در سالهای اخیر، مجموعهای از تحولات همزمان در کارائیب، خاورمیانه و واشینگتن، نقشه ژئوپلیتیک جهان را در حال بازترسیم کرده است. از فشارهای فزاینده بر کوبا گرفته تا روایتهای الهیاتی درباره نقش سیاسی رهبران غربی و تغییرات اقتصادی پس از سقوط دولتها، همه نشان میدهد جهان در آستانه دورهای تازه قرار گرفته؛ دورهای که در آن قدرت، سیاست و ایدئولوژی با سرعتی بیسابقه در حال جابهجاییاند.
به گزارش سرمایه فردا، تحولات جهانی در سالهای اخیر، تصویری از دنیایی ارائه میدهد که در آن نظمهای قدیمی در حال فروریختن و ساختارهای تازه در حال شکلگیریاند. یکی از برجستهترین نمونهها، فشار فزاینده واشینگتن بر کوبا است؛ فشاری که بسیاری آن را پایان دورهای طولانی در تاریخ این جزیره میدانند. کاخ سفید از ابتدای ۲۰۲۶، رویکرد خود را از «مهار» به «تغییر رژیم» تغییر داده و مجموعهای از اقدامات هماهنگ را برای تضعیف ساختار اقتصادی و سیاسی هاوانا به کار گرفته است. قطع شریان انرژی، ضربه به گردشگری، محدودیتهای منطقهای و فشارهای امنیتی، کوبا را در موقعیتی قرار داده که بسیاری تحلیلگران آن را «نقطه بیبازگشت» مینامند. خاموشیهای طولانی، کمبود مواد غذایی و نارضایتی اجتماعی، زمینه را برای تغییرات داخلی فراهم کرده و برخی پیشبینی میکنند که تا پیش از ۲۰۳۰، دوره کاسترویی به پایان برسد.

کاخ سفید استراتژی خود را از «مهار» به «تغییر رژیم» در هاوانا تغییر داده است. پنج رکن این استراتژی شامل خفگی انرژی، شوکگردشگری، دومینوی فروپاشی پس از ونزوئلا، نارضایتی داخلی از خاموشیهای ۲۰ ساعته و محاصره نامرئی در کارائیب، نشان میدهد که واشنگتن برای پایان دادن به افسانه کاسترو تا پیش از ۲۰۳۰ مصمم است. در سوی دیگر، ترامپ در برابر ایران اما استراتژی متفاوتی در پیش گرفته؛ نمایش قدرت مطلق با اعزام ناوهای آبراهام لینکلن و جرالد فورد، نه مقدمه جنگ، که ابزاری برای چانهزنی سنگین در مسقط ۲ است. او میداند ایران با عمق استراتژیک و شبکه پدافندی، لقمهای گلوگیر خواهد بود که تنها با بمباران هوایی هضم نمیشود
در سوی دیگر، روایتهای مذهبی–سیاسی در آمریکا نیز نقش مهمی در شکلدهی به فضای ژئوپلیتیک ایفا میکنند. بخشی از جریانهای مذهبی در غرب، تحولات جهانی را در چارچوب الهیات سیاسی تفسیر میکنند و برخی رهبران سیاسی را حامل «مأموریت تاریخی» میدانند. در این نگاه، توافقهای منطقهای، فروپاشی برخی حکومتها و کاهش تنشها در نقاط بحرانی، نه صرفاً رویدادهای سیاسی، بلکه نشانههایی از یک «پیچ تاریخی» تلقی میشود. این روایتها، چه از منظر اعتقادی و چه از منظر سیاسی، بر تصمیمسازی در واشینگتن و متحدانش تأثیر میگذارند و بخشی از رفتارهای سیاست خارجی را توضیح میدهند.
در همین زمان، سوریه پس از سقوط دولت پیشین وارد مرحلهای تازه شده است. از دسامبر ۲۰۲۴ تا اوایل ۲۰۲۶، شاخصهای اقتصادی این کشور تغییراتی چشمگیر را تجربه کردهاند. تقویت ارزش لیره، کاهش تورم، افزایش حقوق و بازگشت تدریجی آوارگان، نشانههایی از خروج اقتصاد سوریه از رکود عمیق سالهای جنگ است. بازگشایی مرزها، ورود سرمایهگذاران منطقهای و احیای زیرساختهای انرژی، مسیر تازهای را پیش روی اقتصاد این کشور قرار داده است. هرچند سوریه همچنان با حجم عظیمی از خرابیها و نیازهای مالی روبهروست، اما پیوستن به چرخه اقتصادی خلیج فارس، چشمانداز بازسازی را از یک رؤیا به یک پروژه عملی تبدیل کرده است.
در کنار این تحولات، تقابل ایران و آمریکا نیز در نقطه حساسی قرار گرفته است. اعزام ناوهای آمریکایی به منطقه، از یک سو نشانه قدرتنمایی است و از سوی دیگر ابزاری برای فشار در مذاکرات. تحلیلها نشان میدهد که واشینگتن به دنبال تکرار الگوی فشار حداکثری بدون ورود به جنگ فرسایشی است؛ الگویی که پیشتر در ونزوئلا نیز به کار گرفته شد. با این حال، پیچیدگیهای میدانی و توان دفاعی ایران، احتمال درگیری گسترده را کاهش میدهد و مسیر را به سمت نوعی «توافق حداقلی» سوق میدهد؛ توافقی که در آن هر دو طرف امتیازاتی محدود میدهند تا از هزینههای سنگین رویارویی مستقیم جلوگیری کنند.
در مجموع، جهان در میانه دورهای از بازتعریف قدرت و تغییرات ساختاری قرار دارد. از کوبا تا سوریه و از واشینگتن تا تهران، نشانهها حاکی از آن است که نظم قدیمی در حال عقبنشینی است و بازیگران جدید، روایتهای تازه و معادلات متفاوتی در حال شکلگیریاند. آینده این تحولات هنوز روشن نیست، اما یک چیز قطعی است: جهان وارد مرحلهای شده که در آن هیچچیز مانند گذشته باقی نخواهد ماند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا