اکنون مهاجرتهای پنهانی از ناحیه اصفهان و یزد به سمت شمال کشور وجود دارد و بخش عمده زمینهای استان گیلان را اصفهانیها خریداری کرده و مشغول کشاورزی شدهاند.
به گزارش سرمایه فردا، لیلا مرگن: افراد به دلیل شرایط نامناسب زیستی مثل نبود آب، وقوع پدیده گرد و غبار و آلودگی هوا مهاجرت میکنند. خیلی از آنها شغل کشاورزی یا دیگر مشاغل را دارند که تحت تاثیر فرآیندهای تغییر اقلیم قرار گرفته است و به همین دلیل ناگزیرند به سمتی بروند که شغل و کسب و کار بهتری پیدا کنند.
ایران بهعنوان کشوری که تحت تاثیر تبعات گرمایش جهانی و تغییر اقلیم قرار دارد، انواع مختلفی از مهاجرتهای اقلیمی را در پهنه سرزمینی خود تجربه میکند. اگرچه سازمانهای بینالمللی این مهاجرتها را عاملی خطرساز و زمینه بروز ناامنی در جهان معرفی میکند اما کارشناسانی در ایران هستند که چنین مهاجرتهایی را واکنش طبیعی بشر برای سازگاری با تبعات تغییر اقلیم میدانند و معتقدند که مخالفتهای جهانی با مهاجرت، صرفا به دلیل تاثیرپذیری نظم ایجاد شده در دنیا بعد از جنگ جهانی دوم است اما گروهی دیگر از کارشناسان بر این باورند که مهاجرتهای اقلیمی اگر بدون حساب و کتاب باشد، میتواند مقصد پذیرش مهاجران را هم با مشکلات عدیده مواجه کند.

گزارشهای سازمانهای بینالمللی حاکی از آن است که میلیونها نفر در مناطق خشک، ساحلی و کمآب جهان ممکن است تا سال ۲۰۵۰ مجبور به جابهجایی شوند و این میتواند به یکی از بزرگترین جابهجاییهای انسانی در تاریخ تبدیل شود. این مجامع هشدار میدهند که نادیده گرفتن بحران اقلیمی در استراتژیهای امنیت ملی میتواند به بیثباتی جهانی و افزایش گرسنگی، جابهجایی اجباری و درگیریها تحت تاثیر مهاجرتهای اقلیمی منجر شود. ایران که در کمربند خشک دنیا قرار دارد از این قاعده کلی مستثنی نیست. بزرگترین مهاجرت اقلیمی ثبت شده در کشور، تخلیه سیستان و بلوچستان به سمت مناطق شمالیتر مثل خراسان بزرگ و گلستان در یک قرن اخیر رخ داده و هر بار که صحبت از مهاجرتهای اقلیمی میشود، کارشناسان به تبعات تخلیه این استان و مهاجرت ساکنانش اشاره میکنند. این روزها دولت تلاش میکند با وضع برخی مشوقها یا قوانین مثل دریافت مجوز از فرمانداریها برای انتقال وسایل زندگی از استان سیستان و بلوچستان، مانع تخلیه فوری این استان شود اما به نظر نمیرسد که چنین تدابیری در مقابل فشارهای ناشی از اقلیم بر زندگی مردم، چندان تاثیرگذار باشد.
گویا مهاجرتهای اقلیمی در ایران سابقهای بسیار طولانیتر از آنچه در منابع بیشتر به آن اشاره میشود، داشته است. محمد حسین رامشت اقلیم شناس در گفتوگو با هفت صبح به مهاجرتهای سالهای دور ایرانیان تحت تاثیر خشکسالیهای طولانی اشاره میکند که مردمان ساکن مناطق شرقی و بخش مرکزی ایران شامل یزد و اصفهان را به سمت هندوستان هدایت میکند و امروز شاهدیم که این مهاجرت در بازار کلکته، زبان فارسی تغییر یافته را رواج داده است. ساکنان بوشهر، لار و شیراز هم با وقوع خشکسالی راهی آفریقا میشوند و حتی در زنگبار حزب «افرا شیراز» را تشکیل میدهند.
این اقلیم شناس بعد از مرور مهاجرتهای سالهای دور، به مهاجرتهای متعدد دوره معاصر هم اشاره میکند و میگوید که در خوزستان اهالی عرب زبان، طی دهه اخیر به دلیل وقوع ریزگردها مهاجرتهایی به سمت ایران مرکزی و جاهای خوش آب و هوا مثل همدان و … داشتهاند. اکنون مهاجرتهای پنهانی از ناحیه اصفهان و یزد به سمت شمال کشور وجود دارد و بخش عمده زمینهای استان گیلان را اصفهانیها خریداری کرده و مشغول کشاورزی شدهاند.
او به سابقه مهاجرتهای فصلی هم اشاره میکند و بر این باور است که این مهاجرتها منجر به تشکیل سازمان کارهای پیشرفتهای مثل «بنه» و «سربنه» شده است. اصفهانیها در زمستان که امکان کشت و کار نداشتهاند، به سمت دشت آزادگان و منطقهای معروف به «یزد نو» مهاجرت میکردند تا به کارشان ادامه دهند. بعد از آنکه جنگ هشت ساله ایران و عراق رخ میدهد، آنها تغییر مکان داده و به سمت جیرفت و بندرعباس میروند.
رامشت مهاجرتهای اقلیمی را بهعنوان راهکاری برای سازگاری با اقلیم معرفی میکند و بر این باور است که مردم در برابر تغییراتی که بهوجود میآید، تصمیمات بسیار خردمندانهای میگیرند. این تغییرات یک فرصت ایجاد میکند تا آنها کارها را برای بهبود شرایط زندگیشان سازماندهی کنند و بهتر است این سازماندهی توسط خود مردم و نه مراکز دولتی انجام شود.
او هشدارهای سازمانهای جهانی درباره تغییرات اقلیمی و خطرات آن را مرتبط با ساماندهیهای بعد از جنگ جهانی دوم و شکلگیری مفهوم دولت-ملت و کشور توصیف میکند و تاکید میکند که مهاجرتهای اقلیمی تهدیدی برای مردم نیست بلکه یک تهدید برای نظمی است که بعد از جنگ جهانی دوم بهوجود آمده است. در گذشته بین کشورها مرز نبوده و پرچمی هم برای آنها تعریف نشده بود. بنابراین افراد میتوانستند جابهجا شوند. اگر امروز مردم به آمریکا و اروپا مهاجرت میکنند به این خاطر است که میخواهند سهمشان را از این کشورها باز پس بگیرند زیرا کشورهای پیشرفته با ورود تکنولوژی به سایر کشورها، زمینه از دست رفتن فرصتهای شغلی جامعه محلی را فراهم کردهاند. در واقع این افراد مهاجر نیستند بلکه مطالبهگر حقوق مدنی خود هستند.
داریوش گلعلیزاده مدیر کل محیط زیست اصفهان در گفتوگو با هفت صبح نظری مخالف رامشت داشته و مهاجرت را نوعی سازگاری با تغییر اقلیم نمیداند زیرا سازگاری به مفهوم آن است که در محل زندگی اصلی افراد، فرآیندها به گونهای تعریف شود که ساکنان منطقه آسیب کمتری ببینند.
او میگوید که این روزها به دلیل شرایط نامساعد محیطی افرادی که برخوردار هستند، اقدام به جابهجایی کرده و در مناطق مناسبتر ساکن میشوند و آنچه مطرح است، بحث جابهجایی سرمایه است. این افراد به دلیل شرایط نامناسب زیستی مثل نبود آب، وقوع پدیده گرد و غبار و آلودگی هوا مهاجرت میکنند. خیلی از آنها شغل کشاورزی یا دیگر مشاغل را دارند که تحت تاثیر فرآیندهای تغییر اقلیم قرار گرفته است و به همین دلیل ناگزیرند به سمتی بروند که شغل و کسب و کار بهتری پیدا کنند.
گلعلیزاده مهاجرت را مورد تایید اسلام میداند و اصل مهاجرت را به دو دسته خواسته و ناخواسته تقسیم میکند. او مهاجرتهای اقلیمی را نوعی جابهجای از سر اجبار میداند که سبب میشود افراد بسیاری از دلبستگیها خود را رها کنند.
به گفته او در حال حاضر در استان اصفهان نخبگان و سرمایهداران مهاجرت میکنند اما از سوی دیگر کارگران سادهای از سایر استانها به این منطقه مهاجرت میکنند که اگرچه این افراد برای همه قابل احترام هستند اما باید بپذیریم که هر منطقهای، یک ظرفیتی دارد. اگر مهاجرت منجر به ورود فشار به منطقه برخوردار شود، نقطه مهاجرپذیر تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
مدیر کل محیط زیست اصفهان توضیح میدهد که بیشتر مهاجرتها زمینه ورود آسیب به مقصد را فراهم میکند زیرا عموما بیش از ظرفیت منطقه یا توان اکولوژیکی مقصد، بارگذاری جمعیتی انجام میشود و این موضوع سبب خواهد شد که مصرف انرژی و آب افزایش یابد و زمینه بروز آسیب به مبدا و مقصد مهاجرت فراهم شود.
او تهران را مثال روشنی از عدم توجه به ظرفیتهای زیستی منطقه پذیرش مهاجر معرفی میکند زیرا پایتخت در سنوات گذشته سالانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفر مهاجر پذیرفته است و اگرچه کمبود آب در تهران به هر طریق ممکن جبران میشود اما امروز به نقطهای رسیدهایم که تهران آب و هوا ندارد و درگیر ترافیک وحشتناک است. شرایط امروز این شهر به دلیل مهاجرتهای بدون برنامهریزی است.
گلعلیزاده بر لزوم برنامهریزی برای نقاط مستعد مهاجرپذیری تاکید میکند و بر این باور است که دولت باید با سیاستگذاریهای خاص مثل ایجاد شهرکهای جدید در مناطق مستعد، جابهجایی جمعیتی را مدیریت کند زیرا اگر مهاجرت بدون برنامه رخ دهد، مقصد پذیرش مهاجر، دچار مشکلات عدیده میشود. همانطور که امروز استانهای شمالی درگیر شدهاند. در سالهای گذشته شمال ایران ۸۰۰ هزار نفر مهاجر را پذیرش کرده و امروز به نظر میرسد که این رقم به یک میلیون نفر رسیده باشد.
به نظر میرسد، سیاستهای دولت مثل ترویج بلند مرتبه سازی در شمال کشور، بارگذاری جمعیتی در این مناطق را به مرز بحران برساند. گلعلیزاده اگرچه اصل بلند مرتبه سازی را تایید میکند و آن را راهکار کشورهای پیشرفته برای حفظ اراضی معرفی میکند زیرا چنین سیاستی باعث میشود تعداد بیشتری از افراد در فضای کمتری مستقر شوند اما تاکید میکند که حتما باید چنین سیاستهایی با برنامه قبلی باشد و ظرفیت زیستی مناطق در آن لحاظ شود.
با توجه به اینکه ایران به شدت درگیر تبعات ناشی از مهاجرتهای اقلیمی است و سیاستهای تشویقی یا سختگیرانه دولت برای مهاجرت از سیستان و بلوچستان بهعنوان یک استان مرزی، چندان موفق نبوده است، بهتر است مسئولان هرچه سریعتر با تکمیل طرح آمایش سرزمین و برنامهریزی مناسب برای مناطق مستعد پذیرش مهاجر، نقشه راه مناسبی برای جابهجاییهای اقلیمی در کشور تدوین کند زیرا در صورت مهاجرتهای نادرست، بازگشت به ریل قبلی، کاری بسیار دشوار خواهد بود.
ایران بهعنوان کشوری که تحت تاثیر تبعات گرمایش جهانی و تغییر اقلیم قرار دارد، انواع مختلفی از مهاجرتهای اقلیمی را در پهنه سرزمینی خود تجربه میکند. اگرچه سازمانهای بینالمللی این مهاجرتها را عاملی خطرساز و زمینه بروز ناامنی در جهان معرفی میکنند اما کارشناسانی در ایران هستند که چنین مهاجرتهایی را واکنش طبیعی بشر برای سازگاری با تبعات تغییر اقلیم میدانند و معتقدند که مخالفتهای جهانی با مهاجرت، صرفا به دلیل تاثیرپذیری نظم ایجاد شده در دنیا بعد از جنگ جهانی دوم است اما گروهی دیگر از کارشناسان بر این باورند که مهاجرتهای اقلیمی اگر بدون حساب و کتاب باشد، میتواند مقصد پذیرش مهاجران را هم با مشکلات عدیده مواجه کند.
گزارشهای سازمانهای بینالمللی حاکی از آن است که میلیونها نفر در مناطق خشک، ساحلی و کمآب جهان ممکن است تا سال ۲۰۵۰ مجبور به جابهجایی شوند و این میتواند به یکی از بزرگترین جابهجاییهای انسانی در تاریخ تبدیل شود. این مجامع هشدار میدهند که نادیده گرفتن بحران اقلیمی در استراتژیهای امنیت ملی میتواند به بیثباتی جهانی و افزایش گرسنگی، جابهجایی اجباری و درگیریها تحت تاثیر مهاجرتهای اقلیمی منجر شود. ایران که در کمربند خشک دنیا قرار دارد از این قاعده کلی مستثنا نیست.
در بزرگترین مهاجرت اقلیمی ثبت شده در کشور، تخلیه سیستان و بلوچستان به سمت مناطق شمالیتر مثل خراسان بزرگ و گلستان در یک قرن اخیر رخ داده و هر بار که صحبت از مهاجرتهای اقلیمی میشود، کارشناسان به تبعات تخلیه این استان و مهاجرت ساکنانش اشاره میکنند. این روزها دولت تلاش میکند با وضع برخی مشوقها یا قوانین مثل دریافت مجوز از فرمانداریها برای انتقال وسایل زندگی از استان سیستان و بلوچستان، مانع تخلیه فوری این استان شود اما به نظر نمیرسد که چنین تدابیری در مقابل فشارهای ناشی از اقلیم بر زندگی مردم، چندان تاثیرگذار باشد.
گویا مهاجرتهای اقلیمی در ایران سابقهای بسیار طولانیتر از آنچه در منابع بیشتر به آن اشاره میشود، داشته است. محمد حسین رامشت اقلیم شناس در گفتوگو با هفت صبح به مهاجرتهای سالهای دور ایرانیان تحت تاثیر خشکسالیهای طولانی اشاره میکند که مردمان ساکن مناطق شرقی و بخش مرکزی ایران شامل یزد و اصفهان را به سمت هندوستان هدایت میکند و امروز شاهدیم که این مهاجرت در بازار کلکته، زبان فارسی تغییر یافته را رواج داده است.
ساکنان بوشهر، لار و شیراز هم با وقوع خشکسالی راهی آفریقا میشوند و حتی در زنگبار حزب «افرا شیراز» را تشکیل میدهند. این اقلیم شناس بعد از مرور مهاجرتهای سالهای دور، به مهاجرتهای متعدد دوره معاصر هم اشاره میکند و میگوید که در خوزستان اهالی عرب زبان، طی دهه اخیر به دلیل وقوع ریزگردها مهاجرتهایی به سمت ایران مرکزی و جاهای خوش آب و هوا مثل همدان و … داشتهاند. اکنون مهاجرتهای پنهانی از ناحیه اصفهان و یزد به سمت شمال کشور وجود دارد و بخش عمده زمینهای استان گیلان را اصفهانیها خریداری کرده و مشغول کشاورزی شدهاند.
او به سابقه مهاجرتهای فصلی هم اشاره میکند و بر این باور است که این مهاجرتها منجر به تشکیل سازمان کارهای پیشرفتهای مثل «بنه» و «سربنه» شده است. اصفهانیها در زمستان که امکان کشت و کار نداشتهاند، به سمت دشت آزادگان و منطقهای معروف به «یزد نو» مهاجرت میکردند تا به کارشان ادامه دهند. بعد از آنکه جنگ هشت ساله ایران و عراق رخ میدهد، آنها تغییر مکان داده و به سمت جیرفت و بندرعباس میروند.
رامشت مهاجرتهای اقلیمی را بهعنوان راهکاری برای سازگاری با اقلیم معرفی میکند و بر این باور است که مردم در برابر تغییراتی که بهوجود میآید، تصمیمات بسیار خردمندانهای میگیرند. این تغییرات یک فرصت ایجاد میکند تا آنها کارها را برای بهبود شرایط زندگیشان سازماندهی کنند و بهتر است این سازماندهی توسط خود مردم و نه مراکز دولتی انجام شود. او هشدارهای سازمانهای جهانی درباره تغییرات اقلیمی و خطرات آن را مرتبط با ساماندهیهای بعد از جنگ جهانی دوم و شکلگیری مفهوم دولت-ملت و کشور توصیف میکند و تاکید میکند که مهاجرتهای اقلیمی تهدیدی برای مردم نیست بلکه یک تهدید برای نظمی است که بعد از جنگ جهانی دوم بهوجود آمده است.
در گذشته بین کشورها مرز نبوده و پرچمی هم برای آنها تعریف نشده بود. بنابراین افراد میتوانستند جابهجا شوند. اگر امروز مردم به آمریکا و اروپا مهاجرت میکنند به این خاطر است که میخواهند سهمشان را از این کشورها باز پس بگیرند زیرا کشورهای پیشرفته با ورود تکنولوژی به سایر کشورها، زمینه از دست رفتن فرصتهای شغلی جامعه محلی را فراهم کردهاند. در واقع این افراد مهاجر نیستند بلکه مطالبهگر حقوق مدنی خود هستند.
داریوش گلعلیزاده مدیر کل محیط زیست اصفهان در گفتوگو با هفت صبح نظری مخالف رامشت داشته و مهاجرت را نوعی سازگاری با تغییر اقلیم نمیداند زیرا سازگاری به مفهوم آن است که در محل زندگی اصلی افراد، فرآیندها به گونهای تعریف شود که ساکنان منطقه آسیب کمتری ببینند. او میگوید که این روزها به دلیل شرایط نامساعد محیطی افرادی که برخوردار هستند، اقدام به جابهجایی کرده و در مناطق مناسبتر ساکن میشوند و آنچه مطرح است، بحث جابهجایی سرمایه است. این افراد به دلیل شرایط نامناسب زیستی مثل نبود آب، وقوع پدیده گرد و غبار و آلودگی هوا مهاجرت میکنند. خیلی از آنها شغل کشاورزی یا دیگر مشاغل را دارند که تحت تاثیر فرآیندهای تغییر اقلیم قرار گرفته است و به همین دلیل ناگزیرند به سمتی بروند که شغل و کسب و کار بهتری پیدا کنند.
گلعلیزاده مهاجرت را مورد تایید اسلام میداند و اصل مهاجرت را به دو دسته خواسته و ناخواسته تقسیم میکند. او مهاجرتهای اقلیمی را نوعی جابهجایی از سر اجبار میداند که سبب میشود افراد بسیاری از دلبستگیها خود را رها کنند. به گفته او در حال حاضر در استان اصفهان نخبگان و سرمایهداران مهاجرت میکنند اما از سوی دیگر کارگران سادهای از سایر استانها به این منطقه مهاجرت میکنند که اگرچه این افراد برای همه قابل احترام هستند اما باید بپذیریم که هر منطقهای، یک ظرفیتی دارد. اگر مهاجرت منجر به ورود فشار به منطقه برخوردار شود، نقطه مهاجرپذیر تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
مدیر کل محیط زیست اصفهان توضیح میدهد که بیشتر مهاجرتها زمینه ورود آسیب به مقصد را فراهم میکند زیرا عموما بیش از ظرفیت منطقه یا توان اکولوژیکی مقصد، بارگذاری جمعیتی انجام میشود و این موضوع سبب خواهد شد که مصرف انرژی و آب افزایش یابد و زمینه بروز آسیب به مبدا و مقصد مهاجرت فراهم شود. او تهران را مثال روشنی از عدم توجه به ظرفیتهای زیستی منطقه پذیرش مهاجر معرفی میکند زیرا پایتخت در سنوات گذشته سالانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفر مهاجر پذیرفته است و اگرچه کمبود آب در تهران به هر طریق ممکن جبران میشود اما امروز به نقطهای رسیدهایم که تهران آب و هوا ندارد و درگیر ترافیک وحشتناک است. شرایط امروز این شهر به دلیل مهاجرتهای بدون برنامهریزی است.
به نظر میرسد، سیاستهای دولت مثل ترویج بلند مرتبه سازی در شمال کشور، بارگذاری جمعیتی در این مناطق را به مرز بحران برساند. گلعلیزاده اگرچه اصل بلند مرتبه سازی را تایید میکند و آن را راهکار کشورهای پیشرفته برای حفظ اراضی معرفی میکند زیرا چنین سیاستی باعث میشود تعداد بیشتری از افراد در فضای کمتری مستقر شوند اما تاکید میکند که حتما باید چنین سیاستهایی با برنامه قبلی باشد و ظرفیت زیستی مناطق در آن لحاظ شود.
با توجه به اینکه ایران به شدت درگیر تبعات ناشی از مهاجرتهای اقلیمی است و سیاستهای تشویقی یا سختگیرانه دولت برای مهاجرت از سیستان و بلوچستان بهعنوان یک استان مرزی، چندان موفق نبوده است، بهتر است مسئولان هرچه سریعتر با تکمیل طرح آمایش سرزمین و برنامهریزی مناسب برای مناطق مستعد پذیرش مهاجر، نقشه راه مناسبی برای جابهجاییهای اقلیمی در کشور تدوین کند زیرا در صورت مهاجرتهای نادرست، بازگشت به ریل قبلی، کاری بسیار دشوار خواهد بود.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا