پروندههای قضایی متعدد در سالهای اخیر نشان میدهد که پشت بسیاری از این پروژهها، نه دستگاههای غولپیکر استخراج، که کلاهبردارانی حرفهای نشستهاند که از ناآگاهی مردم، خانههای لوکس و ماشینهای آخرین مدل برای خود خریدهاند.
به گزارش سرمایه فردا، چند کلیک ساده، واریز یک مبلغ و بعد نشستن در خانه و تماشای افزایش موجودی کیف پول دیجیتال. این وعدهای که هزاران نفر را در سراسر جهان به دام انداخته نامش «استخراج ابری» است و پشتش شبکهای از دروغهای زنجیرهای، زندگیهای نابودشده و میلیونها دلار پولی که هرگز بازنخواهد گشت. پروندههای قضایی متعدد در سالهای اخیر نشان میدهد که پشت بسیاری از این پروژهها، نه دستگاههای غولپیکر استخراج، که کلاهبردارانی حرفهای نشستهاند که از ناآگاهی مردم، خانههای لوکس و ماشینهای آخرین مدل برای خود خریدهاند.

به نقل از هفت کریپتو، در دنیایی که هر روز بر تعداد مشتاقان ارزهای دیجیتال افزوده میشود، استخراج ابری بیتکوین به عنوان راهی آسان و بدون دردسر برای کسب درآمد معرفی میشود. کافی است چند کلیک کنید، مبلغی پرداخت نمایید و منتظر بمانید تا دستگاههای غولپیکر در مراکز داده دوردست برای شما پول چاپ کنند. این رویایی است که کلاهبرداران ماهرانه آن را به هزاران نفر در سراسر جهان فروختهاند و برای بسیاری به کابوسی بیپایان تبدیل شده است.
استخراج ابری یا کلاد ماینینگ، در مفهوم واقعی خود خدمتی است که به کاربران امکان میدهد بدون نیاز به خرید و نگهداری تجهیزات سختافزاری، قدرت پردازش اجاره کرده و در سود استخراج سهیم شوند. اما آنچه در عمل رخ داده، داستانی پرپیچوخم از فریب، وعدههای دروغین و ناپدید شدن میلیونها دلار سرمایه در فضای مجازی است.
پروندههای قضایی متعددی در سالهای اخیر گشوده شده که همگی یک الگوی تکراری را نشان میدهند؛ وبسایتهایی زیبا با گرافیک چشمگیر، وعدههای سود ماهانه ۱۰ تا ۱۵ درصدی، و اصرار بر اینکه شما بدون هیچ زحمتی میتوانید به درآمد دلاری برسید. پشت این ظاهر فریبنده، اما شبکهای از دروغهای زنجیرهای نهفته است؛ دروغهایی که زندگی هزاران انسان را تحت تأثیر قرار داده است.
یکی از بزرگترین و مشهورترین این پروندهها، کلاهبرداری ۵۷۵ میلیون دلاری هشفلیر است؛ شرکتی استونیایی که خود را بزرگترین ارائهدهنده خدمات استخراج ابری معرفی میکرد. سرگئی پوتاپنکو و ایوان توروگین، دو شهروند استونیایی که این شرکت را بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ اداره میکردند، به سرمایهگذاران وعده میدادند که میتوانند قدرت پردازش اجاره کرده و در استخراج بیتکوین سهیم شوند. اما حقیقت چیز دیگری بود. بازرسان بعداً دریافتند که این شرکت کمتر از ۱ درصد از قدرت پردازشی را که ادعا میکرد، در اختیار داشته است. داشبورد آنلاین هشفلیر، سودهای استخراج را به صورت ساختگی نمایش میداد و سرمایهگذاران فکر میکردند داراییشان در حال افزایش است، در حالی که پولشان به حساب شرکتهای پوستهای و جیب گردانندگان سرازیر میشد.
این دو استونیایی سپس با پول سرمایهگذاران، ۷۵ ملک، شش خودروی لوکس خریداری کردند و حسابهای سرمایهگذاری متعددی برای خود گشودند. آنها حتی فراتر رفتند و پروژه بانک پولیبیوس را راهاندازی کردند؛ بانکی کاملاً ساختگی که ۲۵ میلیون دلار دیگر از سرمایهگذاران جذب کرد، بیآنکه هرگز خدماتی ارائه دهد. فوریه ۲۰۲۵، این دو پس از استرداد به آمریکا به اتهام توطئه برای کلاهبرداری اینترنتی اعتراف کردند و با ضبط بیش از ۴۰۰ میلیون دلار دارایی، خود را برای تحمل ۲۰ سال زندان آماده میکنند.
نمونه دیگر، پرونده ویت در آمریکاست. دانی وو، بنیانگذار این شرکت، بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ با فروش قراردادهای میزبانی استخراج، بیش از ۹۵ میلیون دلار از ۶۴۰۰ سرمایهگذار جمعآوری کرد. او به مشتریان وعده میداد دستگاههای استخراج را میخرند و ویت با دریافت هزینهای جداگانه، آنها را در مراکز داده خود راهاندازی و مدیریت میکند. اما بررسیها نشان داد در سال ۲۰۲۰، این شرکت قراردادهایی برای ۳۳۲۵ دستگاه فروخته بود، در حالی که تنها ۹۲۰ دستگاه فعال داشت. سال ۲۰۲۱ این آمار به ۸۴۷۲ دستگاه فروخته شده در برابر تنها ۱۶۴۳ دستگاه فعال رسید. حسابهای سرمایهگذاران نیز سودهایی را نمایش میداد که ربطی به استخراج واقعی نداشت و صرفاً بر اساس فرمولهایی محاسبه میشد.
دانی وو در اقدامی، ۴۸.۵ میلیون دلار از سرمایه مردم را به حسابهای شخصی خود منتقل کرد، بخشی را صرف قمار کرد و مبالغی را به خانواده خود هدیه داد. او ۳۰۰ هزار دلار به خواهرش، ۵۰۰ هزار دلار به برادرش و ۱۰۰ هزار دلار به مادرش منتقل کرد. پس از آنکه متوجه شد کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا پرونده او را بررسی میکند، کشور را ترک کرد.
کلاهبرداریهای استخراج ابری معمولاً از یک الگوی ثابت پیروی میکنند. نخست، وعده سودهای ثابت و تضمینی داده میشود؛ در حالی که استخراج رمزارز ذاتاً فرآیندی پرنوسان است و هیچ سود ثابتی نمیتواند داشته باشد. دوم، مدل بازاریابی چندلایه به کار گرفته میشود؛ یعنی سرمایهگذاران تشویق میشوند تا افراد بیشتری را جذب کنند و سود آنها وابسته به جذب اعضای جدید است. این همان ساختار هرمی است که دیر یا زود فرو میریزد. سوم، هنگامی که جذب سرمایهگذار جدید کاهش مییابد، گردانندگان یا ناپدید میشوند یا پرداختها را به ارزهای دیجیتال بیارزش خود تغییر میدهند، همانطور که در پرونده گینبیتکوین در هند رخ داد. آمیت و آجای بهاردواج، دو برادر هندی، ابتدا سود سرمایهگذاران را با بیتکوین پرداخت میکردند تا اعتماد جلب کنند، اما بعداً پرداختها را به ارز داخلی خود تغییر دادند که ارزش ناچیزی داشت.
چرا مردم همچنان فریب این وعدهها را میخورند؟ پاسخ در پیچیدگی فناوری بلاکچین نهفته است. برای یک فرد عادی، درک مفاهیمی مانند هشریت، سختی شبکه و پاداش استخراج دشوار است. کلاهبرداران از همین ابهام سود میبرند و خود را متخصصانی معرفی میکنند که راهی آسان برای کسب سود یافتهاند. آنها با وبسایتهای حرفهای، ویدیوهای تبلیغاتی و گاهی چهرههای شناختهشده، به عملیات خود مشروعیت میبخشند. چارلز پارکز سوم، ملقب به «سیپیتریاو»، اینفلوئنسر معروف حوزه کریپتو بود که با محتوای «ذهنیت میلیونر شدن» فالوورهای زیادی جذب کرده بود. او در عمل با اجاره دادن منابع ابری تحت عنوان راهاندازی یک شرکت آموزشی جعلی، بیش از ۳.۵ میلیون دلار از ارائهدهندگان خدمات ابری کلاهبرداری کرد و با همان پول، مرسدس بنز و جواهرات خرید.
این پروندهها نشان میدهد که نهادهای نظارتی در سطح بینالمللی به طور جدی وارد میدان شدهاند. کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا در پرونده ویت تأکید کرد که قراردادهای استخراج ابری میتوانند اوراق بهادار محسوب شوند و مشمول قوانین ثبت، افشا و حمایت از سرمایهگذار هستند. اداره تحقیقات فدرال نیز با همکاری پلیس استونی، عاملان هشفلیر را دستگیر و به آمریکا مسترد کرد. در هند نیز کمیسیون بورس پس از شکایتهای متعدد، در ۶۰ مکان در سراسر کشور بازرسی انجام داد و کیف پولهای دیجیتال و مدارک متعددی را ضبط کرد.
اما نبرد تازه آغاز شده است. هر روز پروژههای جدیدی با وعدههای مشابه سر برمیآورند و سرمایهگذاران تازهواردی که از ماجراهای تلخ گذشته بیخبرند، طعمه میشوند. آنچه این کلاهبرداریها را تراژیک میکند، نه فقط حجم پول از دست رفته، بلکه قصههای پشت هر سرمایهگذار است. همان مردی که در پرونده هشفلیر برای قاضی نوشت: «خانهام را رهن کردم تا سرمایهگذاری کنم. حالا نه خانه دارم، نه پول، نه آینده». این روایت هزاران انسانی است که رویای استخراج ابری، آنان را به اعماق یأس و پشیمانی کشانده است.
برای مصون ماندن از این دامها، باید چند اصل ساده را به خاطر سپرد. هیچ سود تضمینی در دنیای رمزارزها وجود ندارد. استخراج ابری واقعی، سودهای نجومی و ثابت نمیدهد. باید از شرکتهای معتبر با سابقه روشن و شفافیت کامل در گزارشدهی تحقیق کرد. اگر مدل کسبوکاری بر اساس جذب سرمایهگذار جدید استوار باشد، به احتمال قریب به یقین یک طرح هرمی است. و مهمتر از همه، نباید بیش از توان خود سرمایهگذاری کرد؛ چرا که در این بازار بیرحم، ممکن است سرمایه به همان سرعتی که آمده، ناپدید شود.
استخراج ابری، اگر واقعی و شفاف باشد، میتواند فناوری جذابی باشد. اما در دنیایی که هر روز یک کلاهبرداری جدید با چهرهای تازه ظاهر میشود، تنها سلاح مؤثر، آگاهی و پرسشگری است. باید پرسید، تحقیق کرد، و پیش از هر سرمایهگذاری، این حقیقت تلخ را به خاطر آورد که در سرزمین وعدههای دروغین، تنها چیزی که واقعی است، پولی است که از دست میرود.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا