به گزارش سرمایه فردا، در پنجمین هفته جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در حالی که کشور با یکی از بزرگترین چالشهای تاریخ خود مواجه است، بحث از اصلاحات داخلی بیش از هر زمان دیگری ضرورت پیدا کرده است. چه بسیار ثروتمندانی که در لب گور هستند ولی برای پروردگار و مردم دل از حتی یک آپارتمان از بین صدها دارایی مازاد خود نمیکنند. در شرایط حساس کنونی، ضمن حفظ روحیه و دفاع مستحکم در مقابل دشمن، اصلاحات بزرگ دیگر نه انتخابی و نه حتی ضروری، بلکه برای تداوم معنویت و ایران یکپارچه امری حیاتی است. این گزارش نگاهی دارد به ده اصلاح پیشنهادی که میتواند مسیر ایران را در شرایط بحرانی کنونی هموارتر کند.
بخشی از اصلاحات ساده اما اساسی، مربوط به ثروتهای عظیمی است که در اختیار نهادهای مالی زیر نظر دفتر ولی فقیه قرار دارد. ستاد اجرایی، بنیاد مستضعفان، اوقاف، آستان قدس و کمیته امداد، هزاران هزار میلیارد تومان ملک رها شده در اختیار دارند که تا به امروز از خیر آنها نگذشتهاند. به عنوان نمونه، بنیاد مستضعفان یک ملک سهچند هزار متری در بهترین لوکیشن فرشته را به یک موسسه پیزوری تاریخ معاصر داده است. آستان قدس نیز زمینهای بدون استفاده در شهرک غرب را رها کرده است. از این دست موارد، بسیار زیاد است که میتوان همگی آنها را فروخت.
با فروش این املاک مازاد، میتوان بخشی از درآمد را به صورت نقدی به سه دهک پایین جامعه واریز کرد و بخشی دیگر را به نام سه دهک دیگر در بورس سهام پتروشیمی و فولاد خرید. این اقدام، نه تنها به کاهش فقر کمک میکند، بلکه ثروت ملی را در میان مردم توزیع میکند و از تمرکز ثروت در دست نهادهای خاص جلوگیری مینماید.
حجاب، چه بخواهید چه نخواهید، دیگر از دستتان رفته است. واقعیت اجتماعی ایران در سالهای اخیر، نشان میدهد که اجبار در این حوزه نه تنها کارایی ندارد، که به افزایش فاصله دولت و ملت دامن میزند. پس بهتر است روغن ریخته را نذر مردم کنید و رسماً آن را اختیاری اعلام نمایید و حکم حرام سیاسی را از آن بردارید.
این اقدام، نه به معنای تضعیف ارزشهای دینی، که به معنای پذیرش واقعیتهای اجتماعی و اعتماد به مردم است. تجربه جهانی نشان داده که ارزشهای دینی و فرهنگی زمانی پایدار میمانند که بر پایه اعتقاد و اختیار باشند، نه بر پایه اجبار و تحمیل. در شرایط حساس کنونی که کشور به وحدت و همبستگی نیاز دارد، این اقدام میتواند گامی بزرگ در جهت کاهش تنشهای داخلی باشد.
تمامی شخصیتهایی که دل در گرو دشمن ندارند و ایران یکپارچه همراه با معنویت را علاقمند هستند، باید به فراخور ظرفیتشان در مدیریت جامعه و سیاست نقش داشته باشند. از جمله سید محمد خاتمی، حسن روحانی، مولوی عبدالحمید، محمود احمدینژاد و سید حسن خمینی.
این شخصیتها، هر کدام با دیدگاهها و سلیقههای متفاوت، بخشی از سرمایه اجتماعی کشور هستند. حذف آنها از عرصه مدیریت و تصمیمگیری، نه تنها به افزایش شکافهای داخلی دامن میزند، که از ظرفیتهای بالقوه کشور برای عبور از بحران میکاهد. در شرایط جنگ، همه ظرفیتها باید به کار گرفته شوند.
آرام آرام، افرادی که در اعتراضات خون کسی را نریختند و دارای محکومیت جرایم خشن نیستند، باید آزاد شوند. در حوادث اخیر، نزدیک به ۴۰ هزار نفر بازداشت شدند. بسیاری از آنها، جوانانی بودند که در اعتراضات شرکت کردند اما دست به خشونت نزدند. نگهداری طولانی مدت آنها در زندان، نه تنها به ترمیم شکافهای داخلی کمک نمیکند، که به افزایش کینه و نارضایتی دامن میزند.
علاوه بر این، بسیاری از گرفتاران مالی که به دولت بدهکارند و سالها در زندان به سر میبرند، باید آزاد شوند. این افراد، با تعیین تکلیف بدهیهای خود و ارائه طرح بازپرداخت، میتوانند به آغوش جامعه بازگردند و در بازسازی کشور مشارکت کنند.
به شرکتهای معتبر آمریکایی مانند دیگر کشورها بر اساس منافع ملی باید بازار داد. اگر در برجام، صنعت اتومبیل، نفت و هواپیمایی خود را به جای انحصار فرانسه و چین، به آمریکاییها هم داده بودیم، نه خروج از برجامی صورت میگرفت و نه دشمن به زمینی که در آن منافع مشترک داشت، حمله تجاوزکارانه میکرد.
منافع مشترک اقتصادی، یکی از مهمترین عوامل بازدارندگی در روابط بینالملل است. وقتی کشورها در هم تنیده میشوند و منافع مشترک ایجاد میکنند، هزینه جنگ و درگیری برای همه طرفها افزایش مییابد. در شرایط کنونی، بازتعریف مناسبات اقتصادی با آمریکا بر پایه منافع ملی، میتواند گامی مهم در جهت کاهش تنشها باشد.
بسیاری از شوراها و سازمانها قابلیت ادغام و حتی انحلال دارند. این نهادهای موازی، ارمغانی جز کند شدن نظام تصمیمگیری ندارند. در شرایط بحرانی که کشور نیاز به تصمیمگیری سریع و کارآمد دارد، وجود سازمانهای متعدد و موازی، به معنای اتلاف وقت و منابع است.
ادغام و انحلال این نهادها، میتواند به چابکسازی نظام اداری و کاهش هزینههای جاری دولت کمک کند. منابع آزاد شده، میتواند در بخشهای اولویتدار مانند دفاع، بهداشت و معیشت مردم هزینه شود.
فیلترینگ را باید به یکباره برداشت و به اپلیکیشنهای اجتماعی جهانی دفتر نمایندگی جهت ارتباط و پاسخگویی شفاف داد. در دنیای امروز، ارتباطات دیجیتال بخش جداییناپذیر از زندگی مردم و کسبوکارهاست. فیلترینگ، نه تنها به اقتصاد آسیب میزند، که به افزایش فاصله دولت و ملت دامن میزند.
با رفع فیلترینگ و ایجاد زیرساختهای شفاف برای فعالیت پلتفرمهای جهانی، میتوان ضمن حفظ امنیت ملی، از فرصتهای اقتصادی و فرهنگی این فضا بهره برد. همچنین، حضور فعال در شبکههای اجتماعی جهانی، فرصتی برای روایت واقعیتهای ایران به زبانهای مختلف و مقابله با جنگ روانی دشمن است.
خوانندگان و هنرمندان لسآنجلسی را به فراخور به ایران باید دعوت کرد. هنرمندان و ورزشکارانی که دست از لباس و نقش اپوزیسیون برنمیدارند، باید با پولهایی که به آنها در گذشته داده شد یا منبع خبریتان بودند، رسوا شوند.
دعوت از هنرمندان مقیم خارج، میتواند به تقویت جریان فرهنگی کشور و ایجاد پلهای ارتباطی با ایرانیان خارج از کشور کمک کند. همچنین، افشای منابع مالی و خبری اپوزیسیون، میتواند چهره واقعی آنها را به مردم نشان دهد و از تأثیرگذاری آنها بکاهد.
هر چند بعد از جنایت اخیر از منظر روانی بسیار سخت است، ولی برای ایران متحد و بر اساس سنت گذشتگان صالح، باید با آمریکا همانند بسیار دیگر از فرعونها بدون واسطه در خاک خود یا آنها مذاکره کرد. تحریمها را با دادن بازار و منفعت به شرکتهای آمریکایی باید برداشت.
باید مانند خردسالان دنبال دیپلماسی و کوروش و داریوش و تاریخ و فتوای رهبری مبنی بر تحریم بمب اتم نباشیم. تمام این بازیهای دنیا در تجارت است و ما بر اساس منافع خود و در یک موازنه مثبت بینالمللی باید داد و ستد کنیم. مذاکره مستقیم با آمریکا، نه به معنای عقبنشینی، که به معنای استفاده هوشمندانه از فرصتهای موجود برای تأمین منافع ملی است.
حساب واریزی تمام خیریهها و نهادهای حمایتی خصوصی، عمومی و حاکمیتی باید در هم ادغام شود تا پولشویی و فقر مطلق و شلختگی هزینهکرد با مهندسی و مانیتورینگ واحد از بین رود. در شرایط کنونی که بسیاری از مردم با مشکلات معیشتی مواجه هستند، شفافیت در هزینهکرد منابع حمایتی، از اهمیت بالایی برخوردار است.
ادغام حسابها و ایجاد سیستم واحد نظارتی، میتواند از انحراف منابع و فساد جلوگیری کند و اطمینان مردم را نسبت به عملکرد نهادهای حمایتی افزایش دهد. همچنین، این اقدام میتواند به بهینهسازی هزینهها و افزایش اثربخشی کمکهای حمایتی منجر شود.
در شرایط حساس کنونی، ضمن حفظ روحیه و دفاع مستحکم در مقابل دشمن، اصلاحات بزرگ دیگر نه انتخابی و نه حتی ضروری، بلکه برای تداوم معنویت و ایران یکپارچه امری حیاتی است. از بازتوزیع ثروتهای راکد در اختیار نهادهای عمومی گرفته تا اختیاری شدن حجاب، از حضور همه شخصیتها در مدیریت جامعه تا آزادی زندانیان غیرخشونتآمیز، از همکاری با شرکتهای آمریکایی تا رفع فیلترینگ، از دعوت از هنرمندان تا مذاکره مستقیم با آمریکا و ادغام حسابهای خیریهها، همه اقداماتی هستند که میتوانند ایران را از این بحران عبور دهند.
پنج هفته جنگ، نشان داد که کشور برای عبور از بحران، نیاز به وحدت و همبستگی دارد. این وحدت، بدون پاسخ به مطالبات به حق مردم و انجام اصلاحات ضروری، ممکن نخواهد بود. شاید وقت آن رسیده که به جای تمرکز بر اختلافات، بر نقاط مشترک تأکید کنیم و با همدلی و همکاری، ایران را از این گردنه سخت عبور دهیم.
تجربه جهان نشان میدهد که محیط زیست در دوران پساجنگ یا پسابحران، یا به حاشیه…
بلیت اکران آنلاین با احتساب مالیات به عددی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها قابل…
تیمهای سحر با حضور در مناطق بحرانزده در زمان جنگ به آسیبدیدگان کمک میکنند تا…
کارشناسان میگویند استفاده از گونههای بومی و مقاوم به کمآبی میتواند کیفیت فضای سبز پایتخت…
پرونده قتل مشکوک یک کشاورز با نبود ادله قطعی و ناتوانی در اجرای قسامه به…
تصویری از بحران فعلی اقتصاد جهانی پیچیده است. آنچه امروز میتوان گفت این است که…