در فضای پرتلاطم سیاست بینالملل، تحلیلهای سنتی شطرنجگونه، دیگر پاسخگوی پیچیدگیهای خاورمیانه امروز نیستند. دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، دو بازیگری که در ظاهر گاه رقیب، گاه منتقد و گاه ناسزاگوی یکدیگرند، اما در پشت صحنه، یاران نانوشته یک میز پوکر بزرگ هستند. در این گزارش، به بررسی دکترین میز پوکر و چگونگی مدیریت ریسک، بلوفهای استراتژیک و اتحادهای نانوشته در خاورمیانه میپردازیم.
حسین مقیسه: در تحلیلهای سنتی، سیاست بینالملل اغلب به یک تختهشطرنج تشبیه میشود؛ جایی که مهرهها شفافاند و اطلاعات تا حد زیادی آشکار. اما در عصر ترامپیسم، این بازی به میز پوکری تبدیل شده است که در آن بلوفهای سنگین، مدیریت ریسک و آربیتراژ موقعیت، قواعد اصلی را تعیین میکنند. در این میز، بازیکنان حرفهای مانند ترامپ و نتانیاهو، با وجود اختلافات ظاهری، عملاً روی یک دست مشترک شرطبندی میکنند؛ دستی که حاصل آن، بازآرایی ترازنامه استراتژیک آمریکا در منطقه است.
در فاز اول این بازی، ترامپ با فاصلهگذاری ظاهری از نتانیاهو و حتی نمایش اختلافات تند، یک بلوف بزرگ استراتژیک میزند. این حرکت، برای مدیریت افکار عمومی غرب، آرامسازی متحدان عرب جنوب خلیج فارس و بازسازی چهره خود بهعنوان یک مصلح میانجی طراحی شده است. اما درست در فاز دوم، نتانیاهو با تکیه بر حاشیه امن ایجادشده، دست سنگین خود را بازی میکند و مرکز ثقل فرماندهی حریف را هدف قرار میدهد.
نکته کلیدی در این دکترین پوکر سیاسی، سیالیت نقشها بر اساس اقتضای مدیریت ریسک است. گاهی ترامپ نقش پلیس خوب را بازی میکند تا نتانیاهو در نقش پلیس بد ضربه نهایی را بزند و گاهی این نقشها معکوس میشود. این تغییر دائم پوزیشن، برای این است که مهرههای اصلی مقابل، توان محاسبه دستِ واقعی این دو یار نانوشته را نداشته باشند. به قول معروف در ادبیات پوکر: «اگر بعد از چند دست بازی نتوانستی یار نانوشته یا بازنده میز را تشخیص دهی، یعنی خودت بازنده اصلی هستی.»
این سکوت کنشگرانه و حاشیهنشینی هوشمندانه ترامپ، ترفندی است برای دستیابی به ۵ هدف کلان اقتصادی و ژئوپلیتیک:
۱. تثبیت محاصره و تعمیق فرسایش اقتصاد ایران: این مدل بازی، بدون نیاز به ورود مستقیم و پرهزینه آمریکا به یک جنگ، ایران را در وضعیت فرساینده «نه جنگ، نه صلح» نگاه میدارد. هزینههای سنگین پدافندی، ناامنی مسیرهای تجاری و تعلیق سرمایهگذاری، توان احیای ترازنامههای داخلی ایران را مستهلک میکند.
۲. ضربه به پاشنهآشیل انرژی چین: ناامنسازی حوزه انرژی خاورمیانه، چین را با بحران افزایش بای تمامشده تولید و تهدید امنیت انرژی مواجه میکند. این یعنی مهار اژدهای زرد از طریق کارگزاری یک بحران امنیتی در منطقه.
۳. تأدیب اروپا و احیای هژمونی ناتو: تنشهای کنترلنشده جهانی به قاره سبز دیکته میکند که در دنیای بدون قاعده، بدون چتر حمایتی آمریکا بقایی ندارد. این موقعیت، قاطعترین درس به اروپا است تا از لاک دفاعی مجانی خارج شده و هزینههای ناتو را سهمالشراکت اجباری خود بداند.
۴. انحصار فرماندهی بر شریانهای انرژی: با شعلهور ماندن هوشمندانه تنشها، مدیریت شیرهای نفت و گاز و جریان مالی سیستم تسویه ارزی انرژی (پترودلار) همچنان در انحصار آمریکا باقی میماند و هرگونه تلاش برای دلارزدایی در بازار انرژی عملاً به حاشیه رانده میشود.
۵. بازآرایی ساختار جدید ثروت و امنیت: در این نبرد ترازنامهای، ترامپ و نتانیاهو وظایف را تقسیم کردهاند؛ یکی زمین بازی را با ابزار نظامی شخم میزند و دیگری در حاشیه میز، ساختار جدید ثروت، امنیت و جریان انرژی جهان را به نفع ترازنامه استراتژیک ایالات متحده بازآرایی میکند.
ترامپ با ایستادن در حاشیه این کشمکش، منتظر لحظه «رو کردن کارتها» (Showdown) است؛ لحظهای که تمام ژتونهای روی میز (امتیازات سیاسی از تمام طرفهای درگیر) را یکجا به سود ترازنامه استراتژیک آمریکا جمع کند. به قول سون تزو، «بالاترین هنر در جنگ، شکست دادن دشمن بدون نیاز به نبرد مستقیم است» و دکترین پوکر، دقیقاً ابزار تحقق همین هنر در خاورمیانه امروز است. در این بازی پیچیده، تنها کسانی برندهاند که بتوانند قواعد پوکر را بر تختهشطرنج سنتی ترجیح دهند و یاران نانوشته میز را بهموقع شناسایی کنند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا