ردپای ذوب آهن در سقوط زغال‌سنگ

ردپای ذوب آهن در سقوط زغال‌سنگ

تغییرات جهانی در سیاست‌های انرژی و افزایش حساسیت به مسائل زیست‌محیطی بازار زغال‌سنگ را محدودتر کرده است. بسیاری از کشورها به‌دنبال کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی هستند و زغال‌سنگ ایران، به‌دلیل نبود فرآیندهای پاک‌سازی و کنترل آلاینده‌ها،‌و زیان دهی ذوب‌آهن اصفهان با چالش مواجه است.

به گزارش سرمایه فردا، شرکت‌های تولیدکننده زغال‌سنگ و کک در ایران تاکنون نتوانسته‌اند در بازار جهانی عملکرد موفقی داشته باشند، و این ناکامی ریشه در مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، فنی، سیاسی و اقتصادی دارد. یکی از مهم‌ترین دلایل، ضعف زیرساختی و فناوری در معادن زغال‌سنگ کشور است. بسیاری از این معادن با تجهیزات فرسوده و غیرمکانیزه فعالیت می‌کنند که منجر به کاهش بهره‌وری و افزایش هزینه‌های تولید می‌شود.

همچنین، فرآوری زغال‌سنگ در ایران عمدتاً با روش‌های سنتی انجام می‌گیرد که نه‌تنها کیفیت محصول نهایی را کاهش می‌دهد، بلکه باعث افزایش ضایعات و عدم انطباق با استانداردهای بین‌المللی می‌شود. در نتیجه، محصولات تولیدی اغلب فاقد گواهینامه‌های لازم برای ورود به بازارهای پیشرفته هستند.

تضعیف جایگاه ایران در بازار جهانی

در کنار این چالش‌های فنی، محدودیت‌های صادراتی و تحریم‌های بین‌المللی نیز نقش مهمی در تضعیف جایگاه ایران در بازار جهانی ایفا کرده‌اند. تحریم‌های بانکی و مالی، امکان نقل‌وانتقال پول و تعامل با مشتریان خارجی را به‌شدت محدود کرده و صادرات را پرهزینه و پرریسک ساخته است. از سوی دیگر، شرکت‌های ایرانی فاقد برند معتبر و شبکه توزیع جهانی هستند و نمی‌توانند با رقبای بزرگی مانند استرالیا، اندونزی یا روسیه رقابت کنند.

مشکلات لجستیکی نیز مزید بر علت شده‌اند. نبود زیرساخت‌های مناسب حمل‌ونقل، به‌ویژه خطوط ریلی و جاده‌ای برای انتقال زغال‌سنگ به بنادر صادراتی، هزینه‌های لجستیکی را افزایش داده است. همچنین، بنادر ایران به تجهیزات تخصصی برای بارگیری زغال‌سنگ مجهز نیستند، که باعث کاهش سرعت و کیفیت صادرات می‌شود.

در سطحی کلان‌تر، تغییرات جهانی در سیاست‌های انرژی و افزایش حساسیت به مسائل زیست‌محیطی نیز بازار زغال‌سنگ را محدودتر کرده است. بسیاری از کشورها به‌دنبال کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی هستند و زغال‌سنگ ایران، به‌دلیل نبود فرآیندهای پاک‌سازی و کنترل آلاینده‌ها، نمی‌تواند وارد بازارهای حساس مانند اروپا شود.

افزایش رقابت‌پذیری در بازار جهانی

برای بهبود وضعیت و افزایش رقابت‌پذیری در بازار جهانی، شرکت‌های ایرانی باید به‌سوی نوسازی و مکانیزه‌سازی معادن حرکت کنند، کیفیت محصولات خود را ارتقا دهند و گواهینامه‌های بین‌المللی لازم را کسب کنند. همچنین توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل، تجهیز بنادر تخصصی، تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی در آسیا و آفریقا، و جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی برای انتقال فناوری از جمله راهکارهای کلیدی هستند که می‌توانند مسیر حضور مؤثر ایران در بازار جهانی زغال‌سنگ را هموار کنند.

صنعت زغال‌سنگ ایران با دارا بودن ذخایر قابل توجه و کیفیت مناسب، از ظرفیت‌های بالایی برای توسعه برخوردار است. این صنعت، به‌ویژه در معادن طبس، دارای کیفیت مطلوبی برای صنایع فولادسازی است که شامل کربن بالا و گوگرد پایین می‌شود. موقعیت جغرافیایی استراتژیک ایران، نزدیکی به بازارهای مصرف در خاورمیانه، آسیای جنوبی و آسیای مرکزی، امکان تبدیل کشور به هاب منطقه‌ای برای فرآوری و صادرات زغال‌سنگ را فراهم می‌کند. اما در حال حاضر شرکت‌های فولادسازی ایران نتوانسته اند این ظرفیت را بالفعل کنند.

افزایش تقاضای داخلی در صنایع فولاد

افزایش تقاضای داخلی در صنایع فولاد، به‌ویژه با توسعه طرح‌های فولادی، نیاز به تأمین پایدار زغال‌سنگ متالورژیک را افزایش داده است. این وابستگی صنایع فولاد به زغال‌سنگ داخلی، فرصت مناسبی برای تثبیت بازار داخلی فراهم می‌کند. همچنین، امکان جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی برای نوسازی معادن و افزایش بهره‌وری و ورود فناوری‌های نوین در استخراج، ایمنی و فرآوری زغال‌سنگ، از دیگر ظرفیت‌های این صنعت است. توسعه معادن زغال‌سنگ در استان‌هایی مانند خراسان جنوبی و کرمان نیز می‌تواند به اشتغال‌زایی و توسعه منطقه‌ای کمک کند.

با این حال، صنعت زغال‌سنگ ایران با چالش‌های متعددی مواجه است. فناوری قدیمی و بهره‌وری پایین در بسیاری از معادن کشور، باعث افزایش هزینه‌ها و کاهش ایمنی شده است. تمرکز مصرف زغال‌سنگ در شرکت ذوب‌آهن اصفهان، ریسک بازار را افزایش داده و مانع از رقابت‌پذیری شده است. ضعف در شبکه حمل‌ونقل ریلی و جاده‌ای برای انتقال زغال‌سنگ به مراکز مصرف یا صادرات و نبود پایانه‌های صادراتی مجهز در بنادر جنوبی و شرقی کشور، از دیگر مشکلات زیرساختی این صنعت است.

زیان‌ده بودن شرکت ذوب‌آهن اصفهان، به‌عنوان تنها مصرف‌کننده عمده زغال‌سنگ کک‌شو در ایران، تأثیرات عمیق و ساختاری بر صنعت زغال‌سنگ کشور دارد. این وابستگی انحصاری باعث شده است که هرگونه افت در عملکرد مالی یا کاهش تولید ذوب‌آهن، مستقیماً به کاهش تقاضا برای زغال‌سنگ منجر شود. در سال‌های اخیر، کاهش تولید و فروش شرکت‌های زغال‌سنگی به‌طور میانگین به حدود ۱۶ تا ۱۸ درصد رسیده که بخش عمده‌ای از آن ناشی از افت تقاضای ذوب‌آهن بوده است. این وضعیت، قدرت چانه‌زنی شرکت‌های زغال‌سنگ را تضعیف کرده و آن‌ها را در برابر نوسانات بازار بسیار آسیب‌پذیر ساخته است.

کاهش تقاضا و تأخیر در پرداخت‌ها از سوی ذوب‌آهن
از سوی دیگر، کاهش تقاضا و تأخیر در پرداخت‌ها از سوی ذوب‌آهن، فشار مالی مضاعفی بر شرکت‌های زغال‌سنگ وارد کرده است. حاشیه سود این صنعت که در سال‌های گذشته نزدیک به ۳۰ درصد بود، در سال ۱۴۰۲ به حدود ۱۹ درصد کاهش یافته است. این کاهش سودآوری، همراه با افزایش هزینه‌های عملیاتی و مالی، باعث شده بسیاری از شرکت‌ها از سرمایه‌گذاری در توسعه معادن و فناوری‌های نوین خودداری کنند. نبود چشم‌انداز روشن برای فروش و تداوم وابستگی به یک مشتری، مانع از برنامه‌ریزی بلندمدت و پایدار در این صنعت شده است.

تهدید برای آینده صنعت زغال‌سنگ ایران

در سطح کلان‌تر، این وضعیت تهدیدی برای آینده صنعت زغال‌سنگ ایران به‌شمار می‌رود. عدم تنوع در بازار مصرف، نبود استراتژی ملی برای توسعه صنعت زغال‌سنگ، و بی‌توجهی به ظرفیت‌های بالقوه در تولید برق از زغال‌سنگ، همگی نشان‌دهنده ضعف ساختاری در سیاست‌گذاری این حوزه هستند. این ضعف‌ها نه‌تنها پایداری اقتصادی شرکت‌های زغال‌سنگ را تهدید می‌کند، بلکه پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای نیز دارد؛ به‌ویژه در مناطقی مانند کرمان و طبس که معادن زغال‌سنگ نقش کلیدی در اشتغال و معیشت مردم دارند.

برای برون‌رفت از این وضعیت، لازم است سیاست‌گذاران به‌دنبال تنوع‌بخشی به بازار مصرف زغال‌سنگ باشند؛ از جمله با توسعه نیروگاه‌های زغال‌سنگ‌سوز یا صنایع وابسته دیگر. همچنین اصلاح ساختار قیمت‌گذاری و ایجاد سازوکارهای شفاف و رقابتی می‌تواند به بهبود وضعیت مالی شرکت‌های زغال‌سنگ کمک کند. در نهایت، سرمایه‌گذاری در بهره‌وری معادن و ارتقاء فناوری استخراج و فرآوری، راهی است برای کاهش هزینه‌ها و افزایش کیفیت محصول، که می‌تواند این صنعت را از وضعیت فعلی نجات دهد.

نوسانات اقتصادی و افزایش شدید هزینه‌های انرژی
نوسانات اقتصادی و افزایش شدید هزینه‌های انرژی، فشار مضاعفی بر معادن وارد کرده است. تورم بالا و نوسانات نرخ ارز نیز هزینه‌های سرمایه‌گذاری و واردات تجهیزات را افزایش داده‌اند. علاوه بر این، نگرانی‌های زیست‌محیطی درباره آلودگی هوا و منابع آبی در اطراف معادن و چالش‌های ایمنی و سلامت کارگران در معادن زیرزمینی، از موانع اجتماعی و زیست‌محیطی این صنعت به شمار می‌روند.

تحریم‌ها و محدودیت‌های بین‌المللی نیز دشواری‌هایی در جذب سرمایه‌گذاری خارجی و انتقال فناوری ایجاد کرده‌اند و محدودیت‌هایی در صادرات و دسترسی به بازارهای جهانی به وجود آورده‌اند. با توجه به فرصت‌ها و چالش‌های موجود، صنعت زغال‌سنگ ایران نیازمند برنامه‌ریزی راهبردی و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین، توسعه زیرساخت‌ها و مدیریت پایدار منابع است تا بتواند به اهداف توسعه‌ای خود دست یابد.

دیدگاهتان را بنویسید