ویراژ عامل قتل شد

ویراژ عامل قتل شد

در اولین تحقیقات مشخص شد که شایان روز حادثه همراه یکی از دوستانش برای پر کردن باک موتور دوستش به پمپ‌بنزین رفته بود که در جریان یک درگیری به کام مرگ فرو رفت.

آذر سال ۱۴۰۳ مرد جوانی با مراجعه به پلیس به قتل پدر خود اعتراف کرد. این جوان به نام مجید در اظهارات ابتدایی خود گفت: «حدود دو ماه قبل بود که پدرم را در خانه‌مان واقع در شهریار کشتم بعد جسد او را به حاشیه شهر بردم و آتش زدم. اما درست از همان روز خواب‌وخوراک از من چشم بست. این‌قدر عذاب وجدان داشتم که نمی‌توانستم با خودم کنار بیایم و زندگی طبیعی داشته باشم. برای همین تصمیم گرفتم خود را معرفی کنم.» با این اعتراف تحقیقات برای روشن‌شدن ابعاد پنهان جنایت آغاز شد و در همین حین جسد سوخته پدر مجید کشف شد.

مرداد سال ۱۴۰۳ بود که جوانی حدوداً ۲۵ساله به نام شایان بعد از اینکه در یک تصادف سخت در خیابان پیروزی تهران، به‌شدت مجروح شده بود به یکی از بیمارستان‌های شرق تهران منتقل شد.
اما شدت آسیب وارد شده به حدی زیاد بود که به‌رغم تلاش کادر درمان برای معالجه شایان، او به کام مرگ فرو رفت. اما زمانی که کارشناسان پلیس راهور در گزارش خود اعلام کردند که مرگ شایان در یک تصادف عمدی رقم خورده است، پای بازپرس کشیک قتل و کارآگاهان جنایی به پرونده باز شد.

تحقیقات ابتدایی

در اولین تحقیقات مشخص شد که شایان روز حادثه همراه یکی از دوستانش برای پر کردن باک موتور دوستش به پمپ‌بنزین رفته بود که در جریان یک درگیری به کام مرگ فرو رفت.
به‌این‌ترتیب دوست شایان اولین کسی بود که هدف تحقیقات جنایی قرار گرفت. او در برابر مأموران جنایی گفت: «شایان از مدتی قبل با دختری به نام رها دوست شده بود که او هم از بچه محله‌های ما بود. تا اینکه یکی دو روز پیش از حادثه شایان، رها را در خودروی یکی از بچه‌محله‌هایمان به نام آرین دید. من در جریان بودم که شایان خیلی به هم ریخت و به‌شدت عصبانی شد. او با رها تماس گرفت و بابت این کارش به او اعتراض کرد. گفت وگوی رها و شایان به یک جدل لفظی تبدیل شد و با عصبانیت سر همدیگر داد می‌کشیدند و به هم فحاشی می‌کردند.»

اما ماجرا به همین جا ختم نشد: «روز حادثه من و شایان روی موتور من نشسته بودیم و از او خواستم با هم به پمپ بنزین برویم. در نزدیکی پمپ بنزین بودیم که ناگهان شایان چشمش به خودروی پراید آرین افتاد و به داخل ماشین دقت کرد و دید که باز هم رها در ماشین اوست. همان موقع بود که آرین به سمت لاین کندرو حرکت کرد و به نظر می‌رسید به عمد می‌خواهند شایان آنها را با هم ببیند. شاید رها می‌خواست از این طریق دعوای چند شب پیش شایان را تلافی کند.»

دوست مقتول ادامه داد: «آرین خودرو را متوقف کرد و شایان از موتور پایین پرید و سمت او رفت. من دیدم که شایان روی صندوق‌عقب خودروی آرین ضربه می‌زد و می‌گفت پیاده شو. اما ظاهراً درها قفل بودند و راننده پیاده نمی‌شد. آرین سرش را از شیشه بیرون آورده بود و می‌گفت که پیاده نمی‌شوم. برای همین شایان روی صندوق‌عقب نشست و شنیدم که آرین گفت پس من می‌روم و گاز داد و با حرکات مارپیچ جلو رفت. در همین حین شایان از روی صندوق‌عقب به کف خیابان پرتاب شد.»

دستگیری متهم

مأموران جنایی بعد از ثبت اظهارات دوست شایان به‌عنوان شاهد ماجرا، آرین را به‌عنوان تنها شاهد ماجرا تحت تعقیب قرار دادند. این در حالی بود که فیلم دوربین‌های مداربسته موجود در محل حادثه نیز به دستور بازپرس جنایی استخراج شده و ضمیمه پرونده شد که لحظه پرتاب‌شدن شایان را از روی خودروی پراید نشان می‌داد.

بنابراین آرین طی یک عملیات ضربتی به دام مأموران افتاد و در برخورد ابتدایی با مأموران اظهار داشت که متوجه نشده بود کسی روی خودروی او نشسته بود. اما وقتی با فیلم دوربین‌ها مواجه شد که بگومگوی او با مقتول در آن تصاویر مشهود بود؛ حرف خود را عوض کرده و ادعا کرد: «متوجه شدم کسی روی صندوق‌عقب است اما نفهمیدم آن فرد شایان است.»  با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.

در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم تقاضای قصاص متهم را کردند. سپس آرین به اتهام مباشرت در قتل عمدی پای میز محاکمه ایستاد و در دفاع از خود گفت: «من و شایان با همدیگر دوست بودیم و من با او هیچ مشکلی نداشتم. می‌دانستم که از مدتی قبل با رها دوست بود؛ اما رها دختری بود که با همه پسرهای محل دوست می‌شد و هر چند وقت یک‌بار با یکی رفاقت می‌کرد. من فکرش را هم نمی‌کردم که دوستی من با رها باعث ناراحتی شایان شود. چون خود شایان هم می‌دانست رها چه اخلاق و منشی دارد.»

متهم در ادامه گفت: «روز حادثه به‌صورت اتفاقی در پمپ بنزین با شایان برخورد کردم. اصلاً نمی‌دانستم کسی که روی صندوق ماشین نشسته شایان است. حتی ابتدا متوجه نشدم کسی روی صندوق نشسته است. اما به دلیل اینکه یک دختر در ماشینم بود فکر کردم یک غریبه می‌خواهد از این موضوع استفاده کرده و از من اخاذی کند. برای همین حرکت کردم.»
قاضی گفت: «چطور ادعا می‌کنی که ابتدا متوجه نشدی کسی روی صندوق ماشینت نشسته است؛ درحالی‌که مقتول ۱۲۰ کیلوگرم وزن داشت.»

متهم گفت: «بعداً فهمیدم کسی روی ماشین نشسته است.» قاضی گفت: «تو می‌گویی اتفاقی با شایان برخورد کرده بودی و حتی نفهمیدی فردی که روی ماشینت نشست شایان بود. با اینکه تصویر دوربین مداربسته نشان می‌دهد که تو از لاین کندرو به سمت پمپ بنزین رفتی؛ ولی بنزین نزدی. به نظر می‌رسد به عمد می‌خواستی سر راه شایان قرار بگیری و کاملاً متوجه او بودی.»

متهم گفت: «آن روز رها به من گفت در مسیر اصلی خیابان حرکت نکن؛ چون در محل ممکن است کسی از آشنایان ما را با هم ببیند و برایمان دردسر درست شود برای همین من سمت کندرو رفتم.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم باتوجه‌به ادله و مستندات موجود در پرونده متهم را به قصاص محکوم کردند؛ اما رای صادر شده از سوی قضات دیوان عالی کشور به دلیل نقص تحقیقات نقض شد و قرار شد کارشناسان پلیس راهور در مورد کشنده بودن نوع حرکت خودرو اظهارنظر کنند.

کارشناسان بعد از بررسی دقیق موضوع اعلام کردند که متهم ابتدا با حرکات مارپیچ شروع به حرکت کرده و سپس افزایش سرعت ناگهانی داشته که این می‌تواند منجر به پرتاب مرگبار فردی شود که روی صندوق نشسته بود. به‌این‌ترتیب متهم بار دیگر پای میز محاکمه همان اظهارات قبلی خود را تکرار کرد و قضات دادگاه بار دیگر رای قصاص را برای او صادر کردند.

دیدگاهتان را بنویسید