روایت شکست طرح‌های دشمن

روایت شکست طرح‌های دشمن

مجید صیادنورد، کارشناس روابط بین‌الملل، در یادداشتی به تحلیل ابعاد پنهان جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخته و از شکست طرح‌های تغییر رژیم، تجزیه کشور و آشوب شهری می‌گوید.

به گزارش سرمایه فردا، مادربزرگم با همان لهجه شیرین گیلکی اش از روزهای اشغال بندرانزلی در شهریور ۱۳۲۰ برایمان می‌گفت. از مقاومت چند روزه و شهادت ناخدا بایندر. از دخترانی که برای حفظ آبرویشان، به چاه‌ها و انبار علوفه پناه بردند. «بالا جان می مارشان، امرا چاه میان قایما کودد، بعد بوبوردد تیل انبار بوجور میان قایما کودد، چرا آبجی جان؟ آخه بی دینان اومویید دم در خانیان دختران رو بوردد.» این را می‌گفت و می‌گریست. امروز، نسل جدید ایران، داستان دیگری برای روایت دارد.

قدرت آفندی نیروهای مسلح ایران، گستره شمول و تنوع تسلیحات به‌کاررفته، و تاکتیک‌های تهاجمی ترکیبی نامتقارن، طرح اول دشمن یعنی «تغییر رژیم» و طرح دوم یعنی «تجزیه و آشوب شهری» را از مدار انتفاع خارج کرده است. حالا باید پرسید آیا دشمن آمریکایی-صهیونی به گزینه سوم روی آورده؟ مداخله در تعیین رهبری و حکمرانی آینده ایران؟

خون شهید، انسجام ملی

شهادت مقام معظم رهبری در دفتر کارش، آن هم با همراهی شماری از فرماندهان و اعضای خانواده، قرار بود فروپاشی روحی مردم و نیروهای نظامی را به همراه داشته باشد. اما محاسبه غلط بود. خون شهید، به جای ایجاد رخوت، جوش و خروشی آفرید که انسجام ملی را بیش از پیش مستحکم کرد. امواج نفرت از این جنایت، صدور فتاوای جهاد از سوی مراجع تقلید شیعیان را در پی داشت.

چرا فروپاشی رخ نداد؟

دلیل اول را باید در باور عمیق جمهوری اسلامی به دشمنی آمریکا جست. از همان روزهایی که امام خمینی (ره) آمریکا را شیطان بزرگ خواند، تا سال‌های جنگ تحمیلی که طعم تلخ حمایت‌های تسلیحاتی و اطلاعاتی آمریکا از صدام را چشیدیم، و از دهه هفتاد به این سو که دکترین نظامی خودبسنده را در پیش گرفتیم، انگار در انتظار چنین نبرد آخرالزمانی بودیم.

دومین عامل، نگاه رئالیستی رهبر شهید بود. ترسیم ساختار درهم‌تنیده و چندلایه دفاعی-تهاجمی، تغییر رویکرد به استراتژی‌های نوین قرن بیست و یکم، راهبردی هوافضاپایه مبتنی بر توان موشکی و پهپادی، تنوع‌بخشی به قدرت تسلیحاتی سطحی-زیرسطحی با قابلیت عملیاتی در خلیج‌فارس و تنگه هرمز، و ساختار فرماندهی موزائیکی، همه و همه دست به دست هم داد تا ایران برای چنین روزی آماده باشد.

نهادهای موازی دولتی-حکومتی که در شرایط عادی گاهی باعث تداخل و تفسیر به رأی می‌شوند، در وضعیت جنگی به تقویت قابلیت تصمیم‌گیری و عملیاتی کشور انجامیدند. تقسیم کار میان ارتش و سپاه، به عنوان دو رکن موازی اما همسو، نماد این هماهنگی است.

و در نهایت، خون شهید و کودکان مینابی و غیرت نیروهای مسلح و مردمان ایران زمین، اتحاد ملی را رقم زد. فراموش نکنیم که مفاهیمی چون ملی‌گرایی، نبرد پارتیزانی و جنگ فرسایشی، توسط ایرانیان به آموزه‌های بشری افزوده شده است.

چرا تجزیه ایران ممکن نشد؟

طرح تجزیه ایران که دو دهه قبل با شبکه‌های ماهواره‌ای و جریان‌های رسانه‌ای و اجتماعی کلید خورد، با موانع جدی روبرو بود. تنوع قومیتی در ایران، بر خلاف آنچه دشمن می‌پنداشت، نه عامل تفرقه که به مثابه قالیچه‌ای زربفت، با تکیه بر هویت تاریخی، زبانی، فرهنگی و دینی مشترک، عامل انسجام شد.

از سوی دیگر، واقعیت‌های امنیت منطقه‌ای نیز مانع این مهم بود. دولت پاکستان با استقلال بلوچستان مخالف است، کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس با تقویت خوزستان به نفع ایران نمی‌اندیشند، و ترکیه، عراق و سوریه نیز با تجزیه کردستان نه تنها موافق نیستند که سرسختانه در برابر آن می‌ایستند. در مباحث پان‌ترکی نیز، آذری بودن رهبر شهید و انتخاب رئیس‌جمهوری از این منطقه، عقبه هویت‌ساز آذری را در تاریخ چندصدساله ایران تثبیت کرده است.

طرفه آنکه حملات ایران به کردستان عراق و رفتار اردوغان و علی‌اف نیز تاکنون مانع تحقق برنامه دوم دشمن شده است.

واقعیت‌هایی که نباید نادیده گرفت

۱. ایران به وعده رهبر شهیدش عمل کرد و تهاجم را به یک جنگ منطقه‌ای تبدیل نمود.
۲. سرعت آفند و تعداد بالای موشک‌ها و پهپادها، ارزیابی غلط دشمن از توانمندی‌های ایران را آشکار ساخت.
۳. اعراب به این باور رسیدند که آمریکا نه تنها توان دفاع از آنان را ندارد، که پایگاه‌هایش در برابر حملات ایران بی‌دفاع است.
۴. ناوگروه آبراهام لینکلن علیرغم حمله به تجهیزات ارتش ایران، جرأت نزدیکی به شعاع موشک‌ها و قایق‌های تندروی ایرانی را ندارد.
۵. پاسخ‌های متناقض کشورهای هم‌پیمان آمریکا، نشان‌دهنده وضعیت نابسامان میدانی واشنگتن است.
۶. ایرانیان به سوی کشورهای همسایه فرار نکردند؛ این یعنی اعتماد به نیروی نظامی و غیرت ملی.
۷. اگر جنگ به هفته دوم کشیده شود، زیرساخت‌ها هدف قرار خواهند گرفت و ایران را چاره‌ای جز مقابله به مثل علیه سرزمین‌های اشغالی نیست.
۸. زمان، هزینه‌های جانی و مالی جنگ، و فشار افکار عمومی علیه ترامپ، به نفع ایران کار می‌کند، اگر طاقت بیاوریم.

نظم نوین در راه است

استراتژی «هزار زخم» ایران بر پیکره دشمن؛ هدف قرار دادن پایگاه‌ها، کور کردن رادارها، منطقه‌ای کردن جنگ، انسداد تنگه هرمز، و بازی با موشک‌ها و پهپادهای متنوع، در کنار خنجرهای یمنی آماده در باب‌المندب، قطعات پازل تقابل ایران را تشکیل می‌دهند.

پیروز نهایی کسی است که ذخیره تسلیحاتی و تاب‌آوری دفاعی و مردمی بیشتری داشته باشد. جایی که صهیونیست‌ها مردم و زیرساخت‌ها را هدف می‌گیرند و ایران به اماکن نظامی آنان ضربه می‌زند، تاب‌آوری مردم معنای واقعی می‌یابد. دیپلماسی همزمان با جنگ نیز سرنوشت‌ساز است.

اگر ایران پیروز شود، جمهوری اسلامی ایران نویسنده نقش‌های نظم جدید منطقه‌ای در غرب آسیا خواهد بود و وارد لیگ تصمیم‌سازی بین‌المللی می‌شود که قرن‌ها از آن دور بود. نظام بین‌الملل چندقطبی شده و گذار از جهان غربی به موازنه قدرت‌های شرقی را شاهد خواهیم بود. رژیم صهیونیستی در ضعیف‌ترین حالت ممکن قرار خواهد گرفت و آمریکا از جایگاه تصمیم‌گیری برای منطقه خارج می‌شود.

امید آنکه استراتژی جمهوری اسلامی در دوران جدید، از رقابت‌های نظامی به تعریف منافع مشترک با همسایگان تغییر یابد و همگرایی منطقه‌ای جایگزین رویارویی شود. چرا که این تهاجمات، هرچند تلخ، زمینه ناراحتی همسایگان از حضور نظامی آمریکا را نیز فراهم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید