رکورد در پلتفرم کاریابی جاب ویژن

رکورد در پلتفرم کاریابی جاب ویژن

پس از افزایش تعدیل نیروی شرکت‌ها در زمان جنگ پلتفرم کاریابی جاب ویژن با رکورد تکان‌دهنده ثبت بیش از ۳۱۸ هزار رزومه در یک روز مواجه شد.

هلیا برزویی: برای فهم وضعیت کنونی بازار کار و اشتغال ایران، شاید دیگر نیازی به انتظار برای ارائه آمارهای سنتی از مجاری رسمی نباشد. آوار جنگ و قطعی اینترنت بر بازار کار ایران را می‌توان از خیابان‌های بدون ترافیک و خلوتی مترو و اتوبوس‌ها فهمید یا برای دیدن عمق فاجعه کافی است گزارش اخیر پلتفرم کاریابی جاب ویژن را مورد تحلیل قرار دهیم. این پلتفرم پنجم اردیبهشت، با رکورد تکان‌دهنده ثبت بیش از ۳۱۸ هزار رزومه در یک روز مواجه شد؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد چراغ کسب‌وکارها خاموش شده اما نیروهای متخصص برای بقا می‌جنگند.

‌انفجار عرضه و سقوط تقاضا

وضعیت آگهی‌های استخدام و تقاضا برای کار را شاید بتوان به صندلی بازی دوران کودکی تشبیه کرد؛ جایی که تعداد بازیکنان از صندلی‌های خالی بیشتر است و رقابت برسر تصاحب یک جای خالی است. ثبت بیش از ۳۱۸ هزار رزومه طی ۲۴ ساعت نشان از ایجاد یک گسل میان عرضه و تقاضا در بازار کار است. در شرایطی که اقتصاد ایران در وضعیت تعلیق قرار گرفته و بالتبع آگهی‌های استخدام به دلیل مبهم بودن وضعیت اقتصادی، قطعی اینترنت و آسیب به زیرساخت‌ها به شدت کاهش یافته، موج عظیمی از نیروی کار تعدیل شده وارد چرخه‌ای شده‌ که در آن صندلی‌های خالی به حداقل رسیده است.

از سوی دیگر این وضعیت می‌تواند تعادل روابط میان کارفرما و نیروی کار را برهم زند. چراکه نیروهای متخصصی که تا پیش از این با دستمزد و مزایای قابل قبولی مشغول به کار بودند، حال برای حفظ حداقل‌های معیشتی مجبور به ارسال رزومه برای موقعیت‌های شغلی پایین‌تر از سطح تخصص خود می‌شوند و با حقوق پایین هم سازگاری می‌کنند. سوی دیگر ماجرا کارفرمایی است که با تعدیل نیروهای متخصص به دنبال نیروهای تازه‌کار با حقوق پایین‌تر است.

در این شرایط قدرت چانه‌زنی کارفرما و کارمند به صفر می‌رسد و کارفرمایان با آگاهی از تقاضای فراوان برای کار دستمزدها را پایین نگه می‌دارند چراکه می‌دانند برای هر صندلی خالی، صدها متقاضی مستاصل وجود دارد. بنابراین وزنه روابط میان کارفرما و کارمند، به سمت کارفرما سنگینی می‌کند.

قطع اینترنت و آغاز تعدیل‌های ناگهانی

ریشه بسیاری از این تعدیل‌ها را باید از قطع اینترنت دی ماه سال گذشته جست‌وجو کرد. قطع دسترسی به اینترنت بین‌الملل، ترکشی بود که پیش از جنگ به پیکر کسب‌وکارهای دیجیتال، استارتاپ‌ها، شرکت‌های تجارت الکترونیک و سایر مشاغل خرد و کلان، اصابت کرد.بسیاری از شرکت‌های کوچک و متوسط که حیاتشان به شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های خارجی وابسته بود، از اواخر سال گذشته با افت چشم‌گیر فروش و درآمد روبه‌رو شدند. مدیران شرکت‌ها در مواجهه با هزینه‌های جاری و کاهش درآمدها، تعدیل نیرو را به عنوان تنها راه بقای کسب‌وکار، پیش‌روی خود دیدند. درواقع خاموشی اینترنت به معنای قطع جریان درآمدی  و در نتیجه اخراج هزاران نیرویی شد که سیل رزومه‌هایشان به پلتفرم‌های کاریابی رسیده است.

سندرم بازمانده، سنگینی بار آن‌هایی که رفتند

در روان‌شناسی سازمانی، واژه‌ای به نام «سندرم بازمانده» وجود دارد. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که یک شرکت دست به تعدیل نیرو می‌زند و کسانی که باقی می‌مانند، به جای خوشحالی، دچار آمیزه‌ای از گناه، خشم و اضطراب می‌شوند.کارمندانی که از تیغ تعدیل نیرو جان سالم به در بردند، با وضعیت متناقضی روبه‌رو هستند. آن‌ها از یک سو بابت حفظ صندلی خود راضی و خرسند هستند اما از سوی دیگر نسبت به اخراج همکاران خود، با اینکه هیچ نقشی در آن نداشته‌اند، دچار شرم و عذاب وجدان می‌شوند. ضمن اینکه باید بار وظایف همکاران اخراج شده‌ را هم بر دوش بکشند. این حجم کار مضاعف در کنار ترس از آینده، فرسودگی شغلی را به بالاترین حد ممکن می‌رساند.

  سقوط معیشتی، زنگ خطر برای اقتصاد و سرمایه‌های انسانی

اخراج ناگهانی این حجم از نیروی کار، تبعات روانی و اجتماعی را به همراه خواهد داشت. کارمندی که ماه‌ها با امید به آینده کار و برنامه‌ریزی کرده و حال به دلیل شرایط جنگ و قطعی اینترنت تعدیل شده است، دچار بحران هویت شغلی خواهد شد. او در وضعیتی قرار گرفته که باید با کاهش دستمزدها و تورم افسار گسیخته کنار بیاید و دم نزند تا مبادا صندلی خود را از دست بدهد.
تعدیل‌هایی که به دلیل شرایط جنگی رخ داده، سرمایه‌های انسانی که سال‌ها برای تخصصشان هزینه و زمان صرف شده است را به حاشیه می‌راند. این ۳۱۸ هزار رزومه، تصویری است از وضعیت نیروهای کاری که در جست‌وجوی یک صندلی خالی در حال دویدن هستند؛ دویدنی که پایانی برای آن متصور نیستند.

دست بالای کارفرما

در این شرایط قدرت چانه‌زنی کارفرما و کارمند به صفر می‌رسد و کارفرمایان با آگاهی از تقاضای فراوان برای کار دستمزدها را پایین نگه می‌دارند چراکه می‌دانند برای هر صندلی خالی، صدها متقاضی مستاصل وجود دارد. بنابراین وزنه روابط میان کارفرما و کارمند، به سمت کارفرما سنگینی می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید