«لحظهی مینسکی»، لحظهای است که خوشبینیِ بیشازحد و بدهیهایِ انباشته، ناگهان، جایِ خود را به ترس، فروشِ گسترده و سقوطِ بازار میدهند.
میثم حقیقی: تصور کنید شهری که در آن، همه، از مردم عادی تا بانکها، به این باور رسیدهاند که قیمتِ خانه، هرگز پایین نمیآید. مردم، وام میگیرند، چندین خانه میخرند، بانکها نیز با خیالیِ آسوده، اعتبارِ بیحساب میدهند. اما یک روز، قیمتِ خانه، تنها ۵ درصد، پایین میآید. ناگهان، وحشت، جایِ طمع را میگیرد. همه، همزمان، شروع به فروش میکنند. قیمتها، سقوطِ آزاد را آغاز میکنند و بازار، در یک چشمبههمزدن، از اوجِ اعتماد، به ورطهی ترسِ جمعی میافتد. این، همان «لحظهی مینسکی» است؛ نقطهای که خوشبینیِ بیشازحد، جایِ خود را به یک بحرانِ تمامعیار میدهد و بدهیهایِ انباشته، همچون دومینویی، یکی پس از دیگری، فرو میریزند.
«لحظهی مینسکی» (Minsky Moment)، مفهومی کلیدی در اقتصادِ مدرن است که به نقطهی عطفی اشاره میکند که در آن، یک دورهی طولانیِ خوشبینیِ اقتصادی، رشدِ قیمتِ داراییها و افزایشِ بدهی، ناگهان به سقوطِ شدیدِ بازار و بحرانِ مالی تبدیل میشود. این اصطلاح، برگرفته از نامِ هایمن مینسکی، اقتصاددانِ آمریکایی است که معتقد بود: «ثبات، خود میتواند بذرِ بیثباتی را بکارد.»
مینسکی استدلال میکرد که وقتی اقتصادی، برایِ مدتِ طولانی، خوب پیش میرود، چهار تغییرِ اساسی رخ میدهد:
۱. مردم و شرکتها، اعتمادبهنفسِ بیشتری پیدا میکنند.
۲. بانکها، راحتتر وام میدهند.
۳. سرمایهگذاران، ریسکِ بیشتری میپذیرند.
۴. بدهیها، به تدریج، افزایش مییابد.
در این شرایط، همه تصور میکنند که قیمتِ داراییها (مانند مسکن، سهام یا ارزهایِ دیجیتال) همیشه بالا خواهد رفت. اما با یک اتفاقِ نسبتاً کوچک (مانند افزایشِ نرخِ بهره یا یک خبرِ منفیِ اقتصادی)، سرمایهگذاران، ناگهان متوجه میشوند که بدهیها، بیش از حد سنگین شده است و توانِ بازپرداختِ آن را ندارند.
در نتیجه، یک زنجیرهی واکنشِ زنجیرهای آغاز میشود:
∆· افراد، شروع به فروشِ داراییهایِ خود میکنند.
∆· قیمتها، بیشتر سقوط میکند.
∆· فروشهایِ اجباری، افزایش مییابد.
∆· بازار، واردِ چرخهای از سقوط و کمبودِ نقدینگی میشود.
این نقطهی تغییرِ ناگهانی، همان «لحظهی مینسکی» است.
مینسکی، وامگیرندگان را به سه دسته، تقسیم کرد که هرکدام، مرحلهای از ریسکپذیری را نشان میدهند:
۱. تأمینِ مالیِ پوششی (Hedge Finance): در این مرحله، درآمدِ جاری، برایِ پرداختِ اصل و سودِ بدهی، کافی است. این، سالمترین و کمریسکترین حالت است.
۲. تأمینِ مالیِ سفتهبازانه (Speculative Finance): در این مرحله، درآمدِ جاری، فقط سودِ وام را پوشش میدهد و اصلِ وام، باید تمدید شود. این، نشاندهندهی افزایشِ ریسک است.
۳. تأمینِ مالیِ پانزی (Ponzi Finance): در این مرحله، حتی سودِ وام، از درآمدِ جاری، پرداخت نمیشود و امیدِ اصلی، به افزایشِ قیمتِ داراییها، برایِ تأمینِ منابعِ مالیِ موردِ نیاز، است. این، شکنندهترین وضعیت است و معمولاً پیش از «لحظهی مینسکی» رخ میدهد.
یک مثالِ ساده؛ از مسکن تا ارزِ دیجیتال
فرض کنید در یک شهر، همه، از مردمِ عادی تا بانکها، به این باور رسیدهاند که قیمتِ خانه، هرگز پایین نمیآید. مردم، وام میگیرند، چندین خانه میخرند و بانکها نیز با خیالیِ آسوده، اعتبارِ بیحساب میدهند. اما یک روز، قیمتِ خانه، تنها ۵ درصد، پایین میآید.
ناگهان، وحشت، جایِ طمع را میگیرد. کسانی که با وام، خانه خریدهاند، میترسند و شروع به فروش میکنند. این فروش، باعثِ کاهشِ بیشترِ قیمتها میشود. افرادِ بیشتری، وحشت میکنند و آنها هم، میفروشند. در مدتِ کوتاهی، بازار، از طمع به ترسِ جمعی، تغییرِ جهت میدهد. این، همان «لحظهی مینسکی» است.
این مفهوم، فقط مختصِ بازارِ مسکن نیست؛ در بازارِ سهام، ارزهایِ دیجیتال، طلا یا هر بازاری که قیمتها با بدهی و خوشبینیِ بیشازحد، بالا رفته باشند، میتواند رخ دهد.
«لحظهی مینسکی»، لحظهای است که خوشبینیِ بیشازحد و بدهیهایِ انباشته، ناگهان، جایِ خود را به ترس، فروشِ گسترده و سقوطِ بازار میدهند. این مفهوم، نقشِ کلیدیِ بدهی و اهرمِ مالی را در شکلگیریِ بحرانهایِ اقتصادی، برجسته میکند و به ما یادآوری میکند که ثباتِ اقتصادی، همیشه پایدار نیست و هر لحظه، ممکن است به بیثباتیِ تمامعیار، تبدیل شود.
درکِ این مفهوم، به سرمایهگذاران و سیاستگذاران کمک میکند تا نشانههایِ هشداردهنده را تشخیص دهند و از تکرارِ بحرانهایِ مالیِ بزرگ، جلوگیری کنند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا