نبود نظارت بر پلتفرمهای طلا باعث شده سرمایه مردم در معرض خطر نوسانگیری و تخلفات گسترده قرار بگیرد
سرمایه فردا، مونا موسوی: در روزهایی که جنگ و تورم، مردم را بهسمت خرید طلا به عنوان پناهگاه امن سوق داده است، یک خطر بزرگ در کمین سرمایهگذاران خرد نشسته است؛ پلتفرمهای آنلاین خرید و فروش طلا که بدون نظارت مؤثر، به جای حفظ ارزش دارایی مردم، با سرمایه آنها نوسانگیری میکنند. سید حجت شفائی، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان طلا، جواهر و سنگهای قیمتی ایران از بلاتکلیفی سامانه نظارتی این پلتفرمها خبر داده و هشدار میدهد که« نبود شفافیت در قیمتگذاری، خالیفروشی و حتی بلوکه شدن سرمایه کاربران، از جمله تخلفاتی است که در سایه نبود نظارت کافی رخ میدهد.»
طلا همیشه به عنوان امنترین دارایی برای حفظ ارزش در برابر تورم و بحران شناخته شده است، اما در سالهای اخیر، با گسترش پلتفرمهای آنلاین خرید و فروش طلا، این تصویر امن خدشهدار شده است. تبلیغات گسترده این پلتفرمها در رسانههای رسمی و فضای شهری، مردم را به سمت سرمایهگذاری آسان و سریع در طلا ترغیب کرده است. درحالی که پشت پرده، برخی از آنها نه از پشتوانه واقعی طلا خبری است، نه از شفافیت در قیمتگذاری. دو جنگ اخیر (جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان) نشان داد که این پلتفرمها نه ابزاری برای سرمایهگذاری مردم، بلکه بازیگرانی حرفهای برای نوسانگیری با پول مردم هستند.
یکی از مهمترین چالشهای معاملات طلا در پلتفرمهای آنلاین، نبود شفافیت در قیمتگذاری است. برخلاف بازار رسمی طلا که قیمتها توسط اتحادیه طلا تعیین و اعلام میشود، در پلتفرمهای آنلاین، هر پلتفرم به دلخواه خود قیمتگذاری میکند. در عمل، ما شاهد بازار دوم و حتی بازار سوم در معاملات طلای کشور هستیم. در برخی ساعات، قیمت طلا در یک پلتفرم با نرخ رسمی اتحادیه تفاوت دارد و حتی قیمت طلا در میان پلتفرمهای مختلف نیز متفاوت است. این وضعیت، نه فقط سردرگمی مردم را افزایش میدهد، بلکه فرصتی برای سوداگران و نوسانگیران ایجاد میکند تا از این شکاف قیمتی سوءاستفاده کنند.
در زمان جنگ رمضان، این پدیده شکل عجیبتری به خود گرفت. برخی پلتفرمها طلا را با قیمتی بالاتر از قیمت فروش خود از مردم خریداری میکردند. یعنی شما میتوانستید طلا را از پلتفرم ارزان بخرید و به خودش گران بفروشید! این رفتار که کاملاً خارج از قاعده بازار و منطق اقتصادی است، فقط یک هدف داشت: جمعآوری طلا از مردم در زمان ارزانی. پلتفرمها پیشبینی میکردند که پس از جنگ، قیمت طلا افزایش مییابد. بنابراین، با اعلام قیمت خرید بالاتر، مردم را ترغیب به فروش طلاهای خود کردند و طلاهای ارزانتر را ذخیره کردند. پس از آتشبس و عادی شدن اوضاع، این طلاها را با قیمت بسیار بالاتری به فروش رساندند. این یعنی پلتفرمها، با پول و طلای مردم، نوسانگیری کرده و سود کلان بردهاند، در حالی که مردم عادی در این بازی متضرر شدهاند.
این رفتار، یک سوءاستفاده قانونی است. پلتفرمها با استفاده از عدم تقارن اطلاعاتی (مردم نمیدانند قیمت واقعی طلا چقدر است) و نبود نظارت، دارند از نیاز مردم سود میبرند. در شرایط جنگی، مردم به نقدینگی نیاز دارند و مجبور به فروش طلاهای خود میشوند. پلتفرمها هم از این فرصت استفاده میکنند و طلاها را با قیمت پایین میخرند. درست برعکس آنچه در اقتصاد رخ میدهد در شرایط بحران، قیمت طلا باید بالا برود، در مقطعی عرضه طلا افزایش یافت و در بازار جهانی هم قیمت افت کرد اما موقتی بود. در ایران، سرمایهگذاران خرد که برای حفظ ارزش پول خود به طلا پناه آورده بودند، برخی با فروش طلا به پلتفرمها نه تنها سودی نکردند، بلکه ضرر هم میدهند و این، نتیجه مستقیم «نبود نظارت» است.
اگر سامانه نظارتی بانک مرکزی برای پلتفرمها هر چه سریعتر راهاندازی نشود، این وضعیت تکرار خواهد شد و مردم هم هر بار ضرر میکنند و اعتمادشان به سیستم مالی از بین میرود. دولت باید جلوی این هزینه را بگیرد؛ قبل از اینکه دیر شود. سال گذشته، هیئت اقتصادی دولت دستورالعملی را برای ساماندهی پلتفرمهای طلا تصویب کرد. بر اساس این دستورالعمل، هر پلتفرم موظف بود به اندازه طلایی که معامله میکند، شمش استاندارد طلا نزد بانک (به عنوان وثیقه) نگهداری کند. این شرط، برای جلوگیری از «خالیفروشی» یعنی فروش طلای بدون پشتوانه طراحی شده بود. همچنین، قرار شد سامانه نظارتی توسط بانک مرکزی ایجاد شود تا بر عملکرد پلتفرمها نظارت کند، اما متأسفانه، بانک مرکزی به دلایلی که هنوز مشخص نیست از نوشتن این سامانه خودداری کرد.
در جلسه کمیسیون اقتصادی ریاستجمهوری (درست قبل از جنگ رمضان)، بانک مرکزی اعلام کرد که قصد نگارش این سامانه را ندارد. اما کمیسیون اقتصادی این مسئله را نپذیرفت و مجدداً بانک مرکزی را موظف به ایجاد سامانه کرد. با این حال، تا امروز، این سامانه هنوز راهاندازی نشده است. از این رو، پلتفرمهایی که بدون نظارت، هر طور که میخواهند عمل میکنند. بعضی از آنها حتی محدودیت برداشت وجه برای کاربران ایجاد میکنند. به عنوان مثال، در حالی که کاربران میتوانند تا ۲۰۰ میلیون تومان در روز کیف پول خود را شارژ کنند، برای برداشت وجه، با محدودیتهای شدید مواجه میشوند. یعنی پول مردم در این پلتفرمها بلوکه میشود. این اقدام غیرقانونی است، اما در نبود ناظر، کسی هم نیست جلوی آن را بگیرد.
بلاتکلیفی سامانه نظارتی، یک «شکست تنظیمگری» آشکار است. بانک مرکزی که مسئول تنظیم بازار سرمایه و طلا است، در انجام وظیفه خود قصور کرده است. نتیجه، وضعیتی شده که دلالان و سفتهبازان، راحتتر از همیشه میتوانند با سرمایه مردم بازی کنند. دولت باید هر چه سریعتر با تعیین ضربالاجل برای بانک مرکزی، سامانه نظارتی را راهاندازی کند. بانک مرکزی هم باید پاسخگو باشد که چرا از انجام وظیفه خود طفره میرود. مردم، سرمایههای خود را به خطر میاندازند، در حالی که نهادهای نظارتی درگیر مسائل حاشیهای هستند. این به هیچ وجه قابل قبول نیست.
در برابر این ریسکها طلای فیزیکی دو مزیت اساسی دارد؛ اول، نقدشوندگی بالا دارد یعنی خریدار میتواند هر زمان که خواست طلای فیزیکی خود را به فروش برساند. دوم، شفافیت در قیمت و عیار قابل پیگیری است؛ درواقع خریداران میدانند چه میخرند و قیمت آن بر اساس نرخ جهانی و نرخ ارز تعیین میشود، نه بر اساس الگوریتمهای پنهان یک پلتفرم.
در مقابل، طلای دیجیتال در پلتفرمهای آنلاین، ریسکهای متعددی دارد. اولین ریسک، ریسک نقدشوندگی است. ممکن است در زمان نیاز به پول، نتوانید سرمایه خود را برداشت کنید (مثل همان محدودیتهایی که در جنگ رمضان ایجاد شد). دومین ریسک، ریسک قیمتگذاری است. شما نمیدانید آیا پلتفرم دارد با شما شفاف رفتار میکند یا نه. سومین ریسک، ریسک اعتباری است. اگر پلتفرم ورشکست شود (مثل بسیاری از صرافیها در جهان)، سرمایه شما از بین خواهد رفت و هیچ نهاد نظارتی هم نیست که از شما حمایت کند.
طلا همیشه به عنوان پناهگاه امن سرمایهگذاران در برابر بحران شناخته میشود. اما در ایران، به دلیل نبود نظارت مؤثر بر پلتفرمهای آنلاین، طلا میتواند به جای پناهگاه، به دامی برای سرمایه مردم تبدیل شود. رفتار پلتفرمها در دو جنگ اخیر نشان داد که آنها نه به دنبال حفظ ارزش دارایی مردم، که به دنبال نوسانگیری و سودجویی با پول مردم هستند. خالیفروشی، عدم شفافیت در قیمتگذاری، بلوکه کردن سرمایه کاربران و خرید طلا با قیمت بالاتر (برای جمعآوری طلا در زمان ارزانی)، نمونههایی از تخلفاتی است که در نبود نظارت رخ میدهد.
سامانه نظارتی بانک مرکزی که باید این تخلفات را مهار کند، هنوز راهاندازی نشده است. از این رو مردم برای سرمایهگذاری در طلا، تنها راه مطمئن را خرید طلای فیزیکی از واحدهای دارای مجوز میدانند. طلایی که همیشه در دسترس است، همیشه قابل فروش است و ارزش واقعی خود را حفظ میکند. دولت باید هر چه سریعتر سامانه نظارتی پلتفرمهای طلا را راهاندازی کند و جلوی این «بازی با سرمایه مردم» را بگیرد. در غیر این صورت، بار دیگر در بحران بعدی، مردم قربانی سودجویی پلتفرمها خواهند شد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا