گزارش بورس چهارم اسفند ۱۴۰۴؛ بورس سرخ‌پوش شد اما با نفس‌های بریده

گزارش بورس چهارم اسفند ۱۴۰۴؛ بورس سرخ‌پوش شد اما با نفس‌های بریده

پس از روزها انتظار، بالاخره بورس تهران در چهارم اسفندماه رنگ سبز به خود دید. بسیاری از نمادها مثبت شدند و شاخص کل پس از مدتها به میدلاین کانال بلندمدت واکنش مثبت نشان داد. اما در پس این سبزی ظاهری، یک حقیقت نگران‌کننده نهفته بود: ارزش معاملات به شدت پایین بود. بازار مثبت اما بی‌مشتری. گزارشی از روزی که بورس جان گرفت اما نفس‌هایش هنوز بریده بود.

به گزارش سرمایه فردا، دوشنبه، چهارم اسفند ۱۴۰۴، روز متفاوتی برای بورس تهران بود. پس از هفته‌ها نزول و منفی‌های پیاپی، سرانجام شاخص کل به میدلاین کانال بلندمدت واکنش نشان داد و بازار سبزپوش شد. بسیاری از نهادهای مالی مثبت بودند و امیدها برای تغییر روند زنده شد.

اما هر کسی که به عمق بازار نگاه می‌کرد، می‌دید که این سبزپوشی چندان هم که به نظر می‌رسید، قدرتمند نیست. ارزش معاملات به شدت پایین بود؛ فقط ۷.۸ همت. رقمی که برای تداوم یک روند صعودی کافی نیست. ارزش صف‌های خرید ۵۳۱ میلیارد تومان بود و ارزش صف‌های فروش فقط ۳۰ میلیارد تومان. سرانه خرید ۳۵ میلیون تومان و سرانه فروش ۳۱ میلیون تومان ثبت شد.

پیش‌بینی آینده بورس ایران

 

این ارقام نشان می‌داد بازار مثبت است، اما مشتری واقعی ندارد. خریدها عمدتاً توسط حقوقی‌ها و با حجم پایین انجام شده بود و خبری از هجوم پول‌های خرد نبود. حدود ۶۸۰ میلیارد تومان ورود پول به صندوق‌های درآمد ثابت ثبت شد، اما ۹۶۰ میلیارد تومان از بازار سهام خارج شد. جمع این اعداد، تصویری از بازاری را ترسیم می‌کرد که نفس می‌کشد اما هنوز زنده نیست.

 

فصل دوم: ارزش دلاری که حرف می‌زند

با وجود تمام این نوسانات، یک عدد همچنان امیدوارکننده باقی مانده است: ارزش دلاری بازار. بورس تهران اکنون با دلار ۷۹ میلیارد دلار ارزش‌گذاری می‌شود. رقمی که در مقایسه با میانگین‌های تاریخی، کاملاً ارزنده است. این یعنی از نظر بنیادی، بازار ارزان است و پتانسیل رشد دارد.

اما این ارزندگی در سایه ریسک‌های عظیم رنگ باخته است. ریسک جنگ، نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی، و فضای مبهم منطقه، آن‌قدر سنگین است که سرمایه‌گذاران را از خرید منصرف کرده است. بازار ارزان است، اما کسی جرات خرید ندارد.

 

 معمای صندوق‌های طلا

یکی از نگرانی‌های جدی این روزها، وضعیت صندوق‌های طلای بورسی است. ارزش این صندوق‌ها به ۶۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده؛ رقمی معادل ۴ میلیارد دلار. این انبار عظیم طلا در شرایط بحرانی می‌تواند به یک تهدید تبدیل شود.

این نگرانی وجود دارد که در صورت تشدید بحران، سرمایه‌گذاران برای دریافت طلای فیزیکی هجوم ببرند. آن‌ها ترجیح می‌دهند طلا را در دست خود داشته باشند تا یک گواهی کاغذی. این موضوع می‌تواند فشار فروش سنگینی را به صندوق‌ها وارد کند و بازار را با چالش مواجه سازد.

امروز بیشتر صندوق‌های طلا فروشنده بودند و این نگرانی‌ها را تشدید کرد. در مقابل، صندوق‌های اهرمی که معمولاً پیشگام بازگشت بازار هستند، وضعیت بهتری داشتند و حتی برخی از آن‌ها صف خرید شدند.

 

 تکنیکال در برابر بنیاد

از نظر تکنیکالی، شاخص کل به میدلاین کانال بلندمدت واکنش نشان داد؛ اتفاقی که قابل انتظار بود. شاخص هم وزن نیز پس از مدتها ضعف، برگشتی جزئی را تجربه کرد اما همچنان ضعیف‌تر از شاخص کل عمل می‌کند.

دلار آمریکا در محدوده یک ماه اخیر خود باقی مانده و نتوانسته سقف تاریخی را بشکند. طلای جهانی اما داستان متفاوتی دارد. در شرایطی که ایندکس دلار تغییر چندانی نکرده، طلا از محدوده ۱۱۰۰ دلار به ۵۲۰۰ دلار رسیده است. این جهش ۱۰۰ دلاری در حالی رخ داده که سایر کامودیتی‌ها مانند مس و آلومینیوم تقریباً ثابت مانده‌اند.

وقتی بقیه کامودیتی‌ها می‌خوابند و طلا و نقره بیدار می‌شوند، یعنی بازار دارد یک ریسک بزرگ را پیش‌بینی می‌کند. ریسکی که بخشی از آن به خاورمیانه و بخشی به تحولات جهانی بازمی‌گردد. طلا دارد قیمت تنش‌های آینده را می‌گیرد.

 

 توصیه روزهای مبهم

در شرایط فعلی، سوال اصلی این است: چه باید کرد؟ پاسخ ساده نیست. ما در شرایطی هستیم که دو سناریوی کاملاً متضاد با احتمالات نزدیک به هم وجود دارد: جنگ شدید یا صلح و رفع تحریم. هر کدام از این سناریوها، مسیر متفاوتی برای دارایی‌ها ترسیم می‌کنند.

در چنین فضایی، بهترین استراتژی این است که هنرمندانه ترکیبی از همه دارایی‌ها را در سبد داشته باشیم. سهام، طلا، پول نقد، صندوق‌های درآمد ثابت، و حتی اختیار خرید و فروش. سبدی که در هر شرایطی، بخشی از آن بتواند آسیب‌پذیری را کاهش دهد.

این روزها نباید همه تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد گذاشت. باید برای جنگ آماده بود، برای صلح هم آماده بود. باید آن‌قدر انعطاف داشت که هر اتفاقی افتاد، بتوانی زنده بمانی و حتی از فرصت‌ها استفاده کنی.

 

بازاری در انتظار سرنوشت

چهارم اسفند ۱۴۰۴، روز مثبت بورس بود اما نه آن‌قدر قوی که بتوان به تداومش امید بست. ارزش معاملات پایین، خروج پول، و نگرانی‌های ژئوپلیتیکی، سایه‌ای سنگین بر بازار افکنده است.

طلای جهانی دارد ریسک‌های آینده را قیمت می‌گیرد، دلار درجا می‌زند، و بورس با ارزش دلاری ارزان، چشم به آسمان سیاست دوخته است. در چنین فضایی، شاید تنها کاری که می‌توان کرد، متنوع‌سازی و صبر است. صبر برای روشن شدن آسمان، صبر برای مشخص شدن سرنوشت، صبر برای روزی که بتوان با اطمینان بیشتری تصمیم گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید