در حالی که غبار جنگ و چالشهای جغرافیایی، مسیرهای رسیدن به آسیبدیدگان را برای خودروهای مدرن و تجهیزات مکانیکی مسدود میکند، یک نیروی باستانی و در عین حال ورزشی به خط مقدم امدادرسانی بازگشته است؛ اسبهای رشته چوگان که پیش از این تنها در میدانهای مسابقه به دنبال سرعت و دقت بودند، اکنون با یک مأموریت انسانیتر و دشوارتر روبهرو شدهاند که عبور از میان سنگلاخهای کوهستانی و جمعیتهای مضطرب جنگزده برای رساندن امید به قلب مجروحان است.
در عصر دیجیتال و عصر پهپادها، شاید تصور شود که ابزارهای بیولوژیک و حیوانات در مدیریت بحران جایگاهی ندارند. اما واقعیت میدانی، حکایت دیگری دارد. در مدیریت بحران ما با دو نوع محیط روبهرو هستیم. محیطهای کنترلشده و محیطهای پرآشوب. در محیطهای پرآشوب، جایی که زمین ناپایدار است، صداهای غیرمنتظره شنیده میشود و مسیرها برای ماشینآلات بسته است، موجوداتی که دارای هوش اجتماعی و سازگاری محیطی هستند، برتری مطلق دارند. در این میان استفاده از اسبهای ورزشی چوگان در عملیاتهای امدادی که در جنگ رمضان اتفاق افتاد، میتواند نمادی از این مسئله باشد. ویژگیهای ژنتیکی و تمرینی این اسبها تا ساختار آموزش مربیان و تجربههای واقعی در میدانهای نبرد در این موضوع حائز اهمیت هستند .
برای درک اینکه چرا اسبهای چوگان برای عملیاتهای امدادی و جنگی ایدهآل هستند، باید از دریچه روانشناسی حیوانات به موضوع نگاه کرد. در دنیای اسبسواری، تفاوت میان یک اسب معمولی و یک اسب ورزشی در میزان آستانه تحریکپذیری آنهاست. اسبهای معمولی ممکن است در برابر محرکهای ناگهانی مانند صدای انفجار، فریاد جمعیت یا حرکت سریع یک وسیله نقلیه واکنشهای شدید و غریزی نشان دهند که آن واکنش، نه تنها ممکن است عملیات امدادرسانی را مختل کند، بلکه میتواند جان امدادگر و مجروح را به خطر اندازد.
اما مسعود مظفری، عضو تیم ملی چوگان کشور با نگاهی تخصصی، بر این زمینه به «هفت صبح» میگوید: «اسبهای چوگان در محیطی آموزش دیدهاند که خود، تعریفکننده استرس است. در مسابقات چوگان، اسبها نه تنها با سرعت بالا حرکت میکنند، بلکه در معرض برخورد فیزیکی، صدای برخورد چوبها، هیجان تماشاگران و حرکتهای ناگهانی همتیمیها و رقیبان قرار دارند. این محیط، اسب را مجبور میکند تا با یک مکانیسم دفاعی به جای فرار، تثبیت و تمرکز را یاد بگیرد. در واقع، اسبهای چوگان یاد گرفتهاند که چگونه در اوج آشوب، مرکز ثقل خود را حفظ کنند.»
اصطلاح مردمی بودن که مظفری به کار میبرد، در متون علمی رفتارشناسی به معنای توازن اجتماعی بالا است. در عملیاتهای هلال احمر، اسبها باید از میان جمعیتهای آسیبدیده عبور کنند. این جمعیتها معمولاً در وضعیت روحی بسیار ناپایداری هستند؛ برخی ممکن است دچار هراس باشند و برخی دیگر ممکن است با دیدن یک حیوان بزرگ، واکنشهای غیرقابل پیشبینی نشان دهند.
به گفته این عضو امدادرسان جمعیت هلال احمر و مربی اسبهای چوگان، این نوع اسب به دلیل حضور در مسابقات تیمی، با مقولههایی مانند برخورد با اجسام بزرگ و متحرک و انسانها در فواصل نزدیک کاملا آشنا هستند. این تجربه، باعث شده است که آنها در حضور جمعیت، رفتاری بسیار آرام و مسالمتآمیز داشته باشند. این آرامش، یک زنجیره از امنیت را ایجاد میکند.
یکی از پیچیدهترین بخشهای عملیاتهای امدادی، مدیریت حرکت گروهی است. وقتی چندین تیم امدادی با هم وارد یک منطقه میشوند، خطر برخورد یا ایجاد گره در مسیر حرکت بسیار بالاست. اینجاست که آموزش تیمی اسبهای چوگان، ارزش استراتژیک خود را نشان میدهد.به اعتقاد مظفری، برخلاف اسبهای تکسواره که عادت دارند فقط دستورات سوارکار خود را اجرا کنند، اسبهای چوگان در محیط مسابقه، عادت کردهاند که در کنار اسبهای دیگر حرکت کنند، فاصلهشان را حفظ کنند و بدون ایجاد تنش یا درگیری فیزیکی، در یک ساختار گروهی حرکت کنند. این نظم تیمی در عملیاتهای امدادی، به معنای آن است که تیمهای هلال احمر میتوانند با اطمینان بیشتری، به صورت همزمان و در گروههای چندتایی، در مسیرهای باریک یا مناطق شلوغ حرکت کنند، بدون اینکه مانعی برای یکدیگر یا برای مسیر امداد باشند.
در مدیریت بحران، یکی از بزرگترین محدودیتها، محدودیتهای دسترسی است. در بسیاری از مناطق مرزی، کوهستانی و مناطق آسیبدیده از جنگ، توپوگرافی زمین به گونهای است که حتی پیشرفتهترین خودروها و ماشینهای امدادی با تجهیزات کامل، قادر به نفوذ در آنها نیستند. مسیرهای باریک، شیبهای تند، سنگریزهها و عدم وجود جادههای هموار، خودروها را به بنبست میرساند. در اینجاست که قدرت بیولوژیک اسب، بر قدرت مکانیکی ماشین پیروز میشود.
اسبها دارای یک ویژگی فیزیولوژیک و حرکتی منحصربهفرد هستند که آن هم توزیع وزن هوشمندانه و انعطافپذیری مفاصل در برخورد با سطوح ناهموار است. مظفری در این زمینه میگوید: «اسبها میتوانند از میان شکافهای سنگی عبور کنند، از روی تپههای کوچک و ناهموار بالا بروند و در مسیرهایی که چرخ خودروها در آنها گیر میکند، با گامهای دقیق و متناسب، پیشروی کنند. این توانایی، اسب را به یک «واحد امدادرسانی موبایل» تبدیل میکند که میتواند مستقیم به قلب مناطق صعبالعبور نفوذ کند. تجربه در میدان نبرد گواهی بر عملکرد در شرایط بحرانی است.»
مظفری با اشاره به تجربیات اخیر، به نکتهای بسیار حساس و استراتژیک اشاره میکند: «حضور اسبها در عملیاتهای امدادی در حین درگیریها و جنگهای اخیر مشهود شده است و حضور آنها در صحنه عملیات، فراتر از یک مشاهده ساده، یک واقعیت میدانی است. در شرایط جنگی، عوامل استرسزا به حداکثر میرسند صدای انفجارها، دود، بوی باروت، حرکت سریع نیروهای نظامی و ناپایداری محیطی. در چنین شرایطی، اکثر حیوانات دچار فرار دستهجمعی یا شوک میشوند. اما گزارشها نشان میدهند که اسبهای ورزشی، به دلیل همان آموزش رفتاری که ذکر شد، توانستهاند با حفظ آرامش، در مسیرهای دشوار کوهستانی حرکت کنند و به کمک آسیبدیدگان بروند.»
نکته قابل توجه در اظهارات مظفری، اشاره به سلامت اسبها در شرایط سخت است. او تأکید میکند که با وجود سختی بیسابقه مسیرها و فشار روانی ناشی از شرایط جنگی، اسبها عملکرد بسیار خوبی داشتند و آسیبی به آنها وارد نشد. این موضوع نشاندهنده دو عامل است. آمادگی جسمانی بالا که ناشی از تمرینات سنگین در رشته چوگان است و ثبات روانی که باعث میشود اسب به جای واکنشهای عصبی و حرکات ناگهانی که منجر به آسیبهای فیزیکی یا افتادن اسب میشود، با آرامش و تمرکز گام بردارد.این تابآوری باعث میشود که هزینههای عملیاتی کاهش یابد و اعتماد نیروهای امدادی به این حیوانات افزایش پیدا کند. وقتی یک امدادگر میداند که اسب او در میان صدای انفجار یا در میان سنگلاخها، واکنش غیرقابل پیشبینی نشان نخواهد داد، میتواند تمام تمرکز خود را بر روی نجات جان انسانها بگذارد.
استفاده از اسب در عملیاتهای امدادی، صرفاً سوار شدن بر پشت یک حیوان نیست؛ بلکه نیازمند یک سیستم مدیریت منابع انسانی بسیار دقیق هم هست. سوارکار در این سناریو، تنها یک ورزشکار نیست، بلکه او نقش یک اپراتور و یک واحد امدادگر را همزمان ایفا میکند. در این ساختار، آموزشها از دو محور اصلی عبور میکنند. مهارتهای سوارکاری پیشرفته که سوارکار باید بتواند در شرایطی که خود او نیز تحت فشار روانی است، ارتباطی بینقص و «زبان بدن» (Body Language) دقیق با اسب برقرار کند.
در مدیریت بحران، سوارکار باید بتواند با کمترین حرکت و با استفاده از فشار بسیار ملایم، اسب را هدایت کند تا از اتلاف انرژی اسب و ایجاد استرس اضافی جلوگیری شود. دیگری مهارتهای امدادگری است که سوارکار باید دانش اولیه پزشکی و نجات را بداند. چالش بزرگ اینجاست که او باید بتواند در حین حفظ تعادل روی اسب، با فرد آسیبدیده تعامل داشته باشد. این یعنی هماهنگی عصبی-عضلانی در سطح بسیار بالایی قرار دارد.
این ویژگیها باعث شده تا تیمهای جمعیت هلال احمر به همراه تیمهای چوگان یک پروتکل آموزشی مشترک ایجاد کنند. این پروتکل شامل تمریناتی است که در آن، اسبهای چوگان به جای تمرکز بر سرعت در میدان مسابقه، بر دقت در حرکت و توقفهای کنترلشده تمرکز میکنند. یکی از مراحل کلیدی در این آموزش، شبیهسازی محیطی است. مربیان با ایجاد صداهای مصنوعی، استفاده از دود یا ایجاد موانع ناگهانی در مسیر تمرین، اسبها را برای مواجهه با واقعیتهای میدان آماده میکنند. هدف این است که در لحظه وقوع حادثه واقعی، هیچ چیز برای اسب ناآشنا نباشد. این رویکرد، شباهت زیادی به تمرینات تابآوری روانشناختی در نیروهای ویژه دارد.
حسن بوری مربی دیگر اسبهای چوگان نیز با اشاره به این که در حال حاضر حدود ۱۵ مربی متخصص در این عرصه فعال هستند، به «هفت صبح» با ذکر اینکه معمولا از اسبهای سنین ۵ سال به بالا در امدادرسانیها استفاده میشود، میگوید: «تاکنون هم در روستاها و مناطق صعبالعبور تجارب زیادی به دست آوردهایم چراکه این اسبها هم استقامت بدنی بالایی دارند و هم خونسردی قابل توجهی در عملیاتهای گروهی در آنها وجود دارد. همچنین مربیان این حوزه آموزشهای امداد و نجات هم دیدهاند.» او در پاسخ به این سوال که علاقهمندان این حوزه در صورت داشتن شرایط کافی چطور میتوانند برای امدادرسانی به نیروهای جمعیت هلال احمر بپیوندند، میگوید: «متقاضیان میتوانند به هیئتهای چوگان استانها مراجعه کرده و ثبت نام کنند و آموزشهای لازم را ببینند.»
اما آیا این همکاری یک اقدام موقت برای شرایط اضطراری است یا میتواند به یک الگوی استاندارد تبدیل شود؟ با توجه به تغییرات اقلیمی، افزایش وقوع بلایای طبیعی و همچنین پیچیدگیهای ژئوپلیتیک در منطقه، نیاز به ابزارهای امدادرسانی غیرمتعارف بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
چشمانداز آینده این همکاری شامل چند مورد است. چشماندازی شامل؛ تأسیس واحدهای اختصاصی اسبسوار امدادگر و ایجاد تیمهایی که از ابتدا با هدف امدادرسانی در مناطق صعبالعبور آموزش دیدهاند و البته، انتخاب و پرورش نژادهایی که هم ویژگیهای ورزشی چوگان را داشته باشند و هم ویژگیهای آرامروحی ذاتی برای کار در جمعیت که از بهترین گزینههای موثر هستند. ایران به عنوان کشور پیشرو در این حوزه میتواند این تجربیات را به سازمانهای بینالمللی مانند صلیب سرخ نیز منتقل کند تا سایر کشورها هم بتوانند از آن در مناطق مشابه استفاده کنند.
طلا از جنگ و نااطمینانی نیرو میگیرد و مس از آینده تکنولوژی. همین تضاد، مهمترین…
نفرت باعث میشود فعالیت نقاطی که با پرخاشگری و قضاوت سروکار دارند، افزایش پیدا و…
مهدی اصغری ازغندی با اولین فیلم بلندش سراغ داستانی رفته که در این سالها بارها…
ترانه و شوهرش از ماهها قبل با ناهید اختلافاتی داشتند. حتی یک بار او را…
دولت برای مهار بحران بنزین، سهمیهبندی و محدودسازی مصرف را جایگزین افزایش قیمت سوخت کرده…
رضازاده: خوشحالم رکورد فوقسنگین جهان دوباره به ایران برگشت