زنگ خطر جمعیت مجردها در ایران؛ ۱۳.۶ میلیون نفر در انتظار ازدواج

زنگ خطر جمعیت مجردها در ایران؛ ۱۳.۶ میلیون نفر در انتظار ازدواج

افزایش مجردها و کاهش ازدواج، یک «بمب ساعتی» جمعیتی برای ایران است. در کوتاه‌مدت (۵ تا ۱۰ سال آینده)، این بحران به معنای کاهش شدید موالید و کاهش جمعیت جوان (نیروی کار) خواهد بود.

به گزارش سرمایه فردا، تازه‌ترین داده‌های مرکز آمار ایران، تصویری تکان‌دهنده از وضعیت ازدواج و تجرد در کشور ترسیم کرده است. جمعیت مجردان در معرض ازدواج (افراد بالای ۱۸ سال که هرگز ازدواج نکرده‌اند) در سال ۱۴۰۴ به ۱۳.۶ میلیون نفر رسیده است. این رقم در مقایسه با سال ۱۴۰۳ (۱۲.۶ میلیون نفر) افزایشی نزدیک به یک میلیون نفری را تنها در یک سال نشان می‌دهد. در همین مدت، تعداد ازدواج‌های ثبت‌شده نیز از ۴۷۲ هزار به ۴۳۰ هزار کاهش یافته است. به عبارت دیگر، هر سال صدها هزار جوان ایرانی که به سن ازدواج می‌رسند، یا به دلیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قادر به ازدواج نیستند و یا ترجیح می‌دهند مجرد بمانند. این گزارش به تحلیل ابعاد این بحران و پیامدهای آن می‌پردازد.

آمار مجردها؛ ۷.۲ میلیون زن و ۹.۳ میلیون مرد زیر ۴۰ سال

جزئیات آمار نشان می‌دهد که از مجموع ۱۳.۶ میلیون مجرد در معرض ازدواج، سهم زنان حدود ۷.۲ میلیون نفر و سهم مردان حدود ۹.۳ میلیون نفر است. این یعنی حدود ۲.۱ میلیون مرد مجرد بیشتر از زن مجرد در کشور وجود دارد که خود یک عدم تعادل جمعیتی جدی است. علت این عدم تعادل، عمدتاً به «ازدواج مردان با زنان خارجی (تبعه افغانستانی و عراقی)» و همچنین «بالاتر بودن سن ازدواج مردان (میانگین ۳۲ سال) نسبت به زنان (میانگین ۲۸ سال)» بازمی‌گردد. بیشترین نسبت مجردان هرگز ازدواج نکرده به ترتیب در استان‌های «سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام، بوشهر، خوزستان، هرمزگان و تهران» مشاهده می‌شود. این استان‌ها عمدتاً در مناطق محروم و مرزی و یا کلانشهر تهران (به دلیل هزینه‌های بالای زندگی) قرار دارند. در استان‌های مرزی، عوامل فرهنگی (مانند دیرتر ازدواج کردن پسران به دلیل خدمت سربازی و مشکلات امنیتی) و اقتصادی (بیکاری بالا) نقش اصلی را ایفا می‌کنند. در تهران، هزینه‌های سرسام‌آور مسکن، جهیزیه و مراسم عروسی مهم‌ترین موانع ازدواج هستند.

کاهش ازدواج و افزایش طلاق؛ دو روی یک سکه

در کنار کاهش ازدواج، آمار طلاق نیز روند صعودی داشته است. بر اساس آخرین گزارش‌ها، نرخ طلاق در سال ۱۴۰۴ به حدود ۳۰ درصد (یعنی از هر ۱۰ ازدواج، ۳ مورد به طلاق منجر می‌شود) رسیده است. در تهران و سایر کلانشهرها، این رقم به بالای ۴۰ درصد نیز می‌رسد. این پدیده دو روی یک سکه است. از یک سو، «کاهش ازدواج» به معنای کاهش تشکیل خانواده و کاهش موالید است که مستقیماً به کاهش نرخ باروری (از حدود ۲.۱ در دهه ۸۰ به ۱.۴ در سال ۱۴۰۴) و پیر شدن جمعیت منجر می‌شود. از سوی دیگر، «افزایش طلاق» به معنای افزایش تعداد خانواده‌های تک والدی (به ویژه زنان سرپرست خانوار) است که خود عاملی برای افزایش فقر، افزایش آسیب‌های اجتماعی (اعتیاد، کودکان کار، بزهکاری) و افزایش هزینه‌های حمایتی دولت (کمیته امداد، بهزیستی) می‌شود.

ریشه‌های بحران؛ از بیکاری و مسکن تا تغییر ارزش‌ها

دلایل متعددی برای این بحران وجود دارد. نخست، «مشکلات اقتصادی» است. بیکاری جوانان (نرخ بیکاری در میان جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله حدود ۲۵ درصد است)، هزینه‌های بالای مسکن (قیمت یک آپارتمان ۵۰ متری در تهران به ۳ تا ۴ میلیارد تومان رسیده است)، هزینه‌های سرسام‌آور مراسم عروسی (متوسط هزینه یک مراسم عروسی در تهران حدود ۵۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد تومان است) و تورم افسارگسیخته، از مهم‌ترین موانع ازدواج هستند. دوم، «تغییر ارزش‌ها و سبک زندگی» است. افزایش سن ازدواج (از ۲۳ سال در دهه ۸۰ به ۲۸ سال برای زنان و ۳۲ سال برای مردان)، افزایش سطح تحصیلات زنان (و در نتیجه افزایش توقعات شغلی و مالی آنها)، فردگرایی و تمایل به زندگی مجردی در میان نسل جدید، و کاهش نقش خانواده‌ها در امر ازدواج، همگی از عوامل فرهنگی این بحران هستند. سوم، «ضعف سیاست‌های حمایتی دولت» نیز مزید بر علت است. وام ازدواج (۳۰۰ میلیون تومانی) عملاً در بازار مسکن و خرید جهیزیه هیچ تأثیری ندارد. طرح‌های مسکن جوانان (نهضت ملی مسکن) با سرعت بسیار پایینی اجرا می‌شود و به دست زوج‌های جوان نمی‌رسد. مشوق‌های فرزندآوری (کالابرگ کودک) نیز جذابیت کافی برای اقناع زوج‌های جوان به بچه‌دار شدن ندارد.

 بحرانی که آینده ایران را تهدید می‌کند

افزایش مجردها و کاهش ازدواج، یک «بمب ساعتی» جمعیتی برای ایران است. در کوتاه‌مدت (۵ تا ۱۰ سال آینده)، این بحران به معنای کاهش شدید موالید و کاهش جمعیت جوان (نیروی کار) خواهد بود. در میان‌مدت (۱۰ تا ۲۰ سال آینده)، به معنای افزایش نسبت سالمندان به جمعیت جوان و فشار سنگین بر صندوق‌های بازنشستگی و نظام سلامت است. در بلندمدت (۳۰ تا ۵۰ سال آینده)، ایران به سمت «پیری جمعیت» و «رشد منفی جمعیت» حرکت خواهد کرد. برای خروج از این بحران، دولت و مجلس باید هر چه سریع‌تر بسته‌های حمایتی جامعی را اجرایی کنند. این بسته‌ها باید شامل وام ازدواج واقعی (حداقل یک میلیارد تومان با بازپرداخت ۱۰ ساله)، ارائه مسکن ارزان‌قیمت به زوج‌های جوان (از طریق ساخت شهرک‌های حمایتی)، کاهش هزینه‌های مراسم عروسی (با فرهنگ‌سازی و ارائه بسته‌های تشویقی)، و ایجاد اشتغال پایدار برای جوانان (به ویژه در استان‌های محروم و مرزی) باشد. همچنین، رسانه ملی و سایر رسانه‌ها باید با تولید محتوای جذاب و امیدوارکننده، تصویر مثبتی از ازدواج و زندگی خانوادگی ارائه دهند و فردگرایی و تجمل‌گرایی را به چالش بکشند. در غیر این صورت، آینده ایران نه تنها با کمبود جوان، که با جامعه‌ای پیر، تنها و افسرده روبرو خواهد بود. موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید