صالحی گفت:قاچاق سازمانیافته فقط بهخاطر رانت و لابی داخل کشور نیست؛ آنطرف مرز هم شبکههایی وجود دارد که بازار ایران را هدف گرفتهاند. نتیجه این میشود که تولیدکننده ایرانی بازارش را از دست میدهد و صنایع داخلی یکییکی تضعیف میشوند.
حمیدرضا صالحی دبیرکل فدراسیون انرژی در گفتگو با سرمایه فردا ضمن تشریح دلایل قاچاق به موضوع مازوت و آلودگی نیروگاهها پرداخت و گفت: خیلیها میگویند مشکل مازوت است، اما مسئله فقط مازوت نیست. ما سه نوع سوخت داریم: گاز بهعنوان سوخت اول، گازوئیل بهعنوان سوخت دوم، و مازوت بهعنوان سوخت سوم. در هر نیروگاه مخازنی برای ۴۵ روز تا دو ماه گازوئیل ذخیره شده تا در زمان کمبود گاز استفاده شود. در زمستان هم معمولاً نیروگاهها روی سوخت مایع میروند چون گاز باید به مصرف خانگی برسد.
او افزود: مشکل اینجاست که هم گازوئیل و هم مازوت سولفور دارند و آلایندهاند. همان گازوئیلی که اتوبوسها صبحها در میدان آرژانتین میسوزانند، در نیروگاهها هم مصرف میشود. مازوت فقط بخش پررنگتر ماجراست، اما اصل آلودگی از سوخت مایع میآید.
راهحل کاهش آلودگی و ناترازی
صالحی درباره راهحل جدایی نیروگاهها از سوخت مایع گفت: راهحل وجود دارد، اما نیاز به سرمایهگذاری دارد. باید اقتصاد برق را درست کنیم تا سرمایهگذار بیاید و روی سولفورزدایی، بهینهسازی و تبدیل نیروگاهها سرمایهگذاری کند. دولت منابع ندارد؛ درآمد نفتی پایین است. پس باید اجازه دهد بخش خصوصی وارد میدان شود.
او تأکید کرد: «اگر رقابتپذیری واقعی شود و قیمتها منطقی شوند، بخش خصوصی میآید و این عارضهها را کم میکند. دولت باید از معادله قیمتگذاری خارج شود. تنها در این صورت است که میتوانیم از آلودگی شهرها خلاص شویم. مسئله فقط سولفور نیست؛ مسئله ساختار غلط اقتصاد انرژی است.
حمید صالحی در ادامه بحث آلودگی و کیفیت سوخت، به مسئله مازوت و گازوئیل اشاره کرد و گفت: مسئله فقط مازوت نیست؛ گازوئیل هم سهم بزرگی در آلودگی دارد. تهران چند میلیون خودرو دارد که هرکدام با سوختهای پرگوگرد، انتشار کربنی بالایی ایجاد میکنند. اینها همه روی هم جمع میشود. درباره بنزین هم سالها گفته شده یورو ۴ تولید میشود، اما واقعیت این است که کیفیت بنزین در کشور یکسان نیست.
او افزود: بخشی از بنزین از مسیر پتروپالایشیها تولید میشود؛ این نوع بنزین هم آثار و عوارض خودش را دارد. برآورد من این است که سهم بنزین پتروپالایشی شاید ۲۰ درصد باشد. کمبودها هم با واردات جبران میشود. اما نکته مهم این است که کیفیت بنزین در جایگاهها یکسان نیست، هرچند ادعا میشود که هست.»
صالحی سپس به رابطه قاچاق سوخت و کیفیت بنزین پرداخت و گفت: اگر قاچاق کنترل شود، کیفیت بنزین بالا میرود. چون ریشه مشکل قیمت است. وقتی یک طرف مرز بنزین ارزان است و آن طرف گران، قاچاق به هر قیمتی انجام میشود. حتی اگر تانک بگذارید، باز قاچاق میشود. قیمت است که قاچاق را متوقف میکند، نه نیروی نظامی.
او ادامه داد: اما مسئله فقط خروج سوخت نیست؛ باید دید چه چیزی جای آن وارد میشود. آیا ارز برمیگردد؟ نه. در بسیاری از گزارشها دیدهایم که در مقابل سوخت قاچاق، منسوجات ارزانقیمت از ترکیه وارد میشود. این کالاها بازار ایران را میگیرند و صنعت نساجی کشور را نابود میکنند.
صالحی با اشاره به پیامدهای این چرخه گفت: تولیدکننده ایرانی باید با ارز آزاد مواد اولیه بخرد، اما کالای قاچاق با قیمت پایین وارد میشود. تاجری که سوخت را برده، حاضر است زیر قیمت جنس بیاورد چون فقط میخواهد پولش را به ریال تبدیل کند. این یعنی ضربه همزمان به انرژی، صنعت و تولید داخلی.
او افزود: این قاچاق سازمانیافته فقط بهخاطر رانت و لابی داخل کشور نیست؛ آنطرف مرز هم شبکههایی وجود دارد که بازار ایران را هدف گرفتهاند. نتیجه این میشود که تولیدکننده ایرانی بازارش را از دست میدهد و صنایع داخلی یکییکی تضعیف میشوند.
صالحی در ادامه با نگرانی از اثرات این وضعیت بر نیروی انسانی کشور گفت: این چرخه غلط فقط اقتصاد را نابود نمیکند؛ نیروی انسانی کشور را هم از بین میبرد. امروز شاهد مهاجرت گسترده نیروهای متخصص هستیم. چرا؟ چون نمیتوانیم حقوق رقابتی بدهیم، چون اقتصاد بیمار است، چون سیاستهای غلط اجازه رشد نمیدهد. اینها همه به هم وصل است.
او در پایان تأکید کرد: وزیر اقتصاد نشان داده که به این مسائل آگاه است و میخواهد اصلاح کند، اما مقاومتهایی در بانک مرکزی و برخی ساختارها وجود دارد. اگر اجماع شکل نگیرد، این روند ادامه پیدا میکند و خسارتهای بیشتری به کشور وارد میشود. ریشه مشکلات روشن است؛ فقط باید شجاعت اصلاح وجود داشته باشد.
حمید صالحی با اشاره به مهاجرت نیروی انسانی و فرصتهای از دسترفته منطقهای گفت: وقتی جوان ایرانی میبیند درآمدش در داخل کشور تأمین نمیشود، طبیعی است که به امارات، عمان، قطر یا حتی افغانستان و عراق مهاجرت کند. چرا باید ارز حاصل از سوخت و انرژی ما به جیب شبکههای قاچاق برود، اما سهم جوان ایرانی از این ثروت ناچیز باشد؟ چرا نباید این درآمد به جیب همین جوان برگردد تا در کشور بماند؟
او افزود: در قطر به یک تکنسین نفتی پنج هزار دلار حقوق میدهند. ما نیروی انسانی بسیار توانمند داریم؛ دانشگاههای خوب داریم؛ متخصص تربیت میکنیم. این نیروها میتوانند برای کشور درآمد ایجاد کنند، اما سیاستگذاری غلط باعث شده فرصتها از دست برود.
صالحی با اشاره به تجربه ترکیه گفت: ببینید آقای اردوغان وقتی به عراق میرود، یک هواپیما فعال اقتصادی با خودش میبرد. همانجا مینشیند و برای شرکتهای ترک پروژه میگیرد. این یعنی دیپلماسی اقتصادی واقعی. اما در کشور ما هیچوقت ندیدیم رئیسجمهوری با یک تیم اقتصادی قوی برود و برای فعالان اقتصادی پروژه بگیرد. این خلأ بزرگی است.
او ادامه داد: اگر دولت ما فقط ۵۰ میلیارد دلار پروژه در عراق بگیرد، همین جوانان ایرانی میتوانند آن را اجرا کنند. هم درآمد ایجاد میشود، هم اشتغال، هم مهاجرت کم میشود. اما متأسفانه این نگاه در سیاستگذاری ما وجود ندارد.
در پایان گفتوگو، صالحی خطاب به سیاستگذاران گفت: امیدوارم دولت و تصمیمگیران از این بحثها استفاده کنند. ریشه مشکلات روشن است؛ فقط باید اراده اصلاح وجود داشته باشد. اگر مسیر درست انتخاب شود، هم اقتصاد کشور جان میگیرد و هم نیروی انسانی ما در کشور میماند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا