سازمان بورس با سه سناریوی متفاوت برای بازگشایی بازار، سعی دارد هم از سرمایه سهامداران صیانت کند و هم مسیر تأمین مالی صنایع را هموار نماید.
به گزارش سرمایه فردا، روزها و هفتههاست که تالار شیشهای بورس تهران تعطیل است. سهامدار خرد که ماهها قبل سهم خریده، حالا نه میتواند بفروشد و نه حتی ارزش دارایی خود را بداند. از سوی دیگر، صنایع کشور که در آتش جنگ میسوزند، برای بازسازی و برگشتن به چرخه تولید، تشنه سرمایه هستند. در این میان، سازمان بورس با سه سناریوی متفاوت برای بازگشایی بازار، سعی دارد هم از سرمایه سهامداران صیانت کند و هم مسیر تأمین مالی صنایع را هموار نماید.
تصور کنید کارخانهای در اصفهان که خط تولیدش در اثر حملات هوایی آسیب دیده، برای خرید دستگاههای جدید و تأمین مواد اولیه، نیاز فوری به پول دارد. بورس، جایی است که این کارخانه میتواند با فروش سهام یا انتشار اوراق، سرمایه مورد نیازش را از مردم تأمین کند، اما وقتی بازار تعطیل است، این رگ حیاتی هم بسته میماند.
حجتاله صیدی، رئیس سازمان بورس، روز گذشته در نشست شرکتهای تأمین سرمایه، تأکید کرد که« تعطیلی بازار نه تنها مزیتی ندارد، بلکه با گذشت زمان، چالشها را بیشتر میکند.» حرف او را باید جدی گرفت. هر روز که بازار بسته میماند، یک کارخانه نمیتواند سرمایه جذب کند، یک تولیدکننده نمیتواند مواد اولیه بخرد، و یک سهامدار نمیتواند به دارایی خود دسترسی پیدا کند. در بحبوحه جنگی که اقتصاد کشور را نشانه گرفته، بازگشایی بورس دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت حیاتی است.
صیدی در این نشست از سه سناریوی متفاوت برای آینده بازار سرمایه خبر داد. سناریوی اول، تداوم وضعیت فعلی یعنی همان آتشبس شکنندهای که این روزها برقرار است. در این سناریو، بازار با بیشترین سطح عدم قطعیت مواجه است و تصمیمگیری برای سرمایهگذاران سختتر از همیشه خواهد بود. سرمایهگذار نمیداند فردا جنگ میشود یا صلح، نمیداید دلار بالا میرود یا پایین، و همین ابهام، دست او را برای خرید و فروش میبندد.
سناریوی دوم، دستیابی به یک توافق مشخص و نسبتاً پایدار است. اگر مذاکرات به نتیجه برسد و تنشها کاهش پیدا کند، چشمانداز نسبتاً باثباتی برای تحلیل و ارزشگذاری سهام ایجاد میشود. در این حالت، سرمایهگذاران میتوانند با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرند و بازار به سمت تعادل حرکت کند.
سناریوی سوم، بازگشت تنشها و تشدید درگیری است. در این صورت، محدودیتها و شرایط خاص دوباره بر بازار حاکم خواهد شد و سازمان بورس ناگزیر از اتخاذ تمهیدات ویژهای برای صیانت از سهامداران است.
سوال اینجاست: آیا سازمان بورس برای هر سه سناریو برنامه دارد؟ صیدی میگوید بله. اما آنچه روشن است، این است که در هر سه حالت، بازگشایی بازار اجتنابناپذیر است؛ فقط شکل و زمان آن متفاوت خواهد بود.
اما بازگشایی بازار، یک شرط بزرگ دارد؛ شفافیت. صیدی تأکید کرده که شرکتها باید اطلاعاتی در خصوص وضعیت تولید، فروش و تغییرات عملکرد خود، حتی به صورت حداقلی، ارائه دهند تا سرمایهگذاران بتوانند تحلیل کنند. این یعنی سرمایهگذار حق دارد بداند شرکتی که سهامش را خریده، در جنگ چه بلایی سرش آمده. آیا خط تولیدش آسیب دیده؟ آیا مواد اولیه دارد؟ صادراتش چقدر کاهش یافته؟
البته صیدی به یک نکته ظریف هم اشاره کرده: ملاحظات امنیتی. در شرایط جنگ، نمیتوان همه اطلاعات را کرد. ممکن است انتشار برخی دادهها (مثل میزان تولید یک پالایشگاه یا موقعیت انبارهای استراتژیک) به دست دشمن بیفتد و خسارتهای جبرانناپذیری ایجاد کند. بنابراین، سازمان بورس به دنبال «شفافیت حداقلی» است؛ نه آنقدر کم که سرمایهگذار را در تاریکی رها کند، نه آنقدر زیاد که امنیت ملی را به خطر بیندازد.
این یک تعادل دشوار است. سرمایهگذار میخواهد بداند، دولت نمیتواند همه چیز را بگوید. سازمان بورس وسط این میدان ایستاده و باید طوری راه برود که نه پای سرمایهگذار لگد شود، نه پای امنیت ملی.
یکی از مهمترین وظایف سازمان بورس، صیانت از حقوق سهامداران خرد است. آنهایی که پسانداز یک عمرشان را روی سهام یک شرکت گذاشتهاند و حالا در بحران جنگ، نگران سرمایه خود هستند. صیدی در نشست خبری تأکید کرده که پرهیز از رفتارهای هیجانی و اتخاذ رویکردی مبتنی بر صبر و تحلیل، میتواند به حفظ آرامش بازار کمک کند.
واقعیت این است که صیانت از سرمایه سهامداران، فقط به معنی جلوگیری از ضرر نیست. گاهی صیانت، یعنی باز کردن درهای بازار و اجازه دادن به سهامدار تا خودش تصمیم بگیرد. حتی اگر آن تصمیم، فروش با ضرر باشد. چون حق انتخاب، خودش بخشی از صیانت است، اما باید فضای روانی مناسبی نیز وجود داشته باشد.
از سوی دیگر، صنایع کشور منتظرند. کارخانههای فولاد و پتروشیمی که موتور محرک اقتصاد هستند، یا آسیب دیدهاند یا با کمبود مواد اولیه مواجه شدهاند. آنها برای بازسازی خطوط تولید، خرید ماشینآلات جدید و تأمین نقدینگی جاری، نیاز فوری به سرمایه دارند. این سرمایه را کسی غیر از مردم (از طریق بورس) نمیتواند تأمین کند. بانکها که خودشان غرق در ناترازی هستند، توان وامدهی ندارند. دولت که کسری بودجه اش سر به فلک کشیده، پولی ندارد. تنها راه، بازار سرمایه است.
اما بازار سرمایه وقتی بسته است، چگونه میتواند سرمایه تأمین کند؟ شرکتها نمیتوانند سهام جدید عرضه کنند، نمیتوانند اوراق منتشر کنند، نمیتوانند افزایش سرمایه بدهند. همه اینها منوط به بازگشایی بورس است.
صیدی میگوید که« برخی شرکتهای آسیبدیده برنامه بازسازی خود را آغاز کردهاند و امکان تأمین مواد اولیه از سایر منابع داخلی و خارجی فراهم شده است.» اما این برنامهها، بدون پول، فقط روی کاغذ میمانند. » بخشی از پول، میتواند از طریق بازار سرمایه قابل تأمین است. این یعنی صنعت برای بازسازی به بورس نیاز دارد، بورس برای بازگشایی به شفافیت صنعت نیاز دارد.
سازمان بورس با سه سناریو و یک شرط کلیدی (افشای حداقلی اطلاعات) دارد خودش را برای بازگشایی بازار آماده میکند. صیدی میگوید تعطیلی بازار چالشها را افزایش میدهد و بازگشایی منوط به همکاری شرکتهاست.
اما واقعیت این است که بازار سرمایه، رگ حیاتی اقتصاد است. در جنگی که هر روز زیرساختهای تولیدی و صنعتی را نشانه میگیرد، این رگ حیاتی باید باز بماند تا خون (سرمایه) به اندامهای آسیبدیده برسد. سهامدار باید بتواند تصمیم بگیرد، صنعت باید بتواند تأمین مالی کند، و سازمان بورس باید بتواند بین صیانت از سرمایه سهامداران و تأمین مالی تولید، تعادل برقرار کند.
بازگشایی بازار، دیگر یک مسئله فنی نیست؛ یک مسئله راهبردی و حیاتی است. هر روز تأخیر، یعنی یک روز عقبماندگی بیشتر برای صنعت، یک روز فشار بیشتر بر سهامدار، و یک روز فرصت بیشتر برای رقبا تا جای ایران را در بازارهای جهانی بگیرند. امیدواریم سازمان بورس با تدبیر و سرعت عمل، هرچه زودتر چراغ سبز بازگشایی را روشن کند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا