سرنوشت جنگ ایران و آمریکا 

سرنوشت جنگ ایران و آمریکا 

در شرایطی که افق مه‌آلود است، صداها درهم‌اند و خبرها ناتمام می‌رسند، یک پرسش بر سر زبان‌هاست: چرا آمریکا با وجود آمادگی کامل نظامی، هنوز دست به حمله نمی‌زند؟ ناو هواپیمابر جرالد فورد و کشتی‌های جنگی همراه آن به تنگه جبل‌الطارق نزدیک شده‌اند، بیش از ۱۴۸ فروند جنگنده تهاجمی در پایگاه‌های منطقه مستقر شده‌اند و ۶۰۰ موشک تاماهوک در تیررس اهداف هستند، اما کاخ سفید سکوت کرده است. گزارشی از آخرین تحولات در آستانه یک تصمیم تاریخی.

به گزارش سرمایه فردا، واشنگتن پست به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده که دولت ترامپ آماده اجرای یک حمله نظامی طولانی‌مدت علیه ایران است، اما منتظر رسیدن ناو هواپیمابر جرالد فورد و کشتی‌های جنگی همراه آن به منطقه می‌ماند. این شناورها دیروز به تنگه جبل‌الطارق نزدیک شدند، که این امکان را فراهم می‌کند حمله علیه ایران در روزهای آینده آغاز شود — هرچند همواره این احتمال وجود دارد که حتی زودتر انجام شود.

اما در همان حال، مقام‌های آمریکایی و دیپلمات‌های منطقه‌ای به شبکه CNN گفته‌اند ارتش آمریکا ممکن است از همین آخر هفته برای حمله به ایران آماده باشد، اما در عین حال باور ندارند که این اقدام «به‌زودی» انجام شود.

این دوگانگی در پیام‌ها، روایتی پیچیده از پشت صحنه تصمیم‌گیری در واشنگتن ترسیم می‌کند.

تغییر نظم جهانی ؛ از کوبا تا سوریه

 

پرسش بی‌پاسخ رسانه‌های آمریکایی

رسانه‌های آمریکایی می‌پرسند: چرا رئیس‌جمهور توضیح نمی‌دهد که چرا ایالات متحده باید وارد یک اقدام نظامی گسترده مانند آنچه در برابر ایران در حال شکل‌گیری است شود؟ و چرا تلاش نمی‌کند برای آن حمایت عمومی جلب کند؟

آن‌ها تأکید می‌کنند که با وجود برتری آشکار آمریکا و اسرائیل، ایران همچنان قادر است خسارات سنگینی وارد کند، از جمله کشتن سربازان آمریکایی. این واقعیت تلخ، محاسبه هزینه-فایده را برای تصمیم‌گیران واشنگتن دشوار کرده است.

یک مقام دیپلماتیک به‌صراحت گفت: «رویکرد سنتی بر گفت‌وگو تأکید داشت، اما ترامپ برای این کار صبر و حوصله‌ای ندارد.»

 

گردآوری بزرگترین ناوگان تهاجمی

نگاهی به دارایی‌های تهاجمی ارتش آمریکا که تا ۲۰ فوریه در پایگاه‌های خاورمیانه و اروپا جمع شده‌اند، تصویر هولناکی را ترسیم می‌کند:

سوخت‌رسان‌ها: ۱۰۹ هواپیمای سوخت‌رسان در منطقه حضور دارند یا در حال آمدن هستند. در جنگ عراق، ۱۴۷ فروند حضور داشتند که احتمال دارد این رقم در روزهای آینده به آن تعداد برسد.

جنگنده‌های تهاجمی در پایگاه‌ها: ۱۲ فروند F-22 رپتور، ۱۲ فروند A-10C، ۳۶ فروند F-15E، ۳۰ فروند F-35A، ۶ فروند EA-18G گراولر، ۴۸ فروند F-16C/CJ؛ مجموعاً ۱۴۸ فروند.

جنگنده‌های تهاجمی در ناوهای هواپیمابر: ۱۰-۱۲ فروند EA-18G گراولر، ۱۰-۱۲ فروند F-35C، ۷۰ تا ۸۴ فروند F-18 سوپر هورنت؛ مجموعاً ۹۴-۱۰۸ فروند.

آواکس‌ها: ۶ آواکس E-3 در عربستان و ۱۰-۱۲ آواکس E-2D در دو ناو هواپیمابر.

سایر دارایی‌ها: تعداد نامشخصی هواپیمای گشت دریایی P-8، یک فروند RC-135V برای جمع‌آوری سیگنال الکترونیک، یک فروند C-32B نیروهای ویژه، پنج فروند E-11A برای گره ارتباط هوابرد، دستکم سه پهپاد گشت دریایی MQ-4C، دو فروند هواپیمای جاسوسی U-2 و دو فروند پهپاد جاسوسی RQ-4B.

موشک‌ها: بیش از ۶۰۰ موشک تاماهوک توسط ناوشکن‌ها و زیردریایی‌ها در کنار دو ناو هواپیمابر مستقر شده‌اند.

پیش‌بینی می‌شود با توجه به ممنوعیت استفاده از پایگاه‌های انگلیسی، بمب‌افکن‌ها مستقیماً از ایالات متحده برای حمله احتمالی روانه شوند.

 

معمای کوشنر و توافق هسته‌ای

در میان این همه آمادگی نظامی، یک نام همچنان در خبرها تکرار می‌شود: جرد کوشنر، داماد ترامپ و فرستاده او به خاورمیانه. منابع آگاه می‌گویند او همچنان امیدوار است بتوان به یک «توافق هسته‌ای» با ایران دست یافت. اما در همان حال، اسرائیل خواستار چارچوبی است که برنامه موشک‌های بالستیک ایران را نیز در بر بگیرد.

این شکاف میان واشنگتن و تل‌آویو، بر پیچیدگی معادله افزوده است.

در شرایط تنش‌آمیز کنونی، دو سناریوی اصلی برای درگیری احتمالی مطرح است:

 

سناریوی جنگ محدود

در این سناریو، ایالات متحده حملات هدفمند و کنترل‌شده‌ای انجام می‌دهد تا بدون گسترش درگیری، فشار بر ایران را افزایش دهد و آن را به سمت تسلیم در مذاکرات سوق دهد. هدف اصلی، اجبار ایران به پذیرش شرایط توافق هسته‌ای و محدودیت‌های موشکی بدون تغییر رژیم است. آمریکا می‌تواند به تأسیسات هسته‌ای کلیدی مانند نطنز یا فردو حمله کند، یا پایگاه‌های موشکی را هدف قرار دهد، اما از حمله به مراکز غیرنظامی یا رهبران اصلی خودداری کند. در این سناریو، آمریکا از ابزارهای دیپلماتیک همزمان استفاده می‌کند تا نشان دهد هدف، مذاکره است نه نابودی کامل.

 

جنگ پایدار با هدف تغییر حکومت

این سناریو بسیار پرهزینه‌تر است و شامل مراحل زیر می‌شود:

۱. اختلال در ارتباطات ماهواره‌ای برای تضعیف حاکمیت: حملات سایبری یا موشکی به سیستم‌های ماهواره‌ای ایران، نه تنها ارتباطات نظامی را قطع می‌کند، بلکه پخش پروپاگاندای دولتی را هم مختل می‌کند.

۲. نابودی سیستم ضد هوایی و هدف قرار دادن سران: حمله به سیستم‌های دفاع هوایی مانند S-300 یا سامانه‌های بومی برای باز کردن آسمان ایران، همزمان با هدف قرار دادن رهبران کلیدی.

۳. کمک به مردم از آسمان برای تغییر حکومت: ارسال کمک‌های هوایی به مردم ایران، از جمله پخش اطلاعات، سلاح‌های سبک برای معترضان، یا حمایت لجستیکی از نیروهای مخالف داخلی.

آخرین سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۷ فوریه ۲۰۲۶ در جمع مردم آذربایجان شرقی، نشان‌دهنده تمایل قوی رژیم به گسترش درگیری است و احتمال جنگ محدود را به شدت تضعیف می‌کند.

آیت الله خامنه‌ای در این سخنرانی تهدید کرد که اگر آمریکا حمله کند، ایران می‌تواند ناوهای آمریکایی را غرق کند و حتی قوی‌ترین ارتش جهان را فلج سازد. او رد قاطعانه خواسته‌های آمریکا برای توقف غنی‌سازی و محدودیت موشکی را اعلام کرد و تأکید کرد که ایران هرگز تسلیم نخواهد شد. او وضعیت را با امام حسین مقایسه کرد و از آمادگی برای «شهادت» سخن گفت.

علاوه بر این، ایت الله خامنه‌ای هشدار داد که حمله به ایران منجر به جنگ منطقه‌ای خواهد شد که می‌تواند درگیری را به لبنان، سوریه، عراق و حتی خلیج فارس بکشاند.

 

جنگ محدود پایدار نمی‌ماند

این مواضع که همزمان با مذاکرات ژنو بیان شد، نشان می‌دهد رژیم آماده گسترش جنگ برای حفظ بقا است و هر حمله محدودی را به فرصتی برای بسیج نیروهای نیابتی تبدیل می‌کند. بنابراین، سناریوی جنگ محدود نه تنها پایدار نمی‌ماند، بلکه ریسک تبدیل شدن به جنگ پایدار و منطقه‌ای را افزایش می‌دهد.

در چنین شرایطی، محاسبه هزینه-فایده برای آمریکا بسیار پیچیده می‌شود. حمله محدود ممکن است به جنگی گسترده و فرسایشی منجر شود که خاورمیانه را در آتش فرو برد. خودداری از حمله نیز ممکن است به معنای عقب‌نشینی در برابر ایران تلقی شود.

 

درس‌هایی برای آینده

در شرایط ناگواری هستیم. نمی‌دانیم چه در انتظار ماست، نمی‌دانیم سرنوشت چه خوابی برایمان دیده. این ندانستن، خود سنگین‌ترین بار است. اما درست در همین لحظه‌های مبهم و لرزان، اگر زنده ماندیم، اگر فرصتی هرچند کوتاه نصیبمان شد، شاید هیچ کاری ضروری‌تر از آموختن نباشد.

بهترین کار همیشه درس گرفتن است؛ از شکست‌ها، از خطاها، از ترس‌ها، از امیدهای نیمه‌جان، و حتی از سکوت‌هایی که میان ما فاصله انداخته‌اند.

زنده بمانیم. زنده بمانیم و کمک کنیم دیگران هم زنده بمانند. چون هیچ اندیشه‌ای بدون انسان، هیچ آرمانی بدون زندگی، و هیچ آینده‌ای بدون نفس کشیدن معنا ندارد. اگر زمانه سخت شد، اگر سایه‌ها بلندتر شدند، اگر ترس نزدیک‌تر آمد، یادمان نرود: نخست باید زندگی را حفظ کرد؛ بعد می‌توان جهان را تغییر داد.

دیدگاهتان را بنویسید