مهدی پاشازاده، کاپیتان پیشین استقلال، با انتقاد از وضعیت فنی و مدیریتی باشگاه تأکید دارد که سه تساوی اخیر تنها نشانهای از بحران عمیقتری است؛ بحرانی که اگر اصلاح نشود، استقلال را از مسیر قهرمانی دور خواهد کرد.
به گزارش سرمایه فردا، آنچه امروز استقلال تجربه میکند، صرفاً یک افت مقطعی در نتایج نیست؛ بلکه بازتابی از ترکیب ناقص، نیمکت خالی و مدیریتی است که بیش از زمین، در فضای مجازی غرق شده است. پاشازاده در روایت خود از وضعیت تیم، استقلال را باشگاهی بزرگ میداند که با تصمیمهای کوچک اداره میشود؛ تصمیمهایی که نهتنها کیفیت فنی را پایین آورده، بلکه اعتماد هواداران را نیز فرسوده کرده است. او هشدار میدهد اگر این مسیر ادامه یابد، استقلال نه در آسیا و نه حتی در لیگ داخلی مدعی واقعی نخواهد بود.
مهدی پاشازاده کاپیتان اسبق استقلال و بازیکن پیشین تیم ملی در اینبارع میگوید« من این موارد را از روی عصبانیت لحظهای یا برای جلب توجه نمینویسم. سالها در استقلال زندگی کردهام، فشار قهرمانی را میشناسم و خوب میدانم این پیراهن چه وزن سنگینی دارد. درست به همین دلیل، امروز نمیتوانم نسبت به آنچه در استقلال میگذرد بیتفاوت باشم. ۳ تساوی پی در پی مقابل پرسپولیس، ملوان و خیبر فقط نتایج ساده نیست؛ نشانهای دیگر از مسیری است که اشتباه طی میشود.
استقلال امروز در میانه میدان و خط حمله مشکل جدی دارد. تیم کند و فاقد ریتم است و در فاز هجومی حرف تازهای برای گفتن ندارد. من از همان ابتدا گفتم بعضی انتخابها اشتباه است. بازیکنی که قرار است مغز متفکر وسط زمین باشد اما فقط چند متر توپ را جابهجا میکند و خروجی خاصی ندارد، نمیتواند استقلال را جلو ببرد. این بحث شخصی نیست؛ بحث کیفیت است و استقلال از نظر کیفی آسیب دیده.»
مشکل فقط ۱۱ نفر اصلی هم نیست. نیمکت استقلال خالی است. به محض مصدومیت یکی دو بازیکن کلیدی، تیم از شکل میافتد. تعویضها نهتنها کمکی نمیکنند، بلکه کیفیت را پایینتر میآورند. این یعنی تیم درست بسته نشده. تیمی که با یک غیبت به بنبست میخورد، مدعی نیست. خوششانس هستیم که بعضی بازیها مساوی میشود اگرنه شرایط میتوانست بدتر هم باشد.
همچنین مهدی پاشازاده کاپیتان اسبق استقلال و بازیکن پیشین تیم ملی معتقد است که « ریشه ماجرا بالاتر از زمین است. استقلال امروز از نظر مدیریتی دچار مشکل جدی است. پنجره نقلوانتقالات بسته است و کسی پاسخ روشنی نمیدهد چرا؟! هوادار حق دارد بداند چه اتفاقی افتاده. با این وضعیت، نهتنها تقویتی در نیمفصل در کار نخواهد بود، بلکه اگر همین روند ادامه پیدا کند، نهایت جایگاه استقلال رتبههای پنجم یا ششم جدول خواهد بود و با چند نتیجه بد، بحرانی مانند فصل گذشته هم دور از ذهن نیست.اینجا لازم است صریح درباره یک اسم صحبت کنم؛ علی تاجرنیا. در عمل، همه تصمیمها به یک نفر ختم میشود. سؤال من ساده است: خریدهایی مثل جنپو و نازون با کدام نظر فنی انجام شده؟ کدام کارشناس یا مربی چنین انتخابهایی را تأیید کرده؟ من خیلی واضح میگویم جنپو را حتی در سطح لیگ دسته دوم هم بازیکن مؤثر نمیدانم. نازون هم بیشتر درگیر هواست تا فوتبال. اینها حرف احساسی نیست؛ ارزیابی فنی است.»
وقتی بازیکنی مثل کوشکی از زمین بیرون میرود، نیمی از تیم از کار میافتد. جانشینها نمیتوانند چیزی اضافه کنند. این یعنی خریدها غلط بوده. وقتی همه تصمیمها متمرکز میشود و پاسخگویی وجود ندارد، نتیجه همین میشود. تاجرنیا باید شفاف توضیح بدهد این مسیر بر چه اساسی انتخاب شده.
بدتر از همه، فرار از واقعیت است. انداختن همه چیز گردن داوری یا حاشیهها یعنی نخواستن دیدن ضعفهای خودمان. بله! داوری مشکل دارد، اما استقلال امروز قبل از هر چیز با مشکلات فنی و مدیریتی دستوپنجه نرم میکند.
قهرمانی با توئیت و استوری به دست نمیآید. مدیریت غرق فضای مجازی شده و فکر و ذکرش مجازی است. استقلال با عکس گرفتن بعد از یک برد ساخته نمیشود. این باشگاه را از رختکن تا دفتر، کوچک کردهاند. استقلال بزرگ است، اما اگر با مدیریت کوچک اداره شود، نتیجهاش همین خواهد بود. هوادار ناراحت است، نه از سر لجبازی، بلکه چون میبیند با این همه هزینه، تیم حتی در لیگ داخلی هم مدعی واقعی نیست، چه رسد در آسیا! این مسیر اگر اصلاح نشود، استقلال باز هم تاوانش را خواهد داد.
محمدرضا آزادی شماره ۷ تیم استقلال نزدیک به یک سالی میشود که نتوانسته برای این تیم گل بزند! شماره پیراهن در هر باشگاه بزرگی ارج و قرب خاصی دارد و گاهی یک شماره آنقدر محبوب میشود که به بایگانی هم میرسد. شماره ۷ برای طرفداران استقلال ارزش خاصی داشته و به دو اسم بزرگ خلاصه میشود؛ مجید نامجومطلق و فرهاد مجیدی! مجید نامجو مطلق یک هافبک دریبلزن، تکنیکی و جوان بود که در باشگاه بانک ملی نامش را برسر زبانها انداخت. او در دهه ۶۰ و در حالی که از استقلال و پرسپولیس پیشنهاد داشت، با گرفتن موتورسیکلت از آبیها مسیر رسیدن به تمرینات از محله تیر دوقلو را آسان کرد تا به رویاهای خودش برسد.
هرچند علی پروین این جوان تکنیکی را نخواست اما همین اشتباه بزرگ اسطوره پرسپولیسی یکی از اسطورههای استقلال را ساخت. گرچه پیش از مجید نامجومطلق و حضورش در استقلال، حسن روشن هم پیراهن شماره ۷ میپوشید اما فوقستاره اسبق خط حمله آبیها بیشتر با پیراهن شماره ۱۰ برای تیمش بازی کرد.نامجومطلق به لطف تکنیک ناب خودش خیلی زود محبوب هواداران و سکوها شد. شماره ۷ پیشین استقلال در تیم ملی هم با همین پیراهن خوش درخشید و سالها ستاره خط میانی تیم ایران لقب گرفت غافل از آنکه یک نوجوان با استعداد او را الگوی خودش قرار داده است.
فرهاد مجیدی به گفته خودش به خاطر مجید نامجومطلق استقلالی شد و خالق عدد ۴ یکی از کُریهای ماندگار تاریخ دربیها در تهران لقب گرفت. فرهاد مجیدی ۱۰سال بعد از نامجومطلق به دنیا آمد و از سال ۷۶ به استقلال پیوست.او جوانی ترکهای بود و خوشتکنیک، در فینال معروف جام باشگاههای آسیا در بازی با جوبیلو ایواتا به عنوان یکی از بازیکنان اصلی این تیم هم به میدان رفت. هرچند استقلالیها در آن دیدار شکست خوردند و ستاره سوم را خیلی راحت در ورزشگاه آزادی از دست دادند.
فرهاد سالها در امارات توپ زد و در دو مرحله دیگر به استقلال آمد و دلهای هواداران آبی را ربود.بدون کوچکترین تردیدی تکنیک دیدنی و گلهایی که فرهاد مجیدی به پرسپولیس زد این بازیکن را تبدیل به یکی از محبوبترین (شاید هم محبوبترین بازیکن تاریخ استقلال) بازیکنان آبیپوش کرد. پس از خداحافظی فرهاد مجیدی از فوتبال بارها شنیده شد که احتمالا پیراهن شماره ۷ استقلال بایگانی شود اما چنین نشد و بازیکنان مختلفی این شماره را بر تن کردند.
این اواخر مهرداد محمدی با شماره ۷ عملکرد نسبتا خوبی داشت اما مصدوم شد و پس از جدایی از استقلال این پیراهن خاطرهانگیز به محمدرضا آزادی رسید. محمدرضا آزادی اما نه شباهتی به مجید نامجومطلق داشت و نه فرهاد مجیدی و حالا حدود یک سالی میشود از باز کردن دروازه حریفان عاجز نشان داده است! چه بسا اگر پنجره نقل و انتقالات استقلال بسته نمیشد ریکاردو ساپینتو این مهاجم گل نزن را در لیست مازاد باشگاه قرار میداد اما حالا مجبور است حداقل تا پایان فصل به پای محمدرضا آزادی بسوزد و بسازد!
محمدرضا آزادی همه را به یاد احمد مومنزاده مهاجم سابق استقلال میاندازد؛ فورواردی که زمانی ضربالمثل بازیکنان گل نزن شده بود! کمتر کسی است که طلسم احمد مومنزاده مهاجم اسبق استقلالیها را به یاد نداشته باشد. او در سالی که مهاجم آبیها بود هرکاری میکرد پایش به گلزنی باز نمیشد، کار به جایی رسیده بود که حتی مدافعان استقلال هم تمام تلاش خودشان را میکردند تا این مهاجم طلسم را بشکند و بتواند دروازه حریفان را باز کند. او در یک سال فقط توانست یک گل برای استقلال بزند که همان یک گل هم در بازیهای آسیایی رقم خورد!
البته مومنزاده پیراهن تاریخی شماره ۷ استقلال را نمیپوشید اما محمدرضا آزادی پیراهنی را به تن میکند که روزگاری مجید نامجومطلق و فرهاد مجیدی میپوشیدند. این در حالی است که آزادی نه شباهتی به نامجو مطلق دارد، نه فرهاد مجیدی و نه حتی مثل احمد مومنزاده گلنزن، مدافعان حریف را پرس میکند!
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا