متهمان از خانه من ۲۵ هزار دلار و ۴۰ میلیون تومان پول نقد سرقت کردند و زمان خروج از خانه پسرم آنها را دیده بود!
فاطمه شیخ علیزاده؛ با تکمیل تحقیقات هر سه متهم با اتهام ۵ فقره سرقت مسلحانه برای دفاع از خود در شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران حاضر شدند.۵ شاکی پرونده نیز برای پیگیری شکایت خود به دادگاه رفتند. این در حالی بود که یکی از شاکیان که از اعضای تیم ملی فوتسال بانوان است از شکایت خود گذشت کرد و سارقان موفق به جلب رضایت او شدند.
در ابتدای جلسه رسیدگی شاکیان یک به یک شکایت خود را مطرح کردند.اولین شاکی زن میانسالی بود که در طرح شکایت خود گفت:«شب حادثه حدود ساعت هشت و نیم بود که برای خرید خارج از خانه رفتم و دو ساعت بعد برگشتم.وقتی به خانه رسیدم دیدم که در آپارتمان باز است و قفل در با دیلم شکسته شده بود.خانه به حدی به هم ریخته بود که وحشت کردم و بیاختیار جیغ میکشیدم.میترسیدم وارد یکی از اتاقها شوم و با جنازه یکی از عزیزانم مواجه شوم.در آن لحظات تنها چیزی که به ذهنم میرسید این بود که این به هم ریختگی برای به قتل رساندن کسی رخ میدهد.»
شاکی ادامه داد:«سارقان تمام لامپها و چراغهای خانهام را شکسته بودند و نمیتوانستم در تاریکی جایی را ببینم.صحنه وحشتناکی بود و سریع پلیس را خبر کردم.بالاخره مشخص شد که ۱۲ النگو، ۸ سکه تمام بهار و ۱۲ سکه پارسیان و دو دستبند سنگین و یک سرویس طلای زرد و یک سرویس طلای سفید به همراه دو نیم ست از خانهام سرقت شده بود.» اما ماجرا به همین جا ختم نشد:«کمی بعد فهمیدم دو حلقه برلیان،پنج انگشتر،یک ساعت اپل،یک ساعت امگا و یک ساعت جیشاک هم دزدیده بودند.علاوه بر اینها تلویزیون و دستگاه فرز را هم سرقت کرده بودند.»
قاضی از این شاکی سوال کرد که طلاها را کجا مخفی کرده بود که او گفت:«مقداری از آن داخل کمد بود و مقداری هم بین رختخوابها بود.سارقان برای پیدا کردن آن تمام کمدها و کشوهای خانهمان را خالی کرده بودند و همه وسایلمان کف خانه ریخته شده بود.»
دومین شاکی مرد جوانی بود که در طرح شکایت خود گفت:«سارقان از خانه من سرویس طلا و حلقههای ازدواجمان را سرقت کردند.علاوه بر این یک سرویس طلای دیگر هم که هدیه گرفته بودیم دزدیدند که ۱۶۵ گرم وزن داشت. یک دستبند و یک النگو. هم به سرقت رفت که همه این طلاجات در گاوصندوق خانگی ما بود.ما فقط نیم ساعت خانه نبودیم و در عرض همین مدت کوتاه سارقان کار خودشان را تمام کردند.اما من شاهد دارم که کار سرقت از منزل ما توسط همین باند انجام شده است چون وقتی این افراد در حال فرار از آپارتمان ما بودند،همسایههای واحد پایینی آنها را دیده و میتواند شناسایی کند.همسایهمان خودروی الانترا را هم جلوی در خانه دیده بود.»
سومین شاکی در دادگاه گفت:«متهمان از خانه من ۲۵ هزار دلار و ۴۰ میلیون تومان پول نقد سرقت کردند و زمان خروج از خانه پسرم آنها را دیده بود.پسرم چند متری دنبالشان دویده بود اما آنها پسرم را با چاقو تهدید کرده بودند.با اینکه صورتشان را پوشانده بودند اما پسرم توانست با توجه به اندام و چشمهایشان آنها را در آگاهی شناسایی کند.اینها از یک خانم فوتسالیست هم سرقت کردند ولی از او رضایت گرفتند.بعدا ادعا کردند سرقتها کار آنها نبوده.اگر بیگناه بودند چرا اقدام به رضایت گرفتن از آن خانم ورزشکار کردند؟»
چهارمین شاکی نیز ادعا کرد که سه سرویس کامل طلا، ۵ گوشواره و یک انگشتر برلیان به همراه سه النگو که هر کدام ۵۵ گرم وزن داشت به علاوه یک پلاک ۶۰ گرمی و ۳۰۰ دلار از خانهاش سرقت شده است. آخرین شاکی نیز گفت:«سارقان از من یک سرویس ۳۰۰ گرمی و یک زنجیر ۱۷۰ گرمی دزدیدهاند.چند انگشتر و یک گردنبند هم از خانهام بردند.علاوه بر اینها یک ست حوله از من دزدیدند که ۱۵ میلیون تومان قیمت داشت.»
سپس نوبت به متهمان رسید که از خود دفاع کنند.یکی از آنها پشت تریبون قرار گرفت و در دفاع از خود گفت:«من اتهامم را قبول ندارم.شب حادثه به همراه دوستانم از محل زندگیمان در رباط کریم به تهران آمدیم تا پولی به دست بیاوریم.شب عید بود و جیبمان خالی بود.ما فقط دو پیچ گوشتی و یک انبر دست همراه داشتیم.هیچ سلاحی در کار نبود.یک خانه خالی پیدا کردیم و من در را باز کردم اما درست همان موقع همسایهها متوجه شدند و ما دستگیر شدیم.»
متهم ادامه داد:«اگر اموال کل خاندان ما را هم روی هم بریزید به اندازه پول یک پراید هم نمیشود.بعد میگویند که ما با الانترا دزدی میرفتیم.با اینکه ما تا به الان داخل چنین ماشینی سوار نشدهایم.خانهای ۴۰متری داریم که ده نفری در آن زندگی میکنیم و اگر چنین مبالغی به جیب زده بودیم وضع ما این نبود.آن شب میخواستیم سرقت کنیم که نشد و بعد هم گناه نکرده را گردن ما انداختند.»
دومین متهم نیز گفت:«شب حادثه با سه تا از دوستانم رفتیم که کار کنیم اما درست در همان شب ما را دستگیر کردند.» در اینجا قاضی به متهم گفت:«شما نرفته بودید کار کنید؛ نام اقدام شما دزدی است نه کار!» سپس متهم سوم گفت:«ما چهار رفیق کشتی گیر بودیم که در باشگاه با هم دوست شده بودیم.برای دزدی خودمان چارچوب داشتیم و چون میدانستیم سرقت مسلحانه مجازات سنگینی دارد هرگز دست به چنین کاری نمیزدیم.در زمان سرقتهایی که شاکیان ادعا میکنند من در حال خرید بودم و اگر استعلام کارتم را بگیرید مشخص میشود که آن زمان خرید کردهام.»
قاضی به متهم پاسخ داد:«استفاده از کارت سند قانونی نیست چون ممکن است فرد دیگری از کارت شما استفاده کرده باشد.»
سپس وکیل متهم متواری نیز به وکالت از موکل خود اتهام سرقت را انکار کرد.
قضات دادگاه با اعلام ختم جلسه دادرسی برای صدور رای وارد شور شدند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا