لیکوییدیشن زمانی رخ میدهد که نوسان قیمت، وثیقه معاملهگر اهرمی را از بین میبرد و صرافی ناچار میشود معامله را بهزور ببندد. این فرآیند زنجیرهای، بارها بازار را به سمت ریزشهای شدید برده و نشان میدهد که بسیاری از سقوطها نه حاصل ترس سرمایهگذاران، بلکه نتیجه ساختار پرریسک معاملات اهرمی است.
به گزارش سرمایه فردا، بازار رمزارزها این روزها بیش از هر زمان دیگری چهره واقعی خود را نشان میدهد؛ بازاری که در ظاهر مدرن و تکنولوژیک است، اما در عمق، پر از ضعفهای ساختاری، رفتارهای هیجانی و ریسکهایی است که هر لحظه میتواند سرمایه میلیونها نفر را نابود کند. یکی از مهمترین این ریسکها، همان ماشه پنهانی است که بارها بازار را به زانو درآورده، لیکوییدیشن است.
لیکوییدیشن یعنی صرافی، برای حفظ منافع خودش، معامله اهرمی کاربر را بهزور میبندد. این اتفاق زمانی رخ میدهد که معاملهگر با پول قرضی وارد بازار شده و کوچکترین نوسان، وثیقهاش را از بین میبرد. همین فروشهای اجباری، مثل یک زنجیره دومینویی، قیمتها را پایین میکشد و بازار را وارد سقوطی میکند که هیچ ربطی به تقاضا یا بنیادهای واقعی ندارد. به همین دلیل است که بسیاری از ریزشهای اخیر، نه نشانه ضعف بازار، بلکه نشانه ضعف ساختار معاملات بودهاند.
در هفتههای اخیر، بازار دوباره ثابت کرد که چقدر شکننده است. پشت نمودارهای رنگی و کندلهای جذاب، بازاری قرار دارد که با کوچکترین خطا یا نوسان، از هم میپاشد. افت اخیر قیمتها که برخی آن را «سقوط» نامیدند، در واقع نتیجه مستقیم همین ساختار معیوب بود: معاملات اهرمی، اوراق مشتقه و پوزیشنهایی که با یک تلنگر فرو میریزند. بازار فقط چند درصد اصلاح کرد، اما پشت این اصلاح، هزاران معاملهگر لیکویید شدند و میلیاردها دلار سرمایه دود شد.
حجم معاملات اهرمی در سالهای اخیر به شکل خطرناکی افزایش یافته است. معاملهگران خرد و حتی نهنگها با اهرمهای ۱۰، ۲۰ و ۵۰ برابری وارد بازار میشوند؛ یعنی یک نوسان کوچک کافی است تا کل سرمایهشان نابود شود. همین ساختار باعث میشود یک اصلاح ساده، تبدیل شود به یک بحران. لیکوییدیشنها فروش اجباری ایجاد میکنند، فروش اجباری قیمت را پایین میکشد و قیمت پایینتر، موج جدیدی از لیکوییدیشن را فعال میکند. این چرخه معیوب بارها تکرار شده و هر بار بازار را در معرض سقوطهای ناگهانی قرار داده است.
رفتار بازار نشان میدهد که این چرخه نهتنها ادامه دارد، بلکه هر روز خطرناکتر میشود. رشد قیمتها باعث افزایش اعتماد کاذب میشود، اعتماد باعث افزایش اهرمها، و اهرمها بازار را به یک بمب ساعتی تبدیل میکنند. کافی است یک نوسان کوچک رخ دهد تا این بمب منفجر شود. سقوط قیمت، ترس ایجاد میکند، معاملهگران ضعیف خارج میشوند و بازار دوباره سبک میشود. اما این سبک شدن، بهجای اینکه نشانه سلامت باشد، بیشتر شبیه یک هشدار است: بازاری که فقط با پاکسازی اهرمها آرام میشود، بازاری پایدار نیست.
درست است که برخی تحلیلگران معتقدند این افت میتواند مقدمه یک بازگشت باشد، اما واقعیت این است که این بازگشت هم روی زمینی لرزان اتفاق میافتد. هیچچیز در ساختار بازار تغییر نکرده؛ نه نظارت بهتر شده، نه ریسک اهرمها کاهش یافته، نه رفتار معاملهگران منطقیتر شده است. بنابراین هر موج رشد، میتواند مقدمه یک سقوط جدید باشد.
افت اخیر رمزارزها بیش از آنکه یک «نفسگیری» باشد، یک هشدار جدی است. بازاری که با یک موج لیکوییدیشن فرو میریزد، بازاری نیست که بتوان به آن تکیه کرد. رمزارزها نه مردهاند و نه بیمار، اما بدون شک بیش از هر زمان دیگری پرریسک و غیرقابلپیشبینی شدهاند. و تا زمانی که این ساختار اصلاح نشود، هر رشد میتواند مقدمه یک سقوط بزرگتر باشد.
بازاری که این روزها در دنیای رمزارزها میبینیم، تصویری آشناست، همان الگوی کلاسیکی که همیشه بعد از یک دوره رشد شدید رخ میدهد، تقریباً تمام رمزارزهای بزرگ از بیتکوین تا اتریوم، سولانا و بایننسکوین در یک هفته اخیر بین ۸ تا ۳۰ درصد افت کردهاند. اما نکته مهم اینجاست که این ریزش، برخلاف ظاهر ترسناک آن، ریشه در تغییرات بنیادی ندارد.
بیتکوین با افت ۱۱ درصدی و قیمت حدود ۶۹ هزار دلار، همچنان رهبر بازار است. این افت بیشتر شبیه یک «نفسگیری» بود تا یک سقوط واقعی. درست در لحظهای که بازار شروع به اصلاح کرد، هزاران معاملهگر با اهرمهای بالا لیکویید شدند و همین فروشهای اجباری قیمت را پایینتر برد. اما ساختار بیتکوین همچنان محکم است و این اصلاح بیشتر یک پاکسازی طبیعی بود.
اتریوم و سولانا اما بیشترین ضربه را خوردند. اتریوم با افت ۱۳.۷ درصدی و سولانا با افت ۱۷ درصدی نشان دادند که چقدر نسبت به فشار فروش حساساند. دلیلش هم روشن است: حجم معاملات اهرمی روی این دو رمزارز بالاست و همین باعث میشود در دورههای اصلاح، نوسان بیشتری داشته باشند.
بایننسکوین و ترون نیز هفته سختی را پشت سر گذاشتند. بایننسکوین ۱۷.۴ درصد افت کرد و ترون با سقوط ۳۰ درصدی یکی از بدترین عملکردها را ثبت کرد. ترون در این دوره یکی از بالاترین حجمهای لیکوییدیشن را تجربه کرد و همین باعث شد افت آن از سایر رمزارزها شدیدتر باشد.
در این میان، دوجکوین با افت ۸ درصدی عملکرد بهتری نسبت به بقیه داشت. دلیلش هم ساده است؛ حجم معاملات اهرمی روی دوجکوین کمتر است و همین باعث میشود در برابر موجهای لیکوییدیشن مقاومتر باشد.
اما جالبترین بخش جدول، متا گیمز کوین است؛ تنها رمزارزی که در میان این موج قرمز، رشد مثبت ثبت کرده. رشد ۱.۵ درصدی آن نشان میدهد پروژههای کوچکتر که وابستگی کمتری به معاملات اهرمی دارند، در چنین دورههایی میتوانند پایدارتر عمل کنند.
افتهای سنگین هفته گذشته نتیجه مستقیم چهار عامل بود: فشار معاملات اهرمی، لیکوییدیشنهای زنجیرهای، فروشهای اجباری و ترس جمعی معاملهگران. اما در پس این هیاهو، یک حقیقت مهم وجود دارد: بنیاد بازار تغییر نکرده است. شبکهها سالماند، تقاضای واقعی کاهش نیافته و سرمایهگذاران بلندمدت همچنان در حال انباشت هستند.
به همین دلیل، این افت بیشتر شبیه یک «پاکسازی» است تا یک سقوط واقعی. بازار سبکتر شده و همین سبک شدن، معمولاً مقدمه یک بازگشت قدرتمند است.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا