کالای دست دوم بخریم؟ / تغییر سبک زندگی در تورم

افزایش تورم و کاهش درآمد خانوارها باعث شد طبقات مختلف جامعه به سمت خرید و فروش کالاهای دست‌دوم و بازسازی‌شده حرکت کنند

به گزارش سرمایه فردا، رضا نیکنام: در روزگاری نه چندان دور، خریدن کالای دست‌دوم در‌خانه هر‌ایرانی، تصویری از ناتوانی مالی خانواده‌ها را تداعی می‌کرد و خریداران آن، ناگزیر از نگاه‌ها و قضاوت‌های جامعه‌ای بود که مصرف‌گرایی را با منزلت اجتماعی برابر می‌دانستند، اما امروز، این روایت وارونه شده و در این میان بازار پلتفرم‌های معروف مانند «دیوار» و «شیپور» به نمادهای پرمخاطب خرید کالای دست‌دوم تبدیل شده‌اند.

البته دیگر فقط مستاجرها یا دانشجویان کم‌برخوردار نیستند که نیمه‌های شب در رسته «وسایل و مبلمان منزل» سایت دیوار می‌چرخند. این روزها،کارگران، کارمندان، بازنشستگان و حتی برخی ساکنان محله‌های مرفه‌نشین و حتی مادرانی که تا دیروز فقط برندهای خاص می‌خریدند، به کاربران حرفه‌ای جست‌وجوی وسایل دست دوم تبدیل شده‌اند. به عقیده برخی کارشناسان، این تغییر در‌سبک زندگی  یک نوع عقب‌نشینی هوشمندانه در مقابل تورم ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصدی کنونی محسوب می‌شود.

‌تغییر الگوی فرهنگی

اما واقعا موتور محرکه اصلی این تغییر فرهنگ مصرف چیست؟ آمارهای رسمی بانک مرکزی از تورم نقطه به نقطه ۳۹درصدی در پاییز  و تورم بالای ۴۰درصد  مواد غذایی و خوراکی‌ها، تصویر واضحی از کاهش شدید قدرت خرید مردم ارائه می‌دهد در حالیکه بسیاری از کارشناسان این تورم را حتی در مورد برخی کالاها تا ۳۰۰ درصد می‌دانند. بدون تعارف هزینه‌های زندگی در تهران برای یک خانوار ۴ نفره با حداقل‌های ممکن، اغلب از ۳۰ تا ۳۵ میلیون تومان در ماه عبور کرده است.

کالاهایی به قیمت چند ماه حقوق

در چنین شرایطی، بودجه خانوار برای خرید کالای بادوام مبلمان، لوازم خانگی برقی و خودرو به شدت تحت فشار قرار گرفته است. یک کارگر ساده در ابتدای سال ۱۴۰۴ می‌توانست با حقوق ۲ ماه خود یک تلویزیون ۵۵ اینچ ال‌ای‌دی بخرد، اما امروز با وجود افزایش ۴۰  تا ۵۰ درصدی قیمت کالاها، خرید همین تلویزیون دیگر به صرفه نیست. اینجاست که خرید لوازم دست دوم به عنوان یک راهکار عقلی و اقتصادی وارد میدان می‌شود. آمارهای غیررسمی از ثبت نزدیک به ۱۴۰ میلیون آگهی در پلتفرم‌های مجازی خرید و فروش، طی سال ۱۴۰۴ و گردش مالی حدود ۹ میلیارد دلاری این بازار، روایتگر واقعیت انکارناپذیری است که مصرف‌کننده ایرانی به بلوغی تازه در این زمینه رسیده است.

وسوسه خرید دست‌دوم‌ها 

البته این مسیر بدون چالش نیست. هنوز هم وسوسه خرید لوازم نو در لایه‌های عمیق روانشناسی اجتماعی ریشه دارد. برای همین بسیاری از فروشندگان در پلتفرم‌های دست دوم فروشی به دنبال فروش کالاهای بلااستفاده خود با بالاترین قیمت ممکن هستند، غافل از اینکه مخاطب امروزشان، خودشان یک کارشناس ارزش‌گذاری کالاست. همچنین، اعتماد در خرید کالای دست‌دوم بدون رویت، هنوز یکی از بزرگ‌ترین موانع این معامله است. با این حال، روند صعودی تعداد آگهی‌ها فروش لوازم خانگی امسال نسبت به سال قبل نشان می‌دهد که مردم این ریسک را به

خرید نکردن ترجیح می‌دهند!

در حقیقت رشد ۲۰ تا ۳۰ درصدی تقاضا برای کالاهای دست‌دوم با کاهش قدرت خرید مردم ارتباط نزدیکی دارد. در این مقطع، خرید کالاهای کارکرده و دست دوم از سر اجبار و به دلیل معیشت است که بیشتر گریبانگیر دهک‌های پایین جامعه را گرفته است. اما با تشدید تورم و بحران‌های اقتصادی، این موج به طبقه متوسط نیز رسیده، با این تفاوت که این طبقه جامعه، رویکردی متفاوت و آگاهانه‌تر در پیش گرفته است.

آنها به دنبال هر کالای دست‌دومی نیستند؛ بلکه در جستجوی محصولاتی هستند که در ازای بهای کمتر، کیفیتی برابر یا حتی فراتر از نمونه‌های نو ارائه دهند. پژوهش‌های دانشجویی نیز نشان می‌دهد که عواملی مانند سودمندی و حتی جنبه سرگرمی جستجو در این پلتفرم‌ها، وفاداری کاربران را افزایش داده است. به عبارت دیگر، طبقه متوسط، شکار کالای مناسب در بازار دست‌دومی‌ها را به فعالیتی لذت‌بخش و هوشمندانه تبدیل کرده است.

رقابت کالاهای قدیمی با جدید

یکی از دلایل اصلی این تغییر ذائقه، به کیفیت کالاها برمی‌گردد. مقایسه دوام و کیفیت لوازم خانگی قدیمی و جدید نشان می‌دهد که تولیدات امروزی، به‌رغم بهره‌مندی از فناوری‌های پیشرفته، به دلایل متعددی همچون استفاده از قطعات ارزان‌تر، طراحی سبک‌ و شکننده و پیچیدگی‌های الکترونیکی، طول عمر کمتری دارند. برای مثال، طول عمر اجاق‌گازهای امروزی به طور میانگین ۱۵ سال برآورد می‌شود، در‌حالی که این رقم برای مدل‌های قدیمی‌تر بیش از ۱۹ سال بوده است. این کاهش دوام، مصرف‌کننده باهوش را به این نتیجه رسانده که گاهی یک یخچال یا ماشین لباسشویی قدیمی با بدنه‌های فلزی و موتورهای قوی و  کم‌استهلاک، ارزش خرید بسیار بیشتری نسبت به نمونه‌های سبکتر و ظریف امروزی دارد.

گزینه تعمیر به جای خرید مجدد 

نکته دیگر اینکه اکنون طبقه متوسط به جز گرایش به خرید کالای کارکرده و دست دوم، به دنبال تعمیر و بازسازی لوازم نیز است. البته در این میان تفاوت میان کالای دست‌دوم و کالای بازسازی‌شده پررنگ شده است. در حالی که کالای دست‌دوم ممکن است با همان ایرادات قبلی فروخته شود، کالای بازسازی‌شده توسط فروشنده یا تعمیرکار، تست، تعمیر و آماده تحویل می‌شود. این آگاهی رو به رشد، باعث شده تا کاربران حرفه‌ای این پلتفرم‌ها، به دنبال کالاهای با قابلیت تعمیر و بازسازی باشند.

اگر در گذشته سمساری‌های سنتی شهر، نمادی از بازار و اقتصاد دست‌دوم بودند، اما امروز پلتفرم‌هایی مثل دیوار و شیپور قلب تپنده این بازار به شمار می‌روند. این پلتفرم‌ها با ایجاد حس تعلق اجتماعی و اعتماد از طریق نظرات کاربران، به یک جامعه مجازی تبدیل شده‌اند. آنها با برداشتن موانع جغرافیایی و اطلاعاتی، به خریداران امکان مقایسه، انتخاب و حتی مذاکره مستقیم با فروشنده را می‌دهند. این تسهیلات و فناوری، کاهش نیاز به حمل‌ونقل فیزیکی نقش موثری ایفا کرده است. در واقع، این اپلیکیشن‌ها با زندگی روزمره مردم عجین شده‌اند.

از سوی دیگر، فروشندگان لوازم خانگی نو، روزهای کسادی را سپری می‌کنند. ویترین‌های پر زرق‌وبرق فروشگاه‌ها دیگر مشتری دیروز را ندارد. مشتری امروز پیش از ورود به نمایشگاه، چند روزی در فضای مجازی به دنبال کالای دست دوم گشته و اگر ناامید شده باشد، آنوقت با احتیاط به بازار فروش وسایل نو پا می‌گذارد. این چرخه معیوب، باعث رونق گرفتن کسب وکارهای خرید و فروش لوازم کارکرده و تعمیرکارانی شده که جان دوباره‌ای به وسایل فرسوده می‌بخشند.

درس‌هایی از یک تغییر فرهنگ 

این تغییر مسیر در فرهنگ مصرف، اگرچه از سر‌ناچاری است، اما درس‌هایی نیز با خود به همراه داشته است. شاید برای اولین بار، مفهوم اقتصاد چرخشی و استفاده بهینه از منابع، هرچند به زور تحریم و تورم، در زندگی ایرانیان نهادینه می‌شود. دیگر کمتر کسی به صرف دست‌دوم بودن یک کالای مناسب از خرید آن صرف‌نظر می‌کند.

اکنون معیارها تغییر کرده است؛ کارایی، سلامت و قیمت مناسب، جایگزین نو بودن شده‌است. به نظر می‌رسد، این تغییر نگرش اجباری از خرید لوازم نو به دست دوم تا زمانی که ثبات به اقتصاد بازگردد، ادامه دار باشد. در این میان، خانواده‌ها یاد گرفته‌اند که گاهی برای گذر از توفان‌های اقتصادی، باید از برخی ارزش‌های پیشین چشم پوشید و به آنچه هست، قانع بود. روزگار تغییر کرده و حالا در بیشتر خانه‌ها، وسایلی جا خوش کرده‌اند که شاید قصه‌های زیادی از خانه قبلی با خود به همراه دارند.

وقتی که اقتصاد از زندگی پیشی می‌گیرد

اقتصاد خانواده‌های ایرانی در ماه‌های اخیر آنقدر شکننده شده که دیگر خرید یک یخچال یا لباسشویی نو، رویاست. وقتی تورم و گرانی با سرعت از درآمدها پیشی می‌گیرد و هر روز به قیمت کالاها افزوده می‌شود، به معنای تحمیل یک فشار سنگین به بودجه چند ماه خانواده است. در چنین شرایطی، بازار لوازم دست دوم به پناهگاهی امن برای این افراد تبدیل می‌شود.»

اما این داستان، دنباله‌ای هم دارد که بیگدلی به آن اشاره می‌کند: «این نوع نگرش و این سبک از خرید خانواده‌های ایرانی، یک پیامد ‌خصوصی دارد و آن هم این است که مشاغل به اصطلاح تعمیری، یا به عبارت بهتر کسب‌وکارهایی که ما به آنها می‌گوییم فنی، کارهای فنی، بسیار رشد می‌کنند و همین طور مردم هم گرایش پیدا می‌کنند به رفتن به سمت این نوع از کسب‌وکار و این نوع از مشاغل.»

این پیش‌بینی جامعه‌شناسانه، دقیقا همان چیزی است که این روزها در بازار مشاهده می‌شود. فروشندگان لوازم خانگی نو، روزهای کسادی را سپری می‌کنند. ویترین‌های پر زرق‌وبرق فروشگاه‌ها دیگر مشتری دیروز را ندارد. مشتری امروز پیش از ورود به نمایشگاه، چند روزی در فضای مجازی به دنبال کالای دست دوم گشته و اگر ناامید شده باشد، آن‌وقت با احتیاط پا به بازار نو می‌گذارد. در مقابل، تعمیرکاران و صنعتگران فنی، روزهای پرمشغله‌ای را تجربه می‌کنند. آنها جان دوباره‌ای به وسایل فرسوده می‌بخشند و بازارشان آنقدر داغ شده که گاهی صف انتظار برای تعمیر یک وسیله، به هفته‌ها می‌کشد.

معیشت عقب‌تر از تورم

محمد بیگدلی در پایان گفت‌وگوی خود، یک نتیجه‌گیری کلی از این کنش جمعی ارائه می‌دهد: «نتیجه‌ای که در واقع می‌توان از این موضوع گرفت این است که متأسفانه مشکلات اقتصادی و معیشتی بر سبک زندگی مردم غالب شده است. سخن آخر من این است که امیدوارم روزی برسد که صنعت ایران و ایرانی آنقدری رشد پیدا کرده باشد که مردم ما دیگر نیازی به این کهنه‌پروری نداشته باشند و به سهولت بتوانند لوازمشان را عوض کنند و دیگر نیازی نداشته باشند به این میزان از تعمیر.

البته که خود اصل تعمیر کردن هم نوعی از صرفه‌جویی است و امری پسندیده، اما آنقدر که مردم گرایش پیدا کرده‌اند، متأسفانه وجهه مثبتی ندارد و بسیار هم منفی است. امید به آن روزی که صنعت ما به درجه‌ای از توسعه و گستردگی رسیده باشد که همه مردم به سهولت بتوانند لوازمشان را عوض کنند و نو کنند.»

دیدگاهتان را بنویسید