهتان را بنویسید