مهسا قوی قلب| صدای زنگ مدرسه در حالی در تقویم رسمی کشور آغاز سال تحصیلی جدید را اعلام کرد که برای بسیاری از دانشآموزان، این زنگ بیشتر شبیه یک آلارم خاموششده بود؛ نشانهای نمادین از شروع سالی که عملاً نه با هیاهوی حیاط مدرسه گره خورد، نه با اضطراب شیرین نشستن در نیمکتهای نو. آلودگی مداوم هوا که در هفتههای متوالی مدارس را به تعطیلی کشاند، حوادث تلخ دیماه که سایه سنگینی بر فضای عمومی و روانی جامعه انداخت و جنگ کنونی که بیثباتی و نگرانی را به دغدغهای دائمی برای خانوادهها بدل کرده، همه دستبهدست هم دادند تا حضور فیزیکی دانشآموزان در کلاس درس، به امری حاشیهای و مقطعی تبدیل شود. در چنین شرایطی، آموزش مجازی که قرار بود راهحلی موقت و حمایتی باشد، ناگهان به ستون اصلی نظام آموزشی بدل شد؛ ستونی که حالا زیر بار نقدها، شکافهای عمیق و پرسشهای جدی خم شده است.
آنچه این وضعیت را پیچیدهتر میکند، فاصله عمیق میان حضور رسمی و یادگیری واقعی است. در کارنامهها و سامانههای ثبت نمره، سال تحصیلی در حال پیشروی است، جلسات مجازی برگزار میشود، تکالیف در شبکههای مختلف ارسال و دریافت میشود و نمودارهای عملکرد، از تداوم فرآیند آموزشی خبر میدهند. اما در آن سوی ماجرا، در اتاقهای کوچک آپارتمانها، در حاشیه شهرها، در روستاهای دورتر و حتی در خانوادههای بهظاهر برخوردار، پرسشی مشترک زمزمه میشود: «واقعاً بچهها چیزی یاد گرفتهاند؟» بسیاری از والدین میگویند فرزندشان بیشتر از آنکه شاگرد معلم باشد، شاگرد اینترنت ناپایدار، گوشی مشترک خانواده یا تبلتی است که باید میان چند خواهر و برادر دست به دست شود. معلمان از کلاسهایی میگویند که در آنها تصویرها خاموش، میکروفنها بسته و حواسها پراکنده است؛ کلاسهایی که در ظاهر برگزار میشوند اما در عمق، یادگیری در آنها اتفاق نمیافتد.
برآیند این تجربه چندماهه، امروز در قالب پیشنهادی بحثبرانگیز خود را نشان داده است: «تکرار سال تحصیلی». گروهی از کارشناسان آموزشی، مدیران مدارس و معلمان معتقدند آنچه در این مدت رخ داده، بیشتر شبیه یک دوره اضطراریِ گذار بوده تا یک سال تحصیلی کامل. به باور آنان، ترکیب تعطیلیهای پیدرپی به دلیل آلودگی هوا، محدودیتهای ناشی از حوادث دیماه، استرس و اضطراب ناشی از جنگ و ناکارآمدی زیرساختهای آموزش مجازی، سبب شده بخش قابل توجهی از دانشآموزان از حداقلهای یادگیری در دروسی مانند ریاضی، علوم و زبان فارسی عقب بمانند.
این گروه هشدار میدهد که عبور صوری از این سال تحصیلی و ارتقای دانشآموزان به پایه بالاتر، نه تنها عدالت آموزشی را نقض میکند، بلکه شکاف دانشی میان نسلها و حتی میان دانشآموزان در یک پایه را به شکلی جبرانناپذیر تعمیق خواهد کرد. از نگاه آنان، تکرار سال تحصیلی هرچند تصمیمی سنگین و پرهزینه میتواند فرصتی باشد برای ترمیم این خلأ و برنامههای درسی و رابطه دانشآموز با مدرسه در شرایط جدید را بازتعریف و به گونهای جبران میکند.
اما در مقابل، گروهی دیگر از صاحبنظران، این نسخه را نه تنها ناکافی، بلکه در مواردی حتی مضر میدانند. آنان میگویند مشکل، تنها در کمبود زمان حضور یا خالیبودن بخشی از دفترچههای درسی خلاصه نمیشود که بتوان با تکرار تقویمی یک سال، آن را حل کرد. از نگاه این منتقدان، اگر ساختار آموزش مجازی اصلاح نشود، اگر ارزشیابیها از حالت صوری و مبتنی بر تکلیفهای کپیشده و آزمونهای قابل تقلب خارج نشود، اگر معلم برای این شکل تازه تدریس آموزش نبیند و انگیزه نیابد و اگر دانشآموز همچنان مدرسه را نه بهعنوان فضای تجربه مشترک، بلکه صرفاً یک اتاق گفتوگوی آنلاین نیمهحضور تجربه کند، تکرار سال تحصیلی چیزی جز تکرار همان چرخه معیوب در زمانی طولانیتر نخواهد بود.
آنان همچنین به پیامدهای روانی و اجتماعی چنین تصمیمی اشاره میکنند که دانشآموزانی که یک سال دیرتر وارد دانشگاه یا بازار کار میشوند، خانوادههایی که با هزینههای مضاعف مواجه خواهند شد و نظامی که به لحاظ آماری با انباشت دو نسل در یک مقطع روبهرو میشود. بهزعم این گروه، راهحل نه در بازگشت تقویم به عقب، بلکه در جسارت بازطراحی شیوههای تدریس، انعطافپذیری برنامههای درسی، سرمایهگذاری واقعی روی زیرساختهای آموزش ترکیبی و به رسمیت شناختن «زیست جدید مدرسه» است.
مریم، دانشآموز پایه یازدهم در کرج در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید: «در رشته ریاضی درس میخوانم و هدفم قبولی در دانشگاه صنعتی بود. حالا عملاً درسها را از طریق جزوههای آپلودی دنبال میکنم. کلاسهای فیزیک در پلتفرم آموزش مجازی مدرسه به دلیل اختلال صوتی و تصویری تقریباً بینتیجه است. ما فقط امتحان دادیم، اما حتی معلم نمیدانست واقعاً خودمان جواب دادیم یا نه.»
وی احساس میکند با وجود نمرات خوبش، هیچچیز از پایههای اساسی فیزیک به خاطرش نمانده است. خانوادهاش با نگرانی میگویند که اگر سال تحصیلی تکرار نشود، او احتمالاً در کنکور سال آینده موفق نمیشود.
امیرحسین، نیز که دانشآموز پایه نهم است از زاویهای دیگر به موضوع نگاه میکند. او معتقد است که تکرار سال تحصیلی چیزی را تغییر نمیدهد: «حتی اگر دوباره همان درسها را بخوانیم، تا وقتی آنلاین باشیم و تعامل نداریم، همان آش است و همان کاسه است.» خودش بیشتر به یادگیری از منابع یوتیوب و کانالهای آموزشی روی آورده و میگوید که بعضی درسها را بهتر از مدرسه از این طریق میفهمد. نظریه او، در واقع بازتاب دیدگاه دوم جامعه کارشناسان است که آموزش مجازی اگر با روش درست اجرا شود، نه تنها آسیبزا نیست بلکه میتواند مکملی قدرتمند باشد. مشکل از شیوه اجراست و اصل مجازی بودن به خودی خود بد نیست.
این روایتها بخشی از واقعیت گستردهای هستند که در پسِ آمار رسمی پنهان ماندهاند؛ واقعیتی که در آن مدرسه بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازتعریف مفهوم حضور، یادگیری و تعامل انسانی است. هر یک از این دانشآموزان نماینده گروهی از نسل خود هستند، نسلی که شاید مدرسه را از دست داده باشد، اما هنوز امید دارد آموزش را دوباره به دست بیاورد.رضا ولدخانی کارشناس حوزه آموزش و پرورش در این باره به «هفتصبح» میگوید:
«نه تنها در کشور ما بلکه در کل جوامع بشری، آموزش دیگر به شکل بیست سال، ۱۰سال یا حتی همین سال قبل نیست و بسیار تغییر کرده است. نکته قابل ذکر اما این است که اگر بخواهیم روشهای آموزش قبل از این تغییرات در زندگی اجتماعی را در پیش بگیریم، قادر نخواهیم بود خود را با موضوعات روز تطبیق دهیم. به تعبیری دیگر آموزش اگر بخواهد با روشهای قدیمی و سنتی پیش رود، از تحولات بسیار سریعی که در حال وقوع است جا خواهیم ماند. وقتی از سرعت تغییر جا مانده و نتوانیم خود را با آن تطبیق دهیم، از کیفیت آموزش و در نهایت از کیفیت و سطح رضایتمندی از زندگی عقب خواهیم افتاد.
با ظهور کرونا یا جنگ ۱۲ و حالا جنگ رمضان دامنه تغییرات در نظام آموزشی به شدت دستخوش تغییرات گستردهای شده است که آموزش مجازی از جمله مهمترین آنهاست. نیاز فعلی ما آموزش مجازی صحیح است و نمیتوان از آن روگردان شد چرا که امروز به امری اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. سوال اینجاست که کیفیت و کمیت آموزش چگونه باید حفظ شود و آیا تکرار دوباره یک سال تحصیلی میتواند جبران مافات باشد؟
ولدخانی در پاسخ به این سوال میگوید که در سالهای قبل به عنوان نمونه برای موضوعی مانند آلودگی هوا و شرایط جوی مانند بارش برف مدارس تعطیل میشد ولی حالا دیگر در خیلی از مواقع یا حتی بدون هیچ گونه بهانهای نیاز به آموزش مجازی وجود دارد. چرا؟ چون وضعیت اجتماعی جامعه تغییر کرده است. حتی احتمال دارد این آموزش از نظر کیفی بهتر از آموزش حضوری نیز باشد. میتوان از فضای مجازی کمکهایی گرفت چون محدودیتهای مکانی را ندارد اما معتقدم با توجه به تداوم روند اجتماعی نمیتوانیم سال آموزشی را تکرار کنیم بلکه باید هدفهای آموزشی در سه سطح آموزشی را به درستی نشانه گذاری کنیم. به نظر میآید در مقطع دبستان به همکاری بیشتر والدین و مربیان نیازمند هستیم چرا که هدف اصلی ورود به زندگی اجتماعی است و هیچ نیازی به تکرار مقطع وچود ندارد. برای حفظ کیفیت آموزش میتوان کمبودها را با کمک والدین و افزایش آموزشهای مجازی دنبال کرد و با هماهنگی و همکاری میتوان کیفیت آموزش را ارتقا داد.
وی معتقد است، در مقطع آموزش عمومی باید ببینیم کدام آموزشها نیاز به تکرار دارد. دروس مختلفی در این دوره وجود دارد باید بررسی کنیم ببینیم کدام آموزشها برای دوره تخصصی و در آینده و زندگی دانشآموز ضروری است و تا چه اندازه آموزش کم کیفیت میتواند به روند آموزشی و اجتماعی او ضربه بزند. با نگاهی به طرح درسها به این موضوع پی میبریم که تکرار برخی دروس هیچ کمکی به دانشآموز و روند آموزش نخواهد کرد.
به این بهانه خوب است که طرح دروس غیرضروری مورد بازنگری قرار گیرد تا در این دوره بتوان آموزشهای هدفمندتری را دنبال کرد آن زمان است که میتوان درباره کیفیت و کمیت دروس بحث کرد. در مقطع دانشگاه هم که چه بسا تدریس برخی دروس کلا برای بعد از اتمام تحصیل فایدهای ندارند و از سویی دبگر هم فارغالتحصیلان باید آموزشهای عملی را به عنوان نمونه در کارگاهها ببینند تا یاد بگیرند در بازار کار چه باید کرد.
در نهایت در خصوص تکرار سال تحصیلی به نظر میرسد بهترین گزینه این باشد که دروس به صورت جبرانی تدریس شوند نه این که سال تحصیلی تکرار شود تا از این مسیر وقت و هزینهای که یکسال صرف شده هدر نرود. کیفیت آموزش باید بالا برود در عین حال برای دستیابی به کیفیت باید جبران را لحاظ کرد.
در میانه این دو دیدگاه متضاد، یک واقعیت مشترک وجود دارد، همه طرفها، چه موافق تکرار سال تحصیلی و چه مخالف آن، متفقاند که نمیتوان وانمود کرد همهچیز طبق روال پیش رفته است. سال تحصیلیای که در آن دانشآموزان بهندرت و گاه هرگز، تجربه نشستنی منظم روی نیمکتهای کلاس را نداشتهاند، سالی عادی نیست. این سال، آزمونی بزرگ نه تنها برای دانشآموزان و معلمان، بلکه برای سیاستگذاران آموزشی است؛ آزمونی که در آن باید پاسخ دهند آیا شجاعت پذیرش واقعیت، اصلاح مسیر و اعتراف به ناکارآمدیهای آشکار را دارند یا ترجیح میدهند با اتکا به آمار و صورتجلسه، سالی را موفق اعلام کنند که در حافظه بسیاری از دانشآموزان، بهعنوان سال ناتمام ثبت خواهد شد.
جدال بر سر تکرار یا عدم تکرار سال تحصیلی، در عمق خود جدالی است بر سر تعریف آموزش باکیفیت؛ اینکه مدرسه را صرفاً نهادی برای پر کردن خانههای کارنامه بدانیم، یا فضایی برای ساختن آینده نسلی که بیش از هر زمان دیگر، در میان دود، خبرهای اضطراری و صفحههای لرزان نمایشگر، دنبال معنای یاد گرفتن میگردد. موضوعی چنان جدی که حتی باعث نگرانیهایی در بین مسئولان بلند پایه وزارت آموزش و پرورش هم شده است چنانچه رضوان حکیم زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به ادامه اجرای طرح «حامی» برای دانشآموزانی که در جریان عادی تحصیل دچار ضعف یادگیری شدهاند، از برگزاری کلاسهای جبرانی در بستر فضای مجازی و همچنین استفاده از ظرفیت دانشجو معلمان برای رفع اشکال دانش آموزان در استانها خبر داده است. شیوههایی که معلوم نیست چقدر میتواند ضعف یادگیری دانشآموزان را جبران کند!؟
اکشن و تعلیق فیلم apex «اوج خطر» با بازی جسورانه شارلیز ترون و تارون اجرتون،…
این سلبریتی به نوشیدن آب، کیفیت غذای خود و آنچه برای پوست خود استفاده میکند،…
در حال حاضر معافیت آمریکا برای سرمایهگذاری هند در چابهار پایان یافته و این موضوع…
شرکتکنندگان در درگیری شناسایی شدند و شش نفر از آنها در اقدام ضربتی پلیس به…
در یکی از کشورهای آمریکای جنوبی (بخوانید برزیل) بانویی از یکی از احزاب سیاسی برزیل…
کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در میانه تنشهای فزاینده منطقهای، پروژههای مشترک را با نگاهی…