گزارش سالانه وزارت دفاع آمریکا نشان میدهد ارتش آزادیبخش خلق چین پس از دههها انباشت تسلیحات، اکنون به مرحلهای رسیده که میتواند امنیت سرزمینی ایالات متحده را بهطور مستقیم تهدید کند. این گزارش با تأکید بر رشد بیسابقه توان هستهای، موشکی، سایبری و فضایی چین، تصویری از تغییر موازنه قدرت جهانی ارائه میدهد؛ موازنهای که تایوان را در مرکز محاسبات جنگی قرار داده و رقابت واشنگتن–پکن را وارد مرحلهای تازه کرده است.
به گزارش سرمایه فردا، گزارش سالانه پنتاگون درباره توان نظامی چین نشان میدهد ارتش آزادیبخش خلق پس از سالها انباشت تسلیحات، به نقطهای رسیده که دیگر تنها یک قدرت منطقهای نیست، بلکه میتواند امنیت سرزمینی ایالات متحده را بهطور مستقیم تهدید کند. در این گزارش تأکید شده است که چین امروز زرادخانهای گسترده و رو به رشد از توانمندیهای هستهای، دریایی، موشکی دوربرد، سایبری و فضایی در اختیار دارد؛ مجموعهای که قادر است تهدیدی واقعی علیه شهروندان و زیرساختهای آمریکا ایجاد کند. پنتاگون این روند را نه یک توسعه تدریجی، بلکه «انباشت تاریخی» تسلیحات میداند که موازنه امنیتی میان دو قدرت را بهطور محسوسی تغییر داده است.
یکی از محورهای اصلی گزارش، اهداف نوسازی نظامی چین تا سال ۲۰۲۷ است؛ اهدافی که بهطور صریح شامل آمادگی برای استفاده از زور بهمنظور الحاق تایوان و تهدید به حملات هستهای علیه آمریکا برای جلوگیری از مداخله واشنگتن در دفاع از این جزیره خودگردان میشود. از نگاه پکن، بازدارندگی آمریکا دیگر تنها با نمایش قدرت متعارف پاسخ داده نمیشود، بلکه تهدید هستهای بهعنوان ابزاری فعال در محاسبات استراتژیک چین جای گرفته است. در عین حال، مقامات واشنگتن تأکید کردهاند که روابط سیاسی با چین نسبت به گذشته «قویتر» شده و آمریکا بهدنبال «خفهکردن یا تحقیر» چین نیست؛ اما در اسناد راهبردی کاخ سفید تصریح شده که ارتش آمریکا آماده دفاع از منافع خود و متحدانش در منطقه هند–آرام است و اجازه نخواهد داد هیچ کشوری بر این منطقه تسلط یکجانبه پیدا کند. این دوگانه دیپلماتیک–نظامی تصویری متناقض اما واقعی از روابط دو قدرت را ترسیم میکند: گفتوگو در سطح سیاسی و آمادهباش در سطح نظامی.
یکی از مهمترین افشاگریهای گزارش ۱۰۰ صفحهای پنتاگون، پیشرفت چین در توسعه توان «شلیک هستهای با هشدار اولیه» است؛ قابلیتی که اجازه میدهد موشکهای هستهای بلافاصله پس از تشخیص حمله دشمن و حتی پیش از اصابت آن شلیک شوند. فرماندهان راهبردی آمریکا این جهش را «خیرهکننده» و «بیسابقه» توصیف کردهاند. چین در چارچوب این دکترین جدید، سامانههای «ضدحمله هشدار اولیه» را توسعه داده که توازن سنتی بازدارندگی هستهای را بهشدت دگرگون میکند. سامانههای هشدار زودهنگام فضایی چین در سال ۲۰۲۴ پیشرفت چشمگیری داشتهاند و اکنون قادرند پرتاب یک موشک قارهپیما را ظرف ۹۰ ثانیه شناسایی کرده و طی سه تا چهار دقیقه به مراکز فرماندهی هشدار دهند. در دسامبر همان سال، ارتش چین با شلیک پیاپی چند موشک قارهپیما توانایی پرتاب همزمان و سریع موشکها از سیلوهای زمینی را به نمایش گذاشت؛ اقدامی که بهگفته پنتاگون نشانه آمادگی عملی برای اجرای سناریوی شلیک فوری است.
پنتاگون برای نخستینبار محل دقیق سه میدان بزرگ سیلوهای موشکی چین در یولین، یومن و هامی را اعلام کرده است؛ مناطقی که در مجموع ظرفیت استقرار ۳۲۰ موشک قارهپیما را دارند. برآوردها نشان میدهد بیش از ۱۰۰ موشک سوخت جامد در این سیلوها مستقر شدهاند. همزمان، چین در حال توسعه کلاهکهای هستهای با قدرت انفجاری کمتر از ۱۰ کیلوتن است؛ سلاحهایی که برای حملات محدود و کنترلشده علیه اهداف نظامی طراحی شدهاند. این رویکرد نشاندهنده تمایل پکن به مدیریت پلهپله تشدید تنش هستهای است، نه صرفاً بازدارندگی کلاسیک.
با وجود کندتر شدن آهنگ تولید، تعداد کلاهکهای هستهای چین همچنان بیش از ۶۰۰ عدد برآورد میشود و هدفگذاری رسیدن به بیش از هزار کلاهک تا سال ۲۰۳۰ پابرجاست. پکن همچنان از ورود به مذاکرات کنترل تسلیحات هستهای با آمریکا خودداری میکند؛ امری که بهگفته پنتاگون تهدید هستهای چین را تشدید کرده است. یکی از نگرانکنندهترین تحولات، پرتاب یک موشک قارهپیما به آبهای آزاد اقیانوس آرام بود؛ موشکی بدون کلاهک که مسافتی بیش از ۶۸۰۰ مایل را از جزیره هاینان تا نزدیکی پلینزی فرانسه طی کرد. پنتاگون این آزمایش را تمرین بازدارندگی هستهای در شرایط واقعی جنگ توصیف کرده است.
در کنار توان هستهای، چین بهگفته پنتاگون پیشتاز جهانی توسعه موشکهای فراصوت است؛ سلاحهایی با سرعتی بیش از ۳۸۰۰ مایل در ساعت که توان مانور برای عبور از سامانههای پدافندی را دارند. این زرادخانه شامل موشکهای ضدکشتی، بالستیک، کروز و نمونههای پرتابشونده از هواست. توان سایبری چین نیز بهعنوان «مداومترین تهدید» علیه شبکههای دولتی، نظامی و غیرنظامی آمریکا معرفی شده است. گزارش میگوید نفوذهای سایبری منتسب به چین در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۵۰ درصد افزایش یافته و زیرساختهای حیاتی آمریکا، تایوان و حتی سنگاپور را هدف قرار داده است.
در عرصه دریایی، چین آزمایش سومین ناو هواپیمابر خود، فوجیان، را انجام داده و قصد دارد تا سال ۲۰۳۵ ناوگان خود را به ۹ ناو هواپیمابر برساند. همزمان، توسعه جنگندههای نسل ششم، هواپیماهای هشدار زودهنگام پیشرفته و همکاری راهبردی فزاینده با روسیه، تصویری از ارتشی را ترسیم میکند که نهتنها برای نبرد منطقهای، بلکه برای رویارویی مستقیم با آمریکا آماده میشود.
این گزارش پنتاگون، در مجموع، سایهای سنگین از رقابت راهبردی میان واشنگتن و پکن را بر فراز اقیانوس آرام ترسیم میکند؛ رقابتی که از سطح دیپلماسی فراتر رفته و به عرصه آمادهباش نظامی کشیده شده است.
دیپلماسی، بیش از آنکه میدان تصمیمهای قطعی باشد، عرصه نمادهاست. باید اعتراف کرد که در مواجهه با چین، این قاعده بیش از همیشه صدق میکند. از همین منظر، اهمیت سفر کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا به پکن در اواخر ماه ژانویه، نه در توافقها و بیانیهها، بلکه در نفسِ انجام آن نهفته است. این سفر، نخستین دیدار یک نخستوزیر بریتانیا از چین در ۸ سال گذشته بود؛ آن هم در شرایطی که روابط دو کشور طی سالهای اخیر با تنشهای متعددی از اتهام جاسوسی علیه دو شهروند بریتانیایی به نفع چین، تا تعلیق طولانیمدت مجوز ساخت سفارت جدید چین در لندن، و نیز محاکمه فعال سرشناس دموکراسیخواه هنگکنگی، جیمی لای روبهرو بوده است.
با این همه، استارمر راهی پکن شد؛ نشانهای روشن از اینکه کفه دلایل موافقان این سفر، سنگینتر از هزینههای سیاسی آن ارزیابی شده است. آنچه این توازن را به سود انجام سفر تغییر داد، شدت گرفتن رفتارهای تنشزای دولت ایالات متحده، حتی در قبال متحدان سنتی خود بود. تنها یک هفته پیش از سفر به چین، استارمر در اقدامی کمسابقه، خشم علنی خود را نسبت به اظهارات دونالد ترامپ درباره نیروهای بریتانیایی در افغانستان ابراز کرد؛ اتفاقی که نشان میداد روابط لندن و واشنگتن دیگر آن پیوند بیچون و چرای گذشته نیست.
سفر استارمر به پکن، در مقایسه با سفرهای نخستوزیران پیشین بریتانیا، تفاوتی بنیادین داشت. در گذشته، همسویی لندن و واشنگتن امری بدیهی تلقی میشد. بریتانیا و آمریکا دههها بهعنوان نزدیکترین متحدان یکدیگر عمل کردند؛ از جنگهای خاورمیانه پس از سال ۲۰۰۱ گرفته تا مبارزه با تروریسم جهانی. دو کشور اطلاعات امنیتی خود را در قالب سازوکار مشترک تبادل میکردند و بهعنوان اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، هماهنگی نزدیکی داشتند.
حتی در موضوع چین نیز اختلافها کوتاهمدت و کنترلشده بود. در میانه دهه ۱۳۸۰ خورشیدی، بریتانیا و برخی کشورهای اروپایی کوشیدند تحریم تسلیحاتی چین که پس از سرکوب میدان تیانآنمن اعمال شده بود را لغو کنند؛ تلاشی که با مخالفت شدید دولت وقت آمریکا ناکام ماند. بیش از یک دهه بعد، در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، اروپا بار دیگر به فکر گسترش روابط تجاری مستقل با چین افتاد اما این مسیر نیز با توافقهای تازه با واشنگتن متوقف شد.
همهگیری کرونا، این همسویی را حتی پررنگتر کرد. آمریکا و اروپا، چین را یکی از مقصران مدیریت نادرست بحران میدانستند و در نتیجه، موضعی سختگیرانهتر در برابر پکن اتخاذ کردند. تا سال ۲۰۲۳، رقابت لندن و واشنگتن برسر اتخاذ مواضع تندتر علیه چین به جایی رسید که معاون نخستوزیر وقت بریتانیا، جمهوری خلق چین را «بزرگترین تهدید دولتی» علیه کشورش توصیف کرد.
اما جهان امروز، آن جهان نیست. اقدامات واشنگتن، پرسشهای بنیادینی را درباره نظام ائتلافی غرب، مانند پیمانهای نظامی گرفته و ساختارهای امنیتی پس از جنگ جهانی دوم، ایجاد کرده است. هنوز کسی نمیداند نظم جدید جهانی به طور دقیق چه شکلی خواهد داشت؛ شاید سالها طول بکشد تا خطوط آن روشن شود.
در چنین شرایطی، استارمر در پکن با طرفی گفتوگو میکرد که خود نیز در حال بازتعریف جایگاهش در این نظم نامطمئن است. شی جینپینگ متحد امنیتی بریتانیا نیست اما در دنیای وارونه امروز، دولت او در برخی حوزهها مانند تغییرات اقلیمی و مدیریت مخاطرات هوش مصنوعی، به بریتانیا نزدیکتر از متحدان سنتیاش به نظر میرسد. آنچه لندن و پکن را به هم نزدیک کرده، نه اشتراک ارزشی، بلکه نارضایتی مشترک از وضعیت غیرقابل پیشبینی کنونی است؛ هرچند این نارضایتی برای هر یک، ماهیتی متفاوت دارد.
این نزدیکی به معنای شکلگیری یک اتحاد راهبردی جدید نیست. اختلافهای فرهنگی، سیاسی و ارزشی میان بریتانیا و چین آنقدر عمیق است که چنین اتحادی را ناممکن میکند؛ صرفنظر از روابط لندن با واشنگتن. با این حال، نشانههایی از همکاری عملگرایانه دیده شد. اعلام محدودیت بر صادرات موتورهای کوچک که در قایقهای مهاجران غیرقانونی مورد استفاده قرار میگیرند، نشان داد که حتی در جهانی در حال واگرایی، زنجیرههای امنیتی و اقتصادی همچنان به هم پیوستهاند و بریتانیا ناچار است برای حل برخی اولویتهای امنیتی خود، با چین گفتوگو کند. در کنار آن، خبرهایی از سرمایهگذاری میلیاردی یک شرکت داروسازی بریتانیایی در چین، لغو روادید کوتاهمدت برای شهروندان بریتانیا و رفع تحریم برخی نمایندگان پارلمان بریتانیا منتشر شد. همچنین، مقدمات گسترش همکاریهای اقتصادی و تسهیل دسترسی شرکتهای بریتانیایی به بازار چین فراهم شد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا