جامعه

اشتغال زنان زیر تیغ بحران؛ جنگ بازار کار را جنسیتی کرد

به گزارش سرمایه فردا، مرکز آمار می‌گوید در زمستانی که کشور با ناآرامی و جنگ دست و پنجه نرم می‌کرد، فقط ۵۷ هزار شغل از بین رفته است. این رقم در نگاه اول شاید امیدوارکننده باشد، اما زیر پوست آمار، خبری بسیار نگران‌کننده‌تر نهفته است. ۲۳۳ هزار شغل از زنان گرفته شده و در مقابل، ۲۹۰ هزار شغل به مردان اضافه شده است. یعنی بحران اشتغال، یک بحران جنسیتی است. زنان شغل‌های خود را در حوزه‌های مختلف (به ویژه در بستر اینترنت) از دست داده‌اند و مردان جایگزین آنها شده‌اند. مشاغل پایدار جای خود را به مشاغل بی‌کیفیت و ناپایدار داده‌اند. در این گزارش، نگاهی می‌اندازیم به تصویری که آمار رسمی از بازار کار ترسیم می‌کند و ابعاد پنهان این بحران را واکاوی می‌کنیم.

مرکز آمار ایران در جدیدترین گزارش خود اعلام کرده که در زمستان ۱۴۰۴ (بهمن ماه)، نسبت به فصل مشابه سال قبل، تنها ۵۷ هزار شغل در کشور کاهش یافته است. این رقم، به ویژه با توجه به وقوع ناآرامی‌ها و جنگ رمضان در همان بازه زمانی، بسیار کمتر از انتظارات اولیه است. اما این آمار مثبت، نباید ما را از واقعیت‌های تلخ پشت صحنه غافل کند. اولین و مهم‌ترین واقعیت، «کاهش شدید اشتغال زنان» است. ۲۳۳ هزار زن شغل خود را از دست داده‌اند. در مقابل، تعداد مردان شاغل ۲۹۰ هزار نفر افزایش یافته است. این یعنی بازار کار، در حال «جنسیتی شدن» است. زنان دارند از چرخه تولید و اشتغال حذف می‌شوند. دومین واقعیت، «کاهش نرخ مشارکت اقتصادی» است. نرخ بیکاری کاهش یافته، اما نه به دلیل رشد اشتغال، بلکه به دلیل اینکه بسیاری از مردم (به ویژه زنان) از جستجوی کار ناامید شده‌اند و از نیروی کار خارج شده‌اند. و سومین واقعیت، «تغییر ماهیت اشتغال» است. مشاغل پایدار و با کیفیت (مانند مشاغل در بستر اینترنت، فریلنسری، و کسب‌وکارهای دانش‌بنیان) از بین رفته و مشاغل کم‌کیفیت و ناپایدار (مانند دستفروشی، خدمات موقت) جایگزین آنها شده‌اند. این تغییر ساختار، یک فاجعه آرام است که عواقب آن سال‌ها در اقتصاد کشور باقی خواهد ماند. این مطلب را به تفصیل واکاوی خواهیم کرد.

جنسیت در بازار کار؛ چرا زنان قربانی اصلی بحران شدند؟

سوال مهم این است: چرا زنان بیشتر از مردان شغل خود را از دست داده‌اند؟ پاسخ در چند عامل نهفته است. اولین عامل، «غلبه مشاغل زنانه در بخش‌های آسیب‌پذیر» است. بسیاری از زنانی که شاغل بودند، در بخش‌هایی مثل آموزش، خدمات، فروشگاه‌های اینترنتی، آرایشگری، طراحی گرافیک و تولید محتوای دیجیتال فعالیت می‌کردند. این مشاغل، به شدت به اینترنت و فضای مجازی وابسته هستند. با قطعی گسترده اینترنت و فیلترینگ هوشمند پس از جنگ، این مشاغل عملاً از بین رفتند. فروشگاه‌های اینترنتی تعطیل شدند، صادرات محتوای دیجیتال متوقف گشت و معلمان خصوصی نیز مشتریان خود را از دست دادند. نتیجه، حذف صدها هزار زن از چرخه اشتغال. عامل دوم، «بازگشت زنان به خانه به دلیل افزایش بار مراقبتی» است. با تعطیلی مدارس و مهدکودک‌ها در زمان جنگ، زنان مجبور شدند برای مراقبت از فرزندان و سالمندان، شغل خود را رها کنند و به خانه بازگردند. این پدیده در همه جای جهان در زمان بحران‌ها دیده می‌شود. عامل سوم، «تبعیض جنسیتی در استخدام‌های جدید» است. در شرایط رکود و کاهش فرصت‌های شغلی، کارفرمایان معمولاً ترجیح می‌دهند مردان را به زنان استخدام کنند (با این توجیه که مردان «سرپرست خانوار» هستند و نیاز بیشتری دارند). این تبعیض، هرچند غیرقانونی است، اما در عمل به وفور دیده می‌شود.

از دست رفتن ۲۳۳ هزار شغل زنان، یک فاجعه انسانی و اقتصادی است. این یعنی ۲۳۳ هزار خانواده، درآمد ماهانه خود را از دست داده‌اند و فشار بیشتری بر دوش مردان (که قبلاً نیز حقوق کافی نداشتند) وارد شده است. همچنین، این موضوع به معنای «هدررفت سرمایه‌های انسانی» است. زنانی که سال‌ها تحصیل کرده و مهارت کسب کرده بودند، حالا از چرخه تولید خارج شده‌اند. این ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به بهره‌وری اقتصاد کشور است. دولت باید هر چه سریع‌تر با راه‌اندازی کارگاه‌های آموزشی آنلاین (با استفاده از پلتفرم‌های داخلی)، پرداخت یارانه اینترنت به بانوان شاغل در حوزه دیجیتال، و تصویب قوانین ضد تبعیض، جلوی این روند خطرناک را بگیرد. در غیر این صورت، با یک «نسل گمشده از زنان شاغل» مواجه خواهیم شد که بازگشت آنها به بازار کار سال‌ها طول خواهد کشید. این نه فقط برای زنان، که برای کل اقتصاد کشور یک فاجعه است. باید چاره‌ای اندیشید. وگرنه دیر می‌شود.

مشاغل اینترنتی؛ قربانی خاموش قطعی اینترنت

یکی از بزرگ‌ترین خسارت‌های جنگ رمضان به بازار کار، «نابودی بخش بزرگی از مشاغل اینترنتی» بود. کسب‌وکارهایی که در بستر فضای مجازی فعالیت می‌کردند (فروشگاه‌های اینترنتی، صادرکنندگان محتوای دیجیتال، برنامه‌نویسان فریلنسر، معلمان آنلاین، مشاوران مجازی و…)، با قطعی گسترده اینترنت و فیلترینگ هوشمند، عملاً از کار افتادند. بسیاری از این مشاغل، «زنانه» بودند. به عنوان مثال، در حوزه «تولید محتوای دیجیتال» (مثل تدوین ویدیو، طراحی گرافیک، تولید پادکست)، سهم زنان بسیار بالاست. با قطعی اینترنت، این افراد نه فقط مشتریان خارجی خود را از دست دادند، بلکه حتی نمی‌توانستند با مشتریان داخلی هم ارتباط برقرار کنند. نتیجه، تعطیلی اجباری کسب‌وکارهاست. بر اساس برآوردهای غیررسمی، حدود ۱۵۰ هزار شغل اینترنتی (که عمدتاً توسط زنان اداره می‌شد) در جریان جنگ از بین رفته است. این رقم بسیار نگران‌کننده است.

مشاغل اینترنتی، نماد اقتصاد دیجیتال و آینده اشتغال هستند. نابودی آنها، یعنی عقب‌افتادگی ایران از قافله تحول دیجیتال. دولت برای جبران این خسارت، باید هر چه سریع‌تر به سمت «شتاب‌دهی به احیای اینترنت پایدار و پرسرعت» حرکت کند و زیرساخت‌های لازم برای کار در بستر پلتفرم‌های داخلی (مثل بله، روبیکا و سروش) را فراهم نماید. همچنین، می‌تواند با ارائه «وام‌های کم‌بهره» و «تخفیف مالیاتی»، به فعالان این حوزه کمک کند تا کسب‌وکار خود را دوباره راه‌اندازی کنند. بدون این حمایت‌ها، اقتصاد دیجیتال ایران برای همیشه از نفس می‌افتد و مشاغل آن به کشورهای دیگر مهاجرت می‌کنند (که در حال حاضر هم در حال رخ دادن است). بسیاری از برنامه‌نویسان و طراحان گرافیک ایرانی، به صورت غیرقانونی از کشور خارج شده‌اند و در ترکیه و گرجستان مشغول به کار شده‌اند. این فرار مغزها، هزینه‌ای بسیار سنگین‌تر از تعطیلی یک کارخانه دارد. دولت باید جلوی این فرار را بگیرد. با ایجاد امنیت شغلی و زیرساخت مناسب. در غیر این صورت، نسل بعدی متخصصان ایران، در خارج از کشور، برای رقبای اقتصادی ایران کار خواهند کرد. این یک فاجعه ملی است. بیدار شوید.

جایگزینی مشاغل بی‌کیفیت؛ وقتی شغل هست، اما امنیت نیست

سومین جنبه نگران‌کننده آمار اشتغال، «تغییر ماهیت مشاغل» است. آمارها نشان می‌دهد که مشاغل پایدار و با کیفیت (با بیمه و قرارداد بلندمدت) کاهش یافته و در مقابل، مشاغل بی‌کیفیت و ناپایدار (دستفروشی، خدمات موقت، کار بدون قرارداد، مشاغل کاذب) افزایش یافته‌اند. به عنوان مثال، آمار بیمه‌شدگان اجباری تأمین اجتماعی در زمستان ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل کاهش یافته است. این یعنی تعداد افرادی که تحت پوشش بیمه هستند، کمتر شده. در مقابل، تعداد شاغلانی که بیمه نیستند، افزایش یافته است. این «بی‌کیفیت شدن اشتغال» (Job Quality Decline) یکی از مهم‌ترین چالش‌های بازار کار ایران است. مردم شغل دارند، اما این شغل‌ها امنیت ندارند، درآمد کافی ندارند، و هیچ گونه حمایت‌های قانونی (بیمه بیکاری، مرخصی استحقاقی، عیدی و سنوات) را شامل نمی‌شوند. این نوع اشتغال، نمی‌تواند جایگزین مشاغل از دست‌رفته (با درآمد و امنیت بالا) شود. نتیجه، افزایش «کار شکنان» و کاهش «کارفرمایان». این یعنی جامعه به سمت یک «اقتصاد دستفروشی» حرکت می‌کند.

تحلیل و نقد: رشد مشاغل بی‌کیفیت، یک «بیماری مزمن» بازار کار ایران است. این بیماری، در شرایط بحران، حادتر می‌شود. دولت باید با «اصلاح نظام تأمین اجتماعی»، «کاهش هزینه‌های بیمه کارفرمایان»، و «حمایت از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط» (SMEs) ، به سمت «کیفی‌سازی اشتغال» حرکت کند. در غیر این صورت، با وجود آمار بیکاری پایین، شاهد افزایش فقر شاغلان (Working Poor) خواهیم بود. افرادی که سر کار می‌روند، اما حقوقشان کفاف زندگی را نمی‌دهد. این یک تراژدی پنهان است. کسانی که هر روز صبح به محل کار می‌روند، اما بعد از یک ماه کار، نمی‌توانند اجاره خانه را بپردازند یا غذای کافی برای فرزندانشان تهیه کنند. این شکاف بین «داشتن شغل» و «داشتن زندگی با کیفیت»، منبع اصلی نارضایتی‌های اجتماعی است. دولت اگر نتواند کیفیت اشتغال را بهبود بخشد، نمی‌تواند روی آرامش اجتماعی حساب باز کند. چون مردم دیگر تحمل ندارند. هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوند، می‌بینند که همان شغل قبلی را دارند، اما زندگی‌شان روز به روز سخت‌تر می‌شود. این یک بمب ساعتی است. دولت باید اقدام کند. قبل از اینکه خیلی دیر شود. دیگر فرصت زیادی باقی نمانده است.

نتیجه‌گیری؛ بحران اشتغال، جنسیتی، دیجیتال و کیفی

مرکز آمار ایران گزارش داده که در زمستان ۱۴۰۴، تنها ۵۷ هزار شغل از بین رفته است. اما این آمار، تصویر واقعی و تلخ بازار کار را پنهان می‌کند. در پشت این عدد، ۲۳۳ هزار زن هستند که شغل خود را از دست داده‌اند و نرخ مشارکت اقتصادی آنها کاهش یافته است. در پشت این عدد، صدها هزار مشاغل اینترنتی هستند که به دلیل قطعی اینترنت و فیلترینگ، از بین رفته‌اند. و در پشت این عدد، مشاغل پایدار و با کیفیت هستند که جای خود را به مشاغل بی‌کیفیت و ناپایدار داده‌اند. اگر دولت خواهان خروج از این بحران است، باید سه اقدام فوری انجام دهد. اول، «حمایت از اشتغال زنان» با ارائه تسهیلات ویژه، ایجاد کارگاه‌های آموزشی آنلاین و مبارزه با تبعیض جنسیتی. دوم، «احیای اقتصاد دیجیتال» با برقراری اینترنت پایدار و پرسرعت و حمایت از کسب‌وکارهای اینترنتی. و سوم، «کیفی‌سازی اشتغال» با اصلاح نظام تأمین اجتماعی و کاهش هزینه‌های بیمه کارفرمایان.

در غیر این صورت، آمارهای مثبت اشتغال، فقط یک «مسکن موقتی» خواهد بود و زخم عمیق بیکاری پنهان و اشتغال ناپایدار، روزی چرک خواهد کرد و دامن همه را خواهد گرفت. زنان ایران، سرمایه‌های انسانی ارزشمندی هستند که نباید اجازه دهیم بحران‌های سیاسی و اقتصادی، آنها را از چرخه تولید حذف کند. نسل جوان نیز که به آینده دیجیتال امید بسته، نباید با قطعی اینترنت و ناامیدی، کشور را ترک کند. وقت آن رسیده که سیاست‌گذاران به جای مدیریت آمار، به مدیریت واقعیت بپردازند. وگرنه، آمارها دروغ می‌گویند، اما زندگی مردم دروغ نمی‌گوید. زندگی مردم، هر روز تلخ‌تر می‌شود.

modir

Recent Posts

تسهیلات بازسازی پساجنگ

یکی از ابتکارات وزارت اقتصاد، استفاده از «اوراق بهادار اسلامی (صکوک)» و «صندوق‌های پروژه» برای…

45 دقیقه ago

تخریب محیط‌زیست ایران در جنگ

جنایت زیست‌محیطی و تخریب محیط‌زیست ایران یا مناطق مرزی و آبی مشترک بر اثر جنگ‌افروزی‌های…

52 دقیقه ago

ارزیابی تکنیکال رمزارزها

بازار ارزهای دیجیتال در روزهای اخیر شاهد نوسانات قابل توجهی بوده است. دوج‌کوین (DOGE) ساختار…

1 ساعت ago

بسته دولت برای اشتغال در جنگ؛ جزئیات کامل و چالش‌های پیش رو

دولت بسته حمایتی جدیدی برای اشتغال در شرایط جنگ طراحی کرده است که شامل سه…

1 ساعت ago

کالابرگ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ چقدر اضافه می‌شود و چه فرمولی پشت آن است؟

بر اساس اعلام رئیس کمیته نظارت بر قوانین کمیسیون اجتماعی، مبلغ جدید کالابرگ یا بر…

1 ساعت ago

رکورد در پلتفرم کاریابی جاب ویژن

پس از افزایش تعدیل نیروی شرکت‌ها در زمان جنگ پلتفرم کاریابی جاب ویژن با رکورد…

2 ساعت ago