به گزارش سرمایه فردا، پنجمین هفته جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در حالی سپری میشود که تحلیلهای راهبردی از عمق بحران پیش روی اقتصاد جهانی پرده برمیدارند. محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبری، با اشاره به انسداد تنگه هرمز، از بهم ریختن محاسبات آمریکا خبر داده و هشدار داده است که ادامه جنگ، خطر حذف ۱۶ میلیون بشکه نفت و شوک ۲۰۰ دلاری را در پی دارد. به گفته مخبر، جنگ بلندمدت در منطقه، بزرگترین فاجعه انرژی قرن را رقم خواهد زد. این گزارش نگاهی دارد به ابعاد این تحلیل و پیامدهای آن برای آینده جنگ.
محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبری، با اشاره به انسداد تنگه هرمز توسط ایران، تأکید کرده است که این اقدام، محاسبات آمریکا را بهم ریخته است. آمریکا در روزهای ابتدایی جنگ، با تکیه بر قدرت نظامی خود، تصور میکرد میتواند به سرعت تنگه هرمز را باز کند و جریان انرژی را به حالت عادی بازگرداند. اما پنج هفته از جنگ میگذرد و تنگه هرمز همچنان به دست ایران بسته است.
این شکست محاسباتی، پیامدهای عمیقی برای استراتژی آمریکا در منطقه داشته است. واشنگتن که تصور میکرد با بمباران زیرساختهای نظامی ایران، میتواند تهران را به عقبنشینی وادارد، اکنون با واقعیت جدیدی روبروست: ایران نه تنها عقبنشینی نکرده، که مدیریت تنگه هرمز را به دست گرفته و کشتیها را با هماهنگی خود عبور میدهد.
محاسبات غلط آمریکا تنها به حوزه نظامی محدود نمیشود. واشنگتن تصور میکرد با اعمال فشار حداکثری، میتواند ایران را به میز مذاکره بازگرداند. اما ایران نه تنها به مذاکره تن نداد، که با بستن تنگه هرمز، اهرم فشار خود را به سلاحی تعیینکننده در جنگ تبدیل کرد.
مخبر در ادامه تأکید کرده است که هزینه جنگ برای آمریکا قابل تحمل نیست. این تحلیل، با توجه به آمارهای منتشر شده از هزینههای جنگ، کاملاً دقیق به نظر میرسد. بر اساس گزارشهای منتشر شده، هزینه جنگ با ایران در ۲۰ روز نخست به ۱۸ میلیارد دلار رسید. اگر این نرخ ادامه یابد، هزینه یک ماه جنگ به حدود ۲۷ میلیارد دلار و هزینه یک سال آن به بیش از ۳۲۸ میلیارد دلار خواهد رسید.
این هزینهها، در شرایطی به بودجه آمریکا تحمیل میشود که این کشور با بدهی ۳۹ تریلیون دلاری و کسری بودجه ۱.۸ تریلیون دلاری مواجه است. افزایش قیمت نفت به بالای ۱۱۰ دلار نیز تورم را در آمریکا به ۵.۲ درصد رسانده و انتظارات تورمی را به شدت افزایش داده است. فدرال رزرو برای کنترل این تورم، نرخ بهره را در محدوده ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد تثبیت کرده و این یعنی فشار مضاعف بر اقتصاد آمریکا.
در چنین شرایطی، ادامه جنگ برای آمریکا نه تنها از نظر نظامی، که از نظر اقتصادی نیز غیرقابل تحمل است. واشنگتن برای تأمین هزینههای جنگ، ناچار به افزایش استقراض و کسری بودجه است که خود میتواند به تشدید بحران اقتصادی منجر شود.
یکی از مهمترین بخشهای تحلیل مخبر، هشدار درباره خطر حذف ۱۶ میلیون بشکه نفت و شوک ۲۰۰ دلاری است. پیش از جنگ، روزانه حدود ۱۴ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. با بسته شدن این آبراه، عملاً این حجم عظیم از عرضه نفت جهان حذف شده است. اگر جنگ ادامه یابد و تنگه هرمز برای مدت طولانیتری بسته بماند، این حذف عرضه میتواند به یک بحران تمامعیار انرژی تبدیل شود.
شوک ۲۰۰ دلاری که مخبر به آن اشاره کرده، به معنای افزایش قیمت نفت به ۲۰۰ دلار در هر بشکه است. چنین قیمتی، بیسابقه در تاریخ مدرن نفت خواهد بود و پیامدهای فاجعهباری برای اقتصاد جهانی خواهد داشت. بر اساس مدلهای صندوق بینالمللی پول، هر ۱۰ درصد افزایش قیمت نفت، تورم جهانی را ۰.۴ درصد بالا میبرد. با افزایش بیش از ۱۰۰ درصدی نفت به ۲۰۰ دلار، تورم جهانی میتواند ۴ تا ۵ درصد بیشتر از پیشبینیهای قبلی شود.
این افزایش تورم، در حالی رخ میدهد که اقتصاد جهان هنوز از تبعات تورم پس از همهگیری و جنگ اوکراین فاصله نگرفته است. شوک ۲۰۰ دلاری نفت، میتواند اقتصادهای بزرگ جهان را با پدیده «رکود تورمی» مواجه کند؛ وضعیتی که در آن رشد اقتصادی کند میشود، اما تورم همچنان بالا میماند و بانکهای مرکزی را در بنبست سیاستی گرفتار میکند.
مخبر در بخش دیگری از تحلیل خود، هشدار داده است که جنگ بلندمدت در منطقه، بزرگترین فاجعه انرژی قرن را رقم خواهد زد. این هشدار، با توجه به تحولات میدانی و پیامدهای اقتصادی جنگ، کاملاً واقعبینانه به نظر میرسد.
بزرگترین فاجعه انرژی قرن، تنها به افزایش قیمت نفت محدود نمیشود. این فاجعه، ابعاد گستردهتری دارد که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
نخست، اختلال پایدار در زنجیره تأمین انرژی. حتی اگر جنگ به پایان برسد، بازسازی زیرساختهای آسیبدیده انرژی در منطقه، ماهها و حتی سالها طول خواهد کشید. در این مدت، عرضه نفت و گاز به بازارهای جهانی با اختلال مواجه خواهد بود.
دوم، تغییر ساختار تجارت انرژی. جنگ خاورمیانه، وابستگی کشورهای واردکننده به نفت خلیج فارس را به یک نقطه ضعف استراتژیک تبدیل کرده است. این کشورها برای کاهش این وابستگی، به دنبال تنوعبخشی به منابع انرژی خود خواهند بود. این تغییر ساختار، میتواند سالها طول بکشد و در این مدت، بازارهای انرژی با نااطمینانی بیسابقهای مواجه خواهند بود.
سوم، افزایش هزینههای تولید انرژی. با افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی در خلیج فارس، هزینه بیمه و حمل و نقل نفت به شدت افزایش یافته است. این افزایش هزینه، حتی پس از پایان جنگ نیز در سطوح بالایی باقی خواهد ماند.
چهارم، تشدید بحران اقلیمی. با افزایش قیمت نفت و گاز، بسیاری از کشورها ناچار به استفاده بیشتر از زغالسنگ به عنوان جایگزین خواهند شد. این موضوع، تلاشهای جهانی برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای را به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.
تحلیل محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبری، تصویری روشن از پیامدهای فاجعهبار ادامه جنگ برای اقتصاد جهانی ارائه میدهد. انسداد تنگه هرمز، محاسبات آمریکا را بهم ریخته و هزینههای سرسامآور جنگ، برای واشنگتن غیرقابل تحمل شده است. خطر حذف ۱۶ میلیون بشکه نفت و شوک ۲۰۰ دلاری، میتواند اقتصاد جهان را با بزرگترین بحران انرژی قرن مواجه کند.
در چنین شرایطی، پایان جنگ نه تنها یک ضرورت برای ایران، که یک ضرورت برای کل جهان است. کشورهای واردکننده انرژی، که تاکنون با احتیاط در کنار آمریکا ایستادهاند، به تدریج به این نتیجه میرسند که ادامه جنگ به ضرر آنهاست. آنها برای حفظ منافع خود، ناچار به فشار بر واشنگتن برای پایان دادن به این درگیری خواهند بود.
در روزهایی که تنگه هرمز به دست ایران بسته است و جریان انرژی جهان تحت کنترل تهران قرار دارد، شاید مهمترین درس این باشد که قدرت واقعی، نه در بمبها و موشکها، که در توانایی تغییر معادلات اقتصادی و سیاسی به نفع خود نهفته است. و ایران، این درس را به خوبی آموخته است.
تجربه جهان نشان میدهد که محیط زیست در دوران پساجنگ یا پسابحران، یا به حاشیه…
بلیت اکران آنلاین با احتساب مالیات به عددی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها قابل…
تیمهای سحر با حضور در مناطق بحرانزده در زمان جنگ به آسیبدیدگان کمک میکنند تا…
کارشناسان میگویند استفاده از گونههای بومی و مقاوم به کمآبی میتواند کیفیت فضای سبز پایتخت…
پرونده قتل مشکوک یک کشاورز با نبود ادله قطعی و ناتوانی در اجرای قسامه به…
تصویری از بحران فعلی اقتصاد جهانی پیچیده است. آنچه امروز میتوان گفت این است که…