Categories: آخرین اخبار

حمایت اجتماعی مردم بیشتر از دولت

حمیده عبدالهی: شیشه بخارگرفته سوپرمحله، ردیفی از بطری‌های آب معدنی و چند بسته شیر خشک که گوشه‌ای جدا گذاشته شده‌اند. روی مقوای سفیدی با خطی عجولانه نوشته‌اند: برای هرکس که این روزها دستش نمی‌رسد، بردار. کمی آن‌طرف‌تر، دیوار سیمانی نبش کوچه، چند میخ زنگ‌زده و لباس‌هایی که بی‌صدا آویزان مانده‌اند. یک مانتوی مشکی، پلیور پشمی مردانه، کلاه بافتنی کودکانه و کیسه‌ای پارچه‌ای که از گوشه‌اش بسته نان تازه پیداست. باد، آرام آستین لباس‌ها را تکان می‌دهد، انگار خود دیوار نفس می‌کشد.

چند خیابان پایین‌تر، نانوایی سنگکی شلوغ‌تر از همیشه است. مردی بی‌آنکه چیزی بگوید، پول سه نان اضافه را حساب می‌کند و فقط آرام می‌گوید: برای نان مهربانی. نانوا سر تکان می‌دهد، اسکناس را زیر سنگ کنار دخل می‌گذارد و نان‌های داغ را یکی‌یکی از تنور بیرون می‌کشد. هیچ اسم و رسمی در کار نیست. فقط یک عادت قدیمی که مردم این شهر خوب بلدند: سهم کوچکی از سفره‌شان را برای دیگری کنار بگذارند.

و حالا همان مهربانی، از کوچه‌ها گذشته و به صفحه موبایل‌ها رسیده است. نور سرد گوشی، روی صورت زن جوانی افتاده که در یک گروه محلی نوشته: کسی برای سالمند تنها، بخاری اضافه دارد؟ چند دقیقه بعد، پاسخ‌ها یکی‌یکی بالا می‌آید. یکی نوشته؛ من دارم، دیگری آدرس فرستاده، یکی هم فقط نوشته: تا امشب می‌رسانم. دیوار مهربانی دیگر فقط یک دیوار نیست. از میخ‌های زنگ‌زده کوچه تا نان داغ نانوایی و تا اعلان‌های بی‌صدای گوشی‌ها، مهربانی در این شهر شکل عوض کرده، اما هنوز همان کار قدیمی را می‌کند: نگذاشتنِ آدم‌ها برای تنها ماندن.

روایت کمک‌های بی‌صدا

گاهی مهربانی نه روی دیوار نوشته می‌شود و نه در کمپین‌های بزرگ دیده می‌شود. درست پشت پیشخوان نانوایی و میان جعبه‌های میوه اتفاق می‌افتد. جایی که آدم‌ها با وجود تمام گرفتاری‌های خودشان، هنوز سهم کوچکی برای دیگری کنار می‌گذارند. چند قرص نان، چند کیلو میوه یا فقط تصمیمی ساده برای اینکه کسی دست خالی به خانه برنگردد.یکی از نانواهای محلی که نزدیک هفت سال است این کار را ادامه می‌دهد، می‌گوید اول کار فقط یکی دو مشتری بودند که موقع حساب کردن، پول چند نان اضافه می‌دادند و می‌گفتند برای هر کسی که نیاز داشت کنار بگذار. کم‌کم این کار عادی شد. حالا خیلی‌ها بدون حرف اضافه همین کار را می‌کنند. بعضی‌ها حتی برای خیرات، هزینه یک تنور کامل را حساب می‌کنند و فقط می‌گویند نانش به دست آدم‌های نیازمند برسد.

او از پشت تنور، میان شلوغی صف و گرمای نان تازه، از واقعیتی حرف می‌زند که خودش هم هر روز با آن روبه‌روست. اینکه خیلی از همین آدم‌هایی که نان اضافه حساب می‌کنند، خودشان هم گرفتارند، گرانی را حس می‌کنند و دخل‌وخرجشان به سختی جور می‌شود. اما چون می‌دانند همین حوالی کسانی هستند که توان خرید چند قرص نان ساده را هم ندارند، باز هم سهم کوچکی کنار می‌گذارند. به قول خودش؛ وقتی کسی با شرمندگی می‌آید و می‌گوید امروز دستم خالی است، آدم نمی‌تواند فقط نانوا بماند.

چند خیابان آن‌طرف‌تر، یک میوه‌فروش محلی هم از تجربه‌ای حرف می‌زند که دو سال پیش نگاهش را عوض کرد. او می‌گوید: ماجرا از روزی شروع شد که زنی جوان، آرام و با تردید، از او خواست میوه‌هایی را که قرار بود دور ریخته شوند، به او بدهد تا برای بچه‌هایش ببرد. گفته بود شوهرش چند ماه قبل تصادف کرده، از کار اخراج شده و چون بیمه نداشته، حتی نتوانسته از بیمه بیکاری استفاده کند. همان چند جمله کافی بود تا میوه‌فروش تصمیم بگیرد بخشی از میوه‌ها را دیگر راهی سطل زباله نکند.

از آن روز به بعد، هر بار که میوه‌ای هنوز قابل مصرف بود اما دیگر برای فروش مناسب به نظر نمی‌رسید، جدا می‌شد. بعدتر بعضی مشتری‌ها هم باخبر شدند و خودشان شروع کردند به خریدن چند کیلو میوه اضافه برای خانواده‌هایی که می‌شناختند یا حتی نمی‌شناختند. او می‌گوید کمک کردن همیشه با پول زیاد شروع نمی‌شود. گاهی فقط از این تصمیم ساده شروع می‌شود که چیزی را دور نریزی، وقتی می‌دانی می‌تواند سفره کسی را کمی کامل‌تر کند.

مهربانی در پستوهای مجازی

اگر چند سال پیش، نشانه مهربانی چند لباس آویزان روی یک چوب‌رخت فلزی بود، امروز همان مهربانی می‌تواند در یک پیام کوتاه خلاصه شود: کسی برای یک خانواده شیرخشک اضافه دارد؟ و چند دقیقه بعد، چند نفر زیر همان پیام بنویسند: من می‌رسانم.نسخه دوم مهربانی فقط به پیاده‌روها و پیشخوان دکان‌ها محدود نماند. انگار آدم‌ها دلشان می‌خواست کمک‌هایشان هدفمندتر، بی‌سروصدا و سریع‌تر از همیشه به مقصد برسد. برای همین، گروه‌ها و اپلیکیشن‌هایی سر برآوردند که حالا حکم دیوارهای مهربانی دیجیتال را پیدا کرده‌اند.

در پیام‌رسان‌های داخلی و خارجی، گروه‌هایی خودجوش راه انداخته‌اند. مثلاً گروه تلگرامی دستان پرمهر که فضایی برای اهدای رایگان وسایل بین اعضا فراهم کرده. کانال‌های دیگری هم با نام دیوار مهربانی فعال‌اند و گزارش کمک‌های جمع‌آوری‌شده را منتشر می‌کنند. از کمک به خانواده‌های جنگ‌زده، تا تأمین دارو و پوشک و غذا. خاصیت این گروه‌ها، اعتماد نسبی‌ای است که بین اعضا شکل گرفته. آدم‌هایی که همدیگر را می‌شناسند و ضریب خطای کمک‌رسانی را پایین می‌آورند.

(در کنار این گروه‌ها، اپلیکیشن‌های تخصصی مهربانی هم از راه رسیده‌اند که به کاربران اجازه می‌دهند کالاهای غیرضروری خود را ثبت کنند تا نیازمندان یا خیریه‌ها آن را بیابند. بعضی دیگر کار را سازمان‌یافته‌تر کرده و کاربر را مستقیماً به موسسات خیریه معتبر شهر خودش وصل می‌کنند. حتی مددجویان خیریه‌ها هم می‌توانند محصولات خانگی‌شان را از طریق همین اپ‌ها بفروشند. یکی‌شان فلسفه‌اش این است: توانمند را به نیازمند وصل کن. برخی از این اپلیکیشن‌ها هم فقط قسمتی به نام خیریه دارند.)

این اپلیکیشن‌ها و گروه‌ها یک ویژگی مشترک و مهم دارند: حذف خجالت و حفظ کرامت. نه نیازمندی معلوم است از چه کسی کمک می‌گیرد، نه کمک‌کننده لازم است در خیابان کسی را ببیند. مهربانی در این مدل جدید، دیگر نه آدرس مشخصی دارد و نه یک کوچه ثابت. در گوشی‌های مردم زندگی می‌کند. در اعلان‌های خاموش، پیام‌های فوری و اعتمادهای کوچکی که هنوز میان آدم‌ها باقی مانده. شاید شکلش عوض شده باشد، اما منطقش همان است: اینکه کسی، جایی، نگذارد دیگری در سخت‌ترین روزها تنها بماند. پیام‌هایی که گاهی یک بازیگر یا خواننده شروع‌کننده آن است و گاهی فقط یک شهروند ناشناس که مثلا نوشته است؛ کسی این حوالی بخاری اضافه دارد؟

همبستگی در دل بحران

در جامعه‌ای که هم‌زمان فشار اقتصادی و فقر در آن قابل مشاهده است، کنش‌هایی مثل دیوار مهربانی در نگاه اول یک تناقض ایجاد می‌کنند: چگونه ممکن است در شرایط بحران، همبستگی اجتماعی نه‌تنها فرو نریزد، بلکه در برخی لحظات فعال‌تر هم شود؟ دکتر سجاد بهرامی – جامعه‌شناس، این وضعیت را نه استثنا، بلکه یکی از الگوهای شناخته‌شده در جامعه‌شناسی بحران می‌داند و در گفت‌وگو با «هفت صبح» می‌گوید: دیوار مهربانی صرفاً یک کنش احساسی یا خیریه‌ای ساده نیست.

این پدیده هم‌زمان دو معنا دارد: از یک‌سو نشانه فعال شدن سرمایه اجتماعی افقی است؛ جایی که افراد بدون شناخت مستقیم برای کمک به دیگری وارد عمل می‌شوند. از سوی دیگر، نشانه‌ای از خلأ نسبی در سازوکارهای رسمی حمایتی نیز هست. در چنین شرایطی، جامعه به ذخایر درونی خود رجوع می‌کند. همان چیزی که در ادبیات جامعه‌شناسی از آن به عنوان خودسازماندهی اجتماعی یاد می‌شود.

بهرامی تأکید می‌کند که این نوع کنش‌ها را باید در چارچوب یک هم‌افزایی دید: این رویه هم سرمایه اجتماعی را فعال می‌کنند و هم ضعف یا کندی نهادهای رسمی را آشکار می‌سازند. به بیان ساده‌تر، دیوار مهربانی هم کمک واقعی است و هم یک نشانه اجتماعی از اینکه هنوز امکان همکاری میان افراد وجود دارد.

هنوز می‌توان به هم تکیه کرد

دکتر بهرامی تاکید می‌کند: تفاوت دیوار مهربانی با خیریه‌های سنتی، صرفاً در شکل اجرا نیست، بلکه در نوع رابطه اجتماعی نهفته در آن است. در ساختار خیریه‌های رسمی، رابطه معمولاً عمودی است. فرآیند ثبت، بررسی و تأیید وجود دارد و کمک‌گیرنده در موقعیتی قرار می‌گیرد که گاه با کاهش عزت نفس همراه است. اما در دیوار مهربانی این رابطه افقی می‌شود. نه کمک‌کننده دیده می‌شود و نه دریافت‌کننده، و همین ناشناسی، فشار اجتماعی را کاهش می‌دهد.

این حرکت همچنین در بستر روزمرگی شهری رخ می‌دهد. بدون تشریفات، بدون ساختار پیچیده و بدون واسطه‌های رسمی. همین ویژگی آن را به نوعی تجربه عمومی از انسانیت تبدیل می‌کند. به همین دلیل، دیوار مهربانی فقط یک ابزار توزیع کالا نیست، بلکه یک کنش نمادین شهری است. پیامی که در فضای شهر منتشر می‌شود: هنوز می‌توان به هم تکیه کرد.از این زاویه، می‌توان آن را در چارچوب اقتصاد اعتماد نیز فهمید. جایی که افراد بدون قرارداد رسمی، بر اساس انتظار رفتار اخلاقی و متقابل وارد تعامل می‌شوند. این نکته نشان می‌دهد که حتی در شرایط بحران اقتصادی، لایه‌ای از اعتماد اجتماعی همچنان فعال باقی مانده است.

دیوار مهربانی؛ کمک فوری یا آینه نارسایی ساختارها؟

بهرامی در عین حال تأکید می‌کند که دیوار مهربانی را باید پدیده‌ای دووجهی دید: هم مُسکن اجتماعی است و هم چراغ هشدار. از یک طرف، در کوتاه‌مدت می‌تواند نیازهای فوری را کاهش دهد و فشار روانی را سبک‌تر کند. از طرف دیگر، حضور آن نشان می‌دهد که سازوکارهای رسمی حمایت اجتماعی در برخی نقاط به‌طور کامل پاسخگو نیستند.اما نکته مهم‌تر یک خطر پنهان است: اگر این نوع کنش‌ها جایگزین مطالبه‌گری برای اصلاح نهادها شوند، ممکن است به مرور زمان خلأ نهادی طبیعی جلوه کند. یعنی جامعه به کمک‌های داوطلبانه عادت کند و فشار برای اصلاح ساختارهای رسمی کاهش یابد.
در این میان یک نکته ظریف دیگر هم وجود دارد: باید بین احساس همبستگی و پایداری همبستگی تفاوت گذاشت. دیوار مهربانی می‌تواند لحظه‌های واقعی از همدلی خلق کند، اما این الزاماً به شکل‌گیری یک نظام پایدار حمایتی منجر نمی‌شود.

 

modir

Recent Posts

معروف‌ترین بازیگر زن قبل و بعد انقلاب

جمیله شیخی؛ صلابت یک حضور، وقار یک بازیگر؛ حمید سمندریان؛ معماری که صحنه را از…

5 دقیقه ago

اینترنت پرو چیست ؟

فعالان اقتصادی و نمایندگان مجلس به دنبال پاسخ روشن درباره کارآمدی اینترنت پرو و نحوه…

2 ساعت ago

پرفروش‌ترین فیلم خارجی ۲۰۲۶

فروش بالا در گیشه مسیری است که می‌تواند «مایکل» را به یکی از ماندگارترین و…

2 ساعت ago

حاشیه‌های فیلم‌ پلتفرم‌ها

فردی با حضور در پروژه‌های حاشیه‌ساز و در سوی دیگر، پرونده‌ای سنگین در حوزه جرایم…

2 ساعت ago

رابطه آفت‌کش‌ها و سرطان

آمارها نشان می‌دهد که زنان غیرسیگاری بیشتر از مردان غیرسیگاری در معرض ابتلا به سرطان…

2 ساعت ago

دلایل افزایش قیمت خودرو در فروردین

هجوم دلالان با شایعه کمبود فولاد، قیمت خودرو را جهشی کرد و بازار را حبابی…

3 ساعت ago