نرخ بهره ۴۰ درصدی، قیمتگذاری دستوری، فاصله معنادار نیما با ارز آزاد؛ اینها بخشی از سیاستهایی بود که سالها جریان پول را از بورس فراری داد. حالا اما با تغییر رویکرد در سیاستهای ارزی و بودجهای، بازار سرمایه در آستانه یک تحول تازه قرار گرفته است. تحلیلی بر چالشها و چشمانداز پیش رو.
به گزارش سرمایه فردا، دولتها همیشه از جذب نقدینگی به بورس گفتهاند، اما تناقض سیاستها اجازه نداد این وعده رنگ واقعیت بگیرد. حالا اما انگار قرار است مسیر عوض شود؛ مشروط بر اینکه این بار تضاد منافع کنار برود و اعتماد برگردد.

هدف قشنگ و جذابی است؛ حرفی که همه دولتها کمابیش زدهاند، اما در عمل به آن موفق نبودهاند. چرا؟ چون تضاد منافع لابهلای تصمیمهایشان رخنه کرده بود. از یک سو میخواستند اعتماد بسازند، از سوی دیگر جیب شرکتها را میزدند. مردم را به بازار دعوت میکردند، اما با نرخ بهره و سیاستهای ارزی، تبر به کمر این بازار میزدند.
حالا اما ماجرا کمی فرق کرده. البته بر هیچکس پوشیده نیست که تغییر سیاستها در دوران جدید شروع شده، اما هنوز آن اطمینان کامل ایجاد نشده. جریان پول هنوز با بازار سرمایه غریبه است و بعید نیست زمان زیادی طول بکشد تا این غریبگی تمام شود.
اگر این سیاستها درست و منطقی اجرا شود، جریان پول چارهای جز حضور در این بازار نخواهد داشت. کاهش کسری بودجه، سیاستهای منطقی در نرخ ارز، کم شدن قیمتگذاری دستوری، پایین آمدن نرخ بهره؛ اینها همان مسیرهایی است که میتواند نقدینگی را به سمت بورس هدایت کند.
علاوه بر این، بازار سرمایه دیگر فقط سهام نیست. دارد به طیف وسیعی از ابزارها و کلاسهای دارایی تبدیل میشود که هر سلیقهای را پوشش میدهد. تجربه صندوقهای طلا برای دولت موفق بود و حالا میخواهد همان مدل را گسترش دهد؛ از صندوقهای ارزی بگیرید تا نقره، احتمالاً رمزارزها و عرضه اولیه داراییهای بزرگ.
وارد مسیر تازهای شدهایم که نمیدانیم در طول آن چه اتفاقی رخ میدهد. دولت موفق میشود یا نه؟ اما یک چیز روشن است: رمز موفقیت، جلب اعتماد سهامداران و سرمایهگذاران است. اعتمادی که اگر خدشهدار شود، جریان پول در بزنگاههای مختلف آن را رصد میکند و هر بار که دولت از این آزمونها سالم عبور کند، بخشی از نقدینگی را با خود همراه میسازد.
تغییر سیاستهای ارزی چند پله جلو رفته. ایجاد تالار دوم در شهریور و مهر، بخشی از جریان پول را به سمت بازار آورد. حرکت اخیر در نرخ نیما هم همین اثر را داشت. تصمیمات مهم بودجهای، قیمتگذاری دستوری و موارد متعدد دیگر هم بزنگاههایی هستند که پیش پای دولت قرار میگیرند و هر کدام میتوانند اعتماد را بسازند یا ویران کنند.
جریان پول، علم اقتصاد و منطق خاص خودش را دارد. اگر امروز این طوفان را در بازار ارز، سکه و طلا میبینید، حاصل بادی است که سالها پیش کاشتهاند. سالهایی که نمادهای رسمی سرمایهگذاری را ویران کردند و اعتماد را از بین بردند.
این هم تقصیر یک دولت خاص نیست. از روحانی در سال ۹۹ تا دولتهای بعدی، همه کمابیش همین رفتار را داشتند. فقط چند ماهی است که دولت پزشکیان کمی جهت را عوض کرده. آن هم بیشک از سرِ این درک است که با دست فرمان قبلی دیگر نمیشود پیش رفت.
اگر قرار است یک رالی تمامعیار در بازار سرمایه ببینیم، همه عوامل باید دستبهدست هم بدهند: سیاستهای ارزی، نرخ بهره، بودجه، جریان پول، اخبار سیاسی و ریسک جنگ. تا وقتی نرخ بهره ۴۰ درصد است، شاید بازار رشد کند، اما رالی تمامعیار شکل نمیگیرد. همان حقوقیها سهام با پیبهای ۷ و ۸ را میفروشند و پول را میبرند سمت اوراق.
تا امروز، گارد دولت و نمایش و شعارهایشان این بوده که قرار است اینجا مطلعالفجر جریان پول باشد. حالا باید نشست و دید گامهای عملیاتی چه خواهد بود. همانها که تضمینکننده مسیر و چشماندازند. از نگاه تکنیکال، الگویی شبیه سر و شانه شکل گرفته و به سمت پایین شکسته شده است.
وقتی از سر و شانه میگوییم، یعنی احتمالاً تا ۱۳ یا ۱۴ درصد اصلاح دیگر در راه است. اگر از محل شکست حساب کنیم، شاخص میتواند تا محدوده ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار واحد هم پایین بیاید. البته این تحلیل تکنیکال است و من تأییدش نمیکنم، اما به هر حال این پوینت منفی را امروز در بازار دیدیم.
از نظر نموداری، محدودههای ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار، ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار و کمی پایینتر، حمایتهای تکنیکالی بازار محسوب میشوند. اما الگوی سر و شانه میگوید ممکن است تا ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار هم برویم. اینها حرف تکنیکال است.
اما از نظر بنیادی، من کاملاً معتقدم بازار ارزنده است. دلار تالار دوم رفته روی ۱۳۶ هزار تومان و خیلی از شرکتها در فصل زمستان سودهای خوبی خواهند ساخت. اوضاع بنیادی شرکتها خوب است و ارزندگی عمیقی در بازار شکل گرفته.
پس چرا بازار نمیخرد؟ چون این رفتار جمعی که الان میبینیم، ریشه در چیز دیگری دارد: سنتیمنت بازار، روانشناسی معاملهگران و ترسی که از جنگ و تحولات سیاسی وجود دارد. بازار دارد ریسک جنگ را پرایس میکند و به خاطر همین، دارایی ارزنده را هم حتی نمیخرد. چون میگوید اگر جنگ اتفاق بیفتد، این دارایی ارزنده هم ممکن است دیگر ارزنده نباشد.
روی شاخص هموزن هم یک حمایت حدود یک میلیون واحد داریم که دارد به سمت پایین شکسته میشود. این خبر خوبی نیست. امیدواریم این شکست تثبیت نشود.
دلار آمریکا کماکان روند صعودی دارد. امروز کندل کوچکی به سمت بالا زد و نشان داد مسیر صعودی هنوز پابرجاست. اما تقریباً ۲۰ روزی هست که بازار در اصلاح زمانی است؛ هی بالا و پایین میزند و جای خاصی نرفته.
طلا هم تقریباً همین فضا را دارد. قیمت امروز نسبت به ۲۰ روز قبل نه تنها بالا نیامده، حتی کمی پایینتر هم هست، ولی روند صعودی فعلاً برقرار است. صندوقهای طلای بورسی نوسان بیشتری داشتند، اما کلیت فضا همان است.
ارزش معاملات امروز ۹.۳ همت بود که رقم پایینی است. ۳.۷ همت عرضه در صفهای فروش داشتیم و ارزش صفهای خرید ۵۶ میلیون تومان بود. سرانه فروش ۲۸ میلیون تومان و سرانه خرید ۵۶ میلیون تومان ثبت شده است.
حدود ۴۰۰ میلیارد تومان ورود پول به صندوقهای درآمد ثابت داشتیم و ۷۰۰ میلیارد تومان ورود پول به بازار سهام. اما این آمار یک مقدار تحت تأثیر ورود پول سنگین به بانک پاسارگاد (نزدیک ۲ همت) به هم ریخته است. اگر این موضوع را کنار بگذاریم، حدود یک و نیم همت خروج پول از بازار داشتیم.
ارزش دلاری بازار ۸۵ میلیارد دلار است. با P/E دلاری حدود ۲۰ میلیارد دلار، واقعاً ارزندگی خوبی دارد. بقیه نمادهای بازار نکته خاصی نداشتند.
صندوقها را که نگاه میکردم، کماکان صندوقهای درآمد ثابت در حال خریدن هستند. طلا نسبتاً مثبت و نوسانگیر به بالا داشت. سهامیها و بخشهای دیگر خیلی خوب نبودند و حجم معاملاتشان هم بالا نبود.
در تکنمادهای بازار هم چون کلیت بازار حجم چندانی نخورد، وضعیت خاصی ندیدیم. فقط خودروییها حجم معامله داشتند که آنها هم علیرغم افزایش خوبی که گرفتند، سمت فروششان قوی بود.
نکته دیگر خاصی نیست. کلیت بازار فضایی است که ما داریم گزارش میدهیم؛ بازاری که منتظر است ببیند چه میشود و در این انتظار، ترجیح میدهد نقد بماند. حقوقیها میخرند، نهادیها میخرند، اما مردم عادی صبر میکنند تا فضا روشن شود.
دارایی ارزنده است، تکنیکال اما حرف دیگری میزند و فضا کاملاً مبهم. امیدواریم هرچه زودتر تکلیف ما روشن شود. موفق باشید.
توصیه آخر به تحلیلگران : زمان را از دست ندهید. ممکن است مقاطع پیش رو، دوران طلایی این بازارها باشد. پاییز زیباترین عملکرد را ثبت کرد و بعضی محافل فقط تماشاچی بودند. زمستان هم میتواند تکرارکننده آن فضا باشد.
اولین و مهمترین کار این است که تفکرات و بایاسهای ذهنی را دور بریزید. با عینک واقعبینی به فضا نگاه کنید؛ نه بدبینی مفرط، نه خوشبینی افراطی.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا