اعتیاد دیجیتال

اعتیاد دیجیتال

تماشای مداوم ویدیوهای کوتاه و اسکرول بی‌انتها، تمرکز، حافظه و کیفیت گفت‌وگوی اجتماعی را کاهش داده و نسل جدید را دچار اعتیاد دیجیتال کرده است

به گزارش سرمایه فردا، تقریبا برای اکثر ما پیش آمده که در حال مطالعه یک متن مهم هستید یا کار روی یک پروژه کاری بوده‌ایم که ناگهان چشممان به گوشی افتاده است… فقط برای یک لحظه! وسوسه شده‌ایم که ببینیم در اینستاگرام یا یوتیوب چه خبر است؟ اما وقتی به خودمان آمده‌ایم تازه متوجه شده‌ایم که حدود یک ساعتی در این صفحات رنگارنگ مجازی غرق بوده‌ایم! رفتاری که روانشناسان از آن به عنوان  سقوط در چاه عمیق ویدئوهای کوتاه یاد می‌کنند. این وضعیت، یک اتفاق ساده یا از سر تنبلی نیست بلکه یک اعتیاد نامرئی است که ساختار عصبی انسان معاصر را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

فست فود محتوایی

ما در دورانی زندگی می‌کنیم که محتوا به شکل «لقمه‌های کوچک» عرضه می‌شود. ویدئوهای پانزده ثانیه‌ای که با سرعت برق و باد عوض می‌شوند. این سبک از مصرف رسانه‌ای، دقیقا شبیه خوردن فست فود است؛ در لحظه لذت‌بخش است اما ارزش غذایی برای ذهن ندارد. نایجل لاتا، روان‌شناس مشهور، معتقد است این نوع محتواها سیستم پاداش مغز را تحریک می‌کنند بدون اینکه نیازی به تلاش فکری داشته باشند.وقتی شما یک ویدئو را لایک می‌کنید یا به ویدئوی بعدی می‌روید، مغز دوز کوچکی از دوپامین ترشح می‌کند. دوپامین همان ماده شیمیایی است که هنگام قمار یا مصرف مواد مخدر در مغز آزاد می‌شود. تفاوت در اینجاست که گوشی موبایل، یک ماشین قمار است که همیشه در جیب شماست.

سقوط آزاد زمان تمرکز

بسیاری فکر می‌کنند مشکل عدم تمرکز یک حس شخصی است، اما آمارهای علمی واقعیت ترسناکی را نشان می‌دهند. دکتر گلوریا مارک، استاد انفورماتیک در دانشگاه کالیفرنیا‌(UCI)، سال‌هاست که روی موضوع تمرکز مطالعه می‌کند. نتایج تحقیقات او نشان می‌دهد که در سال ۲۰۰۴، میانگین زمان تمرکز افراد روی یک صفحه نمایش پیش از تغییر جهت، حدود دو و نیم دقیقه (۱۵۰ ثانیه) بود.
این عدد در سال ۲۰۱۲ به ۷۵ ثانیه رسید و در آخرین بررسی‌های این تیم پژوهشی، به عدد باورنکردنی ۴۷ثانیه سقوط کرده است. یعنی انسان مدرن حتی نمی‌تواند یک دقیقه کامل روی یک موضوع بماند و مدام نیاز به تغییر محرک دارد. این همان پدیده‌ای است که به آن «مغز تیک‌تاکی» می‌گویند؛ مغزی که برای بازه‌های زمانی طولانی طراحی نشده است.

زوال گفت‌وگو 

دکتر مجید ابهری، آسیب‌شناس و جامعه‌شناس ایرانی، بارها در گفت‌وگوهای خود نسبت به تغییر رفتارهای اجتماعی در اثر فضای مجازی هشدار داده است. او معتقد است این اعتیاد نامرئی باعث شده «ارتباط کلامی» در خانواده‌های ایرانی به حداقل برسد. ابهری می‌گوید وقتی افراد عادت می‌کنند محتوا را در ۱۵ ثانیه دریافت کنند، دیگر حوصله شنیدن یک قصه طولانی از زبان پدربزرگ یا گوش دادن به درددل‌های همسر خود را ندارند. او این وضعیت را «انقطاع عاطفی» می‌نامد. در واقع، ما در حال از دست دادن قدرت «شنیدن» هستیم. جامعه‌ای که نتواند تمرکز کند، نمی‌تواند گفت‌وگو کند و جامعه‌ای که گفت‌وگو در آن بمیرد، دچار سوءتفاهم‌های عمیق و خشونت پنهان می‌شود.

دزدان تمرکز

یوهان هاری، نویسنده حوزه سلامت، در کتاب مشهور خود با عنوان «تمرکز دزدیده شده»، به این موضوع می‌پردازد که چرا قدرت توجه ما از بین رفته است. او معتقد است این اتفاق تقصیر ما نیست؛ بلکه نتیجه یک طراحی عامدانه توسط غول‌های فناوری است. او می‌گوید: «تمرکز شما دزدیده شده است، شما آن را گم نکرده‌اید.» شرکت‌های بزرگ از طریق «اسکرول بی‌انتها» کاری می‌کنند که مغز هیچگاه نقطه پایانی پیدا نکند. در کتاب‌های قدیمی، تمام شدن یک فصل به معنای استراحت بود، اما در فضای مجازی، محتوا هیچگاه تمام نمی‌شود و این باعث می‌شود مغز مدام در حالت «گوش‌به‌زنگ» باقی بماند.

 

بحران در نیمکت‌های مدارس نسل تیک تاکی

اما شاید بتوان عینی‌ترین بخش این اختلال را در کلاس‌های درس مشاهده کرد. معلمان در سراسر جهان گزارش می‌دهند که دانش‌آموزان دیگر حوصله حل کردن مسائل پیچیده ریاضی یا خواندن متون کلاسیک را ندارند. ذهن آن‌ها عادت کرده است که هر نیازی در کمتر از چند ثانیه پاسخ داده شود. دکتر نایجل لاتا، روانشناس کودک، در این باره هشدار می‌دهد که اگر کودکان در سنین رشد نتوانند «تحمل ابهام» و «صبر کردن» را تمرین کنند، در بزرگسالی در مواجهه با مشکلات واقعی زندگی دچار فروپاشی می‌شوند.در واقع، ویدئوهای کوتاه باعث ایجاد پدیده‌ای به نام «جایزه فوری» در مغز می‌شوند. وقتی یادگیری که یک فرآیند زمان‌بر است با این لذت‌های لحظه‌ای مقایسه می‌شود، دانش‌آموز از آموزش متنفر می‌شود. آمارها نشان می‌دهد میزان مطالعه کتاب‌های غیردرسی در بین نوجوانان ایرانی در سال‌های اخیر افت شدیدی داشته و جای خود را به پیمایش بی‌هدف در اکسپلورر داده است.

فکت‌های علمی درباره چندوظیفه‌ای بودن

تحقیقات دانشگاه استنفورد بر روی افرادی که به صورت مداوم محتوای کوتاه مصرف می‌کنند نشان داد که این افراد برخلاف تصور خود، در انجام چند کار همزمان بسیار ضعیف هستند. آن‌ها فکر می‌کنند می‌توانند همزمان ویدئو ببینند، چت کنند و درس بخوانند، اما حقیقت این است که مغز آن‌ها مدام در حال تغییر وضعیت است.در واقع هر بار که تمرکز از یک موضوع به موضوع دیگر می‌پرد، مغز بخشی از توان پردازش خود را از دست می‌دهد. این تحقیق نشان داد که افراد معتبر به رسانه‌های دیجیتال، در فیلتر کردن اطلاعات بی‌اهمیت دچار مشکل جدی هستند. یعنی ذهن آن‌ها نمی‌تواند تشخیص دهد کدام اطلاعات مهم است و کدام زباله خبری؛ در نتیجه حافظه بلندمدت آن‌ها به درستی شکل نمی‌گیرد.

استراتژی‌های بازگشت

برای مقابله با این وضعیت، کال نیوپورت، کارشناسان و روانشناسان مفهومی به نام «کار عمیق» را پیشنهاد می‌دهند. آنها معتقدند تنها راه نجات، بازگشت به فعالیت‌هایی است که نیاز به تمرکز طولانی‌مدت دارند. نیوپورت پیشنهاد می‌دهد افراد برای بازسازی مغز خود، زمان‌های مشخصی را در روز به «سکوت دیجیتال» اختصاص دهند. او معتقد است تمرکز، یک عضله است که اگر از آن استفاده نکنید، تحلیل می‌رود.

جامعه‌شناسان همچنین بر این باورند که بازگشت به سرگرمی‌های فیزیکی مانند کتاب‌خوانی، کارهای خانه یا حتی کارهای دستی می‌تواند به مغز کمک کند تا دوباره با مفهوم «زمان واقعی» آشتی کند. دکتر مجید ابهری در این زمینه پیشنهاد می‌دهد که خانواده‌ها باید قوانینی برای «مناطق بدون گوشی» در خانه وضع کنند تا فرصت نگاه چهره‌به‌چهره و گفت‌وگوهای عمیق فراهم شود.

 کمی آرام‌تر حرکت کنیم

خلاصه کلام اینکه، ما در تله ویدئوهای کوتاه گیر افتاده‌ایم. این فقط یک سرگرمی ساده نیست، بلکه دزدی است که بی صدا وارد مغز ما شده و قدرت فکر کردن و تمرکز را از ما می‌گیرد. زندگی واقعی برخلاف کلیپ‌های اینستاگرام، پانزده ثانیه نیست. زندگی جریان آرامی دارد که برای فهمیدن زیبایی‌های آن باید کمی صبور باشیم. گاه پناه بردن به یک فنجان چای، خواندن چند صفحه کتاب یا حتی خیره شدن به آسمان، خیلی بیشتر از ساعت‌ها چرخیدن در فضای مجازی به ما آرامش می‌دهد. بیایید گوشی را کنار بگذاریم، به چشمان عزیزانمان نگاه کنیم و اجازه دهیم مغزمان کمی نفس بکشد. دنیای واقعی خیلی زیباتر از آن چیزی است که در صفحه کوچک گوشی می‌بینید. راه نجات ما ساده است: بازگشت به آرامش و تمرکز دوباره روی کارهای ساده اما عمیق. یادمان باشد که ما صاحب گوشی هستیم، نه برده آن.

دیدگاهتان را بنویسید