زهرا مهدور: جنگها تنها مرزها را جابهجا نمیکنند؛ آنها «ادراک ما از جهان را نیز تغییر میدهند.» گاهی یک جنگ «نه فقط یک رخداد نظامی، بلکه لحظهای تاریخی است که در آن نظم پیشین ترک برمیدارد و واقعیتی تازه آرامآرام خود را آشکار میکند.» اکنون و پس از گذشت ۹۰ روز از جنگ ایران، «شاید مهمترین پرسش این نباشد که چه کسی پیروز شد یا چه کسی شکست خورد؛ بلکه این باشد که چه چیزی در جهان پیش از جنگ، دیگر قابل بازگشت نیست؟»
پیش از این جنگ، «بسیاری از تحلیلها بر این فرض استوار بود که منطقه در وضعیت نوعی «بازدارندگی پایدار» قرار دارد؛ وضعیتی که در آن بازیگران اگرچه در تنش دائمی هستند، اما از ورود به رویارویی مستقیم پرهیز میکنند.» تصور میشد «هزینه جنگ برای همه طرفها آنقدر بالاست که هیچکس از آستانه عبور نخواهد کرد.» اما «۹۰ روز اخیر نشان داد که سیاست بینالملل بیش از آنکه بر مبنای قواعد ثابت حرکت کند، تابع اضطرار، سوءمحاسبه و تغییرات سریع توازن قواست.» «آنچه ناممکن تصور میشد، ممکن شد و همین، مهمترین تغییر جهان پس از جنگ است.»
در این میان، «تنها موازنه نظامی دگرگون نشده است.» جنگ، «معنای امنیت را نیز تغییر داده است.» «امنیت دیگر صرفاً به معنای نبود جنگ نیست، بلکه به معنای توان تحمل جنگ است.» «کشورها، بازارها، و حتی افکار عمومی اکنون نه بر اساس ثبات، بلکه بر اساس ظرفیت بقا در بیثباتی عمل میکنند.» از این منظر، «خاورمیانه وارد مرحلهای شده که در آن «وضعیت استثنایی» دیگر استثنا نیست، بلکه به بخشی از وضعیت عادی بدل شده است.»
«همزمان، این جنگ نشان داد که نظم جهانی بیش از گذشته سیال شده است.» «شکاف میان آمریکا و متحدانش، نقشآفرینی قدرتهای منطقهای، میانجیگریهای چندلایه، و رفتار متناقض بازیگران جهانی نشان میدهد دیگر با جهانی یکقطبی یا حتی دوقطبی مواجه نیستیم.» «قدرتها نه در قالب بلوکهای کاملاً منسجم، بلکه در قالب ائتلافهای موقت، متغیر، و موردی عمل میکنند.» «دوستیها و دشمنیها دائمی نیستند و سیاست خارجی بیش از گذشته به نوعی سیاست ژلاتینی شبیه شده که در آن انعطاف و امکان جابهجایی اهمیت بیشتری یافته است.»
در سطح داخلی نیز «جنگ صرفاً یک رخداد نظامی باقی نماند.» جنگ «اقتصاد، رسانه، حافظه جمعی، و حتی زبان روزمره را تغییر میدهد.» «آنچه در هفتههای نخست شوکآور بود، به تدریج عادی شد؛ از اخبار حملات و سامانههای پدافندی تا تحلیلهای لحظهای و اضطراب دائمی مردم.» «انسان به وضعیت جنگی عادت میکند و همین عادت، یکی از پیچیدهترین پیامدهای هر بحران تاریخی است. زیرا جامعهای که به بحران خو میگیرد، جهان را متفاوت از گذشته میبیند؛ محتاطتر، بیاعتمادتر، و در عین حال آمادهتر برای زیستن در وضعیت ناپایدار.»
فروپاشی قطعیتهای تحلیلی
«اما شاید مهمترین تغییر، فروپاشی برخی قطعیتهای تحلیلی باشد.» «۹۰ روز جنگ نشان داد بسیاری از ارزیابیهای قطعی درباره توان بازیگران، رفتار افکار عمومی، ظرفیت دولتها، و حتی آینده منطقه، بیش از حد سادهسازیشده بودند.» «همانگونه که در سیاست داخلی، دوگانههای صلب اغلب واقعیت پیچیده جامعه را توضیح نمیدهند، در سیاست بینالملل نیز تحلیلهای کریستالی بارها در برابر واقعیت سیال منطقه شکست خوردهاند.» «اکنون بیش از همیشه روشن شده که خاورمیانه را نمیتوان با نسخههای کلی فهمید؛ نه با تصور فروپاشی قریبالوقوع، نه با تصور پیروزی مطلق، و نه با این ایده که همه چیز تحت کنترل بازیگران بزرگ است.»
«۹۰ روز از جنگ گذشته، اما شاید هنوز در آغاز فهم پیامدهای آن باشیم.» «برخی جنگها وقتی پایان مییابند که آتشبس اعلام شود، اما برخی دیگر تازه پس از پایان در ذهن ملتها، در اقتصادها، در مناسبات سیاسی، و در تصور انسانها از آینده آغاز میشوند.» «جنگ ایران، دستکم تا اینجا، بیشتر به دسته دوم شبیه است؛ جنگی که نه فقط جغرافیا، بلکه تصور ما از جهان را تغییر داده است.»
طی روزهای اخیر، انبوهی از گزارشهای فروش ماهانه شرکتهای بورسی منتشر شده است. بررسی این…
معافیت بیمه کارکنان و مالیات بنگاههای اقتصادی مانع از افزایش رکود اقتصادی و بیکاری در…
سه پارامتر همزمان وضعیت مثبت بورس را تأیید میکنند؛ ورود خالص پول حقیقی، بازگشت ارزش…
موجودی نفت ایران روی آب نشان میدهد که «کل نفت شناور از حدود ۱۹۰ میلیون…
پالایشگاه یک دارایی بسیار گران است در مقیاس ۲۵۰ هزار بشکه، حدود ۷ تا ۱۲…
با توجه به عملکرد فروردین و اردیبهشت، پیشبینی میشود شرکت کساوه در سال ۱۴۰۵ سودآوری…