فناوری

هوش مصنوعی احمق می‌کند

محمد مهدی وکیلی: در ماه‌های اخیر، با سیلی از متن‌ها و یادداشت‌ها روبه‌رو هستیم که نه حاصل فکر و قلم انسان، که ساخته‌ی الگوریتم‌ها و چت‌بات‌های هوش مصنوعی‌اند. ظاهر این نوشته‌ها فریبنده است: مرتب، شسته‌رفته و پر از واژه‌های پرطمطراق. اما پشت این ظاهر، آسیبی نهفته که اگر جدی گرفته نشود، می‌تواند ذهن انسان را فلج کند. این آسیب، از آنچه موتور جست‌وجوی گوگل در دو دهه گذشته بر عملکرد حافظه ما وارد کرد، بسیار عمیق‌تر و خطرناک‌تر است.

استفاده افراطی از چت‌بات‌ها، ذهن را به دام می‌اندازد. وقتی پاسخ همیشه دم‌دست است، دیگر نیازی به جست‌وجو، تحلیل و حفظ اطلاعات احساس نخواهد شد. مغز، که باید با تلاش و کاوش ورزیده شود، کم‌کم تنبل شده و به مصرف‌کننده‌ی منفعل جواب‌های حاضر و آماده بدل می‌شود. این همان تله‌ای است که آهسته اما پیوسته، توانایی اندیشیدن را از ما می‌گیرد.

اما چطور می‌شود فهمید که متنی را هوش مصنوعی نوشته نه انسان؟ گفتنی است که ردپای هوش مصنوعی در متن‌ها از فاصله دور هم پیداست: ساختار بیش از اندازه دسته‌بندی‌شده، جمله‌هایی که بی‌جان و ماشینی کنار هم چیده شده‌اند، گرته‌برداری ناشیانه از سازه‌های دستوری زبان انگلیسی و استفاده از واژه‌ها و ترکیب‌هایی که در زبان طبیعی ما غریب و نامانوس‌اند. این استفاده افراطی از چت‌بات‌ها اگرچه ممکن است بهره‌وری را بالا ببرد اما در واقع بیشتر شبیه فست‌فودها شکم را پر می‌کند، اما بدن را به سوء‌تغذیه می‌کشاند.

و دقیقاً خطر از همین‌جا آغاز می‌شود. وقتی ذهن عادت کند تنها دریافت‌کننده باشد، مرز میان «دانستن» و «خواندن» از میان می‌رود. در چنین حالتی، انسان به جای آن‌که کنجکاو و جست‌وجوگر باشد، به ابزاری برای تکرار پاسخ‌های ماشین تبدیل می‌شود؛ بی‌آنکه بداند روزی همین بی‌نیازی ظاهری، گران‌ترین دارایی‌اش را از او گرفته است: قدرت اندیشیدن.

هوش مصنوعی و دگرگونی اقتصاد

محمد مهدی وکیلی
معاون پژوهش و سیاست‌گذاری کانون نهادهای سرمایه‌گذاری ایران

اقتصاد جهانی و بازارهای مالی تحت تأثیر نیروهای کلان به‌ویژه هوش مصنوعی در حال دگرگونی هستند. فناوری در حال هرچه سرمایه‌برتر شدن است و توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی ممکن است از نظر سرعت و مقیاس در طول تاریخ بی‌سابقه باشد. وقتی فقط چند نیروی بسیار بزرگ مثل هوش مصنوعی جهت کلی بازارها را تعیین می‌کنند، شما عملاً مجبور می‌شوید درباره مسیر آن‌ها موضع بگیرید. نمی‌توانید بی‌طرف بمانید. حتی اگر صرفاً یک صندوق شاخصی بخرید و بگویید «من فقط کل بازار را خریده‌ام»، باز هم در عمل روی همان نیروهای کلان شرط بسته‌اید.

گسترش هوش مصنوعی با سرعت و ابعادی کم‌سابقه در حال انجام است. این گذار از یک رشد اقتصادی با اتکای کمتر بر سرمایه به یک رشد سرمایه‌بر، محیط سرمایه‌گذاری را به شکلی عمیق تغییر می‌دهد و محدودیت‌ها را در حوزه‌های فیزیکی مالی و اجتماعی ـ سیاسی به چالش می‌کشد.

در ماه‌های اخیر سرمایه‌گذاران درباره سطح ارزش‌گذاری سهام و احتمال شکل‌گیری حباب هوش مصنوعی ابراز نگرانی کرده‌اند. در همه تحولات بزرگ تاریخی حباب‌های بازار شکل گرفته‌اند و این بار نیز چنین احتمالی وجود دارد. با این حال آن حباب‌ها مدتی رشد کردند و تنها پس از ترکیدن بود که ماهیت آن‌ها آشکار شد.

چالش اصلی سرمایه‌گذاران آن است که برنامه‌های عظیم مخارج سرمایه‌ای را با درآمدهای بالقوه ناشی از هوش مصنوعی هم‌راستا کنند. آیا مقیاس این دو با یکدیگر متناسب خواهد بود؟ چنین نتیجه‌ای بدیهی نیست. پاسخ به این پرسش به آن بستگی دارد که آیا رشد اقتصاد آمریکا می‌تواند از روند بلندمدت دو درصدی خود عبور کند یا نه. تحقق این امر دشوار است اما هوش مصنوعی برای نخستین بار چنین امکانی را قابل تصور کرده است.

توسعه هوش مصنوعی مستلزم سرمایه‌گذاری‌های سنگین در ابتدای مسیر برای توان پردازشی مراکز داده و زیرساخت انرژی است. اما درآمد حاصل از این سرمایه‌گذاری‌ها در مراحل بعدی محقق می‌شود. فاصله زمانی میان مخارج سرمایه‌ای و درآمدهای نهایی باعث شده شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی برای عبور از مانع تأمین مالی به استفاده از بدهی روی آورند. مجموعه این تحولات به نظر محیطی کاملاً متفاوت برای سرمایه‌گذاری ایجاد کرده است که از ویژگی‌های اصلی آن می‌توان به اهرم مالی بالاتر در کل نظام مالی و افزایش انتشار اوراق بدهی در بازارهای عمومی و خصوصی اشاره کرد. بنابراین، این محیط سرمایه‌گذاری چند مشخصه کلیدی دارد: اهرم بالاتر، هزینه سرمایه بیشتر، تمرکز منافع در مقطع فعلی، فرصت بیشتر برای کسب آلفا و نهایتاً ضرورت اتخاذ تصمیم‌های بزرگ و جهت‌دار.

برآوردها حاکی از آن است که مخارج سرمایه‌ای مرتبط با هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ همچنان محرک رشد اقتصادی خواهد بود و سهم سرمایه‌گذاری در رشد اقتصاد آمریکا در سال جاری به سه برابر میانگین تاریخی خود می‌رسد. این تقویت سرمایه‌بر احتمالاً در سال آینده نیز ادامه خواهد داشت و حتی با سردتر شدن بازار کار امکان حفظ رشد را فراهم می‌کند. اما آیا این میزان برای عبور رشد اقتصاد آمریکا از روند بلندمدت دو درصدی کافی خواهد بود؟ هیچ‌یک از نوآوری‌های بزرگ ۱۵۰ سال گذشته از جمله بخار، برق و انقلاب دیجیتال نتوانستند این روند را بشکنند.

با این حال برای نخستین بار چنین امکانی قابل تصور است. چرا؟ زیرا هوش مصنوعی نه‌تنها خود یک نوآوری است بلکه می‌تواند سایر نوآوری‌ها را نیز شتاب دهد. فراتر از خودکارسازی وظایف لازم است از خود بیاموزد و بهبود یابد تا در نتیجه آن خلق ایده و پیشرفت‌های علمی نیز سرعت بگیرد. هرچند این سناریو قابل تصور است اما قطعیتی درباره وقوع آن وجود ندارد. با این حال شاخص‌های پیش‌نگر مانند جهش در تعداد ثبت اختراعات سالانه می‌توانند پیش از آنکه آثار هوش مصنوعی در داده‌های کلان نمایان شود، نشانه‌هایی از شتاب نوآوری ارائه دهند.

modir

Recent Posts

ساخت‌وساز در ۱۴۰۵ نمی‌ارزد

سازندگان محلی می‌گویند جهش قیمت مصالح ساختمانی و افت توان مالی مردم، ویلاسازی و ساخت…

34 دقیقه ago

همسرکشی بخاطر فقر

همسرم در اتاق خواب در حال استراحت بود که چکشی برداشتم و به بالای سرش…

1 ساعت ago

رفاه زاده رشد تولید است نه رشد قیمت‌ها

هنگامی که قیمت‌ها با سرعتی بسیار بیشتر از تولید رشد می‌کنند، افزایش درآمد دیگر الزاماً…

1 ساعت ago

چالش نسل جوان بازیگران

این بازیگر جوان از چالش‌های اولین نقش اصلی، شکستن تابوها در کنار استادان سینما و…

2 ساعت ago

قطار با خدمات سونا !

مسافران از کمبود امکانات ابتدایی گلایه دارند و کارشناسان بر ضرورت اصلاح مدیریت در کنار…

3 ساعت ago

دارا یکم رشد می‌کند ؟

تحلیلگران رفتار قیمت صندوق دارا یکم را اینگونه توصیف می‌کنند: «قیمت در محدوده‌ای قرار گرفته…

4 ساعت ago