پرونده قتل پرابهام

پرونده قتل پرابهام

پرونده قتل مشکوک یک کشاورز با نبود ادله قطعی و ناتوانی در اجرای قسامه به دستور دادگاه متوقف شد.

فاطمه شیخ علیزاده: اواسط سال ۱۴۰۳ مرد میانسالی با وحشت و فریاد از یک زمین کشاورزی واقع در یکی از روستاهای اطراف پایتخت بیرون دوید و از مردم کمک خواست. این مرد میانسال به نام احمد در میان کمک خواهی‌اش به اهالی روستا می‌گفت: «دوستم را برق گرفته و وسط اتاق افتاده است.» اهالی روستا خیلی سریع اورژانس را خبر کردند و امدادگران بلافاصله برای رسیدگی به موضوع از راه رسیدند؛ اما دیگر کار از کار گذشته بود و دوست احمد به نام همایون جان خود را از دست داد. درحالی‌که مرگ همایون مشکوک به نظر می‌رسید مأموران پلیس و تیم جنایی برای بررسی علت اصلی مرگ وارد عمل شده و در صحنه وقوع حادثه حاضر شدند.

‌ بازداشت رفیق

در بررسی‌های ابتدایی تیم تشخیص هویت احتمال وقوع مرگ همایون به دلیل ضربه به سر مطرح شد. در همین حال یک سیم لخت برق در کنار جسد دیده می‌شد که مأموران احتمال دادند فردی به سر همایون ضربه‌ای وارد کرده و سپس برای صحنه‌سازی سیم را آنجا رها کرده است.جسد با دستور بازپرس جنایی به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شده و کارشناسان پس از معاینه و آزمایش‌های لازم روی جسد اعلام کردند که علت تامه فوت وارد آمدن ضربه به سر است.

در همین حال تحقیقات محلی از اهالی روستا آغاز شد و آنها اعلام کردند مقتول را دقایقی قبل از فوت او دیده بودند. یکی از اهالی گفت: «چند دقیقه قبل از این حادثه همایون را دیدیم که با ماشین خودش وارد زمین کشاورزی‌اش شد. او ساکن روستا نبود و گاهی برای سرزدن به اوضاع زمینش به اینجا می‌آمد. بعد از اینکه ماشین او وارد زمین شد، احمد دوان‌دوان به سمت روستا آمد و گفت همایون از او خواسته علت قطعی آب را از اهالی بپرسد. ما هم به او گفتیم که در جریان نیستیم و شاید سهم آب زمین همایون امروز نباشد. وقتی این جواب را از ما گرفت به سمت زمین برگشت و صدای فریاد او بلافاصله شنیده شد. اما وقتی ما خودمان را به آنجا رساندیم تا بفهمیم که چه اتفاقی افتاده است؛ ماشین همایون جابه‌جا شده بود.»

در ادامه ماجرا خانواده همایون نیز اعلام کردند که احمد از مدت‌ها قبل در جریان مراودات مالی و کاری با همایون اختلاف پیدا کرده بود.به‌این‌ترتیب با توجه به اینکه احمد در آخرین لحظات با همایون تنها بود، اعلام علت مرگ به‌خاطر ضربه به سر، جابه‌جا شدن ماشین و همچنین سابقه اختلاف بین احمد و همایون؛ احمد به‌عنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت.متهم در تمام مراحل تحقیقات منکر اتهام خود شد؛ اما با توجه به ادله موجود در پرونده متهم در شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت.

 جزئیات محاکمه

در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم تقاضای قصاص متهم پرونده را کردند. سپس احمد در دفاع از خود گفت: «من اتهامم را قبول ندارم و در مرگ دوستم هیچ نقشی نداشتم.
من و همایون از سال‌ها قبل با همدیگر دوست و همکار بودیم و در این میان گاهی اختلافاتی بین ما ایجاد می‌شد.اما این اختلافات هرگز آن قدر عمیق نبود که باعث کینه‌ورزی نسبت به همدیگر شود. اگر دشمنی ما این‌قدر عمیق بود که باعث می‌شد دست به قتل او بزنم، قطعاً او روز حادثه با من به سمت زمین کشاورزی‌اش همراه نمی‌شد.»

متهم درباره روز حادثه گفت: «آن روز همایون می‌خواست به زمینش سرکشی کند و از من خواست همراهش بروم من هم قبول کردم. به‌محض اینکه به زمین رسیدیم به من گفت آب قطع شده و گفت من سراغ پمپ آب که داخل اتاقک نگهبانی است می‌روم و در این فاصله تو هم از اهالی روستا پرس و جو کن. او مشغول وارسی سیم‌کشی برق‌ها شد و من رفتم. اما وقتی بازگشتم دیدم زمین افتاده است. اهالی روستا شاهد هستند که در لحظه فوت دوستم در اتاقک نگهبانی نبودم. شاید برق او را پرتاب کرده و علت وارد شدن ضربه به سرش هم همین باشد.»

قاضی درباره علت جابه‌جا کردن ماشین از او پرسید که متهم پاسخ داد: «آن روز من به همایون گفتم شاید مجبور باشم زودتر از او به خانه برگردم چون کاری داشتم. همایون می‌خواست تا غروب در زمین بماند و به کارهایش رسیدگی کند برای همین هر کسی با ماشین خودش تا زمین کشاورزی آمد. من ماشین خودم را جابه‌جا کرده بودم و اهالی به اشتباه فکر کردند که آن ماشین متعلق به همایون بود.»قضات دادگاه بعد از بررسی محتویات پرونده، موضوع را از موارد لوث تشخیص داده و رای به قسامه دادند.

دستور توقف رسیدگی

درحالی‌که اولیای دم موفق به معرفی ۵۰ نفر برای برگزاری مراسم قسامه نشدند، در مرحله بعد متهم باید ۵۰ نفر را برای اینکه در اثبات بی‌گناهی او قسم بخورند به دادگاه معرفی می‌کرد؛ اما او نیز نتوانست این کار را انجام دهد. به همین دلیل دستور توقف رسیدگی به پرونده از سوی دادگاه صادر شد.

دیدگاهتان را بنویسید