مخدر دودی عامل نابودی خانواده

مخدر دودی عامل نابودی خانواده

مرد متهم به قتل در دادگاه اعتراف کرد که تحت تاثیر مخدر اودی، دچار پرخاشگری شده و بدون کنترل همسرش را مورد ضرب و جرح قرار داده، اما داستان پیچیده تر است.

فاطمه شیخ علیزاده: شهریور سال ۱۴۰۴ اهالی یکی از محله‌های حاشیه شهر تهران با پیکر بی‌جان زن جوانی روبه‌رو شدند که زخمی و خون آلود روی زمین رها شده بود.رهگذران بلافاصله موضوع را به اورژانس اطلاع دادند اما امدادگران بعد از حضور بالای سر این زن اعلام کردند که زن جوان نبض نداشته و جان خودش را از دست داده است.به این ترتیب رسیدگی به موضوع در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت و کارآگاهان پلیس به همراه بازپرس ویژه قتل برای رازگشایی از ماجرا وارد عمل شدند.

‌ دستگیری متهم

در نخستین گام از تحقیقات هویت زن جوان به استناد مدارک هویتی که همراهش بود محرز شد. سپس کارآگاهان تشخیص هویت پلیس آگاهی در بررسی‌های ابتدایی علت‌تامه فوت را ضرب و جرح زن جوان به‌ نام رعنا اعلام کردند.بعد از تکمیل بررسی‌های ابتدایی جسد با دستور بازپرس جنایی برای انجام معاینات و آزمایش‌های لازم به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شد.

در همین حال دستور بازبینی دوربین‌های مدار بسته موجود در محل و تحقیق از بستگان نزدیک رعنا صادر شد که در نتیجه این تحقیقات نوک پیکان اتهام به سمت شوهر رعنا چرخید و ماموران او را بازداشت کردند.متهم به نام هومن در همان برخورد ابتدایی با پلیس به ضرب و جرح مرگبار با همسرش اعتراف کرد و ادعا کرد که در زمان وقوع جنایت تحت تاثیر مواد مخدر بوده است.

در حالی که مادر رعنا به عنوان تنها ولی دم پرونده تقاضای قصاص داماد خود را مطرح کرد پرونده برای رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد. اما پیش از فرا رسیدن موعد محاکمه تنها ولی دم پرونده فوت کرد و حالا ورثه او، یعنی خواهر و برادرهای رعنا به عنوان اولیای دم شناخته شده و به جلسه محاکمه در دادگاه دعوت شدند.

محاکمه

در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم پرونده تقاضای قصاص قاتل را کردند و یکی از آنها گفت:«هومن خواهر ما را بی‌رحمانه کتک زده و جسد او را در خیابان رها کرده است.او از ابتدا ارتباط خوبی با خانواده ما نداشت و کاری کرده بود که ما سالی یک بار هم خواهرمان را نمی‌دیدیم. مادرمان همیشه برای رعنا دلتنگ بود و گاهی دلش لک می‌زد برای پنج دقیقه دیدار با رعنا.

اما هومن اجازه مراوده و رفت و آمد نمی‌داد. در آخر هم با مرگ فجیع رعنا دلتنگی مادرمان ابدی شد و او از غصه دق کرد و مرد. هومن با قتل رعنا تنها او را نکشت بلکه مادرمان را هم از ما گرفت. مادر ما قبل از مرگش تقاضای قصاص هومن را کرده بود و ما هم به خاطرخواسته او و همچنین به خاطر داغ بزرگی که هومن روی دل خانواده ما گذاشت از خون رعنا گذشت نمی‌کنیم و جز قصاص متهم چیزی نمی‌خواهیم.»
سپس نوبت به هومن رسید که در دفاع از خود جزئیات ماجرا را شرح دهد.

ماجرا چه بود؟

هومن در دفاع گفت:«زندگی من و رعنا در صلح و صفا بود. ما هیچ مشکلی با همدیگر نداشتیم ولی حدود چهار سالی می‌شد که با خانواده رعنا قطع رابطه بودیم. به‌دلیل اینکه رفتارهای آنها باعث رنجش و دلخوری می‌شد و هر بار هم سعی می‌کردیم کدورت‌ها را رفع کنیم بار دیگر مشکل جدیدی پیش می‌آمد. این روند تا جایی ادامه داشت که حتی خود رعنا هم دیگر تمایلی به رفت و آمد با خانواده‌اش نداشت. در این میان من هرگز او را مجبور به قطع رابطه نکرده بودم و اگر دلش می‌خواست به خانواده‌اش سر بزند مانعش نمی‌شدم.»

متهم ادامه داد:«همه چیز بین ما خوب بود تا اینکه یک روز رعنا به من گفت یکی از خواهرهایش می‌خواهد به خانه ما بیاید.من هم قبول کردم. وقتی خواهر رعنا به نام زیبا به خانه ما آمد سر حرف را باز کرد و از قهر ما با خانواده‌اش حرف زد. می‌گفت دو روز دنیا ارزش ندارد و آشتی کنید و از این حرف‌ها. ما هم دلایل خودمان را برای او گفتیم.»

اما مسیر صحبت بین آنها عوض شد:«یکدفعه زیبا حرف را از قهر ما رساند به آرامش‌های روانی افراد. او از روانشناسی صحبت کرد و می‌گفت اگر آدم‌ها به تعادل روح برسند با همدیگر مشکل پیدا نمی‌کنند. بعد گفت که مدتی است در کلاس‌های عرفانی شرکت می‌کند و در حلقه‌های گروهی که تشکیل می‌دهند به آرامش جمعی می‌رسند. زیبا می‌گفت در این کلاس‌های انگیزشی، روح آنها به آرامش می‌رسد و تاکید داشت که این تاثیرات را در خودش نیز مشاهده کرده است.»

متهم ادامه داد:«صحبت‌های او من و رعنا را جذب کرده بود و فکر می‌کردیم شرکت در این کلاس‌ها شاید تجربه خوبی باشد. برای همین چند جلسه همراه زیبا به کلاس رفتیم تا اینکه زیبا به من گفت برای رسیدن به آرامش مطلق باید به حالت خلسه برسی و برای رسیدن به این حالت هم باید یک نوع مخدر به نام اودی مصرف کنی. من فکر می‌کردم این مخدر اعتیاد آور نیست و به پیشنهاد خواهرزنم شروع به مصرف آن کردم اما خیلی زود معتاد به اودی شدم تا جایی که خود زیبا هر روز برایم مخدر تهیه می‌کرد.»

روز حادثه

متهم درباره روز حادثه گفت:«اوایل مصرف مخدر باعث می‌شد که احساس خوبی داشته باشم. اعتمادبه‌نفس و تمرکزم بهتر شده بود و انرژی بالایی در خود حس می‌کردم اما خیلی زود تاثیر مخدر برعکس شد. پرخاشگر و عصبی شده بودم و حس می‌کردم کنترل رفتارم دست خودم نیست. برای همین اصلا نمی‌دانم چرا روز حادثه، درگیری شدید را با رعنا ایجاد کردم.»

او ادامه داد:«آن روز در ماشین بودیم و من داشتم رانندگی می‌کردم که به رعنا گفتم چرا تو مخدر را مصرف نمی‌کنی تا اعتقاداتت به حلقه‌های آرامشی بیشتر شود؟ سر همین موضوع با او بحثم شد و ناگهان از خود بیخود شده و شروع کردم به کتک زدن همسرم. با مشت و لگد به او ضربه می‌زدم و بعد هم در ماشین را باز کردم و رعنا را به بیرون هل دادم.

او چند متر روی زمین کشیده شد و بعد او را همان جا کنار خیابان رها کردم و رفتم اما فکرش را هم نمی‌کردم که این کتک کاری منجر به مرگ او شود. من همسرم را دوست داشتم و مواد مخدرهایی که خواهرش به من می‌داد کار زندگی ما را به اینجا کشاند.» قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم دستور تحقیقات تکمیلی برای روشن شدن ادعاهای او راجع به کلاس‌های عرفانی و مواد مخدر را صادر کردند.
به این ترتیب جلسه رسیدگی تا تکمیل تحقیقات تجدید شد و متهم بعد از آن بار دیگر پای میز محاکمه خواهد رفت.

دیدگاهتان را بنویسید