به گزارش سرمایه فردا، در راهروهای شیشهای بروکسل و اتاقهای محرمانه وزارتخانههای دفاعی اروپا، این روزها یک سوال با نگرانی تکرار میشود: آیا اروپا قادر است بدون آمریکا از خود دفاع کند؟ بحران پروژه «سامانه هوایی رزمی آینده» یا افکَس، اکنون به نماد همین تردید بزرگ بدل شده است؛ پروژهای که زمانی با شور و هیجان از آن بهعنوان «ستون فقرات ارتش آینده اروپا» یاد میشد اما حالا بیش از هر چیز، شکافهای عمیق میان قدرتهای اصلی قاره سبز را آشکار کرده است.
وقتی فرانسه و آلمان در سال ۲۰۱۷ از آغاز این پروژه رونمایی کردند، بسیاری آن را پاسخی مستقیم به تغییرات ژئوپلیتیکی جهان میدانستند؛ از بازگشت روسیه به سیاست تهاجمی گرفته تا نگرانی اروپا از کاهش تعهدات امنیتی آمریکا در دوران دونالد ترامپ. رهبران اروپایی به این نتیجه رسیده بودند که نمیتوان برای همیشه امنیت قاره را به چتر نظامی واشنگتن گره زد.
افکَس قرار بود پاسخ این نگرانی باشد؛ سامانهای پیچیده و فوقپیشرفته که نهتنها شامل یک جنگنده نسل ششم، بلکه شبکهای عظیم از پهپادها، سامانههای هوش مصنوعی، حسگرهای دیجیتال، ارتباطات ماهوارهای و فرماندهی میدان نبرد در زمان واقعی میشد. هدف، ساخت یک اکوسیستم کامل جنگی بود؛ چیزی شبیه نسخه اروپایی آینده جنگهای شبکهمحور آمریکا و چین. اما هرچه پروژه جلوتر رفت، اختلافها نیز عمیقتر شدند.
برای درک اهمیت افکَس باید به وضعیت امروز ارتشهای اروپایی نگاه کرد. بسیاری از کشورهای اروپایی هنوز برای سامانههای کلیدی دفاعی خود به آمریکا وابستهاند؛ از جنگندههای اف-۳۵ گرفته تا سامانههای اطلاعاتی، ماهوارهای و حتی زیرساختهای فرماندهی دیجیتال. جنگ اوکراین این وابستگی را بهشکلی بیسابقه آشکار کرد. در نخستین ماههای جنگ، کشورهای اروپایی فهمیدند بدون کمک اطلاعاتی و لجستیکی آمریکا حتی هماهنگی عملیات پیچیده نیز برایشان دشوار است.
همین مسئله باعث شد بحث «استقلال راهبردی اروپا» بار دیگر به یکی از اصلیترین موضوعات سیاسی بروکسل تبدیل شود. افکَس قرار بود نماد این استقلال باشد؛ پروژهای که اروپا را وارد باشگاه محدود قدرتهای دارای فناوری نسل ششم میکرد؛ باشگاهی که تا اینجای کار آمریکا، چین و تا حدی روسیه برای ورود به آن رقابت میکنند.
جنگنده نسل ششم تنها یک هواپیما نیست. این نسل از جنگندهها قرار است به هوش مصنوعی مجهز باشند، بتوانند همزمان چندین پهپاد را هدایت کنند، در میدان نبرد بهصورت شبکهای عمل کنند و از سامانههای پنهانکاری بسیار پیشرفته بهره ببرند. حتی برخی سناریوها از قابلیت هدایت نیمهخودکار یا به طور کامل بدون خلبان در آینده سخن میگویند. به همین دلیل، افکَس برای اروپا نبردی برای حفظ جایگاه فناوری و صنعتی قاره سبز در قرن بیستویکم به شمار میرفت.
اگرچه پاریس و برلین در ظاهر متحدند اما در حوزه نظامی نگاههای به کلی متفاوتی دارند. فرانسه دهههاست خود را یک قدرت نظامی مستقل جهانی میداند؛ کشوری دارای سلاح هستهای، ناو هواپیمابر و صنایع دفاعی قدرتمند که هنوز به ایفای نقش در آفریقا، مدیترانه و خاورمیانه میاندیشد. برای پاریس، جنگنده آینده باید بخشی از دکترین بازدارندگی هستهای فرانسه باشد و بتواند از روی ناو هواپیمابر نیز عملیات انجام دهد.
اما آلمان پس از جنگ جهانی دوم مسیری متفاوت را طی کرده است. برلین همواره در مسائل نظامی محتاطتر بوده و ارتش این کشور بیشتر در چارچوب ناتو تعریف شده است. آلمان نیازی به جنگنده هستهای مستقل نمیبیند و ترجیح داده برای مأموریتهای مرتبط با ناتو، جنگندههای آمریکایی اف-۳۵ را خریداری کند. همین اختلاف بنیادی، اکنون به یکی از گرههای اصلی پروژه تبدیل شده است. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، بهطور علنی اذعان کرد که نیازهای راهبردی دو کشور متفاوت است و اگر این شکاف حل نشود، ادامه پروژه دشوار خواهد بود. چنین اظهارنظری در فضای دیپلماتیک اروپا کمسابقه و نشانه عمق بحران است.
اما ماجرا فقط به سیاست محدود نمیشود. پشت پرده افکَس، رقابتی شدید میان شرکتهای عظیم تسلیحاتی اروپا جریان دارد؛ رقابتی که میلیاردها یورو سود و دههها برتری صنعتی را تعیین میکند. شرکت فرانسوی «داسو اویاسیون»، سازنده جنگنده «رافال»، معتقد است تجربه و تخصص لازم برای هدایت پروژه را در اختیار دارد و باید کنترل اصلی طراحی جنگنده جدید را برعهده بگیرد.
در مقابل، «ایرباس دیفنس اند اسپیس» که نماینده صنایع دفاعی آلمان و اسپانیاست، نمیخواهد تنها به پیمانکار فرعی تبدیل شود. آلمان نگران است که فرانسه فناوریهای کلیدی را در انحصار خود نگه دارد و سهم صنایع آلمانی از پروژه محدود شود. اختلاف برسر تقسیم کار، مالکیت معنوی، انتقال فناوری و حتی دسترسی به کدهای نرمافزاری پروژه، بارها مذاکرات را متوقف کرده است.
در میان تمام این اختلافها، یک بخش از پروژه همچنان برای اروپا حیاتی تلقی میشود: «ابر رزمی». این سامانه در واقع یک شبکه دیجیتال عظیم است که قرار است همه اجزای میدان نبرد را به هم متصل کند؛ از جنگندهها و پهپادها گرفته تا ماهوارهها، حسگرها، سامانههای پدافندی و نیروهای زمینی. کارشناسان نظامی معتقدند جنگهای آینده بیش از آنکه به تعداد تانک و هواپیما وابسته باشند، به سرعت پردازش داده و هماهنگی اطلاعاتی وابسته خواهند بود. کشوری که بتواند سریعتر دادهها را تحلیل کند و واکنش نشان دهد، برتری میدان نبرد را در اختیار خواهد داشت.
اروپا در این حوزه هنوز بهشدت به آمریکا متکی است. بخش بزرگی از زیرساختهای اطلاعاتی و ارتباطی ناتو تحت کنترل واشنگتن قرار دارد و همین مسئله نگرانی بزرگی برای رهبران اروپایی ایجاد کرده است. به همین دلیل، حتی اگر پروژه جنگنده مشترک شکست بخورد، احتمال زیادی وجود دارد که همکاری برسر «ابر رزمی»، هوش مصنوعی و شبکههای پهپادی ادامه پیدا کند؛ زیرا این بخشها برای آینده دفاعی اروپا حیاتیتر از خود هواپیما تلقی میشوند.
تهاجم روسیه به اوکراین، صنایع دفاعی اروپا را وارد دورهای تازه کرد. بودجههای نظامی ناگهان افزایش یافت و کارخانههای تسلیحاتی اروپا دوباره رونق گرفتند. اما همین جنگ، ضعفهای ساختاری اروپا را نیز آشکار کرد. کشورهای اروپایی دریافتند که در تولید مهمات، سامانههای موشکی و حتی تجهیزات پایه نظامی نیز ظرفیت کافی ندارند و همچنان وابسته به آمریکا هستند.
بلیت رایگان مترو و اتوبوس فقط به گروههای خاص شامل دانشآموزان، دانشجویان، طلاب، سربازان، کادر…
تامین اجتماعی با حذف سرانه درمان ساختار جدیدی برای بیمه مشاغل آزاد اجرا کرده و…
تخریب زیستگاه و توسعه کشاورزی، جمعیت لاکپشتهای خشکیزی ایران را به شدت کاهش داده و…
داستان زوجی که چند روز مانده به عروسیشان در یک شب و سر یک میز…
صفحات در شبکههای اجتماعی افشاگرنما با انتشار ادعاهای تأییدنشده، گاهی شایعه میسازند و گاهی فشار…
ورود سمیه رفیعی به هیئت رئیسه مجلس برای نخستینبار حضور یک زن در این ترکیب…