راهکار عبور از بحران داخلی

راهکار عبور از بحران داخلی

عبور از بحران داخلی با ورود به جنگ خارجی هرچند می‌تواند تا حدود چالش کوتاه مدت اعتراضات را حل کند، اما می‌تواند کشور را وارد چالش راهبردی کند.

به گزارش سرمایه فردا، ​جروزالم‌پست اسراییل در تحلیلی قابل‌تأمل مدعی شد: مقامات نظامی اسرائیل(اشغالگر) با دقت در حال رصد این سناریو هستند که آیا جمهوری اسلامی ایران در بن‌بستِ احتمالی اعتراضات داخلی، حمله موشکی به اسرائیل را به عنوان « راه چاره» انتخاب خواهد کرد یا خیر؟

​در علوم سیاسی، این گونه کنش نظام های در معرض خطر، «فرضیه انحراف» نام دارد؛ تلاشی از سوی حکومت‌های دچار بحران داخلی برای «جنگسازی» با هدف ایجاد انسجام ملی و پایان اعترضات تحت لوای وضعیت جنگی است.

​ صدام حسین نیر در جریان جنگ خلیج‌فارس، ۳۹ موشک به اسرائیل شلیک کرد تا با تحریک تل‌آویو، ائتلاف عربی را برهم زده و در داخل همبستگی ایجاد کند. ولی اسرائیل با درک این تله، واکنشی نشان نداد.

شرایط کنونی به کلی دگرگون شده است. استراتژی غرب و اسرائیل اکنون بر «نظاره گری» استوار است؛ به‌گمانم، آن‌ها تا زمانی که حمله‌ای صورت نگیرد، مداخله علنی نخواهند کرد تا روند تحولات داخلی ایران مسیر خود را طی کند. ولی برخلاف سال ۱۹۹۱، هرگونه جرقه موشکی از سوی تهران، نه با سکوت، بلکه با «جنگی تمام‌عیار» پاسخ داده خواهد شد که معادلات داخلی را به شکلی بازگشت‌ناپذیر دگرگون می‌کند.

ارتش در جغرافیای سیاسی جهان امروز

​در جغرافیای سیاسی جهان امروز، کمتر کشوری را می‌توان یافت که دارای دو نیروی هوایی، دو نیروی دریایی و دو نیروی زمینیِ موازی با فرماندهی و لجستیکِ جداگانه باشد. این ساختارِ دوپاره، که با یک میلیشیای(بسیج) میلیونی تکمیل می‌شود، نه نشانه‌ی قدرت، بلکه مصداق بارز «تشتت راهبردی» است.

​تداوم این دوگانگی در قوای مسلح، پیامدهای خطرناکی در پی دارد که صلح و ثبات ملی را تهدید می‌کند:

​۱. موازی‌کاری در خرید تجهیزات، آموزش و نگهداری، هزینه‌های کمرشکنی را بر بودجه عمومی تحمیل می‌کند که عملاً خروجی آن «اتلاف توان رزم» است.

۲.وجود دو سلسله‌مراتب فرماندهی، در شرایط جنگی یا بحران‌های امنیتی، هماهنگی را دشوار و ضریب خطا را به شدت بالا می‌برد. این تداخلِ وظایف می‌تواند به فجایعی جبران‌ناپذیر منجر شود.

۳. ساختار موازی به‌جای هم افزایی، نوعی رقابت مخرب برای کسب بودجه، نفوذ سیاسی و امتیازات اقتصادی ایجاد می‌کند که روحیه حرفه‌ای نیروهای مسلح را از بین می‌برد.

​پیش نیازِ دفاع مقتدرانه، وحدت در فرماندهی است. تا زمانی که قوای مسلح در قالب یک «ارتش ملی» یکپارچه نشوند، دست‌یافتن به یک دکترین دفاعی منسجم ناممکن است. امنیت پایدار ایران در گروی یک اصل ساده است: یک کشور، یک ارتش.

 

پیامد هشدار بی سابقه‌ترامپ

دونالد ترامپ در واکنشی بی‌سابقه‌ به موج اعتراضات در ایران، در پیامی هشدارآمیز نوشت: «اگر ایران به سوی معترضان شلیک کند یا با آنان برخوردی خشونت‌آمیز داشته باشد (که رویه همیشگی آن‌هاست)، ایالات متحده برای نجات آنان اقدام خواهد کرد.»

ترامپ در ادامه با به‌کارگیری اصطلاح Locked and Loaded (سلاح‌های ما مسلح و آماده شلیک هستند)، بر عزم خود برای اقدام احتمالی تأکید کرد.

​اگرچه ترامپ به‌طور دقیق روشن نکرد که مقصودش از «نجات مردم» و «مداخله» چیست، ولی برخی کارشناسان با توجه به عبارت «آماده‌باش کامل»، گزینه عملیات محدود با پشتیبانی خاص را رد نمی‌کنند.

​در مقابل، مقامات رسمی ایران از جمله لاریجانی و شمخانی، این سخنان را «ماجراجویی» نامیده و تأکید کردند که هرگونه دخالت آمریکا با پاسخی «پشیمان‌کننده» مواجه خواهد شد. در همین پیوند، آویگدور لیبرمن نیز در هماهنگی با نتانیاهو، برای حمایت از مواضع ترامپ اعلام آمادگی کرده است.

جمهوری اسلامی اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که امنیت داخلی‌اش با سیاست خارجی گره خورده است. اگرچه تهدیدهای ترامپ ممکن است در وهله نخست برای برخی روحیه بخش به نظر برسد، ولی همزمان خطر تبدیل شدن اعتراضات مدنی به یک «جنگ نیابتی» یا «مداخله نظامی ویرانگر» را به‌شدت افزایش می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید