در حالیکه تنها یک روز پیش دلسی رودریگز اقدام نظامی آمریکا را «جنایت فاحش» میخواند، رئیسجمهور موقت ونزوئلا اکنون از آمادگی دولت انتقالی برای همکاری «محترمانه» با واشنگتن سخن میگوید؛ تغییری که همزمان با تهدیدهای مستقیم رئیسجمهور آمریکا و تشکیل کمیسیونی ویژه برای پیگیری آزادی نیکلاس مادورو، مسیر سیاسی کاراکاس را وارد مرحلهای تازه کرده است.
به گزارش سرمایه فردا، دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، در چرخشی قابلتوجه نسبت به مواضع تند روزهای نخست پس از بازداشت نیکلاس مادورو، اعلام کرد دولت انتقالی آماده است با ایالات متحده وارد همکاری «محترمانه و متوازن» شود. او روز یکشنبه در پیامی در تلگرام تأکید کرد: «حرکت بهسوی رابطهای مبتنی بر احترام متقابل میان آمریکا و ونزوئلا برای ما یک اولویت است» و از واشنگتن خواست برای تدوین دستورکار مشترک در مسیر توسعه دو کشور همکاری کند.
رودریگز که از سال ۲۰۱۸ معاون مادورو بود، پس از بازداشت او و همسرش با حکم دیوان عالی بهعنوان رئیسجمهور موقت منصوب شد. عملیات آمریکا که به بازداشت مادورو انجامید، از سوی ناظران یکی از پرریسکترین اقدامات واشنگتن از زمان کشته شدن اسامه بنلادن توصیف شده است. رودریگز در نخستین واکنش تلویزیونی خود این اقدام را «نقض آشکار حقوق بینالملل» دانسته و مادورو را «تنها رئیسجمهور قانونی» کشور معرفی کرده بود؛ موضعی که شکافی آشکار میان او و رئیسجمهور آمریکا ایجاد کرد.
پس از آنکه رودریگز آمریکا را «گروهی از افراطیها» خواند، رئیسجمهور آمریکا لحن خود را تغییر داد و هشدار داد اگر رودریگز «کار درست» را انجام ندهد، «بهای سنگینی» خواهد پرداخت. او حتی احتمال حملات بیشتر و اعزام نیروی زمینی را رد نکرد. این مواضع تهاجمی با اعتراضاتی در داخل و خارج آمریکا همراه شد.
اما رودریگز پس از این تهدیدها لحن خود را نرمتر کرد و در پیامی تازه نوشت: «مردم ما حق دارند صلح و گفتوگو داشته باشند، نه جنگ.» او تأکید کرد ونزوئلا باید بتواند «حاکمیت، توسعه و آینده خود» را حفظ کند؛ موضعی که در تضاد کامل با سخنرانی روز شنبه او بود که گفته بود کشورش «هرگز به مستعمره هیچ امپراتوری تبدیل نخواهد شد».
رئیسجمهور موقت همچنین از تشکیل کمیسیونی ویژه برای پیگیری آزادی مادورو و همسرش خبر داد. مادورو در آمریکا با اتهاماتی از جمله «توطئه نارکوتروریسم، قاچاق مواد مخدر و نگهداری سلاحهای جنگی» روبهروست. این کمیسیون به ریاست مشترک وزیر خارجه ونزوئلا و خورخه رودریگز، رئیس مجلس ملی، فعالیت خواهد کرد.
برخی تحلیلگران سرنوشت مادورو را با مانوئل نوریگا، رهبر سابق پاناما، مقایسه میکنند که پس از بازداشت توسط آمریکا به اتهامات مشابهی محاکمه و سالها زندانی شد. طبق اعلام مقامهای آمریکایی، مادورو قرار است روز دوشنبه در دادگاه فدرال نیویورک حاضر شود.
دولت دونالد ترامپ دور تازهای از فشار بر شرکتهای نفتی آمریکا را برای سرمایهگذاری در صنعت نفتِ ازهمگسیخته ونزوئلا کلید زده است؛ تلاشی که وزیران انرژی و کشور آمریکا در خط مقدم آن قرار دارند و هدفش بازگرداندن تولید نفت این کشور بحرانزده به روزهای اوج است. مقامهای کابینه ترامپ در حال برنامهریزی برای نخستین تماسهای رسمی خود با مدیران عامل شرکتهای بزرگ نفتی هستند تا آنها را به احیای تولید نفت ونزوئلا ترغیب کنند. این تماسها که قرار است از سوی کریس رایت، وزیر انرژی و داگ برگام، وزیر کشور آمریکا انجام شود، نخستین ارتباط رسمی دولت با شرکتهای نفتی پس از ماهها گفتوگوی غیررسمی با فعالان این بخش بهشمار میآید. این تحرکات تنها چند روز پس از آن صورت میگیرد که ترامپ به خبرنگاران گفت «شرکتهای بسیار بزرگ نفتی ایالات متحده» قرار است «میلیاردها دلار» در ونزوئلا هزینه کنند.
با این حال، به گفته تحلیلگران بازار و مقامهای صنعت انرژی، مدیران این شرکتها همچنان نسبت به ورود به کشوری با حاکمیت سوسیالیستی بدبیناند؛ کشوری که پس از آنکه نیروهای آمریکایی در پایان هفته گذشته نیکلاس مادورو، رهبر قدرتمند ونزوئلا، را بازداشت کردند، دچار آشوب سیاسی تازهای شده است. این تردیدها در شرایطی مطرح میشود که صنعت نفت ملیشده ونزوئلا دهههاست با فرسودگی و بیتوجهی روبهرو بوده است.
دو مقام صنعتی که به دلیل نداشتن مجوز صحبت با رسانهها نخواستند نامشان فاش شود، میگویند شرکتها همزمان در حال بررسی این موضوعاند که چه مشوقهایی میتواند آنها را به بازگشت به ونزوئلا ترغیب کند. از جمله این مشوقها میتوان به امضای قراردادهایی از سوی دولت آمریکا برای تضمین پرداختها و امنیت، یا ایجاد مشارکتهای دولتی-خصوصی اشاره کرد. یکی از مدیران پیشین یک نهاد دولتی آمریکا که به شرط ناشناس ماندن صحبت کرده، میگوید حتی اگر شرکتها هنوز تصویر روشنی از شرایط مطلوب خود نداشته باشند، اصرار ترامپ را نمیتوان نادیده گرفت. او میافزاید: «بیشتر شرکتها مدتی است به این موضوع فکر میکنند. تقریبا همه بازیگران بزرگ احتمالا خیلی خیلی خیلی جدی در حال بررسی آن هستند. وقتی رئیسجمهور ایالات متحده میگوید من از شما میخواهم این کار را انجام دهید. شنیدن این حرف از ترامپ و گذر از آن تبعات زیادی دارد.»
در موضعگیریهای رسمی، کاخ سفید با اعتمادبهنفس از این رویکرد دفاع کرده است. تیلور راجرز، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیهای گفت: «همه شرکتهای نفتی ما آماده و مایلاند سرمایهگذاریهای بزرگی در ونزوئلا انجام دهند تا زیرساختهای نفتی این کشور را که توسط رژیم نامشروع مادورو نابود شده، بازسازی کنند. شرکتهای نفتی آمریکایی کار فوقالعادهای برای مردم ونزوئلا انجام خواهند داد و نماینده شایستهای برای ایالات متحده خواهند بود.» به گفته یکی از منابع، دولت همچنین «امیدوار است» مؤسسه نفت آمریکا، تشکل قدرتمند نماینده شرکتهای نفتی فعال در ایالات متحده، کارگروهی برای مشاوره به کاخ سفید درباره بهترین راههای احیای تولید نفت ونزوئلا تشکیل دهد. این منبع تأکید میکند: «به طور تقریبی در همه موارد، این تماسها نخستین ارتباط رسمی دولت درباره ونزوئلا با شرکتهاست.»
جاستین پرندرگست، سخنگوی مؤسسه نفت آمریکا، در واکنش به پرسشها اعلام کرد این نهاد «تحولات مربوط به ونزوئلا و پیامدهای احتمالی آن برای بازارهای جهانی انرژی را از نزدیک دنبال میکند». او افزود: «چنین رویدادهایی اهمیت رهبری قدرتمند انرژی از سوی آمریکا را برجسته میکند. در سطح جهانی، شرکتهای انرژی تصمیمهای سرمایهگذاری خود را بر اساس ثبات، حاکمیت قانون، نیروهای بازار و ملاحظات عملیاتی بلندمدت میگیرند.» ترامپ روز یکشنبه به خبرنگاران گفت که «پیش و پس از» عملیات نظامیای که به بازداشت مادورو و انتقال او به نیویورک انجامید با شرکتهای نفتی آمریکا گفتوگو کرده است. او گفت: «آنها میخواهند وارد شوند، برای مردم ونزوئلا کار بزرگی انجام دهند و نماینده خوبی برای ما باشند.» با این حال، مدیران صنعت نفت روز دوشنبه به خبرگزاری رویترز گفتند هیچگونه تماس رسمی با غولهای نفتی مانند اکسون موبیل، کونوکو فیلیپس و شورون که همگی سابقه فعالیت در میادین نفتی ونزوئلا را دارند، برقرار نشده است.
طبق برآورد شرکت تحلیل انرژی ریستاد انرژی، بازگرداندن تولید نفت ونزوئلا از سطح کنونی حدود یک میلیون بشکه در روز به اوج تاریخی سه میلیون بشکه در روز، دستکم به ۱۸۳ میلیارد دلار سرمایهگذاری و بیش از یک دهه زمان نیاز دارد.
هرچند دولت ونزوئلا ممکن است بخشی از این هزینه را تأمین کند، اما برای رسیدن به این هدف، شرکتهای بینالمللی باید طی چند سال آینده حدود ۳۵ میلیارد دلار هزینه کنند.
ریستاد انرژی در یادداشتی برای مشتریان خود اعلام کرده است: «برای آنکه تولید نفت خام ونزوئلا طی ۱۵ سال آینده تنها در سطح ۱.۱ میلیون بشکه در روز ثابت بماند، حدود ۵۳ میلیارد دلار سرمایهگذاری در بخش بالادستی نفت و گاز و زیرساختها لازم است. عبور از سطح ۱.۴ میلیون بشکه در روز ممکن است، اما نیازمند سرمایهگذاری پایدار سالانه ۸ تا ۹ میلیارد دلار از سال ۲۰۲۶ تا ۲۰۴۰، علاوه بر هزینههای تثبیت تولید، خواهد بود.» دنیس نوس، سخنگوی کونوکو فیلیپس، در بیانیهای گفت «برای گمانهزنی درباره فعالیتها یا سرمایهگذاریهای آینده زود است»، اما تأکید کرد این شرکت پیامدهای احتمالی تحولات ونزوئلا بر عرضه و ثبات انرژی جهانی را زیر نظر دارد. او افزود کونوکو فیلیپس همچنان در تلاش است بیش از ۱۰ میلیارد دلار غرامتی را که در داوری بینالمللی بابت مصادره داراییهایش در سال ۲۰۰۷ به آن تعلق گرفته، وصول کند.
اکسون موبیل و شورون به درخواستها برای اظهار نظر پاسخ ندادند. شرکتهای خدمات میادین نفتی هالیبرتون و بیکر هیوز نیز واکنشی نشان ندادند و شرکت اسالبی از اظهارنظر خودداری کرد. تنها شرکتی که بهطور علنی از علاقهمندی به ونزوئلا سخن گفته، شرکت کانتیننتال ریسورسز است؛ شرکتی که توسط هارولد هم، متحد ترامپ و مشاور غیررسمی انرژی او، اداره میشود. او هم روز یکشنبه به فایننشال تایمز گفت: «با بهبود ثبات مقرراتی و حکمرانی، قطعا سرمایهگذاری آینده را مدنظر قرار میدهیم.» کانتیننتال ریسورسز که نقشی کلیدی در توسعه فناوری شکست هیدرولیکی داشته، تاکنون خارج از ایالات متحده فعالیت نکرده است؛ هرچند روز دوشنبه اعلام کرد توافقی برای خرید داراییهایی در آرژانتین امضا کرده است. فعالان صنعت نفت میگویند یکی از نگرانیهای اصلی این است که ونزوئلا به اندازه کافی باثبات نیست تا امنیت کارکنان و تجهیزات شرکتها را تضمین کند. به گفته آنها، شرکتها خواهان آن هستند که پیش از ورود، دولت آمریکا مستقیما با آنها قرارداد ببندد.
یکی دیگر از مدیران صنعتی که به شرط ناشناس ماندن صحبت کرده، میگوید: «ما به امنیت میدانی و امنیت مالی نیاز داریم. اینها در صدر فهرست خواستههاست.» این منبع همچنین میگوید تصمیم ترامپ برای باقی گذاشتن دلسی رودریگز، معاون مادورو و رئیسجمهور موقت و دیگر اعضای دولت مادورک در رأس دولت ونزوئلا، تردید مدیران صنعت را تشدید کرده است. رودریگز و خانوادهاش در میانه دهه ۲۰۰۰، در دوران هوگو چاوز، بخشی از دولتی بودند که داراییهای شرکتهای نفتی خارجی را مصادره کرد. کلمبیا، کانادا، اتحادیه اروپا و ایالات متحده به دلیل اتهام تضعیف انتخابات ونزوئلا علیه او تحریمهایی وضع کردهاند.
این مدیر صنعتی میپرسد: «در نهایت چه کسی اینجا بازی را اداره میکند؟ اگر قرار است او و همان آدمهای قبلی در قدرت بمانند، چه تضمینی هست که اوضاع تغییر کند؟ آن سه موضوع امنیت فیزیکی، امنیت مالی و امنیت سیاسی، باید پیش از ورود هر شرکتی حلوفصل شود.»
الیوت آبرامز، چهره باسابقه سیاست خارجی جمهوریخواهان و نماینده ویژه ترامپ در امور ونزوئلا در دوره نخست ریاستجمهوری او، میگوید رئیسجمهور احتمال بازگشت شرکتها به ونزوئلا را «بزرگنمایی» میکند؛ آن هم با توجه به ریسکها و سرمایه عظیم موردنیاز. آبرامز که اکنون پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی است، میگوید: «رئیسجمهور طوری صحبت میکند که انگار خودش تصمیم میگیرد، اما این درست نیست؛ هیأتمدیره شرکتها تصمیمگیر نهاییاند.» او در پایان میافزاید: «احتمالا خواهید دید که همه آنها بگویند ‹این فوقالعاده است، فرصت بزرگی است و تیممان آماده رفتن به ونزوئلاست›، اما این سیاست است. این حرفها لزوما به معنای سرمایهگذاری واقعی نیست.»
به روز رسانی خبر ۱۷ دی ۱۴۰۴/ نفت ارزان ونزوئلا علاوه بر تغییر موازنه ژئوپلیتیکی، هزینه تولید و حملونقل جهانی را کاهش و صنایع انرژیبر را تقویت می کند. اما برای کشورهای نفتمحور مانند ایران، کاهش درآمد، افت سرمایهگذاری و رقابت شدیدتر در بازارهای صادراتی را به همراه دارد
بازگشت نفت ونزوئلا به بازار جهانی آن هم تحت کنترل مستقیم آمریکا به یکی از مهمترین تحولات ژئوپلیتیکی و انرژی سال جاری تبدیل شده است. این تحول نهتنها بر قیمتها و توازن عرضه و تقاضا اثر میگذارد، بلکه پیامدهای راهبردی برای نفت ایران و روسیه دارد. چون هر دو کشور بخش مهمی از درآمد و نفوذ ژئوپلیتیکیشان به صادرات نفت وابسته است.
درواقع آمریکا با بازداشت مادرو رئیس جمهوری این کشور به دنبال آزادسازی محدود صادرات نفت ونزوئلا و کنترل مستقیم بر درآمدهای نفتی این کشور بود. در حال حاضر نیز به نظر می رسد که عملاً شرکت دولتی نفت ونزوئلا را به یک کانال تحت نظارت خود در بازار نفت تبدیل کرده است. شرکت بین المللی و آمریکایی شورون قبلا تنها شرکت مجاز برای صادرات نفت ونزوئلا به آمریکا است و روزانه بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار بشکه نفت سنگین «مِری» را وارد کرد. این نفت با تخفیف سنگین، حدود ۲۲ دلار زیر قیمت برنت، فروخته میشد و از آنجایی که شورون پیمانکاری نیز در ونزئولا انجام می داد نفت را ارزانتر از بازار دریافت می کرد. اما امروز واشنگتن به فراتر از این موضوع فکر می کند و کنترل درآمدهای نفتی را در دست گرفته و اعلام کرده این پول باید «برای مردم ونزوئلا و آمریکا» مصرف شود. در نتیجه، آمریکا هم نفت ارزان دریافت میکند، هم نفوذ سیاسی خود را در کاراکاس افزایش میدهد و هم یک منبع جدید عرضه را وارد بازار میکند.
با وجود این کنترل در بازار جهانی، نفت ونزوئلا نمیتواند بهطور کامل جایگزین نفت ایران شود، اما احتمالا بخشی از بازار ایران را تهدید میکند. نفت ونزوئلا سنگینتر از نفت ایران است و پالایشگاههای آمریکا و برخی کشورهای آسیایی برای نفتهای بسیار سنگین طراحی شدهاند. هرچند ایران نیز نفت سنگین دارد، اما ترکیب گوگرد و API نفت ونزوئلا متفاوت است و برای برخی پالایشگاهها مناسبتر محسوب میشود. از سوی دیگر، تخفیفهای سنگین ونزوئلا در بازارهای آسیایی رقابت قیمتی را برای ایران دشوارتر میکند. بنابراین بازگشت نفت ونزوئلا از طریق واسطه گری آمریکایی ها فشار قیمتی و بازاری بر ایران ایجاد میکند.
در سطح ژئوپلیتیکی، آمریکا احتمالاً از این ابزار برای فشار بر ایران و روسیه استفاده میکند. افزایش عرضه نفت ارزان باعث میشود قیمت جهانی پایین بماند و این موضوع درآمد ایران و روسیه را کاهش میدهد و توان آنها برای دور زدن تحریمها را محدود میکند. صادرات ونزوئلا به آمریکا، نیاز این کشور به نفت روسیه را کاهش میدهد و تخفیفهای سنگین ونزوئلا رقابت را برای نفت ایران در بازار چین سختتر میکند. بنابراین این سیاست را میتوان در راستای مهار درآمدهای نفتی ایران و روسیه تحلیل کرد.
اما پرسش مهم این است که چرا با وجود زمستان، بازار جهانی نفت با مازاد روزانه ۲ میلیون بشکه مواجه است. نخست اینکه رشد تقاضای اروپا در سال گذشته با جنگ روسیه و اوکراین ضعیف شده و از سوی دیگر اقتصاد چین کمتر از انتظار رشد کرده است. دوم اینکه عرضه از سوی اوپک و غیراوپک افزایش یافته و کشورهایی مانند آمریکا، برزیل، گویان و کانادا تولید خود را بالا بردهاند. سوم اینکه بازگشت تدریجی نفت ونزوئلا حتی در افزایش سطح ۱۵۰ هزار بشکه در روز نیز در بازاری با تقاضای ضعیف اثرگذار است. چهارم اینکه ذخایر نفت و سوخت در آمریکا بالاست و کاهش ذخایر نفت خام کمتر از حد انتظار بوده است. از این رو می توان ادعا کرد که سیاست آمریکا برای کنترل قیمتها نیز نقش مهمی در ثبات قیمت نفت داشته است. در مقطع کنونی واشنگتن آشکارا ترجیح میدهد عرضه بالا بماند تا قیمتها کنترل و فشار راهبردی به ایران و روسیه اثرگذار شود.
در چنین شرایطی، سه سناریوی اصلی برای بازار نفت قابل تصور است. در سناریوی نخست، مازاد عرضه ادامه مییابد و قیمتها در محدوده ۵۵ تا ۶۵ دلار تثبیت میشود که بدترین حالت برای ایران و روسیه است. در سناریوی دوم، آمریکا فشار بر صادرات ایران و روسیه را تشدید میکند و با افزایش عرضه ونزوئلا، تحریمها را سختتر اجرا کرده و بازار چین را با نفت ارزان اشباع میکند. در سناریوی سوم، در نیمه دوم سال تعادل به بازار بازمیگردد، مشروط به اینکه اوپک پلاس کاهش تولید را تشدید کند، تقاضا در چین افزایش یابد و تنشهای ژئوپلیتیکی بالا برود. در این حالت، قیمتها ممکن است به محدوده ۷۰ تا ۸۰ دلار بازگردند.
واقعیت این است که بازگشت نفت ونزوئلا به بازار جهانی یک ابزار اقتصادی قدرتمند است که میتواند ساختار قیمتگذاری انرژی، هزینه تولید و حتی مسیر تورم جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. سیاستی که در ظاهر با هدف «کمک به مردم ونزوئلا» معرفی شده، در عمل بخشی از یک استراتژی گستردهتر برای مدیریت قیمت نفت است. این رویکرد پیامدهای مهمی برای اقتصاد جهانی، صنایع و حملونقل دارد.
نفت یکی از مهمترین محرکهای تورم جهانی است و هرگونه کاهش قیمت آن، بهویژه در دورههایی که اقتصاد جهان با رکود یا رشد ضعیف مواجه است، میتواند اثرات قابلتوجهی بر شاخص قیمت مصرفکننده و هزینههای تولید داشته باشد. در مقطع کنونی افزایش عرضه نفت ارزان از آمریکا، برزیل و کانادا باعث شده قیمت نفت در محدوده ۵۵ تا ۶۵ دلار باقی بماند سطحی بسیار پایینتر از قیمتهایی که در سالهای گذشته تورم جهانی را شعلهور کرده بود. درواقع کاهش هزینه انرژی در آمریکا به کاهش قیمت سوخت، حملونقل و تولید منجر شده و در اروپا نیز با وجود بحران انرژی، نفت ارزان فشار تورمی را تعدیل کرده است. از این رو سیاست نفتی آمریکا عملاً به یک ابزار ضدتورمی تبدیل شده که بدون نیاز به افزایش نرخ بهره، تورم را کنترل میکند.
اما در بخش صنعت، نفت ارزان پیامدهای دوگانه دارد؛ از یک سو، کاهش هزینه انرژی باعث کاهش قیمت تمامشده محصولات میشود و صنایع انرژیبر مانند فولاد، آلومینیوم و سیمان از این وضعیت سود میبرند. شرکتهای پتروشیمی نیز به دلیل کاهش قیمت خوراک، حاشیه سود بیشتری پیدا میکنند. اما از سوی دیگر، نفت ارزان باعث افزایش تولید جهانی میشود و این موضوع میتواند قیمت محصولات صنعتی را کاهش دهد. رقابت شدیدتر میشود و شرکتهایی که بهرهوری پایین دارند، آسیب میبینند. همچنین کشورهایی که درآمدشان به نفت وابسته است، مانند عراق و نیجریه، نیز با کاهش درآمد مواجه شده و سرمایهگذاری صنعتی آنها کاهش مییابد. بنابراین نفت ارزان برای صنایع جهانی یک فرصت است.
در بخش حملونقل، نفت ارزان تأثیر مستقیم و فوری دارد. کاهش قیمت سوخت هزینه خطوط هوایی را کاهش داده و سفرهای هوایی را افزایش میدهد. کاهش قیمت گازوئیل هزینه حملونقل جادهای را پایین میآورد و شرکتهای لجستیکی و حملونقل دریایی سودآورتر میشوند. هزینه حمل کالا نیز کاهش مییابد و این موضوع به کاهش قیمت مصرفکننده کمک میکند. در سطح غیرمستقیم، افزایش فعالیت حملونقل باعث رشد تجارت جهانی میشود. اما در کشورهای نفتمحور، کاهش درآمد نفتی باعث کاهش سرمایهگذاری در زیرساختهای حملونقل میشود و این شکاف توسعهای را تشدید میکند.
در ایران، اثرات این سیاستها دوگانه اما عمدتاً منفی است. کاهش قیمت نفت باعث کاهش درآمد دولت و کاهش سرمایهگذاری در زیرساختها میشود. شرکتهای حملونقل با افزایش هزینه قطعات، لاستیک و تعمیرات مواجهاند، زیرا نرخ ارز بالا رفته است. صنایع انرژیبر از نفت ارزان جهانی سود نمیبرند، چون قیمت انرژی در ایران دستوری و غیرشفاف است. رقابت با نفت ارزان ونزوئلا در بازار چین نیز درآمد ایران را کاهش میدهد و این موضوع نقدینگی صنایع را تحت فشار قرار میدهد. البته اگر دولت قیمت سوخت را ثابت نگه دارد، هزینه حملونقل داخلی افزایش نمییابد و برخی صنایع صادراتی ممکن است از کاهش قیمت جهانی انرژی سود ببرند، اما این اثرات مثبت محدود است.
در مجموع، سیاست نفتی آمریکا یک ابزار اقتصادی چندلایه است که هم تورم جهانی را مهار میکند، هم هزینه تولید و حملونقل را کاهش میدهد و هم رقابت صنعتی را افزایش میدهد. در مقابل، درآمد کشورهای نفتمحور کاهش مییابد، فشار اقتصادی بر ایران و روسیه تشدید میشود، بازارهای صادراتی ایران محدودتر میشود و هزینههای حملونقل و تولید در ایران افزایش مییابد. به بیان دیگر، این سیاست همزمان اقتصاد داخلی آمریکا را تقویت میکند، تورم را مهار میکند و رقبای ژئوپلیتیکی را تضعیف میسازد. بازار نفت در سال جاری وارد دورهای از بیثباتی، رقابت قیمتی و فشار ژئوپلیتیکی شده و اثرات آن بر تورم، صنعت و حملونقل تا سالها ادامه خواهد داشت.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا