واکنش بازارها به مذاکرات

واکنش بازارها به مذاکرات

واکنش بازارها به مذاکرات تقریبا مثبت بوده هرچند آمریکا و ایران بعد از مذاکرات بیانیه خاصی ندادند و تنها وزیز خارجه از توافق برای ادامه مذاکرات خبر داده است.

به گزارش سرمایه فردا، اقتصاد جهان در هفته‌های اخیر تحت تأثیر اقدامات دولت واشنگتن بسیار بهم ریخته بود. آغاز دوباره گفت‌وگوهای ایران و آمریکا در مسقط روی همه بازارها اثرگذار است، به طوری که روز جمعه تقریبا طلا و ارز به اولین خبرها واکنش نشان دادند، گاهی بیش از حد خوش‌بین  و گاهی بیش از حد می‌ترسند. این‌بار هم همین اتفاق افتاده، طلا که چند روز پیش با هیجان ناشی از احتمال درگیری از مرز ۵ هزار دلار عبور کرده بود، با انتشار خبر مذاکرات عقب نشست و دوباره به کانال ۴۸۰۰ دلار برگشت. اما این عقب‌نشینی بیش از آنکه نشانه یک روند پایدار باشد، یک واکنش لحظه‌ای است که با یک تیتر بالا می‌رود، با یک تیتر دیگر هم می‌تواند دوباره به بالای ۵ هزار دلار برگردد.

رفتار طلا در روزهای اخیر نشان می‌دهد که این بازار همچنان روی لبه تیغ حرکت می‌کند. هرچند قیمت از اوج ۵۶۰۰ دلاری فاصله گرفته، اما این فاصله به معنای آرامش نیست. طلا در دوره‌هایی که ریسک ژئوپلیتیک بالا باشد، به کوچک‌ترین خبر واکنش نشان می‌دهد. بنابراین افت اخیر بیشتر یک اصلاح احساسی است تا یک تغییر بنیادین. اگر مذاکرات به بن‌بست بخورد یا حتی فضای رسانه‌ای دوباره ملتهب شود، طلا می‌تواند در چند ساعت دوباره به بالای ۵ هزار دلار برگردد.

البته بازار رمز ارزها نیز در هفته‌های اخیر نوسان زیادی داشته و افت زیادی کرده است اما بعد از مذاکرات بین ده تا بیست درصد صعود داشت.

بورس ایران رفتاری کاملاً متفاوت دارد

در مقابل، بورس ایران رفتاری کاملاً متفاوت دارد. بازار سهام نه مثل طلا به هر خبر سیاسی واکنش لحظه‌ای نشان می‌دهد و نه مثل ارز با هر شایعه‌ای جهش می‌کند. بورس در چنین مقاطعی وارد یک  خلأ رفتاری می‌شود، نه آن‌قدر خوش‌بین است که جهش کند و نه آن‌قدر نگران که سقوط کند.

درواقع بورس برای رشد به خبرهای قابل اتکا نیاز دارد، نه سیگنال‌های کوتاه‌مدت سیاسی. در هفته‌های گذشته بازار سهام افت کرده بود و طبیعی است که چند روز بعد از آغاز مذاکرات کمی مثبت شود، اما این مثبت شدن بیشتر یک  تنفس کوتاه است تا آغاز یک روند صعودی. برای اینکه بورس واقعاً حرکت کند، باید نشانه‌های پایدار از کاهش ریسک، ثبات سیاست‌گذاری و بهبود چشم‌انداز اقتصادی دیده شود که فعلاً در حد گمانه‌زنی هستند.

بازار ارز هم رفتاری شبیه طلا دارد

بازار ارز هم رفتاری شبیه طلا دارد، اما با شدت کمتر. دلار در روزهای قبل از مذاکرات به دلیل افزایش احتمال درگیری جهش کرده بود و با شروع گفت‌وگوها کمی عقب نشست، اما این عقب‌نشینی هم مثل طلا شکننده است. اگر فضای سیاسی دوباره ملتهب شود، دلار می‌تواند به سرعت به مسیر صعودی برگردد. بازار ارز بیش از هر چیز به احتمال جنگ یا صلح  واکنش نشان می‌دهد، جزئیات مذاکرات در مراحل نهایی تاثیرگذار می‌شود.

در مجموع، واکنش اولیه بازارها به آغاز مذاکرات مثبت بوده، اما این واکنش‌ها هنوز پایدار نیستند. طلا و ارز با هر خبر کوچک می‌توانند دوباره جهش کنند. بورس در وضعیت تعادل و انتظار است و برای رشد واقعی به قطعیت بیشتری نیاز دارد.اما شاید متفاوت‌ترین واکنش در بازار مسکن دیده شود. برخلاف طلا و ارز که با کاهش ریسک سیاسی افت می‌کنند، مسکن معمولاً در چنین شرایطی رونق می‌گیرد. دلیلش روشن است:

وقتی احتمال جنگ کاهش می‌یابد، پول‌های سرگردان از بازارهای پرریسک مثل طلا و ارز خارج می‌شود و به سمت دارایی‌های امن‌تر و بلندمدت‌تر مثل مسکن و بورس حرکت می‌کند. در نتیجه، اگر فضای سیاسی آرام‌تر شود، احتمالاً بازار مسکن یکی از اولین بازارهایی خواهد بود که نشانه‌های رونق را نشان می‌دهد.

مسکن در صورت کاهش ریسک سیاسی می‌تواند رونق بگیرد، چون مقصد طبیعی سرمایه‌های سرگردان است. بازارها فعلاً در مرحله  گوش‌به‌زنگ هستند و معاملات با تامل انجام می‌شود. همه منتظرند ببینند مذاکرات از یک تیتر خبری فراتر می‌رود یا نه، تا زمانی که این قطعیت شکل نگیرد، هیچ بازاری مسیر پایدار خود را پیدا نمی‌کند. به عبارت دیگر در مقطع کنونی، همه بازارها در یک وضعیت  انتظار محتاطانه قرار دارند، اما این وضعیت نمی‌تواند برای همیشه ادامه پیدا کند. اگر مذاکرات کوتاه باشد و به نتیجه برسد، بازارها واکنش سریع‌تری نشان می‌دهند، اما اگر روند گفت‌وگوها طولانی شود، هر بازار مسیر متفاوتی را طی خواهد کرد.

سناریوی بازارها در مذاکرات طولانی

طلا در شرایط مذاکرات طولانی همچنان روی لبه تیغ حرکت می‌کند. به طوری که طلا در یک دامنه نوسانی شدید باقی می‌ماند، یک روز با امید به کاهش تنش‌ها افت می‌کند و روز بعد با یک شایعه یا اظهارنظر دوباره صعود می‌کند، به همین دلیل بعید به نظر می‌آید بازار طلا  با ابهام طولانی کنار بیاید.

اما بازار مسکن و بورس شرایط متفاوت است چون سرمایه‌گذار داخلی وقتی نمی‌داند نتیجه مذاکرات چه می‌شود، ترجیح می‌دهد بخشی از دارایی‌اش را در دلار یا طلا نگه دارد.  بازار سهام در دوره‌های طولانی مذاکره معمولاً وارد یک فاز فرسایشی می‌شود. نه آن‌قدر خبر مثبت دارد که رشد کند و نه آن‌قدر خبر منفی که سقوط کند. نتیجه این می‌شود که بازار در یک محدوده محدود نوسان می‌کند و حجم معاملات کاهش می‌یابد.

سهامداران حقیقی خسته می‌شوند و سرمایه‌های کوتاه‌مدت از بازار خارج می‌شوند. تنها گروهی که در این دوره‌ها فعال می‌مانند، سهامداران بلندمدتی هستند که به گزارش‌های بنیادی شرکت‌ها تکیه می‌کنند. از این رو اگر مذاکرات طولانی شود، بورس احتمالاً وارد یک دوره رکود معاملاتی می‌شود؛ اما اگر مذاکرات طولانی شود، دلار احتمالاً در یک کانال ثابت اما رو به بالا حرکت می‌کند و هر خبر منفی می‌تواند این روند آرام را به جهش تبدیل کند.

بازار مسکن در سناریوی طولانی شدن مذاکرات رفتاری متفاوت دارد. مسکن بازاری است که از «ابهام» نمی‌ترسد، بلکه از بحران می‌ترسد. بنابراین اگر مذاکرات ادامه پیدا کند اما نشانه‌ای از تشدید تنش دیده نشود، بازار مسکن آرام‌آرام جان می‌گیرد. سرمایه‌هایی که از طلا و ارز خارج می‌شوند، به دنبال یک پناهگاه بلندمدت می‌گردند و مسکن یکی از اولین گزینه‌هاست. در نتیجه، حتی اگر نتیجه مذاکرات مشخص نشود، صرفاً طولانی شدن گفت‌وگوها به شرط نبود تهدید جدی می‌تواند به رونق نسبی بازار مسکن منجر شود.

 

قیمت کالا در بازار جهانی کاهش می‌یابد؟

بازارهای کالایی مثل نفت، فلزات اساسی، محصولات پتروشیمی و حتی کالاهای کشاورزی همیشه آینه‌ای از «ریسک جهانی» هستند. وقتی خبر آغاز مذاکرات ایران و آمریکا منتشر شد، این بازارها هم مثل طلا و ارز کمی آرام گرفتند. برخلاف طلا که با یک خبر می‌تواند صدها دلار بالا و پایین شود، بازار کالایی بیشتر به روندهای پایدار واکنش نشان می‌دهد، یعنی اگر مذاکرات فقط چند روز خبرساز باشد، این بازارها تغییر جدی نمی‌کنند، اما اگر روند گفت‌وگوها طولانی شود، اثرش آرام‌آرام در قیمت‌ها دیده می‌شود.

اگر فضای سیاسی آرام‌تر شود و احتمال درگیری کاهش یابد، بازار کالایی معمولاً سه واکنش مشخص دارد. نخست اینکه ریسک قیمتی کاهش پیدا می‌کند. وقتی سایه جنگ کنار می‌رود، قیمت کالاهایی مثل نفت، فولاد، مس و محصولات پتروشیمی کمی افت می‌کند. دوم اینکه عرضه افزایش می‌یابد و هزینه حمل‌ونقل کاهش پیدا می‌کند.

اما اگر مذاکرات طولانی شود و هر روز یک خبر ضدونقیض منتشر شود، بازار کالایی وارد فازی متفاوت می‌شود، فازی که شاید خطرناک‌تر از خودِ بحران باشد. در چنین شرایطی، نوسان‌های فرسایشی شکل می‌گیرد. بازار کالایی در ابهام نوسان‌های کوچک اما مداوم دارد تولیدکننده را خسته می‌کند و مصرف‌کننده را سردرگم. از طرف دیگر ابهام سیاسی همچنین باعث افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، بیمه و تأمین مالی می‌شود؛ یعنی حتی اگر قیمت جهانی کالاها ثابت بماند، قیمت تمام‌شده برای ایران بالا می‌رود. در چنین فضایی، برخی تولیدکنندگان و تجار ترجیح می‌دهند کالا را نگه دارند تا ببینند قیمت‌ها به کدام سمت می‌رود و این رفتار بازار داخلی را دچار کمبود مصنوعی می‌کند.

اگر مذاکرات به بن‌بست برسد یا تنش‌ها دوباره بالا بگیرد، بازار کالایی اولین جایی است که واکنش واقعی نشان می‌دهد. نفت جهش می‌کند، فلزات اساسی بالا می‌روند، هزینه حمل‌ونقل و بیمه چند برابر می‌شود، صادرات سخت‌تر می‌شود و قیمت کالاهای داخلی به‌سرعت افزایش می‌یابد. این همان سناریویی است که بازارها از آن می‌ترسند، چون ترکیبی از افزایش هزینه و کاهش عرضه را به همراه دارد.

اگر مذاکرات کوتاه و نتیجه‌دار باشد، بازار آرام می‌شود و اگر مذاکرات طولانی و فرسایشی شود، بازار وارد دوره‌ای از نوسان‌های خسته‌کننده می‌شود. اگر مذاکرات شکست بخورد، قیمت کالاها دوباره بالا می‌رود. از این رو، سناریوی کلی بازارها به این بستگی دارد که مذاکرات به کدام سمت حرکت کند. اگر گفت‌وگوها سریع و نتیجه‌دار باشد، طلا و ارز افت می‌کنند، بورس جان می‌گیرد و مسکن رونق می‌گیرد. اما اگر مذاکرات طولانی و فرسایشی شود، طلا و ارز در نوسان می‌مانند، بورس در رکود معاملاتی فرو می‌رود و مسکن آرام‌آرام رشد می‌کند. بنابراین تا زمانی که نتیجه مذاکرات روشن نشود، هیچ بازاری مسیر قطعی خود را انتخاب نمی‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید