تا دیروز با پدر بود، بازی میکرد، میخندید و حتی لحظههایی را بدون مادر سپری میکرد. اما امروز، گویی همه چیز تغییر کرده است. نوزاد ۱۳ ماهه یکباره به مادر چسبیده و حاضر نیست حتی برای یک دقیقه از او جدا شود. این صحنه برای بسیاری از والدین آشناست؛ صحنهای که گاه نگرانکننده و گاه خستهکننده میشود. اما پشت این وابستگی ناگهانی، رازهایی نهفته است که دانستن آنها میتواند نگرانی والدین را به آرامش تبدیل کند.
به گزارش سرمایه فردا، اضطراب جدایی، مهمان ناخواندهای است که معمولاً از ۸ ماهگی سر میرسد، اما در ۱۲ تا ۱۸ ماهگی به اوج خود میرسد. در این مرحله، کودک تازه متوجه شده که مادر و پدر افرادی جدا از او هستند. او هنوز نمیداند که آدمها پس از رفتن، بازمیگردند. برای ذهن کوچک او، هر جدایی میتواند معنای «برای همیشه رفتن» بدهد.
این درک جدید، دنیای کودک را به مکانی ترسناک تبدیل میکند. او به پناهگاهی امن نیاز دارد و معمولاً مادر، به دلیل پیوند عاطفی عمیقتر، به عنوان آن پناهگاه انتخاب میشود. این انتخاب، نه به معنای دوست نداشتن پدر، که به معنای نیاز به مطمئنترین نقطه اتکاست.
جان بالبی، روانشناس مشهور، نظریه «دلبستگی» را مطرح کرد. به باور او، کودک برای کشف دنیای اطراف نیاز به یک «پایگاه امن» دارد. مادر معمولاً این پایگاه است. در ۱۳ ماهگی که کودک در آستانه راه رفتن، حرف زدن و استقلال بیشتر است، این نیاز به پایگاه امن پررنگتر از همیشه میشود.
او میخواهد دنیا را کشف کند، اما میترسد. پس هر از گاهی به مادر برمیگردد تا مطمئن شود هنوز هست، هنوز امن است، هنوز میتواند به او پناه ببرد. این رفت و برگشت، اساس رشد عاطفی سالم است.
۱۳ ماهگی، سن جهشهای بزرگ است. بسیاری از نوزادان در این سن راه میافتند، اولین کلمات را بر زبان میآورند و تلاش میکنند کارها را خودشان انجام دهند. این استقلال طلبی، هرچند شیرین، اما ترسناک است.
کودک میان دو نیروی متضاد گیر کرده است: از یک سو میخواهد مستقل باشد و از سوی دیگر به حمایت عاطفی نیاز دارد. در این کشمکش، مادر به لنگر آرامش تبدیل میشود. او جایی است که کودک میتواند پس از هر تلاش نافرجام، به آن بازگردد و انرژی تازه بگیرد.
در ۱۳ ماهگی، کودک به تدریج نقشهای متفاوت پدر و مادر را درک میکند. او ممکن است مادر را با تغذیه و آرامش مرتبط بداند، به ویژه اگر هنوز شیر مادر میخورد. پدر را بیشتر با بازی و هیجان بشناسد. این تفکیک نقشها باعث میشود در لحظات استرس یا خستگی، کودک مستقیم به سراغ مادر برود.
این به معنای کماهمیت بودن پدر نیست. پدر همچنان جایگاه ویژه خود را دارد، اما در موقعیتهای خاص، نیاز به آرامش، کودک را به سوی مادر میکشاند.
گاهی عوامل موقتی این وابستگی را تشدید میکنند. دندان درآوردن که در این سن شایع است، درد و بیقراری میآورد و کودک برای آرامش به مادر پناه میبرد. یک سرماخوردگی ساده، خستگی مفرط، یا حتی تغییرات محیطی مانند مسافرت، جابجایی منزل یا ورود یک مراقب جدید، میتوانند این وابستگی را چند برابر کنند.
گرسنگی یا افت قند خون نیز از دیگر عواملی است که کودک را بیتابتر و نیازمندتر میکند. در این شرایط، مادر به مثابه منبع امنیت و آرامش، اولین و مهمترین پناهگاه است.
در برابر این وابستگی، والدین چه میتوانند بکنند؟ نخستین و مهمترین نکته این است که این نیاز را بشناسند و پاسخ دهند. گریه کودک برای مادر، یک نیاز است، نه لجبازی. بغل کردن او در این موقعیت، نه تنها او را لوس نمیکند، که امنیتش را تأمین میکند و پایههای اعتماد را در وجودش مستحکم میسازد.
پدر میتواند به تدریج وارد مدار شود. ابتدا با حضور مادر با کودک بازی کند، سپس برای دقایقی کوتاه مسئولیت را بر عهده بگیرد و به تدریج این فاصلهها را افزایش دهد.
اشیای انتقالی مانند عروسک یا پتوی کوچک که بوی مادر را دارند، میتوانند در غیاب او به کودک آرامش دهند. بازی «دالی موشه» نیز به کودک میآموزد که ناپدید شدن، به معنای نبودن برای همیشه نیست.
هنگام ترک کودک، خداحافظی کوتاه اما قطعی داشته باشید. مخفیانه ترک کردن، اعتماد کودک را خدشهدار میکند. قول بازگشت بدهید و سر ساعت برگردید.
و در نهایت، خود را آرام کنید. کودکان آینه احساسات والدین هستند. اگر شما مضطرب باشید، کودک بیشتر به شما میچسبد. آرامش شما، آرامش او را به دنبال دارد.
در اکثر موارد، این وابستگی طبیعی و گذراست. اما اگر کودک حتی با حضور مادر هم آرام نمیگیرد و مدام بیقرار است، اگر تماس چشمی برقرار نمیکند یا به اسم خود واکنش نشان نمیدهد، اگر در برابر هر تغییر کوچکی واکنش شدید و غیرقابل کنترل نشان میدهد، یا اگر وابستگی تا ۳ سالگی نه تنها کاهش نمییابد، که شدیدتر میشود، مشورت با متخصص اطفال یا روانشناس کودک میتواند مفید باشد.
تغییر ناگهانی وابستگی نوزاد به مادر در ۱۳ ماهگی، نه یک بحران، که یک مرحله طبیعی و ضروری در رشد عاطفی اوست. این وابستگی نشانه دلبستگی ایمن است، نه ضعف یا لوس بودن. کودکانی که در این سن دلبستگی ایمن را تجربه میکنند، در بزرگسالی اعتماد به نفس بالاتری دارند، روابط عاطفی سالمتری برقرار میکنند و در مواجهه با استرس، تابآورترند.
پس اگر این روزها کودک شما به آغوشتان پناه میبرد و لحظهای از شما جدا نمیشود، بدانید که این وابستگی، سرمایهگذاری برای آینده اوست. آغوش شما امروز، استقلال او در فرداست. این روزها اگرچه طاقتفرساست، اما زودگذر است. از آن لذت ببرید.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا