سدها در تراز مرده

سدها در تراز مرده

احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران گفت: بارش‌های اخیر گرچه در ظاهر خوب بوده، اما همچنان با کمبودهای جدی مواجه هستیم. این بارندگی‌ها نتوانسته جبران خشکسالی ۵-۶ ساله‌ای را بکند که پشت سر گذاشته‌ایم. میزان مصرف به قدری بالاست که این بارش‌ها عملاً مفید نبوده است.

به گزارش سرمایه فردا، حمیدرضا خالدی: زمستان امسال برای نقشه آبی ایران، رنگی جز خاکستری و قهوه‌ای نداشت. در حالی که انتظار می‌رفت برف‌چال‌ها و مخازن سدها خود را برای بهار آماده کنند، آمارهای رسمی حکایت از یک «سقوط آزاد» در ذخایر استراتژیک آبی دارند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که به‌رغم بارش‌های پراکنده، تهران و بسیاری از کلان‌شهرهای ایران در حال تجربه بدترین وضعیت آبی خود در نیم قرن گذشته هستند. امروز دیگر سخن از «هشدار» نیست؛ سخن از سدهایی است که به «حجم مرده» رسیده‌اند و کلان‌شهرهایی که تنها با یک خط لوله از فاجعه مطلق فاصله دارند.

 

۶۳ درصد سدها خالی هستند

بررسی آخرین آمار شرکت مدیریت منابع آب ایران تا نیمه بهمن ماه، تصویری دوقطبی و نگران‌کننده از وضعیت کشور ترسیم می‌کند. حجم فعلی ذخایر آبی کل کشور به حدود ۱۹ میلیارد و ۴۱۰ میلیون مترمکعب رسیده است؛ عددی که در مقایسه با ۲۲ میلیارد و ۱۷۰ میلیون مترمکعب سال گذشته، یک عقب‌گرد ۱۳ درصدی را نشان می‌دهد.

   ۶۳ درصد ظرفیت سدها خالی است و برخی کلانشهرها تنها با یک خط لوله زنده‌اند. استان‌های تهران و البرز با کاهش حدود ۳۵درصدی بارش، بدترین وضعیت آبی نیم‌قرن اخیر را تجربه می‌کنند

در حالی که ورودی آب به سدها نسبت به سال گذشته رشد جزئی ۳ درصدی داشته، اما واقعیت این است که تنها ۳۷ درصد ظرفیت کل سدهای کشور پر است. احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور در تشریح این تضاد به «هفت‌صبح» می‌گوید: «بارش‌های اخیر گرچه در ظاهر خوب بوده، اما همچنان با کمبودهای جدی مواجه هستیم. این بارندگی‌ها نتوانسته جبران خشکسالی ۵-۶ ساله‌ای را بکند که پشت سر گذاشته‌ایم. میزان مصرف به قدری بالاست که این بارش‌ها عملاً مفید نبوده است.»

 

وقتی جنوب سیراب و مرکز تشنه است

یکی از نکات کلیدی در تحلیل‌های احد وظیفه، تفاوت فاحش وضعیت جوی در نقاط مختلف کشور است. برخلاف وضعیت بحرانی در مرکز، بخش‌هایی از جنوب کشور روزهای پرآبی را سپری می‌کنند. رئیس مرکز ملی اقلیم سازمان هواشناسی اما توضیح می‌دهد: «ما شاهد یک بی‌عدالتیِ اقلیمی در توزیع بارش‌ها هستیم. در حالی که تهران در عطش است، استان‌های جنوبی مثل هرمزگان، کرمان و سیستان و بلوچستان بارش‌های بسیار خوبی را تجربه کرده‌اند. سدهای استان هرمزگان که سال گذشته در همین زمان کاملاً خشک و خالی بودند، اکنون ۱۰۰ درصد آبگیری شده و سرریز کرده‌اند.»

وی با اشاره به بهبود وضعیت در جنوب می‌افزاید: «این بارش‌ها در جنوب کشور عالی بوده و مخازن را پر کرده است، اما واقعیت تلخ این است که این فراوانی آب در هرمزگان یا کرمان، دردی از پایتخت و استان‌های مرکزی دوا نمی‌کند. ما نه می‌توانیم این آب را ۱۰۰۰ کیلومتر به سمت شمال پمپاژ کنیم و نه نزدیک دریاییم که از آب‌شیرین‌کن‌ها استفاده کنیم. بنابراین نباید فریبِ آمارهایِ خوبِ جنوب را بخوریم؛ مرکز ایران همچنان تشنه است.»

 

سد دوستی و قفلِ هیدرولیکی افغانستان

در شرق کشور اما فاجعه ابعاد دیگری دارد. مشهد به دلیل وضعیت سد «دوستی» در شرایط بحرانی است. وظیفه تصریح می‌کند: «سد حریرود که به سد دوستی می‌ریزد، به خاطر بسته شدن سدهای بالادستی مانند سد سلما و پاشدان در افغانستان، عملاً آبی دریافت نمی‌کند.» این موضوع تأمین آب شرب کلان‌شهر مشهد را به یک «معمای امنیتی» تبدیل کرده است.

سد دوستی که قرار بود نماد همکاری منطقه‌ای باشد، حالا به نماد استیصال تبدیل شده است. خشکیدن این منبع، یعنی مشهد باید به سراغ آب‌های زیرزمینی دشت‌هایی برود که همین حالا هم در لیست قرمز فرونشست قرار دارند. احد وظیفه معتقد است که دیپلماسی آب در این منطقه شکست خورده و نتیجه‌ آن، عطش میلیونی زائران و مجاوران امام هشتم است.

 

اصفهان و سرشاخه‌هایی که خشکیدند

در اصفهان، مناطق غربی و سرشاخه‌های زاینده‌رود همچنان با ۲۵درصد کمبود بارش روبه‌رو هستند. این رقم شاید ساده به نظر برسد، اما در حوضه‌ای که با ناترازی شدید دست به گریبان است، ۲۵درصد یعنی توقف کامل جریان آب در بخش‌های وسیعی از رودخانه. وظیفه تأکید می‌کند که حتی بارش‌های نرمال هم نمی‌تواند تالاب گاوخونی یا سفره‌های تخلیه‌شده‌ اصفهان را نجات دهد؛ چرا که عطشِ زمین در این منطقه به قدری زیاد است که اولین رگبارها صرفاً در خاک نفوذ کرده و هرگز به پشت سد چادگان نمی‌رسند.

 

تهران و البرز؛ سقوط آزاد در قلب خشکسالی

در میان تمام نقاط بحرانی، استان‌های تهران و البرز بدترین وضعیت را در کل کشور دارند. طبق آمار، بارش‌ها در این دو استان راهبردی حدود ۳۵درصد زیر حد نرمال بلندمدت است. وضعیت سدهای پنج‌گانه تهران به مرحله‌ای رسیده است که از آن به عنوان «وضعیت بی‌سابقه در ۴۶ سال اخیر» یاد می‌شود.

– سد لار: با پرشدگی فاجعه‌بار یک‌درصد، عملاً به گل نشسته است.

– سد امیرکبیر (کرج): این سد استراتژیک در استان البرز که تأمین‌کننده اصلی غرب تهران است، تنها ۴ درصد ذخیره دارد (حدود ۶.۵ میلیون مترمکعب).

– سد لتیان و ماملو: هر دو با ذخیره‌ای در حدود ۷ درصد، به محدوده «حجم مرده» رسیده‌اند.

– سد طالقان: تنها نقطه اتکای پایتخت با ۲۰ درصد پرشدگی است.

احد وظیفه با تأکید بر وضعیت وخیم البرز و تهران می‌گوید: «سال گذشته در همین زمان، سدها دست‌کم ۴۰میلیون مترمکعب آب داشتند، اما الان واقعاً آبی نداریم. اگر خط لوله انتقال آب طالقان که ثانیه ۷.۵ مترمکعب آب به تهران می‌رساند نبود، معلوم نبود پایتخت با چه وضعیتی روبه‌رو می‌شد. تهران و البرز اکنون در مرکز یک مثلث خشکسالی قرار دارند که راه فراری از آن نیست.»

 

 لیست سیاه ۱۱ سد؛ احتضار در سکوت

علاوه بر سدهای تهران، ۱۱ سد بزرگ دیگر کشور هم‌اکنون ذخیره‌ای زیر ۱۰ میلیون مترمکعب دارند. این لیست شامل سدهای طرق، تهم، کینه‌ورس، تنگوئیه سیرجان، اکباتان، آبشینه، وشمگیر، گلستان، بوستان، رودبال و نهرین است. رسیدن به این تراز به معنای خروج تدریجی از مدار تأمین و توقف تولید برق‌آبی است.

در سد اکباتان همدان، تراز آب به قدری پایین آمده که عملاً برداشت آب با تصفیه‌خانه‌های معمولی غیرممکن شده است. یا در سد تهم زنجان، وضعیت به گونه‌ای است که مسئولان استانی از «روز صفر آب» سخن می‌گویند. این سدها دیگر «مخزن آب» نیستند، بلکه گودال‌هایی از لجن و رسوب‌اند که نشان از سوءمدیریت دهه‌های گذشته و تغییرات اقلیمی بی‌رحم دارند.

 

 وقتی از «حجم مرده» سخن می‌گوییم

غلظت رسوبات و فلزات سنگین در این لایه‌ها به شدت بالا می‌رود. در واقع وقتی سدی به «تراز مرده» می‌رسد، برداشت آب نه تنها از نظر فنی دشوار می‌شود، بلکه از نظر بهداشتی نیز هزینه‌های تصفیه را به شدت افزایش می‌دهد. در این مرحله، پمپ‌ها شروع به مکش رسوبات کف سد می‌کنند که می‌تواند به تجهیزات تصفیه‌خانه‌ها آسیب جدی وارد کند. این همان نقطه‌ای است که مدیریت شهری مجبور به «جیره‌بندی پنهان» یا افت فشار عمدی در شبکه می‌شود تا زمان بخرد.احد وظیفه هشدار می‌دهد که تصفیه‌ این آب، هزینه‌ای چندین برابر آب معمولی دارد و ریسک سلامت عمومی را بالا می‌برد. علاوه بر این، مکش آب از تراز مرده می‌تواند به تجهیزات نیروگاهی و توربین‌ها آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد کند. ما عملاً در حال «تراشیدنِ تهِ دیگ» هستیم؛ کاری که راه بازگشتی ندارد.

 

 ششمین سال خشکسالی؛ میراثی که زمین را می‌بلعد

احد وظیفه ریشه بحران را در «تجمعِ فقرِ آبی» می‌بیند: «ما در حال وارد شدن به ششمین سال پیاپی خشکسالی هستیم. این یعنی سفره‌های آب زیرزمینی که ذخیره استراتژیک بودند، اکنون تخلیه شده‌اند. مصرف بالای آب باعث شده بارش‌های فعلی، حتی اگر در حد نرمال هم باشند، نتوانند ناترازی سنگین مخازن را جبران کنند. به زبان ساده وقتی پنج سال پیاپی نبارد، خاک به شدت سفت و غیرقابل نفوذ می‌شود. پس از آن، حتی اگر بارندگی شدیدی رخ دهد، زمین توان جذب ندارد و آب به صورت سیلاب‌های مخرب راهی می‌شود که به جای نفوذ در سفره‌ها، فقط خاک را می‌شوید و می‌برد.»

این خشکسالی مستمر، سفره‌های آب زیرزمینی را که «ذخیره استراتژیک» ملت بودند، تخلیه کرده است. مصرف بالای آب در بخش کشاورزیِ بی‌ضابطه باعث شده بارش‌های فعلی، حتی اگر در حد نرمال هم باشند، نتوانند ناترازی سنگین مخازن را جبران کنند. ما در حال حاضر با پدیده‌ «تصلب شرایین آبی» در زمین‌هایمان مواجه هستیم.

 

چالش «خانه‌تکانی»؛ آزمونِ دشوار اسفندماه

با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال، کابوسِ مصرف بی‌رویه در قالب سنت «خانه‌تکانی» سایه سنگین خود را بر مدیریت منابع آب پایتخت گسترانده است. در حالی که هم‌اکنون ورودی و خروجی سدها با هم برابر شده (یعنی هرچه می‌آید بلافاصله مصرف می‌شود)، افزایش تقاضا در ماه پیش رو می‌تواند فشار شبکه را به مرز فروپاشی نزدیک کند.

کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر الگوی مصرف در اسفندماه تغییر نکند، دولت مجبور به اقداماتی نظیر قطع آب در ساعات شبانه یا افت شدید فشار برای جلوگیری از تخلیه کامل مخازن خواهد بود. این یعنی سنت خانه‌تکانی امسال می‌تواند به بهای «بی‌آبی مطلق» در فروردین‌ماه تمام شود.

 

فرونشست؛ زلزله‌ خاموشی که در راه است

پیامد هولناک تخلیه سدها، فشار بر چاه‌هاست. وقتی آب سطحی نباشد، شیرِ چاه‌های عمیق بازتر می‌شود. احد وظیفه به صراحت می‌گوید: «فرونشست زمین در مناطقی مثل دشت شهریار و معین‌آباد ورامین، به ارقام نگران‌کننده‌ ۳۰ سانتی‌متر در سال رسیده است.» این یعنی زمین در حال له شدن زیر پای ماست.

این فرونشست باعث می‌شود تخلخل خاک از بین برود؛ در نتیجه حتی اگر در سال‌های بعد بارانی ببارد، دیگر پناهگاهی در زیر زمین برای ذخیره آن وجود نخواهد داشت. زمین فشرده شده، لایه‌های رسی روی هم لغزیده‌اند و سفره‌های زیرزمینی عملاً «مرگ فیزیولوژیک» خود را تجربه می‌کنند. این یعنی ما نه‌تنها آب، بلکه «ظرفیت ذخیره‌سازی» وطن را هم برای همیشه از دست داده‌ایم. احد وظیفه تأکید می‌کند که فرونشست زمین، برخلاف سیل یا زلزله، قابل جبران نیست و این یعنی کوچ اجباری میلیون‌ها نفر در دهه‌های آتی از مرکز ایران به سمت سواحل شمالی و جنوبی؛ فاجعه‌ای که همین حالا استارت آن با خشکی سدها زده شده است.

 

 چشم‌انتظار رگبارهای فروردین

رئیس مرکز ملی اقلیم درباره چشم‌انداز آینده می‌گوید: «برآوردها نشان می‌دهد که تا نیمه اسفندماه، بارش‌ها کمتر از حد نرمال خواهد بود. اما اگر در نیمه دوم اسفند و فروردین ماه شاهد بارش‌های شدید و رگباری باشیم، شاید بخشی از کسری مخازن جبران شود.» اما او بلافاصله یک «هشدار بزرگ» را ضمیمه می‌کند: نباید روی این «اگر» بزرگ ریسک کرد. به گفته وی حتی اگر بارش‌ها نرمال هم باشد، تهران و البرز به دلیل انباشتِ فقرِ بارشی در چهار سال گذشته، همچنان با کمبود شدید مواجه خواهند بود. بارانی که روی زمینِ تشنه و سفت ببارد، پیش از آنکه به سد برسد، توسط زمین بلعیده می‌شود یا تبخیر می‌گردد. بنابراین، خوش‌بینی به بارش‌های بهاری بدون «مدیریتِ سخت‌گیرانه‌ مصرف»، چیزی جز خودفریبی نیست.

 

مدیریتِ «بقا»؛ دورانِ سختیِ آب شروع شده است

احد وظیفه نیز مانند بسیاری دیگر از کارشناسان حوزه آب معتقدند که دیگر زمانِ «توصیه» گذشته است و باید وارد فاز «مدیریت بقا» شد. این مدیریت شامل چند لایه است که باید فوراً اجرا شود.

– جدا‌سازی واقعی آب شرب از آب بهداشتی: طرحی که دهه‌هاست در بایگانی‌ها خاک می‌خورد اما اکنون به یک ضرورت زیستی تبدیل شده است.

– توقفِ پروژه‌های انتقال آب: که صرفاً صورت‌مسئله را از حوضه‌ای به حوضه دیگر جابه‌جا می‌کنند و باعث تخریب محیط‌زیست در مبدأ می‌شوند.

– بازچرخانی آب (استفاده از پساب): در کشوری که در تراز مرده‌ سدهایش قرار دارد، هدر دادن حتی یک قطره پساب تصفیه‌شده در بخش صنعت یا فضای سبز، جنایت در حق منابع ملی است.

 

فاجعه‌ خاموش در نیروگاه‌های برق‌آبی

نباید فراموش کرد که خالی شدن ۱۱ سد بزرگ و رسیدن سدهای تهران به تراز مرده، فقط بحرانِ «تشنگی» نیست؛ بلکه بحران «تاریکی» هم هست. بخش قابل توجهی از پایداری شبکه برق ایران در زمانِ پیکِ مصرف، به نیروگاه‌های برق‌آبی وابسته است. وقتی تراز آب به زیر دریچه‌های نیروگاه برسد، توربین‌ها متوقف می‌شوند. این یعنی تابستان ۱۴۰۴ نه تنها با تنش آبی، بلکه با ناترازی شدید برقی هم همراه خواهد بود؛ دومینویی از بحران‌ها که نقطه شروعش همین سدهای خالیِ امروز است.

 

عبور از فانتزی فراوانی

به‌طور خلاصه می‌توان خلاصه تمام حرف‌های احد وظیفه و آمارهای مستند را در این یک جمله خلاصه کرد؛ «دوران فراوانی آب در ایران به پایان رسیده است». رسیدن به تراز مرده، آخرین ضربه‌ طبیعت به رویکرد سازه‌ای و سدسازی‌های لجام‌گسیخته‌ای بود که تصور می‌کرد با سیمان و آهن می‌تواند اقلیم را مهار کند.

امروز، سد «دوستی» در شرق، «اکباتان» در غرب و «ماملو» در تهران، همگی یک زبان پیدا کرده‌اند و آن هم زبانِ «عطش» است. اسفندماه امسال، آخرین فرصت برای بازنگری در رفتارهای جمعی و حاکمیتی است. اگر خانه‌تکانی‌های امسال با همان دست‌ودل‌بازی‌های همیشگی انجام شود و اگر رگبارهای فروردین به داد نرسند، ما با واقعیتی روبه‌رو خواهیم شد که هیچ پمپی توان مکش آن را از عمق زمین نخواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید