در حال حاضر فقط ۲۷ یوز در طبیعت ایران شناسایی شدهاند؛ اما شمار یوزهای گمشده، نزدیک به سه برابر جمعیت زنده کشور است.
لیلا مرگن:برآوردها نشان میدهد که طی دو دهه، حدود 200 یوزپلنگ از طبیعت ایران محو شدهاند و نمیدانیم چه سرنوشتی پیدا کردهاند. سعید یوسفپور مدیر کل محیط زیست سمنان که حفاظت از فعالترین زیستگاه یوزپلنگ آسیایی در حیطه وظایف اوست، بر این باور است که ممکن است این یوزپلنگها شکار شده باشند، به مرگ طبیعی مرده باشند یا اینکه به خارج از کشور قاچاق شده باسند.

او نقش قاچاق این گونه را دارای اهمیت میداند اما تاکید میکند که کامل نبودن تجهیزات پایش یوزپلنگها باعث شده درباره دلایل انقراض این گونه در برخی زیستگاهها اطلاعات کافی نداشته باشیم. یوسفپور تاکید میکند که بخش عمده اعتبارات سازمان محیط زیست صرف حفاظت از یوز میشود اما بضاعت این سازمان برای تامین نیازهای مالی حفاظت کافی نیست و اگر نتوانیم در روند تامین بودجه و نیروی انسانی اصلاحات لازم را انجام دهیم، در کمتر از یک دهه، یوز برای همیشه از طبیعت ایران حذف میشود.
سریعترین دونده دنیای خشکی برای رسیدن به ایستگاه آخر و انقراض کامل از طبیعت ایران گویا خیلی عجله دارد اما آنطور که سعید یوسفپور، مدیر کل حفاظت محیط زیست استان سمنان که مدیریت فعالترین زیستگاه یوزپلنگ آسیایی را بر عهده دارد، توضیح میدهد، به دلیل کمبود امکانات برای رصد و پایش این گونه، دقیقا نمیدانیم که چرا یوزپلنگ در برخی زیستگاههای قدیمی دیگر حضور نمییابد.
200 یوز در طبیعت ایران غرق شدند
مدیر کل محیط زیست سمنان خبر میدهد که طی دو دهه حدود 180 و بر اساس برخی تخمینها، 200 یوز در طبیعت ایران غرق شدهاند؛ به این مفهوم که مادهها زادآوری خوبی داشتهاند و تولهها حتی به سن استقلال یعنی 17 تا 18 ماهگی هم در زیستگاههای یوز سراسر کشور رسیدهاند اما از سرنوشت آنها اطلاعاتی در دسترس نیست. حاصل اینکه امروز در کرمان، اصفهان و یزد، دیگر یوزپلنگی نداریم ولی در چند سال اخیر در خراسان شمالی، رضوی و جنوبی یوز دیدهایم؛ اما نمیدانیم که یوزهای گم شده به مرگ طبیعی از دست رفتهاند یا اینکه حیوانات گوشتخوار بزرگی مثل پلنگ آنها را شکار کرده یا در تصادفات جادهای کشته شدهاند.
به گفته یوسفپور با توجه به وسعت زیستگاه، این امکان وجود دارد که یوز در نقاطی که دور از دسترس است، تلف شده باشد اما چون پایش و مانیتورینگ کاملی از جمعیت این حیوان نداریم، دقیق نمیتوانیم درباره سرنوشت افراد گم شده نظر بدهیم. او احتمال قاچاق این حیوان به خارج از مرزها را یکی از احتمالات قوی میداند و استدلالش این است که از پنج تا 6 یوز موجود در مرکز تحقیقات تکثیر یوز آسیایی، به جز فیروز که یک نر بالغ بوده و از طبیعت گرفته شده، سایر افراد این سایت به نوعی با زندهگیری و پدیده قاچاق مرتبط بودهاند. بنابراین قاچاق موضوعی است که نباید به راحتی از کنار آن گذشت و باید برنامهریزی لازم برای پایش مستمر زیستگاه وجود داشته باشد.
مقصد قاچاق کجاست؟
باور عمومی درباره قاچاق یوزپلنگ این است که کشورهای حاشیه خلیج فارس خریداران خوبی برای این گونه هستند اما مدیرکل سمنان با احتیاط در این رابطه نظر میدهد و میگوید که تصاویر فضای مجازی حاکی از حضور پررنگ یوزپلنگ در دست افرادی در کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس است؛ اما با این وجود باید متخصصان بعد از تستهای ژنتیکی نظر بدهند که آیا این یوزپلنگها از ایران به این منطقه منتقل شدهاند یا یوزهای آفریقایی هستند.
او قاچاق حیات وحش را چهارمین تجارت پولساز دنیا معرفی کرده و توضیح میدهد که متاسفانه در ایران ضعف جدی در رابطه با برخورد با این پدیده وجود دارد. البته یوسفپور خبر میدهد که سازمان حفاظت محیط زیست تلاشهای زیادی در رابطه با مقابله با قاچاق انجام میدهد و نشستهای مختلفی با مجموعه قوه قضائیه، دادگستری و دادستانی کل کشور برگزار کرده است. همچنین کارگروه مشترکی هم با نیروی انتظامی تشکیل شده است اما بحث قاچاق حیات وحش به همکاری بین بخشی بیشتر و موثرتری نیاز دارد.
اهمیت موضوع آموزش در پدیده قاچاق
مدیر کل محیط زیست سمنان مباحثی مثل وضعیت معیشتی، فرصت طلبی و … را در شکلگیری پدیده قاچاق موثر میداند و بر این باور است که موضوع آموزش برای همکاران سازمان محیط زیست درباره اهمیت موجوداتی که قاچاق میشوند، بهانههایی که به شکلگیری این پدیده کمک میکند و نحوه زندهگیری و حمل و نقل، بسیار اهمیت دارد و سبب میشود که سازمان حفاظت محیط زیست با همین نیروهای موجود، عملکرد بهتری پیدا کند.
اطلاعات ناکافی از دلایل انقراض
برای اینکه بدانید گم شدن 200 یوز به چه مفهومی است، کافی است سری به آمار یوزهای موجود بزنید. به گفته یوسفپور کل یوزپلنگ شناسایی شده در تمام زیستگاههای کشور 27 یوز است که جمعیت گم شده، تقریبا سه برابر جمعیت موجود فعلی است.او میگوید اگر این تعداد طی دو دهه گم نشده بودند، در رابطه با یوزپلنگ اینقدر مشکل نداشتیم اما مسئله اصلی اینجاست که هنوز ابهامات بزرگی در زمینه انقراض یوز در برخی زیستگاهها وجود دارد.
مثلا در پارک ملی کویر حداقل تعارض برای این گونه را داریم یعنی حضور شکارچی در حداقل است. بر خلاف توران، تعارض شتر را نداریم و بحث مدیریت منابع آب این زیستگاه به نسبت بد نیست. بیشترین تعداد جبیر در پارک ملی کویر وجود دارد و بسیاری از تعارضات توران در آنجا دیده نمیشود اما در این نقطه، یوزپلنگ منقرض شده است.
او میگوید که در یزد علت اصلی انقراض معدنکاری اعلام میشود در حالی که در پارک ملی کویر این مشکل هم وجود نداشته و سوال این است که به چه دلیل در این نقطه یوز منقرض شده است. آیا تغییرات اقلیمی چنین مشکلی را ایجاد کرده است یا درون آمیزی یوزها باعث این موضوع بوده است؟ این مسائل باید به صورت کارشناسی بررسی شود زیرا ما تا سال 93 و 94 شاهد ثبت رسمی یوز در این زیستگاه بودهایم.
یوسفپور اطلاعات دقیقی از جنسیت یوزهای گم شده در دسترس ندارد اما تاکید میکند که باید همه زیستگاههای قبلی و فعلی یوزپلنگ رصد و پایش شوند. بحث قلادهگذاری که منتقدانی دارد، جدی گرفته شود تا بدانیم این گونه در طبیعت چه سرنوشتی پیدا میکند. مدیر کل سمنان خبر از رایزنیهایی میدهد که با کمک فناوری داخل کشور یا فناوریهای بومیسازی شده، بتوانیم مسائل پایش جمعیت یوزپلنگ را حل کنیم تا دیگر اطلاعات ارائه شده درباره این گونه از سر حدس و گمان نباشد.
یوسفپور تاکید میکند که موضوع انقراض یوز به عوامل متعددی مثل شکل جفتیابی، نوع تغذیه حیوان، موضوع مدیریت منابع آب و … مرتبط است و مدیریت کردن تمام این موارد، کار سادهای نیست. اگرچه سازمان محیط زیست تمام اعتبارات محیط زیست طبیعی را در حفاظت از یوز متمرکز کرده است اما این اعتبارات چشمگیر نیست و بضاعت سازمان در حوزه اعتبارات همین مقدار است. اگر نتوانیم نیروی انسانی اضافه کنیم و اعتبارات مورد نیاز پروژه یوز را تامین کنیم، در کمتر از یک دهه یوز را برای همیشه از دست میدهیم.







