تهدید ترامپ، صنایع ایران و صنایع جهان را در معرض خطر قرار داده، اما ماهیت آسیب به نیروگاهها و انرژی برای هرکدام از کشورهای منطقه تفاوت است.
به گزارش سرمایه فردا، تهدید حمله به زیرساختهای ایران همچنان ادامه دارد، این مسأله قطعا برای. با جنایت جنگی است، هرچند از ترامپ بعید نیست چون این فرد جایگاه دیپلماتیک و بینالمللی هم ندارد و احتمالا قصد دارد از جنبه منفی حداقل خود را در سطح جنایتکارانی مانند هیتلر خود را بالا ببرد. البته بخشی از این مسأله ناشی از ضعف تمدنی جامعه آمریکاست که چنین افرادی با چنین تفکر و رویکردی در جایگاه رئیسجمهور قرار میگیرند. با این حال نگاهی به تبعات اقدامات آمریکا در جنگ زیرساختی میپردازیم.
سی و دومین روز از جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران در حالی سپری شد در این مدت تجاوز به زیرساختهای انرژی پارس جنوبی و ذخایر سوخت و صنایع صورت گرفت. این مجموعه بزرگترین منبع گاز ایران که قلب تپنده انرژی کشور محسوب میشود. در واکنش به این حمله، ایران هشدار داد که تأسیسات انرژی قطر، امارات و عربستان را هدف قرار خواهد داد. این دو رویداد زنجیره تأمین انرژی را در منطقه با یک شوک دوطرفه مواجه کرده که پیامدهای آن هم برای صنایع داخلی و هم برای بازارهای جهانی بسیار جدی است.
پارس جنوبی که با قطر مشترک است، چیزی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد از کل گاز طبیعی ایران را تأمین میکند و بخشی از بزرگترین ذخیره گاز جهان به حساب میآید. اهمیت این میدان به قدری است که گازی که از آن استخراج میشود، نه تنها مصرف خانگی و صنعتی را پوشش میدهد، بلکه خوراک پتروشیمیها و نیروگاههای کشور را هم تأمین میکند. طبق آمار مجمع کشورهای صادرکننده گاز، ایران در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۶۰۰ میلیارد مترمکعب گاز تولید کرده که ۹۴ درصدش در داخل مصرف شده است. این اعداد نشان میدهد که اگر خللی در تولید پارس جنوبی پیش بیاید، صنایع وابسته به گاز مستقیم ترین ضربه را میخورند.
گزارشها حاکی از آن است که حملات هوایی به تأسیسات پارس جنوبی و شهر عسلویه که مرکز صنایع پتروشیمی ایران است، باعث آتشسوزی در چند واحد پالایشگاهی شده. منابع ایرانی گفتهاند که بخشهای توسعهای ۳، ۴، ۵ و ۶ این میدان هدف قرار گرفتهاند. هرچند مقامات از مهار آتش و کنترل اوضاع خبر دادهاند، اما نباید فراموش کرد که آسیب به زیرساختهای گازی میتواند تا مدتها اثر خود را نشان دهد.
هدف قرار گرفتن پارس جنوبی از چند جهت صنایع ایران را تهدید میکند. اولین و مهمترین آن، کاهش تولید گاز و تخصیص آن به صنایع است. همان روزهای ابتدای حمله به پارس جنوبی، ایران جریان گاز صادراتی به عراق را قطع کرد تا بتواند نیاز داخلی را جواب بدهد. این یعنی وقتی تولید کم میشود، اولین جایی که ضربه میخورد، صادرات است، اما بعد از آن نوبت به صنایع داخلی میرسد.
دومین صنعتی که در تیررس است، پتروشیمیهای عسلویه هستند که مستقیماً از گاز پارس جنوبی تغذیه میکنند. اگر خوراک این واحدها کم شود، تولید محصولات پتروشیمی که بخش بزرگی از درآمد غیرنفتی ایران را تشکیل میدهد، با مشکل مواجه خواهد شد و این روی تراز تجاری کشور تأثیر میگذارد.
سومین گروه، صنایع انرژیبری مثل فولاد، سیمان، کاشی و سرامیک هستند. این صنایع برای تولید به گاز نیاز دارند، اما در اولویتبندی تخصیص گاز همیشه در ردههای پایینتری قرار میگیرند. در زمستانهای گذشته بارها دیدهایم که گاز صنایع را برای تأمین مصرف خانگی قطع کردهاند. حالا دشمن با آسیبی که به پارس جنوبی وارد شده، قصد دارد این فشار محدودیت تامین گاز را در ماههای آینده خیلی شدیدتر کند.
آخرین و شاید گستردهترین تأثیر، به نیروگاهها و تولید برق برمیگردد. گاز کمتر یعنی سوخت کمتر برای نیروگاهها، و این یعنی خاموشیهای گسترده در فصل گرم سال که خودش زنجیره تولید را در همه صنایع مختل میکند.
همین که حمله به پارس جنوبی انجام شد، ایران اعلام کرد که تأسیسات انرژی در عربستان، امارات و قطر به “اهداف مشروع” تبدیل شدهاند. در این هشدار، اسم چند تأسیسات مشخص هم آمد: پالایشگاه سامرف عربستان، مجموعه پتروشیمی جبیل، میدان گازی الحصن امارات، و مجتمع پتروشیمی و پالایشگاه راس قطر. این یعنی ایران نه فقط تهدید کرده، بلکه انگشت روی نقاط حساس گذاشته است.
قطر که میدان گازی شمال همان ادامه پارس جنوبی را در اختیار دارد، سومین صادرکننده بزرگ گاز طبیعی مایع در دنیاست. بر اساس گزارشها، قطر به خاطر جنگ تولید گاز مایع خود را کامل متوقف کرده و این یعنی ۲۰ درصد از عرضه جهانی الانجی از مدار خارج شده. قطر این تأسیسات را با سرمایهگذاری مشترک شرکتهای بزرگی مثل اکسونموبیل و کونوکو فیلیپس ساخته، اما اگر این تأسیسات آسیب ببینند، توقف تولید میتواند ماهها طول بکشد. شرکت توتالانرژیز هم اعلام کرده که تعطیلی تولید الانجی در قطر حدود ۲ میلیون تن از سبد تجاری این شرکت را تحت تأثیر قرار داده است.
بلافاصله بعد از حمله به پارس جنوبی و تهدید تأسیسات منطقهای، قیمت نفت برنت بیش از ۶ درصد بالا رفت و از ۱۰۹ دلار در هر بشکه عبور کرد. قیمت گاز در اروپا هم بیش از ۷.۵ درصد جهش داشت. تحلیلگرها میگویند اگر این حملات ادامه پیدا کند، قیمت نفت ممکن است به ۱۳۰ دلار هم برسد.
از طرف دیگر، تنگه هرمز که روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز جهان از آن عبور میکرد، حالا عملاً مسدود شده است همه اینها دست به دست هم داده تا صنایع جهان تحت فشار قرار بگیرند. اروپا که ۶۰ درصد گاز مایع خود را از آمریکا میگیرد، حالا هم با افزایش هزینه حمل مواجه است هم با کمبود منابع.
مقایسه تطبیقی تأثیر بر صنایع ایران و جهان
اگر بخواهیم مقایسهای بین تأثیر این بحران بر صنایع ایران و جهان داشته باشیم، میبینیم که صنایع ایران با یک بحران دوگانه دست و پنجه نرم میکنند: از یک طرف کاهش مستقیم تولید گاز به خاطر آسیب به پارس جنوبی، از طرف دیگر افزایش هزینههای تولید ناشی از تورمی که گرانی حاملهای انرژی در بازار جهانی ایجاد کردهو صنایع در قیمت تمام شده هزینه بالاتر بپردازند. همچنین کمبود خوراک پتروشیمی هم صادرات غیرنفتی را هدف گرفته که خودش یک مشکل جدی است.
اما در سطح جهانی، شوک قیمتی مهمترین عامل است. افزایش بهای تمامشده تولید در صنایع انرژیبر مثل فولاد، آلومینیوم، سیمان و پتروشیمی، فشار تورمی روی اقتصاد کشورهایی که انرژی وارد میکنند، و تغییر الگوی تجارت انرژی به سمت منابع جایگزین، از جمله پیامدهایی هستند که بازار جهانی با آن مواجه است.
در حال حاضر تداوم حملات و تشدید بحران است. اگر حملات به زیرساختهای انرژی ادامه پیدا کند، بازار جهانی انرژی با شوکی مثل بحران نفتی ۱۹۷۳ مواجه میشود. در این حالت، قیمت نفت از ۱۳۰ دلار هم عبور میکند، صنایع اروپایی و آسیایی با کمبود گاز دست و پنجه نرم میکنند و تولید صنعتی در کشورهای واردکننده انرژی کاهش مییابد.
اما جایگزینی مسیرها و منابع است. کشورهای منطقه دارند به فکر مسیرهای جایگزین میافتند. عراق خط لوله جیهان را فعال کرده و عربستان از خط لوله شرق-غرب استفاده میکند. اما این مسیرها ظرفیت محدودی دارند و نمیتوانند جای تنگه هرمز را پر کنند. بنابراین قطعا صنایع جهان با مشکل رکود تورم مواجه خواهند شد
هدف قرار گرفتن پارس جنوبی، صنایع ایران را با یک چالش جدی در تأمین گاز مواجه کرده. پتروشیمی، فولاد، سیمان و نیروگاهها در خط مقدم آسیبپذیری قرار دارند و کاهش تولید گاز میتواند به خاموشیهای گسترده و تعطیلی کارخانهها بینجامد. چون توقف تولید الانجی قطر به تنهایی ۲۰ درصد از عرضه جهانی را حذف کرده و قیمت نفت را به بالای ۱۰۹ دلار رسانده است.
تهدید ترامپ، صنایع ایران و صنایع جهان را در معرض خطر قرار داده، اما ماهیت آسیب به نیروگاهها و انرژی برای هرکدام از کشورهای منطقه تفاوت است. ایران شاید با بحران داخلی تولید و تخصیص منابع دست و پنجه نرم میکند، در حالی که جهان با شوک قیمتی و تورم مواجه است. ادامه جنگ میتواند زنجیره تأمین انرژی را برای ماهها مختل کند و دور جدیدی از رکود تورمی را در سطح جهانی رقم بزند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا