به گزارش سرمایه فردا، منطقه آزاد کیش، روزگاری نماد توسعه شهری مدرن و استانداردهای بالای رفاهی در ایران بود. جزیرهای که قرار بود الگوی یک زندگی ایدهآل را به نمایش بگذارد. اما در سال ۱۴۰۴، این جزیره با یکی از پیچیدهترین ناترازیهای مدیریتی در حوزه لجستیک شهری مواجه شده است. دادههای عملیاتی نشان میدهد که سیاستهای تشویقی برای خروج خودروهای فرسوده و سیاستهای تنظیمی برای ورود خودروهای نو، نه تنها هماهنگ نیستند، بلکه در تضاد با یکدیگر عمل میکنند. نتیجه، فرسایش شدید ناوگان حملونقل عمومی و شخصی در جزیره، افزایش آلودگی هوا، و نارضایتی ساکنان و گردشگران است. در این گزارش، ابعاد این ناترازی را واکاوی میکنیم و راهکارهایی برای برونرفت از این بحران ارائه میدهیم.
منطقه آزاد کیش همیشه به عنوان یکی از پیشرفتهترین نقاط ایران شناخته میشده است. خیابانهای پهن و منظم، فضای سبز دلانگیز، مراکز تجاری مدرن و نبود آلودگی هوای کلانشهرها، کیش را به مقصد اول گردشگران داخلی و خارجی تبدیل کرده بود. اما در سالهای اخیر، به ویژه در سال ۱۴۰۴، تصویر این بهشت کوچک خدشهدار شده است. دلیل اصلی، نه کمبود امکانات رفاهی، که «ناترازی مدیریتی» در حوزه حملونقل است. سیاستهای تشویقی برای «خروج خودروهای فرسوده» و سیاستهای تنظیمی برای «ورود خودروهای نو» به جای هماهنگی، در تضاد با یکدیگر عمل کردهاند. نتیجه، جزیرهای که ناوگان حملونقل آن روز به روز پیرتر و فرسودهتر میشود و ساکنان و گردشگران، هزینه آن را با وقتهای تلفشده و آلودگی هوای بیشتر میپردازند. در این گزارش، نگاهی به آمارها و واقعیتهای میدانی میاندازیم و راهکارهایی برای خروج از این بنبست ارائه میدهیم.
یکی از سیاستهای خوبی که در سالهای اخیر در مناطق آزاد اجرا شد، «طرح اسقاط خودروهای فرسوده» بود. هدف این طرح، کاهش آلودگی هوا و افزایش ایمنی تردد بود. بر اساس آمارهای رسمی، در سه سال منتهی به ۱۴۰۴، بیش از ۱۵,۰۰۰ دستگاه خودروی فرسوده از ناوگان حملونقل کیش خارج شده است. این رقم بسیار قابل توجه است و نشان میدهد که طرح اسقاط، موفق عمل کرده است. اما مشکل از جایی شروع شد که جایگزینی برای این خودروهای اسقاط شده تعریف نشد. سیاست «خروج خودرو» بدون سیاست «ورود خودرو»، یعنی هر روز ناوگان حملونقل پیرتر و کوچکتر میشود؛ درست مانند وانتی که آب از سوراخ ته آن خارج میشود اما کسی بالای آن آب نمیریزد.
نقد و تحلیل: سازمان منطقه آزاد کیش میتوانست همزمان با اجرای طرح اسقاط، تسهیلات ویژهای برای واردات خودروهای نو و کممصرف در نظر بگیرد. اما به دلایل مختلف (از جمله محدودیتهای ارزی، تحریمها و کندی فرآیندهای تصمیمگیری)، این کار انجام نشد. نتیجه، کاهش محسوس تعداد خودروهای فعال در جزیره و افزایش فشار بر ناوگان موجود. حالا تاکسیهای کیش هر روز فرسودهتر میشوند و گردشگران برای جابهجایی در جزیره با مشکل مواجه هستند.
در سوی مقابل، سیاستهای «ورود خودرو» به کیش به شدت محدودکننده بوده است. بر اساس قوانین موجود، واردات خودرو به مناطق آزاد نیازمند مجوزهای متعدد از جمله تأییدیه سازمان محیط زیست، استاندارد و گمرک است. همچنین، خودروهای وارداتی باید کمتر از ۵ سال سن داشته باشند و استانداردهای آلایندگی یورو ۶ را رعایت کنند. این قوانین در نگاه اول خوب به نظر میرسند، اما در عمل، واردات را به شدت کند و پرهزینه کردهاند. به عنوان نمونه، در سال ۱۴۰۴ فقط ۲,۵۰۰ دستگاه خودروی نو موفق به دریافت مجوز ورود به کیش شدهاند. این در حالی است که در همان سال، بیش از ۵,۰۰۰ دستگاه خودروی فرسوده از رده خارج شده است.
نقد و تحلیل: نسبت ۲ به ۱ بین خروج و ورود خودروها، یعنی ناوگان حملونقل کیش هر سال ۵ درصد کوچکتر میشود. اگر این روند ادامه پیدا کند، تا سال ۱۴۱۰، تعداد خودروهای فعال در جزیره به نصف کاهش خواهد یافت. این یعنی ترافیک کمتر؟ بله، اما نه به دلیل کاهش تقاضا، به دلیل کاهش عرضه. در چنین شرایطی، گردشگران و ساکنان برای جابهجایی با مشکل مواجه میشوند و تعطیلات در کیش تبدیل به یک کابوس لجستیکی خواهد شد. مقررات سختگیرانه واردات، اگر با تسهیلات جایگزین همراه نباشد، نتیجهاش چیزی جز فلج شدن حملونقل عمومی نیست. قوانین خوب، بدون اجرای متوازن، فقط «تلههای قانونی» هستند.
شکاف میان سیاستگذاری و واقعیت میدانی، شاید مهمترین چالش مدیریت کیش باشد. در تئوری، سیاستگذاران منطقه آزاد ادعا میکنند که طرح اسقاط خودروهای فرسوده با هدف نوسازی ناوگان انجام شده است. اما در عمل، آنچه رخ داده، «پیرسازی» ناوگان بوده، نه نوسازی. نمونه عینی این شکاف، وضعیت تاکسیهای فرودگاه کیش است. طبق آمار، میانگین سن تاکسیهای فعال در فرودگاه کیش در سال ۱۴۰۰ حدود ۵ سال بود. این رقم در سال ۱۴۰۴ به ۸ سال رسیده است. یعنی تاکسیها ۳ سال پیرتر شدهاند، بدون اینکه جایگزین مناسبی برای آنها تعریف شده باشد.
نقد و تحلیل: این شکاف از کجا ناشی میشود؟ پاسخ را باید در «تفکیک نهادهای تصمیمگیر» جست. سازمان منطقه آزاد کیش، سازمان محیط زیست، استاندارد و وزارت صنعت، هر کدام به صورت جزیرهای تصمیم میگیرند. نتیجه، سیاستهایی که در تضاد با یکدیگر هستند. در حالی که سازمان منطقه آزاد به دنبال نوسازی ناوگان است، استاندارد و محیط زیست درهای ورود خودروهای نو را میبندند. تا زمانی که این نهادها دور یک میز جمع نشوند و یک استراتژی واحد برای حملونقل کیش تدوین نکنند، این شکاف عمیقتر و عمیقتر خواهد شد. کیش برای حل این مشکل نیاز به یک «شورای عالی حملونقل» دارد، نه چند بخشنامه پراکنده و بیربط.
ناترازی در مدیریت حملونقل کیش، پیامدهای متعددی داشته است. اولین و مهمترین پیامد، «افزایش آلودگی هوا» است. خودروهای فرسوده، به مراتب آلایندهتر از خودروهای نو هستند. بر اساس مطالعات مرکز پژوهشهای سازمان منطقه آزاد کیش، پس از اجرای طرح اسقاط خودروهای فرسوده، انتظار میرفت آلودگی هوا تا ۳۰ درصد کاهش یابد. اما به دلیل عدم جایگزینی مناسب، این کاهش به کمتر از ۱۰ درصد رسید. دومین پیامد، «افزایش هزینههای نگهداری» است. خودروهای فرسوده بیشتر خراب میشوند و هزینه تعمیر و نگهداری آنها سر به فلک میکشد. بر اساس گزارشها، هزینه نگهداری تاکسیهای کیش در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۴۰۰ حدود ۲۰۰ درصد افزایش یافته است. سومین پیامد، «کاهش رضایت گردشگران» است. گردشگری که برای تعطیلات به کیش میآید، انتظار دارد تاکسیهای مدرن و تمیز در خدمت او باشند. اما وقتی با تاکسیهای فرسوده و آلوده مواجه میشود، تصویر ذهنی مثبتی از کیش نخواهد داشت و احتمال بازگشت مجدد او کاهش مییابد.
نقد و تحلیل: هزینه این ناترازی را چه کسی میپردازد؟ اول، ساکنان کیش که هوای آلوده تنفس میکنند و وقت خود را در ترافیک و انتظار برای تاکسی تلف میکنند. دوم، گردشگرانی که تجربه سفرشان خراب میشود و کیش را به دیگران نیز توصیه نمیکنند. و سوم، خودروهای فرسوده که هر روز پیرتر میشوند و روزی از کار خواهند افتاد. در آن روز، کیش با یک بحران حملونقل تمامعیار مواجه خواهد شد و دیگر هیچ راه گریزی نخواهد بود. این بحران، مانند پاندول یک ساعت است که هر لحظه ممکن است به صفر برسد.
منطقه آزاد کیش در سال ۱۴۰۴ با یک ناترازی جدی در حوزه حملونقل مواجه است. سیاست خروج خودروهای فرسوده بدون سیاست ورود خودروهای نو، نتیجهای جز فرسایش ناوگان و کاهش رضایت مردم و گردشگران نداشته است. برای خروج از این بنبست، سه اقدام فوری ضروری است.
اول، هماهنگی بین نهادهای تصمیمگیرنده. سازمان منطقه آزاد کیش باید با سازمان محیط زیست، استاندارد و وزارت صنعت جلسات منظم برگزار کند و یک برنامه واحد برای نوسازی ناوگان تصویب نماید. دوم، تسهیل واردات خودروهای نو و کممصرف. باید فرآیندهای اداری را کوتاه کرد، تعداد مجوزهای واردات را افزایش داد و خودروهای دارای استاندارد یورو ۶ را بدون سختگیری اضافی وارد جزیره کرد. سوم، تشویق به استفاده از حملونقل عمومی و خودروهای برقی. دولت میتواند با ارائه یارانه و تخفیف، ساکنان و گردشگران را به استفاده از اتوبوسهای برقی، تاکسیهای هیبریدی و دوچرخههای اشتراکی ترغیب کند.
اگر این سه اقدام عملی نشوند، کیش به تدریج جذابیت خود را به عنوان یک مقصد گردشگری مدرن از دست خواهد داد و به جزیرهای پیر و فرسوده تبدیل میشود. جایی که ناوگان حملونقل آن مثل صاحبهایش پیر شده، اما نه با افتخار، که با تأسف. و این، شاید بزرگترین ضایعه برای منطقه آزادی باشد که روزگاری الگوی توسعه بود. اکنون زمان آن رسیده که مدیران کیش دست به کار شوند و این ناترازی خطرناک را درمان کنند. وگرنه، دیر خواهد شد.
رامین پرچمی بازیگر سینما و تلویزیون ایران دوباره سابقه زندانی شدن دارد که یکی بخاطر…
در میانه کشمکشهای سیاسی و مداخلات آشکار خارجی، علی الزیدی بهعنوان گزینهای مصالحهای برای نخستوزیری…
تجارت صنایع دستی تولید شده از حلزونها و صدفها در جنوب آنقدر داغ هست که…
گروه مدیریت سرمایهگذاری امید، به عنوان یک هلدینگ استراتژیک، نقشی حیاتی در اقتصاد ایران و…
اگر دولت به افزایش نرخ خوراک ادامه دهد و بازارهای جهانی نیز دچار رکود شوند،…
بانک گردشگری در سال ۱۴۰۴ در حوزه تسهیلات حمایتی عملکرد قابل قبولی داشته؛ از سبقت…