به گزارش سرمایه فردا، اعداد، اینبار بیپردهتر از هر تحلیل سیاسی سخن میگویند. در پایان فوریه ۲۰۲۶، درست پیش از آغاز درگیری نظامی میان آمریکا و ایران، میانگین قیمت بنزین در ایالات متحده حدود ۲.۹۸ دلار برای هر گالن بود؛ رقمی که با شروع جنگ، ظرف چند هفته به حدود ۴.۴۸ تا ۴.۵۲ دلار رسید.
این یعنی جهشی نزدیک به ۵۰درصد در یکی از حساسترین شاخصهای اقتصادی برای خانوارهای آمریکایی. اما این افزایش، یک روند آرام و تدریجی نبود؛ بلکه به تعبیر کارشناسان، یک «شوک قیمتی» واقعی بود. تنها در یک ماه نخست جنگ، قیمت بنزین حدود یک دلار در هر گالن افزایش یافت و در برخی مقاطع، این رشد به ۱.۱۹ دلار نیز رسید. اکنون نیز قیمتها در بالاترین سطح چهار سال اخیر تثبیت شدهاند؛ وضعیتی که برای میلیونها مصرفکننده، به معنای فشار مستقیم بر بودجه خانوار است. برآوردها نشان میدهد این افزایش، بهطور متوسط حدود ۳۸ دلار هزینه ماهانه اضافی به هر خانواده تحمیل کرده است.
در پس این اعداد، یک بحران ژئوپلیتیک عمیق قرار دارد؛ بحرانی که نامش با یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان گره خورده است: تنگه هرمز. این آبراه باریک که بهطور معمول محل عبور نزدیک به یکپنجم نفت خام جهان است، با تشدید درگیریها نیز به گلوگاه بحران تبدیل شده است.
محدود شدن عبور نفتکشها، اختلال در زنجیره تأمین و افزایش ریسک حملونقل، باعث شد قیمت نفت خام، ماده اصلی تولید بنزین، بهشدت افزایش یابد. در اوج این بحران، قیمت نفت برنت تا حدود ۱۲۶ دلار در هر بشکه بالا رفت؛ رشدی که در مجموع به حدود ۵۸ درصد رسید. از آنجا که بیش از نیمی از قیمت بنزین به طور مستقیم به بهای نفت خام وابسته است، این افزایش بهسرعت به پمپبنزینها منتقل و اثر آن در زندگی روزمره مردم نمایان شد.
با این حال، بحران بنزین در آمریکا چهرهای یکدست ندارد. نقشه قیمتها نشان میدهد که این کشور با چندین بازار متفاوت روبهروست. در ایالتهایی مانند کالیفرنیا، قیمت هر گالن بنزین از ۶.۱۴ دلار عبور کرده و به سطحی رسیده که بسیاری آن را «وضعیت اضطراری اقتصادی» توصیف میکنند. در مقابل، ایالتهای مرکزی مانند اوکلاهما و کانزاس هنوز در محدوده ۳.۶ تا ۳.۷ دلار باقی ماندهاند. این شکاف حدود ۲.۵ دلاری، بهخوبی نشان میدهد که بار این بحران بهطور نابرابر بر دوش شهروندان توزیع شده است.
در برخی مناطق، این فشار حتی ملموستر است. برای مثال، در ایالت اوهایو، هزینه پر کردن یک باک بنزین اکنون معادل حدود ۵ درصد درآمد هفتگی یک خانوار است؛ رقمی که برای کارگران حداقلبگیر به بیش از ۱۶درصد میرسد. این یعنی بنزین، از یک کالای مصرفی معمول، به یکی از سنگینترین هزینههای روزمره تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، روایت رسمی دولت آمریکا مبنی بر «موقتی بودن» این بحران، بیش از پیش زیر سوال رفته است. هرچند در اوایل آوریل و همزمان با اعلام آتشبس، قیمتها برای مدت کوتاهی کاهش یافت، اما این روند پایدار نماند و بازار بار دیگر مسیر صعودی در پیش گرفت. حتی توقف نسبی درگیریها نیز نتوانست اثرات عمیق اختلال در عرضه جهانی نفت را جبران کند.
کارشناسانی مانند راب اسمیت از موسسه اساندپی گلوبال انرژی، تأکید میکنند که مشکل تنها به جنگ محدود نمیشود، بلکه با پدیدهای به نام «ریسک ماندگار» روبهرو هستیم. به گفته او، حتی اگر درگیریها متوقف شود، شرکتهای حملونقل و بیمه بهسادگی به شرایط پیشین بازنمیگردند.
افزایش هزینه بیمه نفتکشها، تردید در عبور از تنگه هرمز و نگرانیهای امنیتی، همگی عواملی هستند که بهطور مداوم فشار صعودی بر قیمتها وارد میکنند. پیامد این وضعیت، فراتر از پمپبنزینهاست. افزایش قیمت سوخت، بهسرعت به سایر بخشهای اقتصاد سرایت کرده است؛ هزینه حملونقل بالا رفته، قیمت کالاها از مواد غذایی تا پوشاک در مسیر افزایش قرار گرفته و حتی خدماتی مانند بلیت هواپیما و پست نیز گرانتر شدهاند. به این ترتیب، بنزین گران به موتور تازهای برای تورم تبدیل شده و سایه نااطمینانی را بر اقتصاد آمریکا گسترانده است.
این بحران، اکنون به یک چالش جدی سیاسی برای دونالد ترامپ نیز تبدیل شده است. نظرسنجیها از کاهش قابل توجه محبوبیت او حکایت دارند و نارضایتی عمومی از جنگ علیه ایران در حال افزایش است. با این حال، ترامپ و متحدانش همچنان تلاش میکنند این افزایش قیمت را بهعنوان «هزینهای ضروری» برای تحقق اهداف نظامی توجیه کنند؛ روایتی که با واقعیتهای بازار انرژی فاصله قابل توجهی دارد.
تجربه بازارهای جهانی نشان میدهد که قیمت انرژی، برخلاف ادعاهای سیاسی، بهسرعت به سطح پیشین بازنمیگردد. حتی با فرض توقف کامل درگیریها، بازگشت قیمت بنزین به سطح زیر ۳ دلار، در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد. هرچه محدودیت در تنگه هرمز طولانیتر شود، این مسیر بازگشت نیز طولانیتر و پرهزینهتر خواهد شد.
در نهایت، آنچه امروز در آمریکا رخ میدهد، تنها یک بحران انرژی نیست؛ بلکه نمونهای عینی از پیوند مستقیم سیاست خارجی با معیشت داخلی است. مسیر افزایش قیمت بنزین، از ۲.۹۸ دلار پیش از جنگ تا بیش از ۶ دلار در برخی ایالتها، نشان میدهد که تصمیمات ژئوپلیتیک، چگونه میتواند بهسرعت به هزینههای ملموس برای شهروندان تبدیل شود.
رفتار مصرفکننده ایرانی در اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ دستخوش یک دگرگونی بنیادین شده است. خروج از…
آمارهای رسمی از کاهش ۱۰ میلیون تنی تولید فولاد و از دست رفتن دستکم ۷…
سهم اجاره از درآمد برخی خانوادهها در بهار ۱۴۰۵ به ۷۰ درصد رسیده و معیشت…
باتوجه به قرار گرفتن کشور در جنگ و افزایش سطح عمومی قیمتها، دولت بازنگری در…
موضوع بحث ما ریشه ایرانی داشتن یا نداشتن «اکرت» نیست بلکه بحث کیفیت این مهاجم…
پس از توقف کوتاه در دوران پس از انقلاب، با فیلمهای پرفروش و آثار اجتماعی-عاطفی،…