رویکرد جدید در سینما : کمدی مدرن گرفتار سنت

قصه زوجی که میان تصمیمات خانواده و برنامه‌های زندگی گرفتار شده‌اند؛ فیلمی که پیام اجتماعی دارد اما کامل روایت نمی‌شود.

سرمایه فردا؛ ملک میرمهدی: رمانتیک اجتماعی قرار دارد و موضوع اصلی آن دغدغه فرزندآوری در طبقه متوسط ایرانی است. سهیل و مریم، زوجی که چند سال از ازدواجشان گذشته و هنوز فرزندی ندارند، با فشارهای خانواده و مسائل اقتصادی مواجه می‌شوند. مرگ عمه مریم و تصمیم پدرش برای تقسیم ارث بر اساس تولد نوه، داستان را به سمت موقعیت‌های طنز و کشمکش‌های خانوادگی هدایت می‌کند. این تقابل سنت و مدرنیته و شوخی‌های موقعیت‌ساز، چارچوب روایت فیلم را شکل می‌دهد و مخاطب را همراه می‌کند.

 

نعیمی با انتخاب قالب کمدی توانسته موضوع حساس فرزندآوری را به شکلی قابل دسترس برای مخاطب عام ارائه دهد. استفاده از نماهای کوتاه، ریتم مناسب و دکوپاژ دقیق، به همراه بازی‌های روان بازیگران مثل فرهاد آئیش، پردیس احمدیه و سینا مهراد، فیلم را به اثری خوش‌ریتم و قابل توجه در سینمای بدنه تبدیل کرده است. دیالوگ‌ها ضربه‌دار هستند و شخصیت‌ها با نقش‌های خود همخوانی دارند، چیزی که در بسیاری از کمدی‌های ایرانی کمتر دیده می‌شود.

 ضعف‌های محتوایی و کلیشه‌های روایی

با این حال، فیلم در پرداخت به مسائل اصلی خود دچار پراکندگی و کلیشه شده است. خرده‌داستان‌ها درباره مهاجرت، تقابل سنت و مدرنیته و فشارهای اقتصادی، گاهی به صورت پراکنده و بدون عمق ارائه می‌شوند و پیام اصلی فیلم در میان موقعیت‌های طنز گم می‌شود. شخصیت پدر مریم با شباهت به تیپ‌های شناخته‌شده، فردی خشن و سنتی نشان داده شده که تلاش دارد فرزندآوری را به اجبار پیش ببرد و سهیل و مریم هم اغلب به عنوان جوانانی کم‌برنامه و متوهم نمایش داده می‌شوند.

در روایت فیلم، تلاش برای نقد مسائل اجتماعی به بیانی شعارگونه و مستقیم تبدیل شده است؛ مهاجرت به عنوان فرار از ایران تصویر شده و احساس می‌شود جوانان به جای تلاش برای زندگی بهتر، در انتظار تأمین شرایط از سوی خانواده یا دولت هستند. کلیشه‌های فراوان، پیام اصلی فیلم را به محتوایی پیش‌بینی‌پذیر و در برخی مواقع خسته‌کننده بدل کرده‌اند.

محدودیت مخاطب و مناسب بودن نمایش

فیلم با توجه به برخی محتوای طنز و شوخی‌های موقعیتی، ممکن است برای مشاهده گروهی خانواده‌ها مناسب نباشد و تماشای آن توسط همه اعضای خانواده پیشنهاد نمی‌شود. این ویژگی باعث شده فیلم در بعضی اوقات با محدودیت مخاطب مواجه شود، اما از لحاظ ساختار فنی و روایت کمدی، همچنان اثری قابل تماشا و سرگرم‌کننده است.

سکانس نهایی

«دو روز دیرتر» ترکیبی از نقاط قوت و ضعف است. از یک سو، ریتم مناسب، دکوپاژ دقیق و بازی‌های روان، آن را به اثری خوش‌ساخت در سینمای بدنه بدل کرده و موضوع فرزندآوری را با طنز قابل تماشا ارائه می‌دهد. از سوی دیگر، کلیشه‌ها، پراکندگی موضوعات و مسیر ساده‌سازی پیام اجتماعی، از توانایی اثر برای ایجاد گفت‌وگوی اجتماعی می‌کاهد. فیلم ارزش یک بار دیدن را دارد و برای کسانی که با نگاه طنزآمیز به دغدغه‌های اجتماعی علاقه‌مند هستند، تجربه‌ای جذاب فراهم می‌کند، اما ممکن است برای همه اعضای خانواده مناسب نباشد.

دیدگاهتان را بنویسید