وضعیت بورس در آتش‌بس

وضعیت بورس در آتش‌بس

سازمان بورس بازگشایی بازار را به شفافیت اطلاعات شرکت‌ها و کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی مشروط کرده و زمان مشخصی اعلام نشده است

سرمایه فردا؛ مونا موسوی: هفته اول اردیبهشت ۱۴۰۵ هم گذشت و خبری از بازگشایی بازار سهام نشد. سازمان بورس بازگشایی بورس را با هدف صیانت از سهام‌داران  مشروط به دو عامل کرده؛ «افشای شفاف اطلاعات» از سوی شرکت‌ها و «کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی». اما برای میلیون‌ها سهامدار خرد، این روزها فقط انتظار  مهم نیست؛ یعنی ناتوانی در دسترسی به سرمایه‌ای که شاید سال‌ها برایش پس‌انداز کرده‌اند حالا دغدغه شده چون هم ارزش آن افت کرده و هم نمی‌تواند به کمکش بیاید. دلار و طلا، تورم رشد کرده، اما پول آنها هنوز در بورس قفل است. نگرانی از ریزش شدید در روز بازگشایی هم بر این فشار روانی افزوده است.

برای سهامداران بورس همه چیز خیلی زود اتفاق افتاد و نتوانستند پول خود را از بورس خارج کنند، درواقع نهم اسفند ۱۴۰۴، روزی که جنگ رمضان آغاز شد، تالار شیشه‌ای بورس تهران هم به روی معامله‌گران بسته شد. آنچه در ابتدا یک اقدام موقتی و محافظه‌کارانه برای جلوگیری از سقوط آزاد به نظر می‌رسید، حالا به یک بلاتکلیفی دو ماهه تبدیل شده است. سازمان بورس در اواخر فروردین وعده بازگشایی طی ۱۰ تا ۱۲ روز را داده بود. در آن سوی میدان، سهامداران خرد نگرانند؛ کسانی که ماه‌هاست ریزش سهام را دیده‌اند و نتوانسته‌اند سهمی بفروشند.

در بازاری که دلار و طلا هر روز مثبت بود و تورم مواد غذایی از مرز  ۱۰۰درصد عبور کرده، این بلاتکلیفی دارد به یک بمب ساعتی تبدیل می‌شود. هر روز که بازار بسته می‌ماند، اعتماد بیشتری از بین می‌رود و فشار روانی سنگین‌تر می‌شود.در حال حاضر موقعیت پیچیده است. حمله به زیرساخت‌های صنعتی، به‌ویژه در حوزه فولاد و پتروشیمی،  بسیاری از شرکت‌های بزرگ بورسی  را تحت تاثیر قرار داد و حتی مستقیماً آسیب دیدند یا با مشکل قطعی برق، کمبود مواد اولیه و اختلال در صادرات مواجه شدند.  پتروشیمی‌های عسلویه و بندر امام خطوط تولیدشان از کار افتاد و برخی شرکت‌ها هم بدون فولاد و قطعات، خطوط تولید را به حالت تعلیق درآوردند.

در چنین شرایطی، سازمان بورس با معمای دشواری روبه‌روست. از یک سو، نمی‌تواند نماد شرکت‌هایی را بازگشایی کند که وضعیت سود و زیانشان پس از جنگ کاملاً مبهم است. از سوی دیگر، نگه داشتن طولانی‌مدت نمادها، اعتماد سهامداران را به کلی تخریب می‌کند. طبق گزارش‌های رسمی، سازمان بورس چهار سناریو برای بازگشایی طراحی کرده است؛ تداوم وضعیت فعلی (فقط صندوق‌ها فعال باشند)، تشدید جنگ و تعطیلی کامل، بازگشایی پس از توافق رسمی و بازگشایی تدریجی در صورت آتش‌بس بدون توافق. اما آنچه در عمل اتفاق افتاده، چیزی بین سناریوی اول و چهارم است؛ بازاری که فقط صندوق‌های درآمد ثابت و طلا فعال هستند و سهامداران حقیقی همچنان پشت درهای بسته مانده‌اند.با این حال سازمان بورس اعلام کرده که در مرحله اول بازگشایی، تنها شرکت‌هایی که آسیب مستقیم ندیده‌اند فعال می‌شوند و شرکت‌های فولادی و پتروشیمی که خسارت دیده‌اند، همچنان بسته می‌مانند. اما هنوز مشخص نیست این مرحله اول کی شروع می‌شود.

واکنش سازمان بورس به تقاضای بازگشایی 

چرا سازمان بورس با وجود فشار افکار عمومی، بازگشایی را به تعویق می‌اندازد؟ پاسخ در سه عامل نهفته است. نخست اینکه،  بسیاری از شرکت‌های بزرگ بورسی، به‌ویژه در گروه فولاد و پتروشیمی، هنوز قادر به ارائه گزارش دقیقی از میزان خسارت و برنامه بازسازی خود نیستند. بدون این اطلاعات، هرگونه قیمت‌گذاری سهام در روز بازگشایی صرفاً حدس و گمان خواهد بود و می‌تواند به صف‌های فروش سنگین منجر شود. سرمایه‌گذار حق دارد بداند شرکتی که سهامش را خریده، چه بلایی سرش آمده و برای بازسازی به چقدر پول نیاز دارد. اما شرکت‌ها خودشان هم نمی‌دانند.

دوم، آتش‌بس فعلی شکننده است. در همین چند روز اخیر، تنش‌ها دوباره بالا گرفته و هر لحظه ممکن است جنگ از سر گرفته شود. بازگشایی بازار در چنین شرایطی، مثل این است که یک بیمار ضعیف را از تخت عمل به خیابان بفرستیم. یک خبر بد، می‌تواند کل بازار را به هم بریزد.سوم،  داده‌های غیررسمی نشان می‌دهد که ارزش واقعی بسیاری از سهام در بازار آزاد بین ۳۰ تا ۵۰ درصد سقوط کرده است. بازگشایی یکباره بازار، بدون تمهیدات کافی، می‌تواند این سقوط را تسریع کند و صف‌های فروش میلیارد تومانی ایجاد نماید. سازمان بورس می‌ترسد روز بازگشایی، شاخص ریزش کند و سرمایه سهامداران برخلاف ارزندگی افت کند.

اما نگه داشتن طولانی‌مدت بازار هم هزینه‌های سنگینی دارد. سرمایه‌گذاران خرد که نمی‌توانند سهام خود را بفروشند، به ناچار به سمت بازارهای موازی یعنی دلار، طلا و مسکن می‌روند و سرمایه خود را از بورس خارج می‌کنند. وقتی بازار باز شود، نه تنها سرمایه جدیدی وارد نمی‌شود، بلکه حجم عظیمی از سرمایه در صف فروش خواهد بود، یعنی تعطیلی، بحران را عمیق‌تر می‌کند، نه اینکه آن را حل کند.

تورم قاتل خاموش سرمایه سهامداران

در حالی که نمادهای بورسی قفل شده‌اند،  نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه مواد غذایی از ۱۰۰درصد عبور کرده است. قیمت حالا این سهامداران اگر ارزش اسمی سهامشان حفظ شود، ارزش واقعی آن به دلیل تورم ۱۰۰ درصدی، نصف شده است. جیمی دایمون، مدیرعامل جی‌پی‌مورگان، هفته گذشته هشدار داد که تنش علیه ایران می‌تواند تورم را دوباره شعله‌ور کند و فشار بیشتری بر بازارهای مالی وارد آورد. این هشدار برای بازار خودمان هم کاملاً صادق است.

همین نگرانی از تورم، باعث شده بسیاری از سهامداران تصمیم بگیرند به محض بازگشایی بازار، هر طور شده سهام خود را بفروشند و به سمت دارایی‌های امن مثل دلار، طلا و مسکن بروند. این یعنی سازمان بورس با پارادوکسی بزرگ مواجه است: هر چه بازگشایی را بیشتر به تعویق بیندازد، فشار فروش در روز بازگشایی بیشتر خواهد شد و هر چه فشار فروش بیشتر باشد، نیاز به نقدینگی برای حمایت از بازار بیشتر است.  نقدینگی در شرایط جنگی، کمیاب‌ترین منبع است. صندوق تثبیت بازار که قرار بود از سهامداران حمایت کند، فعلا بیانیه‌ای برای حمایت از بورس نداده است.

  برآورد خسارت شرکت‌های بورسی 

اگرچه هنوز آمار رسمی و دقیقی از میزان خسارت وارده به شرکت‌های بورسی منتشر نشده، اما صنعت فولاد، پتروشیمی و خودروسازی، سه ضلع اصلی اقتصاد بورسی ایران، به شدت آسیب دیده‌اند. فولاد مبارکه اعلام کرده که برای بازگشت به تولید عادی، یک سال زمان نیاز دارد. فولاد خوزستان نیز گفته که حداقل شش ماه طول می‌کشد.  حملات به تأسیسات پتروشیمی در عسلویه و بندر امام، خطوط تولید را از کار انداخته است. صادرات پتروشیمی که یکی از منابع اصلی درآمد ارزی کشور است فعلا متوقف شده و همین مسئله روی درآمد شرکت‌های پتروشیمی اثر منفی دارد، در چنین شرایطی، ارزش سهام این شرکت‌ها در روز بازگشایی با چه عددی باید معامله شود؟ پاسخ این سوال، سازمان بورس را به شدت نگران کرده است.

بنابراین در حال حاضر تنها راهکار منطقی، بازگشایی بدون دامنه است. یعنی ابتدا نماد شرکت‌هایی بازگشایی شوند که وضعیت آنها شفاف است و زیان عمده‌ای ندیده‌اند‌ و البته با دامنه مثبت منفی ده درصد بازشوند، سپس با تمهیدات حمایتی مثل  خریدهای حمایتی صندوق تثبیت و اطلاع‌رسانی شفاف، سایر نمادها به تدریج به بازار اضافه شوند. اما مهم‌تر از همه، دولت و بانک مرکزی باید نقدینگی لازم را در اختیار صندوق تثبیت بازار قرار دهند تا در روزهای اول بازگشایی، از سقوط آزاد جلوگیری کنند. در غیر این صورت، بازگشایی بازار نه تنها راهگشا نیست، بلکه می‌تواند به بزرگ‌ترین فاجعه بازار سرمایه ایران از سال ۱۳۹۹ تبدیل شود. روزهای سختی پیش روست. هم برای سهامداران، هم برای سیاست‌گذاران. امیدواریم تصمیم درست گرفته شود، وگرنه هزینه آن را همه ما خواهیم پرداخت.

دیدگاهتان را بنویسید