حلقه موازنه قدرت اسرائیل

حلقه موازنه قدرت اسرائیل

بن‌گوریون با پیوند با ایران، ترکیه و اتیوپی حلقه انزوای عربی را شکست، نتانیاهو با هند، جمهوری آذربایجان، یونان، قبرس، سومالی‌لند و سودان جنوبی در پی شکل‌دهی به حلقه‌ای بیرونی موازن‌گر است.

سرمایه فردا؛ آرش رئیسی‌نژاد:  دکترین پیرامون (Periphery Doctrine) اسرائیل بر پایه این ایده شکل گرفت که اسرائیل محاصره‌شده در دریایی از دشمنی عربی، نیازمند روابط استراتژیک با کشورهای غیرعربی پیرامون سرزمین‌های عربی است؛ کشورهایی همچون ایران، ترکیه و اتیوپی.

در کنار این سه کشور، اسرائیل به همکاری با اقلیت‌های غیرعرب و سنی جهان عرب همچون کردها، مارونی‌های لبنانی، جامعه قبطی مصر چشم دوخته بود. اما ستون اصلی این معماری امنیتی، ایران بود؛ سنگ‌بنای دکترین پیرامون اسرائیل.

ضرب‌الاجل ترامپ به خط پایان می‌رسد؟

 

در آغاز، اسرائیل برای ایران اهمیت بنیادین نداشت. شاه در پی فناوری اسرائیل و نفوذ لابی یهودیان در آمریکا برای مهار شوروی بود. اما با رشد پان‌عربیسم و کوتاهی ۱۹۵۸ عراق، اسرائیل در نگاه شاه به بازیگر مکمل توازن قوا در برابر ناسیونالیسم عربی تبدیل شد.

با وقفه صادرات نفت ایران در بحران سوئز، تهران و تل‌آویو پنهانی خط لوله ایلات–عسقلون را ساختند و کانال سوئز را دور زدند. همکاری‌های نظامی به خرید موشک‌های گابریل و سامانه‌های ارتباطی پیشرفته رسید و در اوایل دهه ۱۹۷۰ دو کشور پروژه موشکی «گل» را آغاز کردند.

پایه اصلی شراکت ایران و اسرائیل تهدید مشترک و منطق توازن قوا بود: اسرائیل بغداد و قاهره را از مرزهای غربی ایران دور نگه می‌داشت و ایران از پیوستن عراق به ارتش‌های عربی علیه اسرائیل جلوگیری می‌کرد.

 

مهم‌ترین نماد دکترین پیرامون

مهم‌ترین نماد دکترین پیرامون اما همکاری سه‌گانه ایران–اسرائیل–کردها بود. این شراکت تا قرارداد الجزایر در مارس ۱۹۷۵ برقرار ماند؛ توافقی که شکاف مهم میان ایران و اسرائیل را رقم زد. همکاری ایران و اسرائیل به‌ظاهر پایدار بود، اما تل‌آویو سودای گوشمالی شاه را داشت و شاه نیز دست اسرائیل را در پس حمایت برخی رسانه‌های خارجی از انقلاب می‌دید.

دگرگونی‌های ژئوپلیتیک دهه ۱۹۷۰ اما ضرباتی سهمگین به دکترین پیرامون وارد آورد؛ ضرباتی که سرانجام به فروپاشی دکترین بن‌گوریون انجامید.

نخست، کودتای مارکسیستی در اتیوپی در ۱۹۷۴ به خروج این کشور از حلقه شرکای اسرائیل انجامید. با سقوط هایله سلاسی یکم در ۱۲ سپتامبر ۱۹۷۴، درک (دولت نظامی موقت سوسیالیست اتیوپی) نظام سلطنتی اتیوپی را برچید و اتیوپی را یک دولت مارکسیست–لنینیست با نامید.

ضربه اصلی اما در ۱۹۷۹ فرا رسید. آنجا که محمدرضا شاه پهلوی تاج و تخت خود را طی انقلاب اسلامی به رهبری آیت‌الله خمینی از دست داد. انقلاب ۵۷ نه تنها فروپاشی مرکز ثقل دکترین پیرامون را در پی داشت، بلکه ایران را از مهم‌ترین، محوری‌ترین و ژئوپلیتیکی‌ترین شریک اسرائیل به دشمن ایدئولوژیک آن تبدیل کرد. انقلاب «گرایش» دکترین پیرامون را به نقطه‌ای ضداسرائیلی تبدیل کرد و با فروپاشی سنتو، شبکه هم‌پوشان امنیتی منطقه را نابود ساخت و اسرائیل را از یک دایره کامل امنیتی محروم نمود.

 

دینامیک منطقه با دگرگونی ترکیه

در دهه اخیر نیز دینامیک منطقه با دگرگونی ترکیه از شریکی خاموش به قدرت منطقه‌ای ضداسرائیلی تغییر یافته است. آنکارا که در دوران عدنان مندرس به تل‌آویو نزدیک بود، با قدرت‌گیری نوعثمانی‌گرایی به رهبری رجب طیب اردوغان نفوذ خود را در قفقاز و دریای مدیترانه بسط داد و با ترکیه با سقوط اسد و گماشتن متحد خود، جبهه‌ای در سوریه، به رقیبی مستقیم برای اسرائیل بدل شده؛ جایگاهی که پیش‌تر ایران اشغال می‌کرد.

با فروپاشی دکترین پیرامون بن‌گوریون در نیم‌سده گذشته، رهبران اسرائیل کوشیده‌اند تا معماری نوین جایگزینی را دنبال نمایند. در این میان، بنیامین نتانیاهو کوشیده است تا در کنار «پیمان ابراهیم» و بازگشتی در میان کشورهای جهان عرب از دست رفتن کشورهای پیرامونی (ایران، ترکیه، اتیوپی) را با اتحاد با کشورهایی جبران کند که این سه قدرت را محاط می‌کنند. به بیان دیگر، تل‌آویو چشم به «پیرامونِ پیرامون» دوخته است.

این کشورهای «پیرامونِ پیرامون» عبارتند از:

هند، جمهوری آذربایجان، یونان، سومالی‌لند، سودان جنوبی و قبرس

هر کدام از این کشورها نیز کارکرد ویژه ژئوپلیتیکی (در کنار اقتصادی–تکنولوژیک) در سیاست امنیت ملی اسرائیل دارند:

• هند: برای مهار چین و کنترل اقیانوس هند

• جمهوری آذربایجان: برای فشار ژئوپلیتیکی بر ایران در قفقاز

• یونان: برای موازنه ترکیه در شرق مدیترانه

• سومالی‌لند: برای دسترسی به باب‌المندب و کنترل شاخ آفریقا

• سودان جنوبی: برای کنترل نیل و نفوذ در مصر

• قبرس: برای تقویت محور انرژی–امنیتی مدیترانه شرقی و موازنه ترکیه در اتصال به اروپا

 

سه ستون پیشین دکترین پیرامون بن‌گوریون

این کشورها سه ستون پیشین دکترین پیرامون بن‌گوریون (ایران، ترکیه و اتیوپی) را در حلقه‌ای بیرونی احاطه کرده و بر آن‌ها فشار ژئوپلیتیکی غیرمستقیم وارد می‌کنند.

این کشورها سه ستون پیشین دکترین پیرامون بن‌گوریون (ایران، ترکیه و اتیوپی) را در حلقه‌ای بیرونی احاطه کرده و بر آن‌ها فشار ژئوپلیتیکی غیرمستقیم وارد می‌کنند. اگر در دهه‌های نخست، راهبرد اسرائیل بر شراکت با قدرت‌های پیرامون جهان عرب برای شکستن انزوای منطقه‌ای استوار بود، امروز با تغییر موازنه‌های جهانی، منطق امنیتی نیز دگرگون شده است.

تل‌آویو به‌جای اتکا به همان شرکای پیرامون، به سوی شبکه‌سازی با بازیگرانی رفته که آن قدرت‌ها را در محیط پیرامونی‌شان مهار می‌کنند؛ یعنی گذار از «شراکت با پیرامون» به «کمربند مهار پیرامون».

بدین‌ترتیب، اگر بن‌گوریون با پیوند با ایران، ترکیه و اتیوپی حلقه انزوای عربی را شکست، نتانیاهو با هند، جمهوری آذربایجان، یونان، قبرس، سومالی‌لند و سودان جنوبی در پی شکل‌دهی به حلقه‌ای بیرونی موازن‌گر است.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید