اینترنت پرو چند وقتی است که با شعار حمایت از کسبوکارها آمده است و بازتابهای بسیاری نیز در جامعه ایران پیدا کرده است. اما یک مسئله مهم پیرامون ایده پرو وجود دارد که چرا باید اینقدر گران باشد؟ وقتی قرار است اینترنت به ابزار کار تبدیل شود، قیمتگذاری آن هم باید بر اساس توان واقعی کاربران باشد. وگرنه گران بودن بیش از حد اینترنت پرو، این ابزار مهم را به یک کالای لوکس تبدیل میکند. اگر قرار است روزنامهنگار، پژوهشگر یا یک کسبوکار کوچک از این اینترنت استفاده کند، هزینه آن را از کجا تأمین کند؟ مگر همه بنگاهها، منابع مالی یکسان دارند؟ اینترنت پرو اگر قرار است گرهگشا باشد، نباید با این قیمت بالا به مانعی تازه تبدیل شود. بدون تناسب قیمت و نیاز، این طرح بیش از آنکه کمک کند، به یک پروژه پرهزینه و کماثر تبدیل خواهد شد.
این روزها اگر با هر صاحب کسبوکاری همصحبت شوی، خیلی زود گفتوگو به اینترنت میرسد. اگر تا چند هفته پیش، سرعت اینترنت عمدتا برای دانلود فیلم و سریال مورد توجه قرار میگرفت، این روزها بحثهایی از جنس بقا است. اگر اتصال قطع شود، فروش میخوابد، مشتری میپرد، قرارداد عقب میافتد و حتی اعتبار یک مجموعه زیر سوال میرود. اینترنت برای بسیاری از فعالان اقتصادی، فراتر از یک ابزار جانبی و شبیه برق و آب است. فناوریای که نبودش، کل کسب و کار را از فعالیت میاندازد.
در چنین فضایی، ایدهای مثل «اینترنت پرو» روی کاغذ منطقی به نظر میرسد. اینکه گروههایی که کارشان مستقیم به اینترنت گره خورده، بتوانند به یک اتصال پایدارتر و کماختلالتر دسترسی داشته باشند. کسی که صادرات انجام میدهد، تیمی که با سرویسهای خارجی کار میکند، پژوهشگری که باید به منابع علمی وصل شود، طبیعی است که نیازش با یک کاربر عادی فرق دارد. اینجا اصل ماجرا محل بحث نیست. کمتر کسی پیدا میشود که بگوید کسبوکارها به اینترنت پایدار احتیاج ندارند. حتی میتوان اینترنت پرو را در قیاس با بازار سیاه فیلترشکن و کانفیگ، یک روزنه درخشان به شمار آورد.
اما داستان از جایی پیچیده میشود که پای قیمت وسط میآید. وقتی یک نیاز به رسمیت شناخته میشود، انتظار این است که دسترسی به آن هم با منطق حمایت از فعالیت اقتصادی تنظیم شود. اینجا دقیقا همان نقطهای است که اینترنت پرو زیر ذرهبین میرود. چرا چیزی که به عنوان ضرورت برای کار و تولید تعریف شده، با هزینهای ارائه میشود که برای خیلی از کسبوکارها سنگین است؟
برای یک شرکت بزرگ شاید پرداخت این هزینه چندان مسئلهساز نباشد. اما بخش بزرگی از اقتصاد ایران روی دوش کسبوکارهای کوچک و متوسط میچرخد. همانهایی که با حاشیه سود کم، نوسان زیاد و آیندهای نهچندان قابل پیشبینی کار میکنند. برای اینها، هر هزینه اضافه میتواند تعیینکننده باشد. حالا اگر اینترنت پایدار که عملا پیشنیاز کارشان است، تبدیل به یک سرویس گران شود، ماجرا از یک ابزار حمایتی فاصله میگیرد.
از آن طرف، مسئله فقط قیمت نیست. نوع دسترسی هم محل سوال است. خیلیها وقتی اسم اینترنت پرو را میشنوند، انتظار دارند با یک اینترنت «کاملتر» روبهرو شوند. چیزی که بتواند نیازهای حرفهای را پوشش دهد. اما در عمل، بعضی از سطوح این سرویس به چند پلتفرم مشخص مانند یوتیوب، تلگرام، واتساپ محدود شدهاست. اینجاست که تناقض خودش را نشان میدهد. کسبوکاری که به ابزارهای متنوع، سرویسهای ابری، پلتفرمهای تخصصی و ارتباطات گسترده نیاز دارد، با دسترسی محدود چه باید بکند؟
این وضعیت شبیه این است که به یک کارگاه تولیدی بگویی برق پایدار در اختیارت میگذارم، اما فقط برای روشن کردن چند نورافکن در سوله کارخانه. طبیعی است که چنین مدلی نمیتواند پاسخگوی نیاز واقعی باشد. مدیران کارخانهها دوست دارند علاوه بر نورافکنها، بتوانند دستگاههای تولیدی خودشان را هم به برق وصل کنند. در نتیجه، اینترنت پرو در ذهن خیلیها از یک «راهحل» به یک «راهحل نصفهنیمه» تبدیل شده است.
شکلگیری یک اینترنت چندسطحی نگرانی دیگری است که آرامآرام خودش را نشان میدهد. یعنی جایی که کیفیت و سطح دسترسی، بیش از هر چیز به توان پرداخت گره بخورد. در چنین شرایطی، کسبوکارهایی که منابع مالی بیشتری دارند، ابزارهای بهتری هم در اختیار خواهند داشت و این یعنی فاصله گرفتن رقابت از حالت برابر. در مقابل، مجموعههای کوچکتر باید با محدودیتهای بیشتری دستوپنجه نرم کنند. این همان جایی است که یک سیاست به ظاهر حمایتی، میتواند نتیجه معکوس بدهد.
در این میان، ورود کمیسیون صنایع و معادن مجلس به موضوع اینترنت پرو، نشانهای است از اینکه مسئله جدیتر از یک بحث فنی ساده است. وقتی بحث قیمتگذاری و نحوه دسترسی به یک سرویس تا این حد مورد توجه قرار میگیرد، یعنی پای منافع بخش بزرگی از اقتصاد در میان است. آنطور که گفته شده، هدف از ابتدا کمک به تجار، بازرگانان و دانشگاهیان بوده. اگر این هدف همچنان روی میز است، طبیعی است که مدل اجرا هم باید با آن همخوانی داشته باشد.
واقعیت این است که اینترنت پایدار برای کسبوکارها چیزی شبیه یک «حق کار کردن» در دنیای امروز است. وقتی چنین حقی به رسمیت شناخته میشود، انتظار میرود مسیر دسترسی به آن هم هموار باشد. نه اینکه به مانعی تازه تبدیل شود. اینجا بحث بر سر رایگان بودن یا نبودن نیست؛ بحث بر سر تناسب است. تناسب میان اهمیت یک خدمت و هزینهای که برای آن تعیین میشود.
شاید وقت آن رسیده که اینترنت پرو از نو تعریف شود. چیزی فراتر از یک سرویس ویژه برای گروهی محدود، بلکه به عنوان بخشی از زیرساختی که باید تا حد ممکن در دسترس و قابل استفاده باشد. شفافیت در قیمتگذاری، توضیح دقیق درباره سطح دسترسیها و مهمتر از همه، در نظر گرفتن شرایط واقعی کسبوکارها، این فاصله را کمتر میکند. کسی با اصل ایده مشکلی ندارد و اغلب، از راهاندازی مجدد اینترنت خشنود هستند. مسئله این است که وقتی به یک نیاز اساسی برچسب «پرو» میزنیم و آن را در قالب بستههای گران و بعضا محدود عرضه میکنیم، این سوال پیش میآید که آیا داریم مسئله را حل میکنیم یا فقط شکلش را عوض میکنیم. پاسخ به این سوال، همان چیزی است که حالا هم فعالان اقتصادی دنبالش هستند، هم نمایندگان مجلس قرار است دربارهاش صحبت کنند.
کمکهای مردمی از فضای فیزیکی به شبکههای اجتماعی منتقل شده و سرعت و هدفمندی بیشتری…
فروش بالا در گیشه مسیری است که میتواند «مایکل» را به یکی از ماندگارترین و…
فردی با حضور در پروژههای حاشیهساز و در سوی دیگر، پروندهای سنگین در حوزه جرایم…
آمارها نشان میدهد که زنان غیرسیگاری بیشتر از مردان غیرسیگاری در معرض ابتلا به سرطان…
هجوم دلالان با شایعه کمبود فولاد، قیمت خودرو را جهشی کرد و بازار را حبابی…
اینترنت بینالملل ایران هنوز به طور کامل وصل نشده است، اما گامهای اولیه برداشته شده…