به گزارش سرمایه فردا، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با ادبیاتی تهدیدآمیز، ایران را مخاطب قرار داد: اگر تنگه هرمز را باز نکند، پس از ۴۸ ساعت، نیروگاههای برق ایران هدف حملات آمریکا قرار خواهند گرفت. این هشدار در حالی صادر میشود که نزدیک به یک ماه از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران میگذرد و تنگه هرمز همچنان به دست ایران بسته است. اما این تهدید تازه، چه معنایی دارد؟ آیا ایران عقبنشینی خواهد کرد؟ کارشناسان و تحلیلگران بینالمللی بر این باورند که پاسخ منفی است. این گزارش نگاهی دارد به ابعاد این تهدید، واکنش احتمالی ایران و پیامدهای آن برای منطقه و جهان.
استیون هایدمان، پژوهشگر مرکز سیاست خاورمیانه در مؤسسه بروکینگز، در گفتوگو با شبکه الجزیره، این تهدید را نشانهای از رویکرد جدید و خطرناکتر آمریکا در این درگیری توصیف کرده است. رویکردی که بر استفاده از گزینههایی استوار است که ترامپ پیشتر با آنها مخالفت میکرد و حالا برای افزایش فشار بر تهران به آنها متوسل شده است.
پیش از این، ترامپ بارها تأکید کرده بود که تمایلی به درگیری مستقیم نظامی با ایران ندارد و ترجیح میدهد با فشار حداکثری اقتصادی، تهران را به میز مذاکره بازگرداند. اما پس از یک ماه جنگ و ناکامی در باز کردن تنگه هرمز، به نظر میرسد کاخ سفید به این نتیجه رسیده که فشار اقتصادی به تنهایی کافی نیست و باید گزینه نظامی را جدیتر روی میز بگذارد.
اما آیا این تغییر رویکرد، نشانه ضعف یا نشانه عزم جدیتر است؟ تحلیلگران معتقدند که این تهدید بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشانه ناامیدی از بنبست فعلی است. آمریکا با وجود یک ماه حملات هوایی و موشکی گسترده، نتوانسته ایران را وادار به بازگشایی تنگه هرمز کند و حالا به دنبال تشدید فشار است.
شبکه الجزیره در گزارش خود به نقل از ارزیابی کارشناسان تأکید کرده که ایران نهتنها در برابر فشارها عقبنشینی نخواهد کرد، بلکه با تکیه بر راهبرد «مقابله به مثل»، آماده پاسخ قاطع به هرگونه تجاوز است.
هایدمان در این باره میگوید: «ایرانیها در صورت هدف قرار گرفتن این تأسیسات، به همان شکل پاسخ خواهند داد؛ پاسخی که میتواند پیامدهای نامطلوبی برای منطقه داشته باشد.» این تحلیل نشان میدهد که واشنگتن به خوبی میداند تهدید به حمله به زیرساختهای حیاتی ایران، با پاسخ متقابل تهران مواجه خواهد شد.
تجربه یک ماه گذشته نشان داده که ایران در برابر هرگونه حمله، پاسخی متناسب اما قاطع داده است. پس از حملات به تأسیسات پارس جنوبی، ایران تأسیسات انرژی قطر، عربستان، امارات و کویت را هدف قرار داد. پس از حملات به بنادر جنوبی، ایران پایگاههای آمریکا در منطقه را با موشک زد. این الگو نشان میدهد که ایران در برابر فشار، نه تنها عقبنشینی نمیکند، که با ابتکار عمل، میدان را برای دشمن تنگتر میکند.
نیروگاههای برق ایران، قلب تپنده اقتصاد و زندگی روزمره مردم هستند. هدف قرار گرفتن آنها، به معنای فلج کردن زیرساختهای حیاتی کشور و ایجاد بحران گسترده انسانی است. این اقدام، فراتر از یک عملیات نظامی، میتواند به جنایت جنگی تعبیر شود.
اما ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. منابع آگاه در تهران تأکید کردهاند که در صورت حمله به نیروگاههای برق ایران، پاسخ تهران نه تنها متقابل، بلکه گستردهتر خواهد بود. نیروگاههای کشورهای منطقه که به فناوری آمریکا و اسرائیل وابسته هستند، میتوانند اهداف بعدی ایران باشند. همچنین زیرساختهای حیاتی آمریکا در منطقه، از پایگاههای نظامی گرفته تا مراکز سوخترسانی و دادههای استراتژیک، در تیررس قرار خواهند گرفت.
هایدمان در تحلیل خود تأکید میکند که ایران در جریان این جنگ فشار زیادی بر ایالات متحده و اقتصاد جهانی وارد کرده است و به نظر نمیرسد تهدیدهای ترامپ چیزی را تغییر دهد. این ارزیابی نشان میدهد که تهدید جدید، بیش از آنکه ابزاری برای تغییر رفتار ایران باشد، میتواند به تشدید درگیری و گسترش دامنه آن منجر شود.
از یک سو، حمله به نیروگاههای ایران میتواند به معنای ورود جنگ به مرحله جدیدی باشد که در آن زیرساختهای غیرنظامی هدف قرار میگیرند. این اقدام، علاوه بر پیامدهای انسانی فاجعهبار، میتواند افکار عمومی جهان را علیه آمریکا و متحدانش تحریک کند.
از سوی دیگر، پاسخ قاطع ایران میتواند دامنه جنگ را به کل منطقه گسترش دهد. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که تاکنون با احتیاط در کنار آمریکا ایستادهاند، ممکن است وارد میدان شوند یا خود هدف حملات قرار گیرند. تنش در تنگه هرمز نیز میتواند به درگیری مستقیم دریایی بین نیروهای آمریکا و ایران تبدیل شود.
تهدید تازه دونالد ترامپ برای حمله به نیروگاههای برق ایران، اگرچه در ظاهر نشانه عزم جدی واشنگتن برای شکستن مقاومت تهران است، اما در عمل میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. ایران در یک ماه گذشته نشان داده که در برابر فشارها نه تنها عقبنشینی نمیکند، که با ابتکار عمل، هزینههای سنگینتری را بر دشمن تحمیل میکند.
کارشناسان و تحلیلگران بینالمللی نیز بر این باورند که تهدیدهای ترامپ چیزی را تغییر نخواهد داد. ایران همچنان به راهبرد «مقابله به مثل» پایبند خواهد ماند و هرگونه حمله به زیرساختهای حیاتی خود را با پاسخی قاطع و متقابل پاسخ خواهد داد. در چنین شرایطی، این تهدیدها بیش از آنکه ابزاری برای کاهش تنش باشند، میتوانند به تشدید درگیری و گسترش دامنه آن به سراسر منطقه منجر شوند.
برای ایران، مهمترین درس این است که تنها چیزی که میتواند دشمن را از ادامه تجاوز بازدارد، قدرت بازدارندگی و آمادگی برای پاسخ قاطع است. تا کنون، این استراتژی کارآمد بوده است. جنگ یک ماهه نشان داد که ایران نه تنها از نظر نظامی، که از نظر راهبردی نیز در موقعیت دفاعی محکمی قرار دارد. تهدیدهای ترامپ، هرچند تکاندهنده، اما به نظر نمیرسد بتواند این واقعیت را تغییر دهد.
تجربه جهان نشان میدهد که محیط زیست در دوران پساجنگ یا پسابحران، یا به حاشیه…
بلیت اکران آنلاین با احتساب مالیات به عددی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها قابل…
تیمهای سحر با حضور در مناطق بحرانزده در زمان جنگ به آسیبدیدگان کمک میکنند تا…
کارشناسان میگویند استفاده از گونههای بومی و مقاوم به کمآبی میتواند کیفیت فضای سبز پایتخت…
پرونده قتل مشکوک یک کشاورز با نبود ادله قطعی و ناتوانی در اجرای قسامه به…
تصویری از بحران فعلی اقتصاد جهانی پیچیده است. آنچه امروز میتوان گفت این است که…