معادلهی جدید تهران، ریاض و صنعا در حال شکل گیری است، عربستانِ سعودی برای فشار به حوثی ها در یک دوگانگیِ دشوار گرفتار شده است از یک سو، حفظِ تنشزدایی با ایران و از سوی دیگر، جلوگیری از بازسازیِ قابلیتهایِ حوثیها. این، شاید یکی از پیامدهایِ استراتژیکِ کمتر مورد بحثِ جنگِ قبلی باشد.
به گزارش سرمایه فردا، فرودِ یک پرواز در صنعا، شاید در نگاهِ نخست، رویدادی عادی و فنی به نظر برسد، اما در پشتِ این حرکتِ ظاهراً ساده، لایههایی از محاسباتِ استراتژیک نهفته است که میتواند معادلاتِ امنیتِ منطقه را دگرگون کند. درگیریِ اخیر و اختلال در اطرافِ تنگهی هرمز، این دیدگاه را در تهران تقویت کرده است که ترکیبِ فشار در این آبراهی حیاتی با اختلال در بابالمندب، چه قدرتی برایِ فشار بر بازارهایِ جهانیِ انرژی دارد. از نگاهِ ایران، تواناییِ تهدیدِ همزمانِ این دو گلوگاه، میتواند قیمتِ نفت را در بحرانهایِ آینده به سطوحی بیسابقه برساند. این درگیری، اهمیتِ استراتژیکِ حوثیها را در اندیشهی نظامیِ تهران، علیرغمِ تردیدهایِ اولیه، افزایش داده است. اما پرسشِ کلیدی این است: اگر محاصرهی هواییِ یمن تضعیف یا برداشته شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ منطق حکم میکند که پروازهایِ آینده، نه فقط برایِ اهدافِ غیرنظامی، که برایِ تقویتِ قابلیتهایِ بلند مدتِ حوثیها به کار گرفته شوند.
حادثهی اخیر و اختلالاتِ ایجاد شده در اطرافِ تنگهی هرمز، تنها یک رویدادِ نظامیِ ساده نیست. این رویداد، محاسباتِ راهبردیِ ایران را تحتتأثیر قرار داده و به نوعی، گزارهی جدیدی را به معادلاتِ منطقهای اضافه کرده است: قدرتِ ترکیبیِ تهدیدِ دو گلوگاهِ حیاتیِ جهان.
از دیدگاهِ تهران، تواناییِ ایجادِ اختلالِ همزمان در تنگهی هرمز (که حدوداً یکسوم از نفتِ جهان از آن عبور میکند) و بابالمندب (که مسیرِ دسترسی به کانالِ سوئز و دریایِ سرخ است)، میتواند فشارِ بیسابقهای بر بازارهایِ جهانیِ انرژی وارد کند و قیمتِ نفت را به سطوحی برساند که نه تنها اقتصادِ کشورهایِ صنعتی، بلکه معادلاتِ سیاسیِ بسیاری از حکومتها را تحتِ تأثیر قرار دهد.
درگیریِ اخیر، نقشِ حوثیهایِ یمن را در محاسباتِ نظامیِ تهران، به سطحی جدید ارتقا داده است. علیرغمِ تردیدهایِ اولیهی ایران برایِ دخالتِ مستقیم و آشکار در این درگیری، این رویداد، اهمیتِ استراتژیکِ حوثیها را به عنوانِ یک بازویِ فشار در برابرِ عربستان و غرب، بیش از پیش آشکار کرده است.
حوثیها، با موقعیتِ ممتازِ خود بر کرانههایِ بابالمندب، میتوانند با هزینهای اندک، اختلالی عظیم در تجارتِ جهانیِ انرژی ایجاد کنند. از این منظر، حوثیها نه فقط یک گروهِ شورشیِ محلی، که یک مهرهی کلیدی در صفحهی شطرنجِ قدرتِ منطقهای محسوب میشوند.
اگر محاصرهی هواییِ یمن، در نهایت تضعیف یا برداشته شود، پرسشِ اساسی این است: چه اتفاقی خواهد افتاد؟ منطقی است که انتظار داشته باشیم پروازهایِ آینده، نه فقط برایِ اهدافِ غیرنظامی (مانند حملِ مسافر یا کالا)، بلکه برایِ تقویتِ قابلیتهایِ بلندمدتِ حوثیها نیز موردِ استفاده قرار گیرند.
این پروازها، میتوانند به جریانِ انتقالِ تجهیزاتِ نظامی، موادِ اولیهی ساختِ موشک و پهپاد، و حتی مشاورانِ نظامیِ ایرانی به یمن، سرعت و استمرار ببخشند. حوثیها نیز، بر اساسِ اظهاراتِ عمومیِ خود، بعید به نظر میرسد که تلاشهایِ عربستان برایِ مسدود کردن یا محدود کردنِ این پروازها را بپذیرند. آنها، این محاصره را نقضِ حاکمیتِ خود میدانند و در برابرِ آن، مقاومت خواهند کرد.
در سویِ دیگرِ میدان، عربستانِ سعودی با یک معمایِ راهبردی مواجه است. ریاض، از یک سو، به دنبالِ حفظِ تنشزداییِ اخیر با ایران است؛ تنشزداییای که با میانجیگریِ چین و با هدفِ کاهشِ هزینههایِ جنگِ یمن و تمرکز بر توسعهی اقتصادیِ داخلی، آغاز شده است. از سوی دیگر، سعودیها نمیتوانند نسبت به بازسازیِ قابلیتهایِ نظامیِ حوثیها بیتفاوت باشند؛ قابلیتهایی که تهدیدی مستقیم برایِ امنیتِ مرزهایِ جنوبیِ آنها و زیرساختهایِ حیاتیِ نفتیِ این کشور محسوب میشود.
ایجادِ تعادل میانِ این دو اولویتِ متضاد، اقدامِ دشواری را پیشِ رویِ ریاض قرار داده است. چگونگیِ مدیریتِ این تنش توسطِ عربستان، شاخصِ مهمی از جهتگیریِ آیندهی امنیتِ منطقهای خواهد بود. اگر ریاض، در برابرِ پروازهایِ حوثیها، واکنشی سختگیرانه نشان دهد، ممکن است تنشزدایی با ایران را به خطر بیندازد. و اگر سکوت کند، ممکن است حوثیها را برایِ تقویتِ تواناییهایِ خود تشویق کند.
حادثهی اخیر، نشان میدهد که جنگِ یمن، هرچند از شدتِ آن کاسته شده، اما به پایان نرسیده است. این درگیری، ابعادِ جدیدی به خود گرفته و به یک بازیِ پیچیدهی ژئوپلیتیکی تبدیل شده است که در آن، تنگههایِ جهانی، پروازهایِ ممنوع، اهرمهایِ منطقای و معادلاتِ قدرت، همه در هم تنیده شدهاند.
ایران، با درکِ قدرتِ ترکیبیِ تهدیدِ تنگهها، سعی دارد از حوثیها به عنوانِ یک ابزارِ فشارِ راهبردی استفاده کند. عربستان، در تلاشِ برایِ حفظِ دستاوردهایِ تنشزدایی، اما در عینِ حال، نگرانِ بازسازیِ قابلیتهایِ حوثیها، در میانِ دو راهیِ دشواری گرفتار شده است. و در این میان، مردمِ یمن، همچنان درگیرِ جنگِ نیابتیِ قدرتهایِ منطقهای هستند.
نحوهی برخوردِ ریاض با پروازهایِ آینده، و همچنین میزانِ همراهیِ تهران با این بازیِ دوگانه، تعیینکنندهی آیندهی امنیتِ منطقهای در غربِ آسیا خواهد بود. این، شاید یکی از مهمترین پیامدهایِ استراتژیکِ جنگِ قبلی باشد که کمتر به آن پرداخته شده است.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا