چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

وضعیت بورس بعد از جنگ ؛ ورود نهادها بیش از حقیقی ها

وضعیت بورس بعد از جنگ ؛ ورود نهادها بیش از حقیقی ها

عملکرد بازار در روز بازگشایی، بدون تردید «فراتر از انتظارات منفی» بود. حمایت نهادی‌ها و ورود ۳ همت نقدینگی حقیقی، مانع از شکل‌گیری موج فروش هیجانی شد و ثبات نسبی را به بازار بازگرداند.

به گزارش سرمایه فردا، پس از هشتاد روز توقف اجباری، بازار سرمایه سرانجام در حالی بازگشایی شد که برخلاف پیش‌بینی‌های تیره و تار بسیاری از تحلیلگران، با بازدهی مثبت به کار خود پایان داد. شاخص کل رشد کرد، ارزش معاملات جهش داشت، و مهم‌تر از همه، نزدیک به سه همت نقدینگی حقیقی وارد بازار شد. این رقم در تضاد کامل با روزهای پایانی پیش از تعطیلی بود که خالص جریان وجوه حقیقی منفی و در مسیر خروج بود. اما آیا این روز مثبت، نویدبخش یک روند صعودی پایدار است یا صرفاً یک «تنفس مصنوعی» با حمایت نهادها؟ این گزارش به تحلیل ساختار معاملات روز اول، غیبت سرمایه‌گذاران خرد، و سایه سنگین ۴۲ نماد تعلیقی می‌پردازد.

ورود نقدینگی حقیقی؛ اما نه از سوی خردها

نکته مثبت و غیرقابل انکار روز بازگشایی، «معکوس شدن جریان نقدینگی حقیقی» بود. پس از هفته‌ها خروج سرمایه، تقریباً ۳ همت پول جدید وارد بازار شد. این رقم، هم از نظر روانی و هم از نظر مالی، یک سیگنال مثبت است. اما وقتی جزئیات معاملات را وارسی می‌کنیم، تصویر واقعی پیچیده‌تر از یک «هجوم مردمی» است. در روز بازگشایی، «تعداد کدهای معاملاتی فعال در سمت خرید» به طور قابل توجهی پایین‌تر از میانگین روزهای عادی بود. یعنی تعداد افرادی که خرید کردند، کم بود. با این حال، «سرانه ارزش خرید» به شدت بالا رفت. این یک فرمول کلاسیک است: تعداد کم کدهای فعال + سرانه خرید بالا = ورود سرمایه‌گذاران نهادی و بازیگران عمده، نه خردها. به عبارت دیگر، مردم عادی (سهامداران خرد) هنوز به چرخه معاملات بازنگشته‌اند و در حاشیه منتظر ایستاده‌اند. این یک نقطه ضعف بزرگ برای تحلیل روند صعودی پایدار است، چرا که روندهای بلندمدت نیازمند مشارکت گسترده خردها هستند.

جابجایی سهام میان نهادی‌ها؛ نه یک تقاضای خالص

دومین نکته مهم، «واگرایی در میان خود بازیگران عمده» بود. سرانه ارزش فروش در روز بازگشایی اندکی از سرانه ارزش خرید پیشی گرفت. این یعنی همزمان با ورود یک گروه از نهادها (برای حمایت از بازار یا خرید ارزان)، گروه دیگری از همین سرمایه‌گذاران نهادی (احتمالاً سهامدارانی که در طول دوره تعطیلی در موضع انتظار بودند و منتظر فرصت برای فروش یا تعدیل پرتفوی خود بودند) در حال عرضه بودند. نتیجه خالص، یک «جابجایی سهام» میان نهادها بود، نه یک «تقاضای خالص یک‌طرفه» از سوی بازار. این نوع جابجایی، اگرچه از فروپاشی بازار جلوگیری می‌کند، اما به تنهایی نمی‌تواند موتور محرکه یک روند صعودی قدرتمند باشد.

سایه سنگین ۴۲ نماد بزرگ؛ بازار واقعی هنوز باز نشده است

شاید مهم‌ترین دلیلی که تحلیل روند آتی بازار را بر اساس یک روز معاملاتی غیرممکن می‌کند، «تعلیق ۴۲ نماد بزرگ» است. این نمادها که عمدتاً شامل گروه‌های پتروشیمی، فولاد، فلزات اساسی و پالایشی هستند، حدود ۳۲ درصد از ارزش کل بازار را تشکیل می‌دهند. این شرکتها به دلیل عدم شفافیت در مورد میزان خسارت‌های جنگ رمضان و قطع صادرات از طریق دریا، هنوز در حالت تعلیق به سر می‌برند. تصور کنید بازار سهامی را که ۳۲ درصد از بازیکنان اصلی آن (و تأثیرگذارترین آنها بر شاخص) در رختکن نشسته‌اند و بازی را از بیرون تماشا می‌کنند. طبیعی است که روز اول، با حمایت نهادی‌ها و با نبود فشار فروش این شرکت‌های بزرگ، بازار مثبت شود. اما وقتی این نمادها بازگشایی شوند (که احتمالاً با افت قیمت همراه خواهد بود، زیرا خسارت دیده‌اند و صادراتشان متوقف است)، چه اتفاقی می‌افتد؟ در آن روز، جریان واقعی عرضه و تقاضا در کل بازار مشخص خواهد شد. بنابراین، هرگونه نتیجه‌گیری از روز اول، یک «نتیجه‌گیری زودهنگام و احتمالاً گمراه‌کننده» است.

سناریوی نزولی محقق نشد؛ اما سناریوی صعودی هنوز تأیید نشد

با تمام این احوال، یک نکته بسیار مثبت و قابل تأمل وجود دارد: «روز بازگشایی نشانه‌ای از فروش هیجانی فراگیر یا افت سیستماتیک نبود». اگر سناریوی نزولی (که بسیاری از تحلیلگران آن را پیش‌بینی می‌کردند) حاکم بود، باید شاهد افزایش عرضه احساسی، صف‌های فروش طولانی، و خروج گسترده نقدینگی حقیقی (نه ورود آن) می‌بودیم. اما هیچ کدام از اینها رخ نداد. خالص جریان نقدینگی حقیقی مثبت بود و بازار با آرامش نسبی به کار خود پایان داد. این یعنی بازار از شوک روانی بازگشایی جان سالم به در برده است. اما این به معنای شروع روند صعودی میان‌مدت نیست. یک روز مثبت با حمایت نهادی، در غیاب سرمایه‌گذاران خرد و در حالی که یک‌سوم بازار (ارزشی) تعطیل است، برای تأیید تغییر فاز بازار «کافی نیست».

سه متغیر کلیدی برای روزهای آینده

برای قضاوت در مورد مسیر واقعی بازار، سرمایه‌گذاران باید سه متغیر کلیدی را در روزهای آینده رصد کنند. نخست، «بازگشایی نمادهای تعلیقی (۴۲ شرکت بزرگ)». نحوه بازگشایی این نمادها (با چه میزانی ریزش یا رشد) و رفتار سرمایه‌گذاران در مواجهه با آنها، تصویر کامل‌تری از توازن عرضه و تقاضا در کل بازار ارائه خواهد داد. دوم، «بازگشت سرمایه‌گذاران خرد به چرخه معاملاتی». افزایش تعداد کدهای معاملاتی فعال در کنار ورود نقدینگی نهادی، نشانه فراگیر شدن تقاضا و احتمال تداوم رشد خواهد بود. اگر خردها همچنان غایب باشند، هر رشدی موقتی و شکننده است. سوم، «تداوم خالص ورود نقدینگی حقیقی». یک روز ورود نقدینگی می‌تواند واکنش موقت به بازگشایی باشد، اما تکرار آن در چند روز متوالی، نشانه شکل‌گیری یک جریان پایدار و اعتماد عمومی به بازار خواهد بود.

جمع‌بندی؛ روز خوب، اما نه برای نتیجه‌گیری نهایی

عملکرد بازار در روز بازگشایی، بدون تردید «فراتر از انتظارات منفی» بود. حمایت نهادی‌ها و ورود ۳ همت نقدینگی حقیقی، مانع از شکل‌گیری موج فروش هیجانی شد و ثبات نسبی را به بازار بازگرداند. این یک دستاورد بزرگ برای سازمان بورس و نهادهای حامی است. اما این وضعیت، هنوز «تأیید آغاز یک روند صعودی پایدار» نیست. قضاوت نهایی درباره مسیر بازار، به دو عامل گره خورده است: بازگشایی نمادهای شاخص‌ساز (پتروشیمی و فلزات اساسی) و تداوم ورود نقدینگی حقیقی (به ویژه از سوی سرمایه‌گذاران خرد). تا آن زمان، بهترین استراتژی «احتیاط هوشمندانه» است: نه خوش‌بینی افراطی، نه بدبینی مفرط. سبد خود را متعادل کنید (ترکیبی از سهام کم‌ریسک، صندوق‌های طلا و صندوق‌های درآمد ثابت) و برای سناریوهای مختلف (صلح، جنگ، تداوم وضع موجود) آماده باشید. بازار تازه اول راه است. عجله نکنید.

 

 بازگشایی بورس؛ هشدارها و فرصت‌ها

پس از بازگشایی بورس از یک سو، اظهارات تند لینزی گراهام و دونالد ترامپ، از سوی دیگر اخبار مبنی بر پیشرفت مذاکرات و آزادسازی بخشی از منابع بلوکه شده، تصویری دوگانه را ترسیم می‌کند. شاخص‌های جهانی (تورم، نرخ بهره و قیمت طلا) نیز تحت تأثیر داده‌های اقتصادی آمریکا، سیگنال‌های متفاوتی ارسال می‌کنند. در بازار داخلی نیز دلار و طلا نوسانات محدودی داشته و صندوق‌های کالایی ورود و خروج سرمایه را تجربه کرده‌اند. مهم‌تر از همه، سازمان بورس با اعلام جزئیات «اوراق تبعی هم‌وطن» و «وام ۲۰۰ میلیون تومانی»، در تلاش است تا از سهامداران خرد در روزهای پرتلاطم بازگشایی حمایت کند. این گزارش به تحلیل آخرین تحولات سیاسی، بازارهای مالی و اقدامات ناظر بازار برای مدیریت روزهای حساس پیش‌رو می‌پردازد.

 

هشدارهای تند و پیشنهادهای جدید؛ فضای سیاسی ملتهب

فضای سیاسی این روزها بسیار ملتهب و مملو از اظهارات متناقض است. دونالد ترامپ در مصاحبه با آکسیوس اعلام کرده است که «هنوز معتقد است ایرانیان خواستار توافق هستند و منتظر پیشنهاد آنهاست.» با این حال، او قرار است فردا (۳۰ اردیبهشت) با اعضای شورای امنیت ملی آمریکا نشستی را برای «از سرگیری جنگ با ایران» برگزار کند. کانال ۱۲ اسرائیل نیز گزارش داده که اگر پیشنهاد ایران خوب نباشد، آمریکا «حملات بی‌سابقهای را علیه ایران جلو خواهد برد.» لینزی گراهام، سناتور تندروی آمریکایی، با نقل قولی از چرچیل گفته است که «برای شکست دادن هیتلر هر قیمتی لازم باشد باید بپردازیم» و این موضوع را به ایران تعمیم داده است. در همین حال، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا نیز اعلام کرده که عملیات «خشم حماسی» به پایان رسیده و آمریکا به دنبال «پروژه بازگشایی تنگه هرمز» است. این اظهارات نشان می‌دهد که تیم ترامپ همزمان هم در حال تهدید نظامی است و هم به دنبال راهی دیپلماتیک برای پایان بحران می‌گردد.

در مقابل، خبرنگار وال استریت ژورنال (لارنس نورمن) گزارش داده است که «پیشنهاد جدید آمریکا شامل آزادسازی بیش از ۲۵ میلیارد دلار از منابع بلوکه شده ایران و اعطای قابلیت غنی‌سازی محدود به ایران» است. با این حال، خبرگزاری فارس نیز از قول منابع خود پنج شرط اصلی آمریکا را اعلام کرده است: عدم پرداخت غرامت، خروج ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم از ایران، فعال ماندن تنها یک مجموعه از تأسیسات هسته‌ای، عدم پرداخت حتی ۲۵ درصد از دارایی‌های بلوکه شده، و منوط شدن توقف جنگ به انجام مذاکره. این دو خبر (آزادسازی ۲۵ میلیارد دلار در برابر عدم پرداخت ۲۵ درصد دارایی‌ها) با هم تناقض ندارند، چرا که ۲۵ میلیارد دلار حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از کل دارایی‌های بلوکه شده ایران (بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار) است.

در مقابل، ایران نیز پنج شرط خود را مطرح کرده است: پایان جنگ در همه جبهه‌ها (به ویژه لبنان)، رفع تحریم‌های ضد ایرانی، آزادسازی پول‌های بلوکه شده، جبران خسارات ناشی از جنگ، و پذیرش حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز. همچنین سه نفتکش (با پرچم روسیه و خاموش کردن سیستم شناسایی) از خط محاصره آمریکا عبور کرده و وارد محدوده تنگه هرمز شده‌اند که نشان می‌دهد فشار نظامی و محاصره همچنان ادامه دارد.

 

نوسانات بازار ارز و طلا؛ دلار نقدی گران، تتر ارزان

در بازار داخلی، نرخ دلار نقدی امروز (۲۹ اردیبهشت) حدود ۱۸۱,۳۹۰ تومان و تتر حدود ۱۸۰,۰۰۰ تومان معامله شد. سکه امامی ۱۹۳ میلیون تومان و هر گرم طلای ۱۸ عیار حدود ۱۹,۲۰۰,۰۰۰ تومان بود. افزایش قیمت دلار نقدی نسبت به تتر، نشانه تقاضای واقعی برای خرید دلار فیزیکی (برای حفظ ارزش دارایی) است.

در بازارهای جهانی، به دلیل انتشار داده‌های «شاخص قیمت تولیدکننده (PPI)» و افزایش انتظارات تورمی، احتمال کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو عقب افتاده است. در نتیجه، قیمت طلا (اونس) حدود ۴,۴۵۰ دلار و نقره (اونس) حدود ۷۳ دلار معامله می‌شود و رشد خاصی نداشته‌اند. صندوق‌های نقره بورسی حدود ۱.۵ درصد رشد کردند، اما صندوق‌های طلا تغییر خاصی نداشتند. حباب طلای آب شده نیز از منفی ۴ درصد به حدود منفی ۱ درصد کاهش یافته بود، اما دوباره به منفی ۲.۵ تا ۳ درصد بازگشته است.

 

آخرین وضعیت صندوق‌های کالایی؛ ورود ۳ همت به طلا، خروج از فیکس و رکود نقره

در تاریخ ۲۹ اردیبهشت، صندوق‌های درآمد ثابت (فیکس) حدود ۲۰,۰۰۰ میلیارد تومان معامله شدند و ۱,۵۰۰ میلیارد تومان خروج پول را تجربه کردند. صندوق‌های طلا حدود ۱۰,۰۰۰ میلیارد تومان معامله شدند و ۳,۰۰۰ میلیارد تومان ورود پول داشتند که بسیار سنگین و قابل توجه است. صندوق‌های نقره حدود ۱,۸۰۰ میلیارد تومان معامله شدند و تنها ۳۰ میلیارد تومان ورود پول داشتند (تقریباً صفر). صندوق‌های املاک و مستغلات حدود ۱,۰۰۰ میلیارد تومان، صندوق انرژی (سینرژی) ۶۷۷ میلیارد تومان و صندوق زعفران ۴۷۵ میلیارد تومان معامله شدند. نکته مهم، عرضه سنگین برخی صندوق‌های املاک بود که باعث شد برخی از آنها با صف فروش مواجه شوند و حتی منفی شوند. صندوق‌های نقره نیز همچنان در رکود به سر می‌برند و ورود پول قابل توجهی ندارند.

 

بازگشایی بورس؛ سه ابزار حمایتی، اما با احتیاط

سازمان بورس در آستانه بازگشایی بازار (سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت) سه ابزار حمایتی اصلی را اعلام کرده است.

نخست، «اوراق تبعی هم‌وطن» که به ازای هر کد معاملاتی (حقیقی و حقوقی) با پرداخت ۱ ریال، سقف پرتفوی تا یک میلیارد تومان را برای یک سال «۳۰ درصد تضمین بازدهی» می‌کند. مشکل اصلی این اوراق، شرط «ثبات تعداد سهام» است. شما باید تا سررسید (یک سال)، تعداد هر سهمی را که در تاریخ مبنا (۶ اسفند ۱۴۰۴) داشته‌اید، به همان میزان حفظ کنید. حتی یک سهم کمتر، کل اختیار شما را باطل می‌کند. یعنی پورتفوی شما تا یک سال «قفل» می‌شود. این اوراق برای سرمایه‌گذارانی مناسب است که قصد فروش سهام خود را ندارند و به دنبال پوشش ریسک افت قیمت هستند.

دوم، «وام ۲۰۰ میلیون تومانی با وثیقه سهام». بانک‌های عامل (صادرات، ملت، تجارت، رفاه و پست بانک) به سهامداران واجد شرایط وام ۲۰۰ میلیون تومانی با نرخ سود ۲۲ درصد و بازپرداخت دو ساله می‌دهند. تحلیلگران این وام را «تله» می‌دانند، چرا که دریافت وام با نرخ ۲۲ درصد در شرایط تورم ۷۰ درصدی (یعنی سود منفی واقعی) عالی است، اما وثیقه‌گذاری سهام در شرایط جنگی و نوسانات شدید بازار، ریسک بالایی دارد. اگر سهام وثیقه بیش از حد معین ریزش کند، بانک می‌تواند بدون اطلاع قبلی، سهام را بفروشد (لیکوئید کند). بنابراین این وام برای سرمایه‌گذارانی مناسب است که نیاز مبرم به نقدینگی دارند و به کاهش قیمت سهام خود خوشبین هستند.

سوم، «افزایش ساعت معاملات تا ۱۳:۳۰» در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه و «افزایش ضریب اعتبار سهام به ۸۰ درصد». این دو اقدام به افزایش نقدشوندگی و حجم معاملات کمک خواهد کرد.

نکته مهم دیگر، مصاحبه آقای سیدی (مدیر نظارت بر بورس‌های سازمان بورس) است. او تأکید کرده است که «ریزساختار بازار (دامنه نوسان، حجم مبنا و…) در روزهای اول بازگشایی تغییر نخواهد کرد» و از هلدینگ‌های بزرگ خواسته است که برای حمایت از بازار ورود کنند. همچنین فهرست ۴۲ شرکتی که همچنان تعلیق هستند و در روز اول بازگشایی باز نخواهند شد، منتشر شده است. این شرکتها عمدتاً شامل گروه‌های فولادی، پتروشیمی و فلزات اساسی هستند که به دلیل عدم شفافیت در مورد میزان خسارت‌های جنگ و قطع صادرات، تعلیق شده‌اند (حدود ۳۲ درصد ارزش بازار را تشکیل می‌دهند). تعلیق این شرکتها، هم فشار فروش را از روی بازار برمی‌دارد و هم باعث می‌شود نقدینگی به سمت گروه‌های دیگر (دارویی، غذایی، بانکی، پالایشی، سیمانی و…) سرازیر شود.

 

استراتژی سرمایه‌گذاری؛ فروش، نگهداری یا خرید؟

بر اساس جمع‌بندی تحلیل‌ها، «بازار سهام دیگر ریسک سیاست‌گذار داخلی (قیمت‌گذاری دستوری، ممنوعیت صادرات و…) را ندارد. ریسک‌های فعلی عمدتاً بین‌المللی (جنگ، تحریم و نوسانات نرخ ارز) هستند.» بنابراین، نمی‌توان با قاطعیت گفت بازار ریزش می‌کند یا رشد. یک استراتژی معقولانه، «ترکیب دارایی» است: بخشی از سرمایه در سهام (گروه‌های کم‌ریسک و داخلی‌ساز مانند دارو، غذا، بانک، پالایش، سیمان و زراعت)، بخشی در صندوق‌های طلا، بخشی در صندوق‌های درآمد ثابت (فیکس) و بخشی نیز به صورت نقدینگی (برای استفاده از فرصت‌های لحظه‌ای) نگهداری شود.

از افرادی که قصد دارند «همه سرمایه خود را از بورس خارج کنند و به بازارهای دیگر ببرند» انتقاد شده است. خارج شدن احساسی و بدون برنامه، می‌تواند زیان‌بار باشد. در عوض، توصیه می‌شود با مشاوره تخصصی، سبد سهام خود را بازآرایی کنید (سهام پرریسک را بفروشید و به جای آن سهام کم‌ریسک یا صندوق‌های طلا/فیکس بخرید). استفاده از «مدیریت دارایی حرفه‌ای» بهترین گزینه برای سرمایه‌گذارانی است که خودشان نمی‌توانند بازار را تحلیل کنند. برای روزهای اول بازگشایی، عجله نکنید، صبور باشید و با تحلیل وارد شوید. موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید